Bookollo
423 subscribers
927 photos
13 videos
16 files
222 links
بگو دوست و وارد شو :)🌱

لیست هشتگ‌ها:
https://t.me/bookollo/650

یوتوب:
https://youtube.com/@bookollo?si=Ov2-ebwZoMhxVlh_
Download Telegram
عصرِ مایل به شب، پستشو میذارم
👍1
فارنهایت 451
ری بردبری
مژده دقیقی
نشر ماهی

امتیاز من: 5/5 ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️

نظرم در مورد کتاب:

داستان در مورد مردیه به اسم "گای مانتگ" که آتش‌نشانه. البته نه اون آتش‌نشانی که ما می‌شناسیم! مانتگ و همکارهاش آتش خاموش نمی‌کنن، بلکه آتش روشن می‌کنن! 🔥 داستان داره تو آینده‌ای نچندان دور اتفاق میفته که دنیا تو تکنولوژی غرق شده و روابط انسانی به حداقل خودشون رسیدن! دیگه کسی کتاب نمی‌خونه و اگه بخونه، دیوونه و هنجارشکن تلقی می‌شه و گزارش کسایی که کتاب دارن رو به آتش‌نشان‌ها می‌دن و اونا هم میان و کتاباش رو با خونه‌ش آتش می‌زنن :)

داستان از جایی شروع می‌شه که دختر عجیب و غریبی همسایه گای می‌شه. دختری که تو زندگی ماشینی غرق نشده و از بارون و طبیعت و حرف زدن با آدما لذت می‌بره. آشنایی گای با کلاریس کم کم اون رو تو این فکر فرو می‌بره که اصلا چرا کتاب‌ها رو می‌سوزونه؟؟ چی توی زندگی مونده که بهش احساس پوچی نمی‌ده؟؟

نمیدونم چجوری می‌شه تو 180 صفحه این همه حرف مهم رو جا داد!! حتما این از معجزات بردبریه!

فارنهایت 451 واقعا خیلی حرف برای گفتن داره. خود کتاب در مورد پیامدهای غرق شدن تو زندگی ماشینی و کتاب نخوندنه. روز به روز داریم بیشتر از دنیای کتاب‌ها فاصله می‌گیریم. بردبری تو این کتاب بهمون نشون می‌ده که این چه پیامدهایی می‌تونه داشته باشه.

آدمای دنیای این کتاب از هم دورن. حتی خانواده‌ها هیچ حرفی ندارن با هم بزنن. انگار که همه از هر احساسی خالی شده باشن! حتی دیگه خبری از روزنامه‌ها هم نیست و دولت‌ها به این بی‌علاقگی مردم به کتاب و روزنامه دامن زدن چون هر چی مردم کمتر بدونن، برای اونا راحت‌تره :) و اینجوریه که آدمی مثل گای یهو به خودش میاد و می‌بینه تو زندگی هیچی نداره که براش ارزشی داشته باشه! هیچی هیچ مفهومی نداره و کم کم کنجکاو می‌شه بفهمه چی توی کتاب‌هاییه که وظیفه داره اونها رو از بین ببره؟

بردبری تو فارنهایت 451 از اهمیت طبیعت و رابطه‌ی ما باهاش می‌گه، سانسور رو نقد می‌کنه و همینطور از این می‌گه که ما حتی به غم‌انگیزترین احساساتمون هم احتیاج داریم چون همیناست که ما رو "انسان" نگه می‌دارن. از این می‌گه که جنگ چقدر احمقانه‌ست و چطور آدما روز به روز سطحی‌تر شدن و غیره و غیره و غیره.

جالبه که این کتاب سال 1954 منتشر شده ولی انگار داشته الان ما رو پیش‌بینی می‌کرده! و روزهایی که تا رسیدن بهشون فاصله چندانی نداریم اگه به همین رویه ادامه بدیم!

خیلی پیشنهادش می‌کنم و ترجمه خانم دقیقی هم خیلی عالیه.

#مل #هیولاشناس #مرور #ریویو
👏129❤‍🔥3
یه ری اکشن ندینا محض رضای خدا
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از پشت صحنه اشاره کردن کامنت رو باز کنم بهتره 👩‍🦯
👍1
یه نفر کشتی رو ترک کرده
😁1
اسمش رقیه ست
بهش بگید دلمو شکوندی برو حالشو ببر 😔
اون audition رو شروع کردم چون چند جا ازش ریووهای جالب خوندم ولی حسش نمیاد ادامه بدم
1
۴ ساعت و نیم مونده که تموم شه
امشب شاید ادامه بدم بقیه‌شو
2🗿1
هعی
👍1
شما انسان های برگزیده ای هستید که ریویوها رو قبل از این که برن اینستا میخونید 😔😂
😁2👍1
هیولایی صدا می‌زند
پاتریک نس
محمدرضا ملکی
نشر پیدایش

امتیاز من: 5/5‌ ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️

نظرم در مورد کتاب:

این کتاب... محشر بود :)

داستان در مورد پسر سیزده ساله‌ایه به اسم کانر. اون با مامانش با هم زندگی می‌کنن ولی حالا مامان کانر مریض شده 💔 و روز به روز داره حالش بدتر می‌شه.
یه شب، یه اتفاق جادویی میوفته و درختِ رو به روی خونه‌شون به شکل یه هیولای بزرگ از جاش بلند می‌شه و میاد سراغ کانر. درخت به کانر می‌گه اون بوده که باعث شده بعد از سالها از جاش بلند شه و راه بیفته. درخت می‌گه برای کانر سه تا قصه تعریف می‌کنه و در نهایت، نوبت اون می‌شه که داستان خودشو برای درخت تعریف کنه. داستان واقعی و حقیقی‌ای رو که کانر سعی داره تو اعماق افکارش غرقش کنه و وانمود کنه وجود نداره.

وای این کتاب... خیلی بغل کردنی بود. تا حالا چیزی در مورد تاناتوفوبیا (thanatophobia) شنیدین؟ این اصطلاحیه که به "ترس از مرگ و دست دادن عزیزان" نسبت میدن. اگه با چنین وحشتی دست و پنجه نرم میکنید، مطمئنم خوندن این کتاب باعث میشه رودخونه رودخونه، گریه کنید :)

جذاب‌ترین نکته در مورد داستان، احساسات واقعی‌ایه که به لطف کاراکترهای کاملا زنده، توش موج میزنه و با وجود این که ژانرش فانتزیه، پیوند به شدت محکم و نزدیکی با واقعیت داره‌.

غم مثل یه کلاف محکم دور کانر پیچیده. اون یه پسر کوچولوی تنهاست که نمیتونه با این واقعیت کنار بیاد که داره مامانش رو از دست میده و هضم همچین چیزی، براش سخت و غیرممکنه. تو این کتاب، ما با کانر همراه می‌شیم و تو فرآیندی شریک میشیم که قراره قدم به قدم اون رو به پذیرش این حقیقت برسونه که مامانش، قراره ترکش کنه 💔

کلمه به کلمه‌ش قلب منو فشرده کرد. حتی الانم که دارم ازش مینویسم دوباره چشمام پر از اشک شده. شاید هدف نس از نوشتن این کتاب برای رده سنی نوجوان همین بوده که اونا رو با غم و رنجِ مرگ، آشنا کنه و نقش همون درخت سرخداری رو بازی کنه که توی کتاب به کانر کمک می‌کنه با حقیقت مرگ مادرش کنار بیاد. اگه هدفش این بوده، خیلی خوب از پس این کار بر اومده :)

جذابیت داستان در کنار تصویرگری‌های قشنگی هم قرار گرفته که خیلی دل نشینن. خلاصه که، تو هر سن و سالی هستین، اگه به پستتون خورد بهش یه فرصتی بدین و بخونینش. کوتاه و کوچولوعه ولی تاثیری که روی ذهن و قلبتون میذاره، ابدی می‌شه :)

ترجمه هم واقعا روون بود. روون و شیوا.

#بوکولو #مل #مرور #دیدگاه #هیولاشناس
5👍2❤‍🔥1
فایل الکترونیکی کتاب انگلیسی رو که به راحتی میشه دانلود کرد رایگان، دارن ۳۰ تومن میفروشن 😐
😐5👍1
میخوایم تو ناداستان کتاب بخونیما راستی
داریم نظرسنجی میکنیم
دوست داشتین بیاین
ریویو بنویسیم
👍1