از اونجایی که حوصله م سر رفته و خیلی بیخود و بی جهت استرس دارم، میخوام بشینم بوک مارک درست کنم 🤓
🌚4
یه چیزِ غیر ژانری خوندن بعد از یه مدت خیلی طولانی تقریبا فقط ژانری خوندن، خیلی خوبه
👍5
ما یه دقیقه زدیم شبکه ۳ با چشم خودمون رونالدو رو تو آزادی ببینیم
بعد برگشتیم رو سریالمون 😂😂😂
بعد برگشتیم رو سریالمون 😂😂😂
🤣6
خاطرات یک آدمکش
کیم یونگ ها
خاطره کرد کریمی
نشر چشمه
امتیاز من: 3.5
نظرم در مورد کتاب:
داستان در مورد یه قاتل سریالیه که به آلزایمر مبتلا میشه. حالا این وسط دخترش عاشق مردی شده که به نظر میاد اونم یه قاتل سریالیه و قاتلِ بازنشستهی ما تلاش داره با وجود ابتلا به آلزایمر، دخترش رو از دست این یکی قاتل نجات بده.
ایدهی داستانش خیلی جالب بود. زاویه دیدش اول شخصه و ما در واقع داریم خاطرات خودِ پیرمرد رو میخونیم. از اونجایی که آلزایمر داره، سبک نگارشش هم یه جور پراکندهایه و حتی چند باری چند تا جمله عینا تکرار میشه =) از این توجه نویسنده به جزئیات خوشم اومد.
آلزایمر بیماری وحشتناکیه. کتاب ها و داستان هایی که با محوریت این بیماری نوشته میشن همیشه منو تحت تاثیر قرار میدن. خیلی ترسناکه که آدم هویت خودش رو فراموش کنه. دیگه نه تو گذشته جایی داری و نه آینده برات معنی داره چون مغزت توانایی نداره هیچ کدوم از اینا رو پردازش کنه. فقط حال هست. حال و پوچیِ وجود داشتن بدون هیچ خاطره ای و حتی هیچ فکری... واقعا ترسناکه
یه عالمه جملههای جالب داشت و کلی هایلایت کردمش. شاید بعدا هم از کیم یونگ ها خوندم اگه ترجمه بشه چیزی. قلم خیلی خوبی داره.
کلا رمان خیلی کوتاهیه که با یه توئیست خیلی جالب تموم میشه که واقعا دوست داشتم اما اونجوری که باید و شاید "درگیرم" نکرد با خودش. انگار یه چیزی توی کتاب بود که باعث شد برام موندگار نشه. ولی به هر حال قطعا ارزش یک بار خوندن رو داره👌
#مرور #مل #بوکولو
کیم یونگ ها
خاطره کرد کریمی
نشر چشمه
امتیاز من: 3.5
نظرم در مورد کتاب:
داستان در مورد یه قاتل سریالیه که به آلزایمر مبتلا میشه. حالا این وسط دخترش عاشق مردی شده که به نظر میاد اونم یه قاتل سریالیه و قاتلِ بازنشستهی ما تلاش داره با وجود ابتلا به آلزایمر، دخترش رو از دست این یکی قاتل نجات بده.
ایدهی داستانش خیلی جالب بود. زاویه دیدش اول شخصه و ما در واقع داریم خاطرات خودِ پیرمرد رو میخونیم. از اونجایی که آلزایمر داره، سبک نگارشش هم یه جور پراکندهایه و حتی چند باری چند تا جمله عینا تکرار میشه =) از این توجه نویسنده به جزئیات خوشم اومد.
آلزایمر بیماری وحشتناکیه. کتاب ها و داستان هایی که با محوریت این بیماری نوشته میشن همیشه منو تحت تاثیر قرار میدن. خیلی ترسناکه که آدم هویت خودش رو فراموش کنه. دیگه نه تو گذشته جایی داری و نه آینده برات معنی داره چون مغزت توانایی نداره هیچ کدوم از اینا رو پردازش کنه. فقط حال هست. حال و پوچیِ وجود داشتن بدون هیچ خاطره ای و حتی هیچ فکری... واقعا ترسناکه
یه عالمه جملههای جالب داشت و کلی هایلایت کردمش. شاید بعدا هم از کیم یونگ ها خوندم اگه ترجمه بشه چیزی. قلم خیلی خوبی داره.
کلا رمان خیلی کوتاهیه که با یه توئیست خیلی جالب تموم میشه که واقعا دوست داشتم اما اونجوری که باید و شاید "درگیرم" نکرد با خودش. انگار یه چیزی توی کتاب بود که باعث شد برام موندگار نشه. ولی به هر حال قطعا ارزش یک بار خوندن رو داره👌
#مرور #مل #بوکولو
❤7👍1
"احساس گناه اساسا احساس بی دوامی است. ترس، خشم و حسادت به مراتب قویترند. ترس یا خشم، که خرتان را بچسبد، خواب را از چشمهایتان میرباید. خندهام میگیرد وقتی فیلم یا برنامهای تلویزیونی میبینم که در آن شخصیتی به خاطر احساس گناه خواب ندارد. این نویسندهها میخواهند چی توی پاچهمان کنند؟ آنها چیزی از زندگی سرشان نمیشود."
خاطرات یک آدمکش - کیم یونگ ها
#قاچ
خاطرات یک آدمکش - کیم یونگ ها
#قاچ
👍3
"نه مینوشم نه با دود سروکار دارم، برای همین مردم همیشه ازم میپرسند مسیحیام. ابلههایی هستند که کل زندگیشان را صرف دستهبندی کردن دیگران میکنند. کار را ساده میکند، اما کمی هم خطرناک است، چون نمیتوانند به زیروبم مثل منی پی ببرند که در دستهبندی های زپرتیشان جا نمیشود."
خاطرات یک آدمکش - کیم یونگ ها
#قاچ
خاطرات یک آدمکش - کیم یونگ ها
#قاچ
👍4