Bookollo
اینو خوندم و الان غم مرا فرا گرفته 🍂
حقیقتا احساس میکنم بلد نیستم براش ریویو بنویسم
پس اینایی که میگم "ریویو" نیست. صرفا نظر شخصی منه
پس اینایی که میگم "ریویو" نیست. صرفا نظر شخصی منه
👍4
زنان تروا
اوریپید
غلامرضا شهبازی
بیدگل
نظرم در مورد کتاب:
نمایشنامه بعد از اتفاقات جنگ تروا رو روایت میکنه. زمانی که همهی مردها و قهرمانهای تروا به خاک و خون کشیده شدن و زنهای باقی مونده رو یونانیها به بردگی گرفتن. کاراکتر اصلی هم هکوب، شهبانوی تروا و همسر پریامه.
داستان با مونولوگ پوزئیدون شروع میشه که تعریف میکنه چه اتفاقاتی افتاده و به یه دیالوگ بین اون و آتنا منتهی میشه که عملا با هم دشمنی دارن ولی به خاطر یه موضوعی، آتنا به پوزئیدون پیشنهاد همکاری میده و در ادامه هم داستان با هکوب پیش میره.
به معنی واقعی کلمه، یه اثر ضد جنگه. بیشتر از هر چیزی به این میپردازه که جنگ تا چه حد خونباره و چه تبعات غم انگیز و تلخی به خصوص برای زنها داره. زنهایی که عمدتا سرنوشتشون طوری رقم میخوره که مرگ توی جنگ رو به اسارت و بردگی ترجیح میدن. زنهایی که انگار غم از دست دادن عزیزانشون کافی نبود که مجبور باشن حقارت و پستی بردگی رو هم تحمل کنن! اونم بردگی و همبستری با آدمهایی که شمشیر و زوبینشون به خون عزیزان اونها آغشتهست!
دو تا صحنهش برای من خیلی تاثیرگذار بود. یکی صحنهی کاساندرا، دختر هکوب که گرفتار جنون شده و یکی هم اواخر داستان که گفتنش اسپویله و یه جورایی نقطه عطف داستانه.
واقعا روایت خیلی تلخی داره ولی به دل میشینه. خیلی هم کوتاهه. پیشنهاد میکنم بخونید حتما.
اگه با تروا یا الهههای روم و یونان چندان آشنایی ندارید، همچنان میتونید بخونیدش چون توی دیالوگها به اندازهی کافی اطلاعات هست که بفهمید چه خبره. ولی خب یه ذره اطلاعات کلی داشتن قطعا به دردتون میخوره موقع خوندنش.
#مرور #مل #بوکولو
اوریپید
غلامرضا شهبازی
بیدگل
نظرم در مورد کتاب:
نمایشنامه بعد از اتفاقات جنگ تروا رو روایت میکنه. زمانی که همهی مردها و قهرمانهای تروا به خاک و خون کشیده شدن و زنهای باقی مونده رو یونانیها به بردگی گرفتن. کاراکتر اصلی هم هکوب، شهبانوی تروا و همسر پریامه.
داستان با مونولوگ پوزئیدون شروع میشه که تعریف میکنه چه اتفاقاتی افتاده و به یه دیالوگ بین اون و آتنا منتهی میشه که عملا با هم دشمنی دارن ولی به خاطر یه موضوعی، آتنا به پوزئیدون پیشنهاد همکاری میده و در ادامه هم داستان با هکوب پیش میره.
به معنی واقعی کلمه، یه اثر ضد جنگه. بیشتر از هر چیزی به این میپردازه که جنگ تا چه حد خونباره و چه تبعات غم انگیز و تلخی به خصوص برای زنها داره. زنهایی که عمدتا سرنوشتشون طوری رقم میخوره که مرگ توی جنگ رو به اسارت و بردگی ترجیح میدن. زنهایی که انگار غم از دست دادن عزیزانشون کافی نبود که مجبور باشن حقارت و پستی بردگی رو هم تحمل کنن! اونم بردگی و همبستری با آدمهایی که شمشیر و زوبینشون به خون عزیزان اونها آغشتهست!
دو تا صحنهش برای من خیلی تاثیرگذار بود. یکی صحنهی کاساندرا، دختر هکوب که گرفتار جنون شده و یکی هم اواخر داستان که گفتنش اسپویله و یه جورایی نقطه عطف داستانه.
واقعا روایت خیلی تلخی داره ولی به دل میشینه. خیلی هم کوتاهه. پیشنهاد میکنم بخونید حتما.
اگه با تروا یا الهههای روم و یونان چندان آشنایی ندارید، همچنان میتونید بخونیدش چون توی دیالوگها به اندازهی کافی اطلاعات هست که بفهمید چه خبره. ولی خب یه ذره اطلاعات کلی داشتن قطعا به دردتون میخوره موقع خوندنش.
#مرور #مل #بوکولو
❤8
فعلا مترو کنکله آقا
دارم سفر به انتهای شب میخونم
به علاوه ی خاطرات یک آدمکش
اون وسط هم هر چیز کوتاهی که تو کتابخونه توجهمو جلب کنه میخونم که اسلامپ نشم🗿
دارم سفر به انتهای شب میخونم
به علاوه ی خاطرات یک آدمکش
اون وسط هم هر چیز کوتاهی که تو کتابخونه توجهمو جلب کنه میخونم که اسلامپ نشم🗿
👍4
برداشت من بیشتر چارچوبهای فکری بود. این که انعطاف پذیر باشی و صرفا خودت رو محدود به یه سری باورِ خاص نکنی. این باعث میشه همیشه ذهن بازی داشته باشی و بتونی بدون تعصب، به مسائل نگاه کنی.
Forwarded from Proxy Hagh | پروکسی حق
❗️ملت آبروریزی رو تکمیل کردن بزرگوارا و درو شکستن وارد هتل شدن. زبان قاصره همچنان.
چند نفر موفق شدن برن طبقات بالا
قشنگ 50 هزار نفر هستن
همینجوری هم دارن میان
پروکسی
🆔 @ProxyHagh ☜
چند نفر موفق شدن برن طبقات بالا
قشنگ 50 هزار نفر هستن
همینجوری هم دارن میان
پروکسی
🆔 @ProxyHagh ☜
از اونجایی که حوصله م سر رفته و خیلی بیخود و بی جهت استرس دارم، میخوام بشینم بوک مارک درست کنم 🤓
🌚4
یه چیزِ غیر ژانری خوندن بعد از یه مدت خیلی طولانی تقریبا فقط ژانری خوندن، خیلی خوبه
👍5
ما یه دقیقه زدیم شبکه ۳ با چشم خودمون رونالدو رو تو آزادی ببینیم
بعد برگشتیم رو سریالمون 😂😂😂
بعد برگشتیم رو سریالمون 😂😂😂
🤣6