سال گمشده
کاترین مارش
تارا کاظمی
نشر ابوعطا
امتیاز من: 5/5 ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
نظرم در مورد کتاب:
متیو پسر ۱۳ ساله ایه که تو دوران کرونا تو خونه گیر افتاده. مامانش هم نینتندو سوئیچش رو گرفته و خلاصه هیچ سرگرمیای نداره.
چند وقته که مامان متیو مادربزرگش رو آورده پیش خودشون تا بتونه ازش بهتر مراقبت کنه. جیجی با خودش چندتا جعبه هم آورده و متیو مامور میشه که جعبهها رو مرتب کنه و همین، باعث میشه متیو بفهمه جیجی از کساییه که از قحطی سالهای ۱۹۳۲-۱۹۳۳ تو شوروی، جون سالم به درد برده و کم کم، رازهای دردناکی رو در مورد گذشته اون متوجه میشه.
انقدررررر این کتاب رو دوست داشتم که باورت نمیشه! شخصیتهای داستان واقعی نیستن ولی نویسنده برای خلقشون از خانواده خودش و اتفاقاتی که پشت سر گذاشتن الهام گرفته...
استالین تو سالهای ۱۹۳۲-۱۹۳۳ سیاستی رو راه انداخت که توی اون روستاییها مجبور بودن زمینهاشون رو به دولت واگذار کنن. هر کسی که این کار رو نمیکرد دشمن مردم معرفی میشد و دستگیرش میکردن و خانوادهش مجبور بودن از گرسنگی بمیرن.
اوکراین، که اون زمان بخشی از شوروی بوده، بیشتر از خیلی جاها از این سیاست وحشیانه ضربه خورد چرا که بخش زیادی از گندم و غله کشور رو تامین میکرد. مردم خارج از مسکو و سایر شهرهای بزرگ داشتن از گرسنگی میمردن ولی حتی خود شهرنشینها خبر نداشتن از این موضوع. حکومت به طرفدارهای خودش القا کرده بود که فقط کسایی گرسنهان که کولاکان. کولاکها رو زمیندارهای ثروتمندی معرفی میکرد که مخالف حکومت کمونیستی هستن و حقشونه بمیرن چون خودشون نمیخوان با حکومت همکاری کنن! و خیلیها هم چشم و گوش بسته به این مزخرفات باور داشتن. حتی خبرنگارهای کشورهای دیگه اجازه نداشتن از محدوده مسکو خارج بشن نکنه کسی متوجه بشه واقعا چه جنایت وحشتناکی داره تو این کشور اتفاق میوفته!
بیش از چهار میلیون نفر توی این قحطی که خود استالین به وجود آورد، نه خشکسالی یا هیچ مشکل طبیعی دیگهای، جونشون رو از دست دادن که خیلیهاشون بچه بودن...
ابعاد تاریخی داستان این کتاب وحشتناکه. الان که دارم اینا رو مینویسم باز چشمام پر از اشک شده از تصور خانوادههایی که گرسنگی میکشن و شاهد مرگ عزیزانشون هستن...
دنیا جای وحشتناکیه. خیلی وحشتناک. ولی ما شاید بتونیم با بیشتر خوندن و بیشتر دونستن، حداقل در حد وسع خودمون آدم خوبی باشیم.
داستان کتاب و ترجمه هر دو عالی بود. شخصیتهای داستان با همهی خوبیها و بدیهاشون دوست داشتنیان و قلب آدم فشرده میشه به خاطر تجربیاتی که پشت سر میذارن. و این که داستان به دوران کرونا گره خورده هم این "همذات پنداری" رو بیشتر میکنه.
یکی از بهترین کتابهایی شد که من امسال خوندم. ♥️
#مرور #ریویو #بوکولو #هیولاشناس
کاترین مارش
تارا کاظمی
نشر ابوعطا
امتیاز من: 5/5 ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️
نظرم در مورد کتاب:
متیو پسر ۱۳ ساله ایه که تو دوران کرونا تو خونه گیر افتاده. مامانش هم نینتندو سوئیچش رو گرفته و خلاصه هیچ سرگرمیای نداره.
چند وقته که مامان متیو مادربزرگش رو آورده پیش خودشون تا بتونه ازش بهتر مراقبت کنه. جیجی با خودش چندتا جعبه هم آورده و متیو مامور میشه که جعبهها رو مرتب کنه و همین، باعث میشه متیو بفهمه جیجی از کساییه که از قحطی سالهای ۱۹۳۲-۱۹۳۳ تو شوروی، جون سالم به درد برده و کم کم، رازهای دردناکی رو در مورد گذشته اون متوجه میشه.
انقدررررر این کتاب رو دوست داشتم که باورت نمیشه! شخصیتهای داستان واقعی نیستن ولی نویسنده برای خلقشون از خانواده خودش و اتفاقاتی که پشت سر گذاشتن الهام گرفته...
استالین تو سالهای ۱۹۳۲-۱۹۳۳ سیاستی رو راه انداخت که توی اون روستاییها مجبور بودن زمینهاشون رو به دولت واگذار کنن. هر کسی که این کار رو نمیکرد دشمن مردم معرفی میشد و دستگیرش میکردن و خانوادهش مجبور بودن از گرسنگی بمیرن.
اوکراین، که اون زمان بخشی از شوروی بوده، بیشتر از خیلی جاها از این سیاست وحشیانه ضربه خورد چرا که بخش زیادی از گندم و غله کشور رو تامین میکرد. مردم خارج از مسکو و سایر شهرهای بزرگ داشتن از گرسنگی میمردن ولی حتی خود شهرنشینها خبر نداشتن از این موضوع. حکومت به طرفدارهای خودش القا کرده بود که فقط کسایی گرسنهان که کولاکان. کولاکها رو زمیندارهای ثروتمندی معرفی میکرد که مخالف حکومت کمونیستی هستن و حقشونه بمیرن چون خودشون نمیخوان با حکومت همکاری کنن! و خیلیها هم چشم و گوش بسته به این مزخرفات باور داشتن. حتی خبرنگارهای کشورهای دیگه اجازه نداشتن از محدوده مسکو خارج بشن نکنه کسی متوجه بشه واقعا چه جنایت وحشتناکی داره تو این کشور اتفاق میوفته!
بیش از چهار میلیون نفر توی این قحطی که خود استالین به وجود آورد، نه خشکسالی یا هیچ مشکل طبیعی دیگهای، جونشون رو از دست دادن که خیلیهاشون بچه بودن...
ابعاد تاریخی داستان این کتاب وحشتناکه. الان که دارم اینا رو مینویسم باز چشمام پر از اشک شده از تصور خانوادههایی که گرسنگی میکشن و شاهد مرگ عزیزانشون هستن...
دنیا جای وحشتناکیه. خیلی وحشتناک. ولی ما شاید بتونیم با بیشتر خوندن و بیشتر دونستن، حداقل در حد وسع خودمون آدم خوبی باشیم.
داستان کتاب و ترجمه هر دو عالی بود. شخصیتهای داستان با همهی خوبیها و بدیهاشون دوست داشتنیان و قلب آدم فشرده میشه به خاطر تجربیاتی که پشت سر میذارن. و این که داستان به دوران کرونا گره خورده هم این "همذات پنداری" رو بیشتر میکنه.
یکی از بهترین کتابهایی شد که من امسال خوندم. ♥️
#مرور #ریویو #بوکولو #هیولاشناس
❤8👍1🔥1
دو ساعته دارم چهارتا دونه تکست رو نسبت به هم جابجا میکنم ببینم از کدوم حالتش خوشم میاد
یه چیزیش با بقیه چیزایی که از اشتاین بک خوندم فرق میکنه ولی دقیق هنوز نمیدونم چی