کدوم؟
Final Results
17%
گذرگاه
26%
گورستان کتابهای فراموش شده
13%
ساحران باروت
40%
ارباب حلقه ها
5%
موج پنجم
🔥3
وا 😐 یه سری اکانت خارجی فیک هی جوین میشن به چنل
هی من ریموو میکنم باز جوین میشن 😐
هی من ریموو میکنم باز جوین میشن 😐
😱6😐3
Forwarded from Bookollo
نگو که پرداخت کردی واسه شپشش ؟
بریم یه خاطره یا داستان یادم اومد بهت بگم ...
یکی از دوستام اینارو گفت :
من مشهد زندگی میکنم .
کنار حرم امام رضا میان ، یبار داشتم رد میشدم ، یه آقا مسنی گفت من مادرم مریضه خودمم مسافرم فکر کنم گفت از قم اومدم ، پول ندارم برم داروخونه براش چیزی بگیرم ، گفت خواهشا بیا بریم داروخونه واسم بگیر .... و اینکه گفت بیا اینم نسحه پزشک برای دارو ها ، ( در جریان باش که میدونست این اطراف داروخونه ای وجود نداره ) ... گفتم اوکیه بریم داروخونه ، توی راه که بودیم داشتیم دنبال داروخونه میگشتیم ، ولی همون طور که میدونی پیدا نشد .
گفت پس پولش رو بده به من میرم تاکسی سوار میشم خودم میخرم ... بعدش گفت شماره کارتت رو بده واست میزنم رسیدم شهرمون .
من شک کرده بودم که ممکنه سرکاری باشه ، بهش گفتم آقا نسخه رو میدی نگاه کنم ، ... همزمان کارت بانکیمم دست آقا مسنه بود و داشت داخل گوشیش شماره کارتمو یادداشت میکرد ...
خلاصه ... من نسخه رو گرفتم و دیدم تاریخ نداره 🤦♂ ... فهمیدم اماااان ... این علاوه بر اینکه سر ماهارو کلاه میذاشته ، از روی نسخه کپی میگرفته خودش تاریخ وارد میکرده تحویل داروخونه میداده ... 😂😂
فهمیدی چی شد ؟
این در اصل کارش این بوده که دارو میفروخته ولی با پول دیگران ... یعنی میرفته داروخونه های مختلف شهر با پول دیگران و نسخه الکی ، دارو میگرفته ، بعد پول اون طرفی که کمک کرده رو پس نمیداده که هیچ ، دارو هارو راحت از داروخونه میگرفته بعدش میفروخته ...
خلاصه که من نسخه رو ازش گرفتم ، ... روش با خودکار تاریخ نوشتم 😂
یهو دیدم داد زد گفت خدا لعنتت کنه این نسخه آخرم بود قرار بود برم کپی از روش بگیرم وقت نکردم 😂😂 چرا کار و بار منو از بین میبری ؟
خلاصه که زد تو سرش فحش داد و رفت ... 🤦♂
فهمیدم نسخه اخرش بوده برای همین دیگه نیمخواسته با من بره داروخونه ، میخواسته سر راهش که داره میره از روی نسخه کپی بگیره ، پول منم بزنه به جیب
از اون روز به بعد کسی ندیدتش 🤣 بدبخت
بریم یه خاطره یا داستان یادم اومد بهت بگم ...
یکی از دوستام اینارو گفت :
من مشهد زندگی میکنم .
کنار حرم امام رضا میان ، یبار داشتم رد میشدم ، یه آقا مسنی گفت من مادرم مریضه خودمم مسافرم فکر کنم گفت از قم اومدم ، پول ندارم برم داروخونه براش چیزی بگیرم ، گفت خواهشا بیا بریم داروخونه واسم بگیر .... و اینکه گفت بیا اینم نسحه پزشک برای دارو ها ، ( در جریان باش که میدونست این اطراف داروخونه ای وجود نداره ) ... گفتم اوکیه بریم داروخونه ، توی راه که بودیم داشتیم دنبال داروخونه میگشتیم ، ولی همون طور که میدونی پیدا نشد .
گفت پس پولش رو بده به من میرم تاکسی سوار میشم خودم میخرم ... بعدش گفت شماره کارتت رو بده واست میزنم رسیدم شهرمون .
من شک کرده بودم که ممکنه سرکاری باشه ، بهش گفتم آقا نسخه رو میدی نگاه کنم ، ... همزمان کارت بانکیمم دست آقا مسنه بود و داشت داخل گوشیش شماره کارتمو یادداشت میکرد ...
خلاصه ... من نسخه رو گرفتم و دیدم تاریخ نداره 🤦♂ ... فهمیدم اماااان ... این علاوه بر اینکه سر ماهارو کلاه میذاشته ، از روی نسخه کپی میگرفته خودش تاریخ وارد میکرده تحویل داروخونه میداده ... 😂😂
فهمیدی چی شد ؟
این در اصل کارش این بوده که دارو میفروخته ولی با پول دیگران ... یعنی میرفته داروخونه های مختلف شهر با پول دیگران و نسخه الکی ، دارو میگرفته ، بعد پول اون طرفی که کمک کرده رو پس نمیداده که هیچ ، دارو هارو راحت از داروخونه میگرفته بعدش میفروخته ...
خلاصه که من نسخه رو ازش گرفتم ، ... روش با خودکار تاریخ نوشتم 😂
یهو دیدم داد زد گفت خدا لعنتت کنه این نسخه آخرم بود قرار بود برم کپی از روش بگیرم وقت نکردم 😂😂 چرا کار و بار منو از بین میبری ؟
خلاصه که زد تو سرش فحش داد و رفت ... 🤦♂
فهمیدم نسخه اخرش بوده برای همین دیگه نیمخواسته با من بره داروخونه ، میخواسته سر راهش که داره میره از روی نسخه کپی بگیره ، پول منم بزنه به جیب
از اون روز به بعد کسی ندیدتش 🤣 بدبخت
🤯8👍1👎1🌚1
بعد میگن چرا دیگه به اینطور آدما کمک نمیکنین 🥸 نمیدونم خبرشو دارین یا نه ولی چند وقت پیش یه نفر رو تو اسلامشهر دستگیر کردن که گدا بود. طرف ساعتی ۱.۶ میلیون درآمد داشت =))))
😱7👎1🆒1