ویکنت دو نیم شده
ایتالو کالوینو
ترجمهی پرویز شهدی
نشر چشمه
خلاصه:
ویکنت مداردو دی ترالبا نجیب زاده ایه که از طرف منطقهی خودشون، در ارتش ثبت نام میکنه و عازم جنگ با ترکهای عثمانی میشه. خیلی طول نمیکشه که یه گلوله توپ جنگی مستقیما ویکنت رو هدف قرار میده! وقتی پیداش میکنن عملا بدنش از وسط نصفه شده بود ولی در کمال تعجب، هر دو نیمهی ویکنت زنده موندن و به شهر برگشتن! و خیلی زود مردم میفهمن که یکی از این نیمهها شر و اون یکی خیره...
نظر من در مورد کتاب:
اولین نتیجهای که از داستان میشد گرفت، نگاهش نسبت به ماهیت خیر و شره. و این که حتی خیر مطلق هم لزوما چیز خوبی نیست!
روستاییها توی داستان این کتاب نه فقط از طرف نیمهی شر مداردو، بلکه توسط نیمهی خیرش هم اذیت میشن! و این نشون میده که ما برای این که واقعا "انسان" باشیم به هر دوی این خصلت ها توی شخصیتمون نیاز داریم تا تعادل داشته باشیم و درست تصمیم بگیریم.
در نگاه اول ایدهش آدم رو یاد دکتر جکیل و آقای هاید میندازه ولی تفاوتهای مهمی با اون داره. توی این داستان مداردو نه به دوتا آدم متفاوت، بلکه عملا به دو "تیکه" تقسیم میشه! =) و سبک روایتش آدم رو یاد قصههای جن و پری قدیمی میندازه.
همچنین داستان داره از نگاه یه پسر بچه روایت میشه که خواهرزادهی مداردو هست و داستان از پنجره نگاه این بچه، خیلی جاها ابعاد فلسفه جالبی رو دنبال میکنه. عشق، جنگ، دین داری، کمال، دانش و تبعات منفیش و غیره و غیره.
یکی از جمله های مورد علاقهم ازش:
من قبلا هم از کالوینو یه کتاب دیگه خونده بودم. یه مجموعه داستان کوتاه بود با عنوان "کمدی های کیهانی" که توی اون هم فضای داستانها سورئال بود با یه لحن طنز. طنزی که حس و حال "فان" نداره. بلکه بیشتر کناییه و میشه گفت، اجتماعی/سیاسی.
این کتاب هم بخشی از یه سهگانهست با عنوان "نیاکان ما"، و کتابهای دیگهی این مجموعه بارون درخت نشین و شوالیه ناموجود هستن که من هنوز نخوندم ولی تا جایی که میدونم، از لحاظ تم کلی مشابه همین کتابن.
خوندنش تجربه جالبی بود. همینجوری مونده بود تو کتابخونه که در نهایت به پیشنهاد یکی از دوستام، سروش، رفتم سراغش و واقعا خوشحالم که این کارو کردم. حجمش هم خیلی کمه و یه روزه میشه خوندش.
امتیاز من: 4.5/5 ⭐️⭐️⭐️⭐️
لینک معرفی کتاب توی اینستا:
https://www.instagram.com/p/DGlO7t1oVK-/?igsh=MWIzemN4NHo3M21qaA==
#مرور #دیدگاه #هیولاشناس #بوکولو
ایتالو کالوینو
ترجمهی پرویز شهدی
نشر چشمه
خلاصه:
ویکنت مداردو دی ترالبا نجیب زاده ایه که از طرف منطقهی خودشون، در ارتش ثبت نام میکنه و عازم جنگ با ترکهای عثمانی میشه. خیلی طول نمیکشه که یه گلوله توپ جنگی مستقیما ویکنت رو هدف قرار میده! وقتی پیداش میکنن عملا بدنش از وسط نصفه شده بود ولی در کمال تعجب، هر دو نیمهی ویکنت زنده موندن و به شهر برگشتن! و خیلی زود مردم میفهمن که یکی از این نیمهها شر و اون یکی خیره...
نظر من در مورد کتاب:
اولین نتیجهای که از داستان میشد گرفت، نگاهش نسبت به ماهیت خیر و شره. و این که حتی خیر مطلق هم لزوما چیز خوبی نیست!
روستاییها توی داستان این کتاب نه فقط از طرف نیمهی شر مداردو، بلکه توسط نیمهی خیرش هم اذیت میشن! و این نشون میده که ما برای این که واقعا "انسان" باشیم به هر دوی این خصلت ها توی شخصیتمون نیاز داریم تا تعادل داشته باشیم و درست تصمیم بگیریم.
در نگاه اول ایدهش آدم رو یاد دکتر جکیل و آقای هاید میندازه ولی تفاوتهای مهمی با اون داره. توی این داستان مداردو نه به دوتا آدم متفاوت، بلکه عملا به دو "تیکه" تقسیم میشه! =) و سبک روایتش آدم رو یاد قصههای جن و پری قدیمی میندازه.
همچنین داستان داره از نگاه یه پسر بچه روایت میشه که خواهرزادهی مداردو هست و داستان از پنجره نگاه این بچه، خیلی جاها ابعاد فلسفه جالبی رو دنبال میکنه. عشق، جنگ، دین داری، کمال، دانش و تبعات منفیش و غیره و غیره.
یکی از جمله های مورد علاقهم ازش:
منتظر ماندن از خصوصیات بشر است. آدم درستکار با اعتماد منتظر میماند و نادرست با ترس.
من قبلا هم از کالوینو یه کتاب دیگه خونده بودم. یه مجموعه داستان کوتاه بود با عنوان "کمدی های کیهانی" که توی اون هم فضای داستانها سورئال بود با یه لحن طنز. طنزی که حس و حال "فان" نداره. بلکه بیشتر کناییه و میشه گفت، اجتماعی/سیاسی.
این کتاب هم بخشی از یه سهگانهست با عنوان "نیاکان ما"، و کتابهای دیگهی این مجموعه بارون درخت نشین و شوالیه ناموجود هستن که من هنوز نخوندم ولی تا جایی که میدونم، از لحاظ تم کلی مشابه همین کتابن.
خوندنش تجربه جالبی بود. همینجوری مونده بود تو کتابخونه که در نهایت به پیشنهاد یکی از دوستام، سروش، رفتم سراغش و واقعا خوشحالم که این کارو کردم. حجمش هم خیلی کمه و یه روزه میشه خوندش.
امتیاز من: 4.5/5 ⭐️⭐️⭐️⭐️
لینک معرفی کتاب توی اینستا:
https://www.instagram.com/p/DGlO7t1oVK-/?igsh=MWIzemN4NHo3M21qaA==
#مرور #دیدگاه #هیولاشناس #بوکولو
❤🔥5🔥4
الان نمیتونم جلد دوم جنگ تریاک رو با خودم ببرم بیرون. چون ۱۰۰۰ کیلوعه. در نتیجه وقت نمیکنم بخونمش
👍9
Bookollo
واقعا از کاغذ تحریر بدم میاد
یک اصلاحیه بدم
واسه کتاب های نفیس یا واسه کتاب های مرجع یا کلا کتاب هایی که قرار نیست با خودت ببری اینور اونور خوبه. ولی واسه رمان واقعا خوب نیست
واسه کتاب های نفیس یا واسه کتاب های مرجع یا کلا کتاب هایی که قرار نیست با خودت ببری اینور اونور خوبه. ولی واسه رمان واقعا خوب نیست
👍10
Bookollo
#قاچ برزرک خیلی ناز بود اینجاش :")
