آنای خونین
کندارا بلیک
محمدصالح نورانی زاده
نشر باژ
امتیاز من: 3.5/5 ⭐️⭐️⭐️
نظرم در مورد کتاب:
کاس شکارچی روحه! باباش هم همینطور بوده. و وقتی پدرش به دست یه روح به شکل فجیعی کشته میشه، کاس تصمیم میگیره پای جای پای اون بذاره و کارش رو ادامه بده. اینجوری میشه که اون و مادرش و گربهشون تایبالت مدام به جاهای مختلفی سفر میکنن تا ارواح شرور رو از بین ببرن.
این شغل عجیبی که کاس برای خودش انتخاب کرده در نهایت اون رو به تاندربی میکشونه، شهری که خونهی روح بدنامی به اسم آنای خونینه.
آنا هنوز همون لباس سفیدی رو به تن داره که در زمان قتلش در سال ۱۹۵۸ به تن داشت، با این تفاوت که حالا از اون خون میچکه. اون از زمان مرگش تا حالا هر کسی رو که پا به خونهی ویکتوریاییش گذاشته، کشته.
اما... کاس رو نمیکشه!
اگه سریال سوپرنچرال رو دیده باشین، باید بگم که وایب این کتاب دقیقا مثل اونه. ترسناکه ولی نه اونقدری که "وحشت" مرکز اصلی داستان باشه. از نوع وحشتِ casual و فانه بیشتر تا وحشتِ "بعد از خوندنش دو هفته شب نمیتونی بخوابی" 😂
من دوستیها و روابطی که کاس تو طول داستان میسازه رو دوست داشتم. خودش هم کاراکترش بامزهست. در کل لذت بردم از خوندنش و پیشنهادش میکنم. به خصوص اگه تو رنج سنی نوجوان باشین. تو اون سن، قطعا خوشتون میاد ازش. اگه ترکیب وحشت با رومنس و اندکی طنز رو هم دوست دارید، باز پیشنهادش میکنم.
اولش یکم ترجمه به نظرم یه جوری اومد ولی به مرور زمان هر چی بیشتر خوندم رفع شد این حس. ولی در کل بازم اوایل کتاب یه جوریه و چندتا جمله و اصطلاح داره که انگار خوب در نیومدن. یه جا هم ایمیل رو نوشتن رایانامه :))) در حالی که اصطلاحی مثل اتواستاپزن هست تو کتاب!!! مشکل فقط ایمیل بود؟ 🗿😂
همهجا هم بوسهها "ابراز محبت" ترجمه شده 🙂 هعی واقعا چه گیری کردیم تو این مملکت
پیشنهاد میکنم اول کتاب اول رو بگیرید بعد اگه دوست داشتید ادامه بدید و برید سراغ کتاب دوم. داستان هم تو کتاب اول جوری تموم نمیشه که گیر کنید واسه بقیهی ماجرا
#مرور #دیدگاه #هیولاشناس #بوکولو
کندارا بلیک
محمدصالح نورانی زاده
نشر باژ
امتیاز من: 3.5/5 ⭐️⭐️⭐️
نظرم در مورد کتاب:
کاس شکارچی روحه! باباش هم همینطور بوده. و وقتی پدرش به دست یه روح به شکل فجیعی کشته میشه، کاس تصمیم میگیره پای جای پای اون بذاره و کارش رو ادامه بده. اینجوری میشه که اون و مادرش و گربهشون تایبالت مدام به جاهای مختلفی سفر میکنن تا ارواح شرور رو از بین ببرن.
این شغل عجیبی که کاس برای خودش انتخاب کرده در نهایت اون رو به تاندربی میکشونه، شهری که خونهی روح بدنامی به اسم آنای خونینه.
آنا هنوز همون لباس سفیدی رو به تن داره که در زمان قتلش در سال ۱۹۵۸ به تن داشت، با این تفاوت که حالا از اون خون میچکه. اون از زمان مرگش تا حالا هر کسی رو که پا به خونهی ویکتوریاییش گذاشته، کشته.
اما... کاس رو نمیکشه!
اگه سریال سوپرنچرال رو دیده باشین، باید بگم که وایب این کتاب دقیقا مثل اونه. ترسناکه ولی نه اونقدری که "وحشت" مرکز اصلی داستان باشه. از نوع وحشتِ casual و فانه بیشتر تا وحشتِ "بعد از خوندنش دو هفته شب نمیتونی بخوابی" 😂
من دوستیها و روابطی که کاس تو طول داستان میسازه رو دوست داشتم. خودش هم کاراکترش بامزهست. در کل لذت بردم از خوندنش و پیشنهادش میکنم. به خصوص اگه تو رنج سنی نوجوان باشین. تو اون سن، قطعا خوشتون میاد ازش. اگه ترکیب وحشت با رومنس و اندکی طنز رو هم دوست دارید، باز پیشنهادش میکنم.
اولش یکم ترجمه به نظرم یه جوری اومد ولی به مرور زمان هر چی بیشتر خوندم رفع شد این حس. ولی در کل بازم اوایل کتاب یه جوریه و چندتا جمله و اصطلاح داره که انگار خوب در نیومدن. یه جا هم ایمیل رو نوشتن رایانامه :))) در حالی که اصطلاحی مثل اتواستاپزن هست تو کتاب!!! مشکل فقط ایمیل بود؟ 🗿😂
همهجا هم بوسهها "ابراز محبت" ترجمه شده 🙂 هعی واقعا چه گیری کردیم تو این مملکت
پیشنهاد میکنم اول کتاب اول رو بگیرید بعد اگه دوست داشتید ادامه بدید و برید سراغ کتاب دوم. داستان هم تو کتاب اول جوری تموم نمیشه که گیر کنید واسه بقیهی ماجرا
#مرور #دیدگاه #هیولاشناس #بوکولو
❤🔥6👍1👌1
Bookollo
آنای خونین کندارا بلیک محمدصالح نورانی زاده نشر باژ امتیاز من: 3.5/5 ⭐️⭐️⭐️ نظرم در مورد کتاب: کاس شکارچی روحه! باباش هم همینطور بوده. و وقتی پدرش به دست یه روح به شکل فجیعی کشته میشه، کاس تصمیم میگیره پای جای پای اون بذاره و کارش رو ادامه بده. اینجوری…
پ.ن: لازم دونستم مجدد ذکر کنم که به عنوان کار کودک و نوجوان بهش نگاه کنین.
از لحاظ شخصیت پردازی زیاد قوی نیست و همه چیزش یه جورایی هولهولکی پیش میره تو داستان و کلا سطح بالایی نداره کتابش. اوکی؟
احساس کردم زیادی مثبت نوشتم ریویو رو 😂
از لحاظ شخصیت پردازی زیاد قوی نیست و همه چیزش یه جورایی هولهولکی پیش میره تو داستان و کلا سطح بالایی نداره کتابش. اوکی؟
احساس کردم زیادی مثبت نوشتم ریویو رو 😂
❤1
Forwarded from ...
شلیک به معترضان: این راهکار نیاز به هیچ توضیحی ندارد زیرا از دوران بسیار قدیم تا امروز همیشه مورد استفاده قرار گرفته است. شلیک به معترضان راه خروج آسانی از هزارتوی ناآرامیهاست اما این راهکار را غالباً رهبران خودکامهای به کار گرفتهاند که هیچ خلاقیتی نداشتهاند، ولی به هر حال گاهی هیچ راهی جز مقابله مستقیم با معترضان نیست. «اگر مجبور به انتخاب این راهکار شدی، وظیفه شلیک به معترضان را به نیروهای مسلحی واگذار کن که تبعه کشورت نیستند و به عنوان مزدور استخدام شده اند.» این نیروها، برخلاف نیروهای داخلی، با تردید و عذاب وجدان کمتری مردم نافرمان را خواهند کشت زیرا هیچ نقطه اشتراک قومی، مذهبی یا فرهنگیای با آنها ندارند. «اگر مجبور به تعقیب و کشتار معترضان در خیابانهای شهرهایت شدی، ادعا کن آنان مشتی تروریست، خرابکار و جنایتکارند که سربازان و سپاهیان حامی نظم و قانون را کشته و اموال و مغازههای مردم را غارت کرده اند.»
بعداً همهشان را بکش تا هیچکس نتواند خلاف داستان تو حرفی بزند.
• خودآموز دیکتاتورها / رندال وود، کارمینه دولوکا
بعداً همهشان را بکش تا هیچکس نتواند خلاف داستان تو حرفی بزند.
• خودآموز دیکتاتورها / رندال وود، کارمینه دولوکا
👌6❤1
سفر کوانتومی وال تنها
ایمان سرورپور
نشر ایجاز
نظرم در مورد کتاب:
این کتاب، مثل یه آغوش گرم و مهربونه :) داستانش در مورد یه واله که از بقیه والها بزرگتره اما هیچ کدوم از والهای دیگه صداش رو نمیشنون. در نتیجه وال بیچاره فکر میکنه نمیتونه حرف بزنه و همیشه تنها، افسرده و گوشهگیره.
یه روز، میشنوه که والهایی که براشون احترام زیادی قائل بود و دوستشون داشت، دارن پشت سرش چیا میگن و دلش میشکنه و اینجوری میشه که تصمیم میگیره شهر والها رو ترک کنه تا بره دنبال صداش و رویاهای خودش.
نمیدونم چیزی در مورد نهنگ ۵۲ هرتز میدونید یا نه ولی یه نهنگی هست که مثل وال داستان ما، هیچ نهنگ دیگهای صداش رو نمیشنوه چون فرکانسش تو بازه شنواییشون نیست و مثل نهنگ داستان ما، تنهاست. این کتاب، همون اول من رو یاد اون نهنگ انداخت :)
داستانش خیلی ساده و روونه. در واقع یه چیز دیگهای که این کتاب من رو یادش انداخت، شازده کوچولو بود. ما تو این داستان هم مثل شازده کوچولو، همراه و همسفر کاراکتر اصلی میشیم و اون رو تو سفری که درواقع برای شناخت بیشتر خودش آغاز کرده، همراهی میکنیم. این سفر ۲۰ سال طول میکشه و وال داستان با موجودات مخالفی هم مسیر میشه که هر کدوم به حل بخشی از درگیریهای ذهنی و درونی اون کمک میکنه. حالا بعضیهاشون با دوستی و بعضیهاشون هم با دشمنی!
تم کلی کتاب بیشتر بر پایه مسائل روانشناسی و مرتبط با خودیاریه. مسائلی مثل افسردگی، تنهایی، میل به خودکشی، نداشتن اعتماد به نفس، خودشناسی و غیره و غیره، همه به طریقی توی داستان مطرح میشن و وال ما به مرور زمان و تو مسیر سفرش یاد میگیره که چطور با هر کدوم از این زخمها که زندگی به روحش زده، کنار بیاد و حتی درمانشون کنه.
واسه همین میگم مثل یه آغوش مهربونه :) آغوش کسی که مشکلات تو رو درک میکنه و اونها رو تجربه کرده و بهت میگه تنها نیستی و از پس حل کردنشون بر میای.
اگه به کتابهایی که تو این زمینه هستن علاقه دارین پیشنهاد میکنم حتما حتما این کتاب رو بخونید. من شخصا از خوندنش خیلی لذت بردم.
#مرور #دیدگاه #بوکولو
لینک پست کتاب توی اینستاگرام:
https://www.instagram.com/reel/C3Ir_pFK54M/?igsh=MTZndmR3aTN5bTNnZQ==
ایمان سرورپور
نشر ایجاز
نظرم در مورد کتاب:
این کتاب، مثل یه آغوش گرم و مهربونه :) داستانش در مورد یه واله که از بقیه والها بزرگتره اما هیچ کدوم از والهای دیگه صداش رو نمیشنون. در نتیجه وال بیچاره فکر میکنه نمیتونه حرف بزنه و همیشه تنها، افسرده و گوشهگیره.
یه روز، میشنوه که والهایی که براشون احترام زیادی قائل بود و دوستشون داشت، دارن پشت سرش چیا میگن و دلش میشکنه و اینجوری میشه که تصمیم میگیره شهر والها رو ترک کنه تا بره دنبال صداش و رویاهای خودش.
نمیدونم چیزی در مورد نهنگ ۵۲ هرتز میدونید یا نه ولی یه نهنگی هست که مثل وال داستان ما، هیچ نهنگ دیگهای صداش رو نمیشنوه چون فرکانسش تو بازه شنواییشون نیست و مثل نهنگ داستان ما، تنهاست. این کتاب، همون اول من رو یاد اون نهنگ انداخت :)
داستانش خیلی ساده و روونه. در واقع یه چیز دیگهای که این کتاب من رو یادش انداخت، شازده کوچولو بود. ما تو این داستان هم مثل شازده کوچولو، همراه و همسفر کاراکتر اصلی میشیم و اون رو تو سفری که درواقع برای شناخت بیشتر خودش آغاز کرده، همراهی میکنیم. این سفر ۲۰ سال طول میکشه و وال داستان با موجودات مخالفی هم مسیر میشه که هر کدوم به حل بخشی از درگیریهای ذهنی و درونی اون کمک میکنه. حالا بعضیهاشون با دوستی و بعضیهاشون هم با دشمنی!
تم کلی کتاب بیشتر بر پایه مسائل روانشناسی و مرتبط با خودیاریه. مسائلی مثل افسردگی، تنهایی، میل به خودکشی، نداشتن اعتماد به نفس، خودشناسی و غیره و غیره، همه به طریقی توی داستان مطرح میشن و وال ما به مرور زمان و تو مسیر سفرش یاد میگیره که چطور با هر کدوم از این زخمها که زندگی به روحش زده، کنار بیاد و حتی درمانشون کنه.
واسه همین میگم مثل یه آغوش مهربونه :) آغوش کسی که مشکلات تو رو درک میکنه و اونها رو تجربه کرده و بهت میگه تنها نیستی و از پس حل کردنشون بر میای.
اگه به کتابهایی که تو این زمینه هستن علاقه دارین پیشنهاد میکنم حتما حتما این کتاب رو بخونید. من شخصا از خوندنش خیلی لذت بردم.
#مرور #دیدگاه #بوکولو
لینک پست کتاب توی اینستاگرام:
https://www.instagram.com/reel/C3Ir_pFK54M/?igsh=MTZndmR3aTN5bTNnZQ==
👌6😍1