Bookollo
423 subscribers
927 photos
13 videos
16 files
222 links
بگو دوست و وارد شو :)🌱

لیست هشتگ‌ها:
https://t.me/bookollo/650

یوتوب:
https://youtube.com/@bookollo?si=Ov2-ebwZoMhxVlh_
Download Telegram
باحال بووود
از شدت زیباییِ اینا میشه اوردوز کرد
👍1
سانی بوک واقعا داره تمیز کار میکنه 🤌🏻
تا اینجای کتاب دوم نبرد با شیاطین (دزد شیطانی)، حوصله سر بر بود
البته کار کودک و نوجوانه به هر حال
نمیشه زیادم ازش توقع داشت
ولی خب نسبت به سرزمین اشباح، به نظرم ضعیف تر میاد
رویای تب آلود
جورج آر آر مارتین
رویای تب آلود
جورج آر آر مارتین
میلاد فشتمی
انتشارات بهنام

نظر من:

داستان از اونجایی شروع می‌شه که مرد اسرارآمیزی به اسم جاشوا یورک سراغ رئیس یه شرکت کشتیرانی، ابنر مارش، میاد و بهش پیشنهاد وسوسه انگیزی می‌ده‌.

ابنر جدیدا چند تا از کشتی‌هاش رو از دست داده و در آستانه‌ی ورشکستگیه اما یورک بهش پیشنهاد می‌ده که با همکاری هم یه کشتی جدید و بزرگ و خفن بسازن و به قولی تجربه از ابنر، و تمام خرج و مخارج از یورک. ابنر هم وسوسه می‌شه و قبول می‌کنه تا با یورک شریک بشه اما کم کم می‌فهمه نه یورک و نه رفیق‌هاش هیچ کدوم به نظر عادی نمیان و در نهایت، پاش به ماجراهای خطرناکی باز میشه که نه تنها شغل و اعتبار و آبروش، بلکه جونش رو هم به خطر میندازه.

خب من هنوز نغمه آتش و یخ رو نخوندم. در نتیجه این تقریبا اولین رویارویی من با مارتین بود (میگم تقریبا چون یه کتاب دیگه ازش دارم که یه ذره خوندم ولی هنوز تموم نکردم) و خیلیییی دوسش داشتم!

قلمش انقدر روون و پر کششه که کاملا توی کتاب حل می‌شدم! اوایل روال داستان یکم کنده و تا فصل ۱۳ اتفاق خاصی نمیفته ولی بعد از اونجا به بعد دیگه نمیشه کتاب رو زمین گذاشت!

به نظرم جذاب‌ترین نقطه‌ی قوت کتاب، شخصیت پردازیشه که به شدت خفنه. به شدت! به خصوص در مورد مارش که به یکی از کاراکترهای مورد علاقه‌م توی کتاب‌ها تبدیل شد.

بعد از اون هم فضاسازی داستانه که اونم کاملا مجذوب کننده‌ست و از مهمترین دلایل غرق شدن آدم توی دنیای کتابه. این، به علاوه‌ی کاراکترهای جذاب و دیالوگ‌های عالی، همه و همه دست به دست هم می‌دن تا هر دفعه حین خوندن کتاب، برید به آمریکای سال ۱۸۵۷.

در مورد ترجمه هم نظری نمیدم چون مقایسه نکردم اما روون بود به هر حال. بیشتر ایرادهای ویراستاری طور داشت! ولی در کل ترجمه‌ی روونی بود.

#مرور #بوکولو #دیدگاه #ریویو
👍2
احتمالا گروه همخوانی وحشت رو پاک کنم 👈🏻👉🏻
👎4
خودتون اگه منو بشناسید میدونید که ژانر مورد علاقه‌م وحشته اما همیشه این ژانر خیلی طفلکی مونده یه جورایی بین کتابخون‌های ایرانی.

در نتیجه هدفم از زدن اون گروه این بود که جایی باشه برای طرفدارهای این ژانر تا دور هم جمع بشیم و از این ژانر بخونیم و صرفا تخصصی به آثار ژانر وحشت توجه بشه و همینطور به نویسنده هاش و خلاصه جوّ خیلی مفیدی به وجود بیاد اما خب موفقیت آمیز نبود.

اینجوری شد که تصمیم گرفتم گروه رو ببندیم 🙂 تجربه شد دیگه 🤷🏻‍♀

پ.ن: گروه نان فیکشن میمونه
🤝
Bookollo
کدومو بخونم؟
چرا دیدن نتایج نذاشتم
همیشه باید یه جای نظرسنجی هام بلنگه 😭
😁1
Bookollo
کدومو بخونم؟
خب تصویب شد
مترو میخونم 🤝 مچکرم
ایشالا که یکی از مجموعه‌های نصفه نیمه‌مو تکمیل کنم 🙂
سلام :)
نظرتون در مورد یه ریویوی نصفه شبانه چیه؟
👍3🌚1
اینو دیروز پریروز تموم کردم
ملکه‌ی زیبایی لی‌نین
مارتین مک دونا
حمید احیاء
انتشارات نیلا

نظر من:

این دومین اثری بود که از مک دونا خوندم. به نظرم یه جورایی دستم اومد سبک و سیاق نوشتنش رو و آقا خیلی دوستش دارمممم.

کلا خیلی تم دارکی داره داستان‌هاش 🌚 ولی این نسبت به "مرد بالشی" خیلی رقیق‌تر بود، هر چند که هسته‌ی داستان همچنان تلخه.

داستان در مورد زن ۴۰ ساله‌ایه که مجبوره با مادر پیرش تو یه روستای دور افتاده توی ایرلند زندگی کنه. بالاخره موقعیتی پیش میاد که زن بتونه از فلاکتِ زندگی کنار یه پیرزن بدعنق نجات پیدا کنه اما قضیه به همین سادگی پیش نمیره...

یه چیزی توی قلم مک دونا هست که آدم رو میخکوب میکنه. دقیقا نمیدونم چیه. مثلا شاید شخصیت پردازی‌هاش باشه. با این که هر دوتا اثری که ازش خوندم نمایشنامه‌های کوتاه بودن، اما تو همین چند صفحه، شخصیت‌هایی برات خلق میکنه که هرگز فراموششون نمیکنی. شخصیت‌هایی با ابعاد مختلف که ذهن تو رو تا ابد درگیر خودشون نگه میدارن :)

یه سری جزئیات اجتماعی سیاسی هم دارن. تو این مثلا خیلی صحبت از خیلی مسائل اجتماعی شد چون داستان حول محور ایرلندی‌های مهاجر میگرده که چطور تنها راهشون برای امرار معاش، مهاجرت به انگلیس یا حتی آمریکا بوده و شاید براتون جالب باشه بدونید که حتی با اونا هم برخورد خوبی نمی‌شده!!! و یه سری مسائل اینطوریِ دیگه.

جالبه دیالوگ‌ها خیلی توی کاراش تکرار میشن. یعنی یه دیالوگ بین کاراکترها خیلی پاسکاری میشه. نمیدونم اینم به نوعی امضای خودشه یا نه ولی تو این هم دقیقا شبیه مرد بالشی بود این قضیه. شاید این برای بعضیا اذیت کننده باشه ولی خب برای من مهم نبود.

ترجمه رو مقایسه نکردم راستش ولی خب روون بود‌. از لحاظ سانسور هم بعید میدونم سانسور داشته باشه. از متن که اینطور بر میومد :) موخره‌ی کتاب هم نقد جالبی داشت در مورد این اثر و مک دونا و آثارش و نویسنده‌های مشابهش و غیره.

مک دونا بخونید :) حتی اگه نمایشنامه نمی‌خونید، مک دونا بخونید.

#مرور #بوکولو
👍31
عه وا چقدر نوشتم 👩‍🦯
این که عکس خودم پروفایل باشه، خودشیفته وار نیست؟