اینترنت یه جوریه که اگه من پامیشدم خودم شخصا میرفتم آمریکا دم در این دانشگاهه و ازشون در مورد نتایج تحقیقاتشون سوال میکردم، کارم زودتر انجام میشد تا این که منتظر لود شدن صفحه سایتشون باشم
👍13💔2
هیولاهایی که لایقشان هستیم
مارکوس سجویک
فرزین سوری
نشر پیدایش
نظر من در مورد کتاب:
داستان در مورد نویسندهایه که برای نوشتن کار جدیدش به یه کلبه دور افتاده و ساکت تو ارتفاعات آلپ رفته و ما یه جورایی داریم روزنگارش رو میخونیم.
نویسنده تو یه شب عجیب و تو یه حال مالیخولیایی، با نویسندهی کتابی ملاقات میکنه که ازش متنفره؛ مری شلی، نویسندهی فرانکنشتاین. و اینجوری میشه که وسط یه مثلث شوم، گیر میوفته. مثلثی که یک راسش، هیولایی چهل تکه، دوخته شده از اعضای بدن مردههاست، یک راسش پزشکیه که هیولا رو خلق کرد و یک راس هم، نویسنده ایه که به کل این تراژدی عظیم، جان بخشید؛ یعنی مری!
راستش این از اون کتابهاست که یا قراره خیلی دوسش داشته باشین، یا قراره ازش متنفر بشین! حد وسط نداره.
سجویک "جریان سیال ذهن" رو به عنوان تکنیک روایی داستانش انتخاب کرده و اینجوریه که شما از همون صفحه اول داستان، اینطور به نظر میاد که دارید دست نوشتههای روانپریشانهی آدمی رو میخونید که بیش از حد تنها مونده! و همین باعث شده تا حدود ۵۰ صفحه اول داستان اینجوری باشید که "خب الان که چی؟؟" ولی بعد یه ذره داستان شیفت پیدا میکنه و میره جلو بالاخره.
هر جا که فلسفه با ژانر وحشت ترکیب میشه، من احضار میشم که لذت ببرم و این کتاب هم دقیقا بر پایه ی همین ترکیب بنا شده اما این که تا چه حد میتونه باب طبع خیلیا، و به خصوص نوجوونها، باشه، یه مقولهی جداست.
اولا این که، اگه فرانکنشتاین رو نخوندین اصلا نرید سراغش. برای این که از خوندنش لذت ببرید حتما لازمه که فرانکنشتاین رو خونده باشید چون داستان پیوند خیلی خیلی محکمی داره باهاش.
دوما این که، اگه با جریان سیال ذهن حال نمیکنید، خوندنش میتونه براتون اعصاب خورد کن باشه! چون هیچ خط روایی مشخصی وجود نداره توی داستان و حتی یه جاهایی راوی عملا غیر قابل اعتماد میشه چون هوشیار نیست و ما هم فقط داستان رو از زاویه دید اون دنبال میکنیم پس دقیقا به اندازه ی اون گیجیم و نمیدونیم که چه اتفاقی داره میوفته.
سوما این که، اون ترکیب فلسفه با وحشت رو اتفاقا خیلی خوب درآورده. نمیدونم موقع خوندن فرانکنشتاین چه برداشتی از داستانش داشتین ولی این کتاب قطعا زاویه دید متفاوتی بهتون میده. همون چیزی که مری توی داستان از نویسنده میخواد =)
چهارما این که، اگه خودتون هم به نویسندگی علاقه دارید، احتمالااااا خوندنش براتون جالب باشه. درواقع بیس اصلی فلسفهی داستان بر پایهی همین میچرخه که نویسندهی داستان خیلی دست و پنجه نرم میکنه با فرایند "خلق" و آفرینش. و خوندنشون جذابه =) درواقع جزو اصلیترین جذابیتهای کتابه. بخشی از متن کتاب:
پنجما، اصلا نمیدونم چرا بهش میگن یانگ ادالت!!! یانگ چه ادالتی؟؟ چه عنصری توی این کتاب باعث شده فکر کنن میتونن توی این دسته قرارش بدن؟ :/ نمیدونم واقعا
ششما این که، اگه به کتاب هایی که به جای پلات بیشتر روی کاراکتر تمرکز دارن علاقه ندارید، اصلا انتخاب خوبی براتون نیست چون عملا پلات داستان چندان چیز خاصی نداره. کاراکترها اهمیت دارن. پس این رو هم لازمه که در نظر داشته باشین.
آیا پیشنهادش میکنم؟ بله شاید. ولی نه به هر کسی.
امتیاز من: 3.5/5 ⭐️ ⭐️ ⭐️
لینک معرفیش توی اینستا:
https://www.instagram.com/p/DE-fIWloWea/?igsh=MXN2ZXByeTZncHBoYg==
#مرور #دیدگاه #هیولاشناس #بوکولو
مارکوس سجویک
فرزین سوری
نشر پیدایش
نظر من در مورد کتاب:
داستان در مورد نویسندهایه که برای نوشتن کار جدیدش به یه کلبه دور افتاده و ساکت تو ارتفاعات آلپ رفته و ما یه جورایی داریم روزنگارش رو میخونیم.
نویسنده تو یه شب عجیب و تو یه حال مالیخولیایی، با نویسندهی کتابی ملاقات میکنه که ازش متنفره؛ مری شلی، نویسندهی فرانکنشتاین. و اینجوری میشه که وسط یه مثلث شوم، گیر میوفته. مثلثی که یک راسش، هیولایی چهل تکه، دوخته شده از اعضای بدن مردههاست، یک راسش پزشکیه که هیولا رو خلق کرد و یک راس هم، نویسنده ایه که به کل این تراژدی عظیم، جان بخشید؛ یعنی مری!
راستش این از اون کتابهاست که یا قراره خیلی دوسش داشته باشین، یا قراره ازش متنفر بشین! حد وسط نداره.
سجویک "جریان سیال ذهن" رو به عنوان تکنیک روایی داستانش انتخاب کرده و اینجوریه که شما از همون صفحه اول داستان، اینطور به نظر میاد که دارید دست نوشتههای روانپریشانهی آدمی رو میخونید که بیش از حد تنها مونده! و همین باعث شده تا حدود ۵۰ صفحه اول داستان اینجوری باشید که "خب الان که چی؟؟" ولی بعد یه ذره داستان شیفت پیدا میکنه و میره جلو بالاخره.
هر جا که فلسفه با ژانر وحشت ترکیب میشه، من احضار میشم که لذت ببرم و این کتاب هم دقیقا بر پایه ی همین ترکیب بنا شده اما این که تا چه حد میتونه باب طبع خیلیا، و به خصوص نوجوونها، باشه، یه مقولهی جداست.
اولا این که، اگه فرانکنشتاین رو نخوندین اصلا نرید سراغش. برای این که از خوندنش لذت ببرید حتما لازمه که فرانکنشتاین رو خونده باشید چون داستان پیوند خیلی خیلی محکمی داره باهاش.
دوما این که، اگه با جریان سیال ذهن حال نمیکنید، خوندنش میتونه براتون اعصاب خورد کن باشه! چون هیچ خط روایی مشخصی وجود نداره توی داستان و حتی یه جاهایی راوی عملا غیر قابل اعتماد میشه چون هوشیار نیست و ما هم فقط داستان رو از زاویه دید اون دنبال میکنیم پس دقیقا به اندازه ی اون گیجیم و نمیدونیم که چه اتفاقی داره میوفته.
سوما این که، اون ترکیب فلسفه با وحشت رو اتفاقا خیلی خوب درآورده. نمیدونم موقع خوندن فرانکنشتاین چه برداشتی از داستانش داشتین ولی این کتاب قطعا زاویه دید متفاوتی بهتون میده. همون چیزی که مری توی داستان از نویسنده میخواد =)
چهارما این که، اگه خودتون هم به نویسندگی علاقه دارید، احتمالااااا خوندنش براتون جالب باشه. درواقع بیس اصلی فلسفهی داستان بر پایهی همین میچرخه که نویسندهی داستان خیلی دست و پنجه نرم میکنه با فرایند "خلق" و آفرینش. و خوندنشون جذابه =) درواقع جزو اصلیترین جذابیتهای کتابه. بخشی از متن کتاب:
خلق عملی وحشت آور است که به شجاعت یا در واقع به میزانی از کودکبالغی و سادهلوحی نیاز دارد. این در حالیست که نابودی آسان است و نسبت به خلق عمل بسخطریست.
برای درک بهتر جهان است که خلق میکنیم. برای فهمیدن اینکه داریم روی این صخره دوار در فضا دقیقا چه غلطی میکنیم. که چشممان را به سمت این گیجی و گمراهی مطلق باز کنیم.
گیجی. گمراهی. همهاش همین است.
وحشت همین است. از روزی که به دنیا میآییم نمی.دانیم چه خبر است و تنها دو جواب داریم.
خلق و نابودی.
پنجما، اصلا نمیدونم چرا بهش میگن یانگ ادالت!!! یانگ چه ادالتی؟؟ چه عنصری توی این کتاب باعث شده فکر کنن میتونن توی این دسته قرارش بدن؟ :/ نمیدونم واقعا
ششما این که، اگه به کتاب هایی که به جای پلات بیشتر روی کاراکتر تمرکز دارن علاقه ندارید، اصلا انتخاب خوبی براتون نیست چون عملا پلات داستان چندان چیز خاصی نداره. کاراکترها اهمیت دارن. پس این رو هم لازمه که در نظر داشته باشین.
آیا پیشنهادش میکنم؟ بله شاید. ولی نه به هر کسی.
امتیاز من: 3.5/5 ⭐️ ⭐️ ⭐️
لینک معرفیش توی اینستا:
https://www.instagram.com/p/DE-fIWloWea/?igsh=MXN2ZXByeTZncHBoYg==
#مرور #دیدگاه #هیولاشناس #بوکولو
🔥10👌1
Bookollo
هیولاهایی که لایقشان هستیم مارکوس سجویک فرزین سوری نشر پیدایش نظر من در مورد کتاب: داستان در مورد نویسندهایه که برای نوشتن کار جدیدش به یه کلبه دور افتاده و ساکت تو ارتفاعات آلپ رفته و ما یه جورایی داریم روزنگارش رو میخونیم. نویسنده تو یه شب عجیب و تو…
عکسشو اگه دوست داشتین تو اینستا ببینین =) به نظرم بد نشد
👍2😍1
سلام سلام
البته. من کارشناس تولید محتوای متنی ام. و همچنین اندکی مترجم زبان انگلیسی. کارم اینه که به صورت فریلنس و دورکاری برای وب سایتهای مختلف، محتوا مینویسم، یه جوری که سایتشون تو همون صفحهی اول موتورهای جستجو ظاهر بشه
البته. من کارشناس تولید محتوای متنی ام. و همچنین اندکی مترجم زبان انگلیسی. کارم اینه که به صورت فریلنس و دورکاری برای وب سایتهای مختلف، محتوا مینویسم، یه جوری که سایتشون تو همون صفحهی اول موتورهای جستجو ظاهر بشه
❤4🔥1🙏1
خیلی سایت ها هستن که نویسنده ی دورکار استخدام میکنن. درواقع اونا رابط بین تو به عنوان نویسنده و تمام وب سایت های دیگه ای میشن که نیاز به محتوا دارن. پروژه ای ازشون کار میگیری و مینویسی براشون حالا یا تالیفی (یعنی خودت باید صفر تا صد مطلب رو بنویسی) و یا ترجمه ای (یعنی یه محتوایی دارن که میخوان تو براشون ترجمه کنی)
🙏6
Bookollo
سلام سلام البته. من کارشناس تولید محتوای متنی ام. و همچنین اندکی مترجم زبان انگلیسی. کارم اینه که به صورت فریلنس و دورکاری برای وب سایتهای مختلف، محتوا مینویسم، یه جوری که سایتشون تو همون صفحهی اول موتورهای جستجو ظاهر بشه
این وسط یه چیزای دیگه ای هم بایدیفالت باید بلد باشم دیگه که کارم پیش بره. مثل تحقیق کلمات کلیدی، اصول ویراستاری، اصول سئوی متنی و غیره و غیره
🙏5
ولی هر چی بیشتر از شوالیه هفت اقلیم میخونم، بیشتر از مارتین و قلمش و شخصیت پردازیش و غیره و غیره خوشم میاد
😍6