Forwarded from Bookollo
سلام سلام
شب شما بخیر
دوتا سوال داشتم ازت👈👉
یکی اینکه من یه بار ازت پرسیدم مغازه ی خودکشی چجوریه؟ گفتی اصلا برات جالب نبود
ولی خب چون خیلی شنیده بودمشو دیدم کلا این چاپ جدیدش از چشمه کلا 114 صفحس گفتم ولش کن یه امتحان بکنم ببینم چطوره و...
ناامید کننده بود...
صادقانه با پایانش حال نکردم..
با چیزای دیگشم حال نکردم خیلی چون ایده ها قشنگ بود ولی هی سریع سریع رد میشد..
قشنگ یه صد صفحه حداقل کم داشتش..
اولین چیزی هم که دیدم وقتی رفتم تو گودریزدز ثبتش کنم نقد خودت بود که اومده بود بالا...
و موافق باودم با یه بخاشیی از نظرت..
حالا با این تفاسیر
آدمخواران تولی ارزش خوندن داره یا نه؟
شب شما بخیر
دوتا سوال داشتم ازت👈👉
یکی اینکه من یه بار ازت پرسیدم مغازه ی خودکشی چجوریه؟ گفتی اصلا برات جالب نبود
ولی خب چون خیلی شنیده بودمشو دیدم کلا این چاپ جدیدش از چشمه کلا 114 صفحس گفتم ولش کن یه امتحان بکنم ببینم چطوره و...
ناامید کننده بود...
صادقانه با پایانش حال نکردم..
با چیزای دیگشم حال نکردم خیلی چون ایده ها قشنگ بود ولی هی سریع سریع رد میشد..
قشنگ یه صد صفحه حداقل کم داشتش..
اولین چیزی هم که دیدم وقتی رفتم تو گودریزدز ثبتش کنم نقد خودت بود که اومده بود بالا...
و موافق باودم با یه بخاشیی از نظرت..
حالا با این تفاسیر
آدمخواران تولی ارزش خوندن داره یا نه؟
👍2
سلام سلام
شبت بخیر ✨
اره دقیقا با چیزایی که در مورد مغازه خودکشی گفتی کاملا موافقم
در مورد آدمخواران، اون خیلی از مغازه خودکشی بهتره.
موضوعش ۱۰۰ برابر دارک تره ها =) اصلا کتابی نیست که به هر کسی پیشنهادش کنم. حتما اول خلاصهشو بخون بعد شروع کن. ولی اون، خیلی بهتر از مغازه خودکشیه.
آدمخواران بر اساس واقعیته و بیشتر "گزارش"ه تا رمان. نیازی به شخصیت پردازی عمیق نداشته، نیازی به پرداخت بیشتر به جزئیات داستان نداشته، یعنی دقیقا همون چیزایی که مغازه خودکشی کم داشت! چون تولی واقعا گزارش نویسه انگار تا رمان نویس! با توجه به این موضوع، خروجی خوبی از ایده آدمخواران گرفته چون قرار بوده یه گزارش خوب باشه که بود. حالا در قالب داستانی.
شبت بخیر ✨
اره دقیقا با چیزایی که در مورد مغازه خودکشی گفتی کاملا موافقم
در مورد آدمخواران، اون خیلی از مغازه خودکشی بهتره.
موضوعش ۱۰۰ برابر دارک تره ها =) اصلا کتابی نیست که به هر کسی پیشنهادش کنم. حتما اول خلاصهشو بخون بعد شروع کن. ولی اون، خیلی بهتر از مغازه خودکشیه.
آدمخواران بر اساس واقعیته و بیشتر "گزارش"ه تا رمان. نیازی به شخصیت پردازی عمیق نداشته، نیازی به پرداخت بیشتر به جزئیات داستان نداشته، یعنی دقیقا همون چیزایی که مغازه خودکشی کم داشت! چون تولی واقعا گزارش نویسه انگار تا رمان نویس! با توجه به این موضوع، خروجی خوبی از ایده آدمخواران گرفته چون قرار بوده یه گزارش خوب باشه که بود. حالا در قالب داستانی.
👍2
هوممم
راستش دقیق نمیدونم
چشمه چند وقتی حاشیه زیاد داشت مثل ماجرای ترجمهی سفر به انتهای شب آقای خاکسار که سرش خیلی داستان بود که ترجمه خوبیه یا نه
راستش دقیق نمیدونم
چشمه چند وقتی حاشیه زیاد داشت مثل ماجرای ترجمهی سفر به انتهای شب آقای خاکسار که سرش خیلی داستان بود که ترجمه خوبیه یا نه
یه چیز دیگه هم که سرش دیدم هیت میگرفت تبلیغاتش سر یه سری کتابا بود (که البته الان یه سری نشرهای دیگه روی چشمه رو سفید کردن در عرصه تبلیغات گسترده)
کیسه استخوان ها
استیون کینگ
مترجم: امیرحسین قاضی
نشر آذرباد
امتیاز من: 5/5 ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
نظرم در مورد کتاب:
مایکل نونان یه نویسنده مشهوره که خیلی ناگهانی همسرش رو از دست میده و همین باعث میشه دیگه نتونه بنویسه! 💔
چهارسالی میگذره و نونان به لطف دست نوشتههای قدیمیش این موضوع رو از ناشر و طرفدارهاش پنهان میکنه ولی دیگه از نوشتههای قدیمیش چیزی نمونده. نونان باید بنویسه! و با توجه به خوابهای عجیب و غریبی که میبینه، تصمیم میگیره بعد از مدتها یه سر به تیآر بزنه؛ شهری که با زنش اونجا کنار دریاچه یه خونه ویلایی دارن که اسمش رو گذاشتن "سارا لَفس"
ولی با برگشتن نونان به تیآر، اون اتفاقی درگیر ماجرای هولناکی میشه و میفهمه که شهر و مردمش راز وحشتناکی رو مخفی میکنن! رازی که مثل سیل، زندگی آروم مایک رو با وحشت خالص پر میکنه... 💀
کیسه استخوان ها بدون شک یکی از بهترین کارهایی بود که از کینگ خوندم. پر از تعلیق، و ترکیبی از ژانرهای وحشت و جنایی با شخصیت پردازی بینظیر (به خصوص در مورد خود نونان که یکی از دوست داشتنیترین کاراکترهای کینگه به نظرم)
کینگ بابت این رمان برنده جایزههای برام استوکر، بهترین رمان ژانر وحشت و جایزه فانتزی بریتانیا شد.
اگه به این ژانر علاقه داری و هنوز این کتاب تو لیست خریدت نیست، نمیدونم داری با خودت چیکار میکنی. زود باش برو سراغش =)🧡
پ.ن: یشنهاد میکنم اگه قبلا از استیون کینگ چیزی نخوندی، اول یکی از کارهای کوتاهترش مثل "شهربازی" یا "بعدا" رو امتحان کنی و بعد بری سراغ این کتاب.
#مرور #ریویو #هیولاشناس #بوکولو
استیون کینگ
مترجم: امیرحسین قاضی
نشر آذرباد
امتیاز من: 5/5 ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
نظرم در مورد کتاب:
مایکل نونان یه نویسنده مشهوره که خیلی ناگهانی همسرش رو از دست میده و همین باعث میشه دیگه نتونه بنویسه! 💔
چهارسالی میگذره و نونان به لطف دست نوشتههای قدیمیش این موضوع رو از ناشر و طرفدارهاش پنهان میکنه ولی دیگه از نوشتههای قدیمیش چیزی نمونده. نونان باید بنویسه! و با توجه به خوابهای عجیب و غریبی که میبینه، تصمیم میگیره بعد از مدتها یه سر به تیآر بزنه؛ شهری که با زنش اونجا کنار دریاچه یه خونه ویلایی دارن که اسمش رو گذاشتن "سارا لَفس"
ولی با برگشتن نونان به تیآر، اون اتفاقی درگیر ماجرای هولناکی میشه و میفهمه که شهر و مردمش راز وحشتناکی رو مخفی میکنن! رازی که مثل سیل، زندگی آروم مایک رو با وحشت خالص پر میکنه... 💀
کیسه استخوان ها بدون شک یکی از بهترین کارهایی بود که از کینگ خوندم. پر از تعلیق، و ترکیبی از ژانرهای وحشت و جنایی با شخصیت پردازی بینظیر (به خصوص در مورد خود نونان که یکی از دوست داشتنیترین کاراکترهای کینگه به نظرم)
کینگ بابت این رمان برنده جایزههای برام استوکر، بهترین رمان ژانر وحشت و جایزه فانتزی بریتانیا شد.
اگه به این ژانر علاقه داری و هنوز این کتاب تو لیست خریدت نیست، نمیدونم داری با خودت چیکار میکنی. زود باش برو سراغش =)🧡
پ.ن: یشنهاد میکنم اگه قبلا از استیون کینگ چیزی نخوندی، اول یکی از کارهای کوتاهترش مثل "شهربازی" یا "بعدا" رو امتحان کنی و بعد بری سراغ این کتاب.
#مرور #ریویو #هیولاشناس #بوکولو
❤6👍3🔥1
Daisy Jones & The Six
(دیزی جونز و گروه شش)
Taylor Jenkins Reid
امتیاز من: 4/5 ⭐️ ⭐️ ⭐️ ⭐️
نظرم در مورد کتاب:
داستان در مورد یه بند راک آمریکایی به شددددت خفن تو دهه هفتاده. گروه اول از اعضای بند the six تشکیل شده بود که رهبر گروه و خواننده اصلیش بیلی دان بود. بعد، به پیشنهاد چند نفر، دیزی جونز به گروه اضافه میشه. یه دختر رها، بسیار بسیار زیبا با یه صدای جذاب و خارق العاده که همکاری اونها با هم گروه رو به یه موفقیت افسانهای میرسونه اما خیلی ناگهانی و در اوج موفقیت، دیسبند میشن و دیگه کار نمیکنن! حالا بعد ۳۰ سال یه نویسنده دوباره اونا رو دور هم جمع کرده که ببینه چی شد و چه اتفاقی افتاد...
من دوسش داشتم :) یکی از معدود کتابهای خیلی خیلی هایپ شدهای بود که از خوندنش لذت بردم. این دومین کتابی بود که من از تیلور جنکینز خوندم. اولیش the Seven Husbands of Evelyn Hugo بود. هر دوتای این کتابها وایب خیلی مشابهی دارن. داستان هردوتاشون حول ستارههای هالیوودی میچرخه و همچنین تو دوران طلایی هالیوود اتفاق میوفته. همین، یکی از اصلیترین عوامل جذابیت داستانه.
مدل این کتاب هم مثل اِوِلین، حالت مصاحبه و مستند داره انگار که اینا یه بند واقعی بودن =) در کل شباهتهای خیلی زیادی داشتن ولی همچنان وایب کلیشون با هم فرق میکنه.
بولدترین شخصیت داستان دیزیه که واقعا آدم جالبیه! دیزی از سن پایین از پدر و مادرش فاصله میگیره و اونا هم کاری به کارش ندارن. در نتیجه از ۱۵ ۱۶ سالگی به شدت رها و آزاد بوده! و تقریبا هر چیزی که دستش میرسه رو مصرف میکنه از مشروب و الکل گرفته تا انواع و اقسام مواد مخدر. ولی سوای اعتیادش، شخصیت قدرتمندی داره. قوی ولی در عین حال خیلی ظریف و شکننده.
چندتا چیز تو این کتاب هست که من دوست داشتم. یکی وایب کلیش بود و این که خیلی باحال با یه بند راک وقت میگذروندی =) دوما شخصیت پردازیش بود. شاید خیلی شبیه اِوِلین بود خیلی چیزاش ولی بازم از خوندنش لذت بردم. فرمت "مصاحبه"ای هم که برای روایت داستان انتخاب کرده خیلی مناسبه چون باعث شده بهتر همهی ابعاد اتفاقات داستان رو از زبون آدمای مختلف ببینی. در کل دوسش داشتم. اگه به این سبک از کتابا علاقه داشته باشین، از خوندنش لذت میبرین. خود قلم نویسنده خیلی خوبه از نظر من.
ترجمه هم شده ولی خبر ندارم چطوره.
یه سریال هم ازش ساختن که دوست دارم ببینم حتما در اسرع وقت (چون که سم کلفلین داره 🙂↕️)
#مرور #ریویو #هیولاشناس #بوکولو
لینک معرفیش توی اینستا:
https://www.instagram.com/p/DCO6h8-I3il/?igsh=aDUyYTlpNnhtMGt3
(دیزی جونز و گروه شش)
Taylor Jenkins Reid
امتیاز من: 4/5 ⭐️ ⭐️ ⭐️ ⭐️
نظرم در مورد کتاب:
داستان در مورد یه بند راک آمریکایی به شددددت خفن تو دهه هفتاده. گروه اول از اعضای بند the six تشکیل شده بود که رهبر گروه و خواننده اصلیش بیلی دان بود. بعد، به پیشنهاد چند نفر، دیزی جونز به گروه اضافه میشه. یه دختر رها، بسیار بسیار زیبا با یه صدای جذاب و خارق العاده که همکاری اونها با هم گروه رو به یه موفقیت افسانهای میرسونه اما خیلی ناگهانی و در اوج موفقیت، دیسبند میشن و دیگه کار نمیکنن! حالا بعد ۳۰ سال یه نویسنده دوباره اونا رو دور هم جمع کرده که ببینه چی شد و چه اتفاقی افتاد...
من دوسش داشتم :) یکی از معدود کتابهای خیلی خیلی هایپ شدهای بود که از خوندنش لذت بردم. این دومین کتابی بود که من از تیلور جنکینز خوندم. اولیش the Seven Husbands of Evelyn Hugo بود. هر دوتای این کتابها وایب خیلی مشابهی دارن. داستان هردوتاشون حول ستارههای هالیوودی میچرخه و همچنین تو دوران طلایی هالیوود اتفاق میوفته. همین، یکی از اصلیترین عوامل جذابیت داستانه.
مدل این کتاب هم مثل اِوِلین، حالت مصاحبه و مستند داره انگار که اینا یه بند واقعی بودن =) در کل شباهتهای خیلی زیادی داشتن ولی همچنان وایب کلیشون با هم فرق میکنه.
بولدترین شخصیت داستان دیزیه که واقعا آدم جالبیه! دیزی از سن پایین از پدر و مادرش فاصله میگیره و اونا هم کاری به کارش ندارن. در نتیجه از ۱۵ ۱۶ سالگی به شدت رها و آزاد بوده! و تقریبا هر چیزی که دستش میرسه رو مصرف میکنه از مشروب و الکل گرفته تا انواع و اقسام مواد مخدر. ولی سوای اعتیادش، شخصیت قدرتمندی داره. قوی ولی در عین حال خیلی ظریف و شکننده.
چندتا چیز تو این کتاب هست که من دوست داشتم. یکی وایب کلیش بود و این که خیلی باحال با یه بند راک وقت میگذروندی =) دوما شخصیت پردازیش بود. شاید خیلی شبیه اِوِلین بود خیلی چیزاش ولی بازم از خوندنش لذت بردم. فرمت "مصاحبه"ای هم که برای روایت داستان انتخاب کرده خیلی مناسبه چون باعث شده بهتر همهی ابعاد اتفاقات داستان رو از زبون آدمای مختلف ببینی. در کل دوسش داشتم. اگه به این سبک از کتابا علاقه داشته باشین، از خوندنش لذت میبرین. خود قلم نویسنده خیلی خوبه از نظر من.
ترجمه هم شده ولی خبر ندارم چطوره.
یه سریال هم ازش ساختن که دوست دارم ببینم حتما در اسرع وقت (چون که سم کلفلین داره 🙂↕️)
#مرور #ریویو #هیولاشناس #بوکولو
لینک معرفیش توی اینستا:
https://www.instagram.com/p/DCO6h8-I3il/?igsh=aDUyYTlpNnhtMGt3
❤8🔥1