I am watching you
Tressa Driscoll
(ترجمه هم شده. هم کوله پشتی زده هم جامی هم مثل این که نون؟)
امتیاز من: 1.5/5 ⭐️
نظرم در مورد کتاب:
به قول فراستی، مقوا 🙂
الا تو قطار لندن اتفاقی حرفای دوتا دختر ۱۶ ساله رو میشنوه، آنا و سارا، که دارن میرن تئاتر موزیکال بینوایان رو ببینن. خیلی اتفاقی دو تا پسر سوار قطار میشن که تازه از زندان آزاد شدن! و پسرا به آنا و سارا نزدیک میشن.
یه حسی به الا میگه در مورد دخترا به خانوادشون یا به پلیس خبر بده چون این دوتا پسر به نظر دارن اونا رو از روال عادیای که سفرشون قرار بود داشته باشه خارج میکنن ولی این کار رو نمیکنه.
و صبح روز بعد الا توی اخبار عکس آنا رو میبینه! آنا گم شده!
این کتاب ۴۹ چپتره (که البته کوتاهن اکثرا) ولی لیترالی میتونست تو نصف همین تعداد چپتر، داستان رو جمع کنه :))))
اینطور که به نظر میاد، هدف دریسکول بیشتر این بوده که نشون بده چطور پروندههای جنایی روی خانوادهی قربانی، دوستانش و همچنین روی شاهدین اون جرم تاثیر میگذاره ولی خب به جز چند تا چپتر پایانی، توی بقیه کتاب اونقدرا موفق نشد به این هدف دست پیدا کنه!!
کتاب از زاویه دید چند نفر روایت میشه ولی وقتی بین این کاراکترها سوئیچ میکنه، لحن روایت عملا یکنواخته. تقریبا همهی کاراکترهای کتاب شبیه همدیگهان. انگار هیچ کدوم اونطور که باید و شاید فرم نگرفتن. به علاوه چپترهای الا اول شخصه و بقیه سوم شخص! نمیدونم چرا همچین کاری کرده!
یه نکته خیلی ناراحت کننده در مورد روند حل پرونده اینه که عملا هیچ سرنخی وجود نداره! و چپترهای اولیه مداوما یه روند تکراری و یکنواختی رو طی میکنن. اینجوری که یهو به یکی از کاراکترها یه خبر مهمی میدن یا مثلا میگه "بالاخره میخوام واقعیت رو بگم" و اون خبر یا واقعیت به شدت احمقانه و Lame و بیربطه :)))) و گفتن همون رو هم ۵ تا چپتر طول میده!! و بدتر اعصابت رو خورد میکنه.
توییست نهایی هم هر چند که واقعا غیر قابل پیشبینی بود ولی... منطقی نبود! هیچ کجاش منطقی نبود! نه سرنخها نه رابطه کاراکترها با همدیگه. واقعا کاش به جای همچین رمانی ازش یه داستان کوتاه مینوشت. احتمالا خیلی بهتر میشد.
اگه قرار بوده این کتاب یه تریلر روانشناختی باشه که بخواد بیشتر تمرکز داستان رو بذاره روی خانواده و دوستان قربانی و نه خودش، متاسفانه اصلا موفق نشد این ابعاد روانشناسانه رو خوب نشون بده! و شخصا حتی یه ذره هم با هیچ کدوم از کاراکترها ارتباط خاصی برقرار نکردم.
#مرور #ریویو #هیولاشناس #بوکولو
Bookollo | معرفی کتاب
Tressa Driscoll
(ترجمه هم شده. هم کوله پشتی زده هم جامی هم مثل این که نون؟)
امتیاز من: 1.5/5 ⭐️
نظرم در مورد کتاب:
به قول فراستی، مقوا 🙂
الا تو قطار لندن اتفاقی حرفای دوتا دختر ۱۶ ساله رو میشنوه، آنا و سارا، که دارن میرن تئاتر موزیکال بینوایان رو ببینن. خیلی اتفاقی دو تا پسر سوار قطار میشن که تازه از زندان آزاد شدن! و پسرا به آنا و سارا نزدیک میشن.
یه حسی به الا میگه در مورد دخترا به خانوادشون یا به پلیس خبر بده چون این دوتا پسر به نظر دارن اونا رو از روال عادیای که سفرشون قرار بود داشته باشه خارج میکنن ولی این کار رو نمیکنه.
و صبح روز بعد الا توی اخبار عکس آنا رو میبینه! آنا گم شده!
این کتاب ۴۹ چپتره (که البته کوتاهن اکثرا) ولی لیترالی میتونست تو نصف همین تعداد چپتر، داستان رو جمع کنه :))))
اینطور که به نظر میاد، هدف دریسکول بیشتر این بوده که نشون بده چطور پروندههای جنایی روی خانوادهی قربانی، دوستانش و همچنین روی شاهدین اون جرم تاثیر میگذاره ولی خب به جز چند تا چپتر پایانی، توی بقیه کتاب اونقدرا موفق نشد به این هدف دست پیدا کنه!!
کتاب از زاویه دید چند نفر روایت میشه ولی وقتی بین این کاراکترها سوئیچ میکنه، لحن روایت عملا یکنواخته. تقریبا همهی کاراکترهای کتاب شبیه همدیگهان. انگار هیچ کدوم اونطور که باید و شاید فرم نگرفتن. به علاوه چپترهای الا اول شخصه و بقیه سوم شخص! نمیدونم چرا همچین کاری کرده!
یه نکته خیلی ناراحت کننده در مورد روند حل پرونده اینه که عملا هیچ سرنخی وجود نداره! و چپترهای اولیه مداوما یه روند تکراری و یکنواختی رو طی میکنن. اینجوری که یهو به یکی از کاراکترها یه خبر مهمی میدن یا مثلا میگه "بالاخره میخوام واقعیت رو بگم" و اون خبر یا واقعیت به شدت احمقانه و Lame و بیربطه :)))) و گفتن همون رو هم ۵ تا چپتر طول میده!! و بدتر اعصابت رو خورد میکنه.
توییست نهایی هم هر چند که واقعا غیر قابل پیشبینی بود ولی... منطقی نبود! هیچ کجاش منطقی نبود! نه سرنخها نه رابطه کاراکترها با همدیگه. واقعا کاش به جای همچین رمانی ازش یه داستان کوتاه مینوشت. احتمالا خیلی بهتر میشد.
اگه قرار بوده این کتاب یه تریلر روانشناختی باشه که بخواد بیشتر تمرکز داستان رو بذاره روی خانواده و دوستان قربانی و نه خودش، متاسفانه اصلا موفق نشد این ابعاد روانشناسانه رو خوب نشون بده! و شخصا حتی یه ذره هم با هیچ کدوم از کاراکترها ارتباط خاصی برقرار نکردم.
#مرور #ریویو #هیولاشناس #بوکولو
Bookollo | معرفی کتاب
🤝5❤2👍1🔥1