من فکر میکردم سامانه گلستان مزخرف ترینه تا این که با پدیدهای به اسم آموزشیار آشنا شدم
👍5
کورالاین
نیل گیمن
امتیاز من: 4.5/5 ⭐⭐️⭐️⭐️
نظرم در مورد کتاب:
اگه همهی کتابای بچهها اینجوریان به نظرم با هم کلا سوئیچ کنیم رو کتاب کودک :))))
کورالاین داستان دختر کوچولوییه که به همراه خانوادهش به تازگی نقل مکان کردن به یه خونهی جدید و خونهی جدیدشون یه عمارت خیلی بزرگ و قدیمیه که هر بخشش رو به آدمای مختلفی دادن و یه بخش از خونه هم خالیه.
یه روزی که کورالاین حوصلهش سر رفته بود و خونه رو میگشت، توی یکی از اتاقاشون یه در پیدا میکنه که به اون بخش خالی از عمارت باز میشه ولی وقتی مامانش در رو براش باز میکنه، میبینه پشتش دیوار چیدن. این در حسابی ذهن کورالاین رو مشغول میکنه و یه روزی که خودش تنها میشه، در رو دوباره باز میکنه ولی این بار به جای دیوار، پشتش یه راهروی تاریک میبینه که اون رو به اون یکی مامان و باباش میرسونه. مامان و بابایی که جای چشماشون دکمه دارن و هر کاری میکنن که کورالاین رو پیش خودشون نگه دارن اماااا کم کم معلوم میشه که این یکی مامان یه چیزایی در موردش درست نیست...
این کتاب محشره :) قبل از این من چیز دیگهای از گیمن نخونده بودم و وقتی خوندمش، حتی بیشتر تعجب کردم که چرااا من تا حالا از گیمن چیزی نخونده بودم؟!
طبق مقدمهای که خود گیمن نوشته، شروع نوشتن کورالاین با این ایده بوده که دختر خودش تو بچگی عاشق داستانهای ترسناکی بوده که توشون یه دختر کوچولو با یه جادوگر بدجنس رو به رو میشه و واسه همین شروع میکنه به نوشتن همچین داستانی ولی کورالاین خیلی طولانیتر از چیزی میشه که فکرشو میکرد و چند سال بعد، وقتی تمومش میکنه که حالا دومین دخترش رسیده بود به همون سن و سال.
اولین نکته اینه که درسته کورالاین رو برای بچهها نوشته ولی مطمئنا هر کسی تو هر سن و سالی میتونه از خوندنش لذت ببره :) نه اونقدری ترسناکه که بچهها نتونن بخونن و نه اونقدری بچگونهست که بزرگترا ازش لذت نبرن. و کاراکتر beldam همونقدر که برای بچهها ترسناکه، قطعا بزرگترا رو هم مور مور میکنه :)
و آخ خدایا قلمش! قلمش خیلی خاص و یونیکه. راستش احساس میکنم هیچ ترجمهای نمیتونه دقیقا خود گیمن رو به فارسی برگردونه. یا به هر زبون دیگهای. انگار هر کاریش کنی توی ترجمه شیرینیِ کلام خودش کم میشه. به خصوص نحوه روایتش و طنازیهای گاه و بیگاهش خیلی به دل میشینن.
نکته مهم بعدی، کاراکترهاان. به خصوص خود کورالاین خیلی بانمک و واقعیه.
در کل به قول یه ریویوی دیگه که ازش خوندم، میشه در مورد کورالاین به راحتی گفت که All killer, no filler. از اول تا آخرش عالیه و هیچی توی کتاب اضافه نیست.
فضاسازی داستان، شخصیت پردازی کاراکترها و به خصوص کورالاین، قلم خود گیمن، همه خیلی عالیان. و جالبه که گیمن میگه از سرتاسر جهان خانومای زیادی بهش ایمیل میدن و میگن چطور کورالاین بهشون کمک کرده که حتی وقتی ترسیدن هم شجاع باشن :")
یه نکته که هست اینه که اگه قبلا انيميشنش رو دیدین باید بدونید که با کتاب یه تفاوتهایی داره و یه سری کاراکترهای انيميشن اصلا تو کتاب نیستن ولی هر دو عالیان. من هم انيميشنش رو از بچگی عاشقانه دوست داشتم هم کتابش رو.
حتما حتما حتما بخونیدش اگه به آثار فانتزی و وحشت علاقه دارید و نذارید کتاب کودک بودنش جلوتون رو بگیره. ترجمه خوبی هم ازش هست ولی بازم من پیشنهاد میکنم اگه میتونید، انگلیسی بخونید. از لحاظ سطح زبان، پیچیدگیهای خاص یا کلمات سختی نداره.
#مرور #ریویو #هیولاشناس #بوکولو #دیدگاه
نیل گیمن
امتیاز من: 4.5/5 ⭐⭐️⭐️⭐️
نظرم در مورد کتاب:
اگه همهی کتابای بچهها اینجوریان به نظرم با هم کلا سوئیچ کنیم رو کتاب کودک :))))
کورالاین داستان دختر کوچولوییه که به همراه خانوادهش به تازگی نقل مکان کردن به یه خونهی جدید و خونهی جدیدشون یه عمارت خیلی بزرگ و قدیمیه که هر بخشش رو به آدمای مختلفی دادن و یه بخش از خونه هم خالیه.
یه روزی که کورالاین حوصلهش سر رفته بود و خونه رو میگشت، توی یکی از اتاقاشون یه در پیدا میکنه که به اون بخش خالی از عمارت باز میشه ولی وقتی مامانش در رو براش باز میکنه، میبینه پشتش دیوار چیدن. این در حسابی ذهن کورالاین رو مشغول میکنه و یه روزی که خودش تنها میشه، در رو دوباره باز میکنه ولی این بار به جای دیوار، پشتش یه راهروی تاریک میبینه که اون رو به اون یکی مامان و باباش میرسونه. مامان و بابایی که جای چشماشون دکمه دارن و هر کاری میکنن که کورالاین رو پیش خودشون نگه دارن اماااا کم کم معلوم میشه که این یکی مامان یه چیزایی در موردش درست نیست...
این کتاب محشره :) قبل از این من چیز دیگهای از گیمن نخونده بودم و وقتی خوندمش، حتی بیشتر تعجب کردم که چرااا من تا حالا از گیمن چیزی نخونده بودم؟!
طبق مقدمهای که خود گیمن نوشته، شروع نوشتن کورالاین با این ایده بوده که دختر خودش تو بچگی عاشق داستانهای ترسناکی بوده که توشون یه دختر کوچولو با یه جادوگر بدجنس رو به رو میشه و واسه همین شروع میکنه به نوشتن همچین داستانی ولی کورالاین خیلی طولانیتر از چیزی میشه که فکرشو میکرد و چند سال بعد، وقتی تمومش میکنه که حالا دومین دخترش رسیده بود به همون سن و سال.
اولین نکته اینه که درسته کورالاین رو برای بچهها نوشته ولی مطمئنا هر کسی تو هر سن و سالی میتونه از خوندنش لذت ببره :) نه اونقدری ترسناکه که بچهها نتونن بخونن و نه اونقدری بچگونهست که بزرگترا ازش لذت نبرن. و کاراکتر beldam همونقدر که برای بچهها ترسناکه، قطعا بزرگترا رو هم مور مور میکنه :)
و آخ خدایا قلمش! قلمش خیلی خاص و یونیکه. راستش احساس میکنم هیچ ترجمهای نمیتونه دقیقا خود گیمن رو به فارسی برگردونه. یا به هر زبون دیگهای. انگار هر کاریش کنی توی ترجمه شیرینیِ کلام خودش کم میشه. به خصوص نحوه روایتش و طنازیهای گاه و بیگاهش خیلی به دل میشینن.
نکته مهم بعدی، کاراکترهاان. به خصوص خود کورالاین خیلی بانمک و واقعیه.
در کل به قول یه ریویوی دیگه که ازش خوندم، میشه در مورد کورالاین به راحتی گفت که All killer, no filler. از اول تا آخرش عالیه و هیچی توی کتاب اضافه نیست.
فضاسازی داستان، شخصیت پردازی کاراکترها و به خصوص کورالاین، قلم خود گیمن، همه خیلی عالیان. و جالبه که گیمن میگه از سرتاسر جهان خانومای زیادی بهش ایمیل میدن و میگن چطور کورالاین بهشون کمک کرده که حتی وقتی ترسیدن هم شجاع باشن :")
یه نکته که هست اینه که اگه قبلا انيميشنش رو دیدین باید بدونید که با کتاب یه تفاوتهایی داره و یه سری کاراکترهای انيميشن اصلا تو کتاب نیستن ولی هر دو عالیان. من هم انيميشنش رو از بچگی عاشقانه دوست داشتم هم کتابش رو.
حتما حتما حتما بخونیدش اگه به آثار فانتزی و وحشت علاقه دارید و نذارید کتاب کودک بودنش جلوتون رو بگیره. ترجمه خوبی هم ازش هست ولی بازم من پیشنهاد میکنم اگه میتونید، انگلیسی بخونید. از لحاظ سطح زبان، پیچیدگیهای خاص یا کلمات سختی نداره.
#مرور #ریویو #هیولاشناس #بوکولو #دیدگاه
👌11👍3❤1
آنای خونین
کندارا بلیک
محمدصالح نورانی زاده
نشر باژ
امتیاز من: 3.5/5 ⭐️⭐️⭐️
نظرم در مورد کتاب:
کاس شکارچی روحه! باباش هم همینطور بوده. و وقتی پدرش به دست یه روح به شکل فجیعی کشته میشه، کاس تصمیم میگیره پای جای پای اون بذاره و کارش رو ادامه بده. اینجوری میشه که اون و مادرش و گربهشون تایبالت مدام به جاهای مختلفی سفر میکنن تا ارواح شرور رو از بین ببرن.
این شغل عجیبی که کاس برای خودش انتخاب کرده در نهایت اون رو به تاندربی میکشونه، شهری که خونهی روح بدنامی به اسم آنای خونینه.
آنا هنوز همون لباس سفیدی رو به تن داره که در زمان قتلش در سال ۱۹۵۸ به تن داشت، با این تفاوت که حالا از اون خون میچکه. اون از زمان مرگش تا حالا هر کسی رو که پا به خونهی ویکتوریاییش گذاشته، کشته.
اما... کاس رو نمیکشه!
اگه سریال سوپرنچرال رو دیده باشین، باید بگم که وایب این کتاب دقیقا مثل اونه. ترسناکه ولی نه اونقدری که "وحشت" مرکز اصلی داستان باشه. از نوع وحشتِ casual و فانه بیشتر تا وحشتِ "بعد از خوندنش دو هفته شب نمیتونی بخوابی" 😂
من دوستیها و روابطی که کاس تو طول داستان میسازه رو دوست داشتم. خودش هم کاراکترش بامزهست. در کل لذت بردم از خوندنش و پیشنهادش میکنم. به خصوص اگه تو رنج سنی نوجوان باشین. تو اون سن، قطعا خوشتون میاد ازش. اگه ترکیب وحشت با رومنس و اندکی طنز رو هم دوست دارید، باز پیشنهادش میکنم.
اولش یکم ترجمه به نظرم یه جوری اومد ولی به مرور زمان هر چی بیشتر خوندم رفع شد این حس. ولی در کل بازم اوایل کتاب یه جوریه و چندتا جمله و اصطلاح داره که انگار خوب در نیومدن. یه جا هم ایمیل رو نوشتن رایانامه :))) در حالی که اصطلاحی مثل اتواستاپزن هست تو کتاب!!! مشکل فقط ایمیل بود؟ 🗿😂
همهجا هم بوسهها "ابراز محبت" ترجمه شده 🙂 هعی واقعا چه گیری کردیم تو این مملکت
پیشنهاد میکنم اول کتاب اول رو بگیرید بعد اگه دوست داشتید ادامه بدید و برید سراغ کتاب دوم. داستان هم تو کتاب اول جوری تموم نمیشه که گیر کنید واسه بقیهی ماجرا
#مرور #دیدگاه #هیولاشناس #بوکولو
کندارا بلیک
محمدصالح نورانی زاده
نشر باژ
امتیاز من: 3.5/5 ⭐️⭐️⭐️
نظرم در مورد کتاب:
کاس شکارچی روحه! باباش هم همینطور بوده. و وقتی پدرش به دست یه روح به شکل فجیعی کشته میشه، کاس تصمیم میگیره پای جای پای اون بذاره و کارش رو ادامه بده. اینجوری میشه که اون و مادرش و گربهشون تایبالت مدام به جاهای مختلفی سفر میکنن تا ارواح شرور رو از بین ببرن.
این شغل عجیبی که کاس برای خودش انتخاب کرده در نهایت اون رو به تاندربی میکشونه، شهری که خونهی روح بدنامی به اسم آنای خونینه.
آنا هنوز همون لباس سفیدی رو به تن داره که در زمان قتلش در سال ۱۹۵۸ به تن داشت، با این تفاوت که حالا از اون خون میچکه. اون از زمان مرگش تا حالا هر کسی رو که پا به خونهی ویکتوریاییش گذاشته، کشته.
اما... کاس رو نمیکشه!
اگه سریال سوپرنچرال رو دیده باشین، باید بگم که وایب این کتاب دقیقا مثل اونه. ترسناکه ولی نه اونقدری که "وحشت" مرکز اصلی داستان باشه. از نوع وحشتِ casual و فانه بیشتر تا وحشتِ "بعد از خوندنش دو هفته شب نمیتونی بخوابی" 😂
من دوستیها و روابطی که کاس تو طول داستان میسازه رو دوست داشتم. خودش هم کاراکترش بامزهست. در کل لذت بردم از خوندنش و پیشنهادش میکنم. به خصوص اگه تو رنج سنی نوجوان باشین. تو اون سن، قطعا خوشتون میاد ازش. اگه ترکیب وحشت با رومنس و اندکی طنز رو هم دوست دارید، باز پیشنهادش میکنم.
اولش یکم ترجمه به نظرم یه جوری اومد ولی به مرور زمان هر چی بیشتر خوندم رفع شد این حس. ولی در کل بازم اوایل کتاب یه جوریه و چندتا جمله و اصطلاح داره که انگار خوب در نیومدن. یه جا هم ایمیل رو نوشتن رایانامه :))) در حالی که اصطلاحی مثل اتواستاپزن هست تو کتاب!!! مشکل فقط ایمیل بود؟ 🗿😂
همهجا هم بوسهها "ابراز محبت" ترجمه شده 🙂 هعی واقعا چه گیری کردیم تو این مملکت
پیشنهاد میکنم اول کتاب اول رو بگیرید بعد اگه دوست داشتید ادامه بدید و برید سراغ کتاب دوم. داستان هم تو کتاب اول جوری تموم نمیشه که گیر کنید واسه بقیهی ماجرا
#مرور #دیدگاه #هیولاشناس #بوکولو
❤🔥6👍1👌1
Bookollo
آنای خونین کندارا بلیک محمدصالح نورانی زاده نشر باژ امتیاز من: 3.5/5 ⭐️⭐️⭐️ نظرم در مورد کتاب: کاس شکارچی روحه! باباش هم همینطور بوده. و وقتی پدرش به دست یه روح به شکل فجیعی کشته میشه، کاس تصمیم میگیره پای جای پای اون بذاره و کارش رو ادامه بده. اینجوری…
پ.ن: لازم دونستم مجدد ذکر کنم که به عنوان کار کودک و نوجوان بهش نگاه کنین.
از لحاظ شخصیت پردازی زیاد قوی نیست و همه چیزش یه جورایی هولهولکی پیش میره تو داستان و کلا سطح بالایی نداره کتابش. اوکی؟
احساس کردم زیادی مثبت نوشتم ریویو رو 😂
از لحاظ شخصیت پردازی زیاد قوی نیست و همه چیزش یه جورایی هولهولکی پیش میره تو داستان و کلا سطح بالایی نداره کتابش. اوکی؟
احساس کردم زیادی مثبت نوشتم ریویو رو 😂
❤1
Forwarded from ...
شلیک به معترضان: این راهکار نیاز به هیچ توضیحی ندارد زیرا از دوران بسیار قدیم تا امروز همیشه مورد استفاده قرار گرفته است. شلیک به معترضان راه خروج آسانی از هزارتوی ناآرامیهاست اما این راهکار را غالباً رهبران خودکامهای به کار گرفتهاند که هیچ خلاقیتی نداشتهاند، ولی به هر حال گاهی هیچ راهی جز مقابله مستقیم با معترضان نیست. «اگر مجبور به انتخاب این راهکار شدی، وظیفه شلیک به معترضان را به نیروهای مسلحی واگذار کن که تبعه کشورت نیستند و به عنوان مزدور استخدام شده اند.» این نیروها، برخلاف نیروهای داخلی، با تردید و عذاب وجدان کمتری مردم نافرمان را خواهند کشت زیرا هیچ نقطه اشتراک قومی، مذهبی یا فرهنگیای با آنها ندارند. «اگر مجبور به تعقیب و کشتار معترضان در خیابانهای شهرهایت شدی، ادعا کن آنان مشتی تروریست، خرابکار و جنایتکارند که سربازان و سپاهیان حامی نظم و قانون را کشته و اموال و مغازههای مردم را غارت کرده اند.»
بعداً همهشان را بکش تا هیچکس نتواند خلاف داستان تو حرفی بزند.
• خودآموز دیکتاتورها / رندال وود، کارمینه دولوکا
بعداً همهشان را بکش تا هیچکس نتواند خلاف داستان تو حرفی بزند.
• خودآموز دیکتاتورها / رندال وود، کارمینه دولوکا
👌6❤1