Forwarded from خانه خبر فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی
پانزدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب تبریز
۲ تا ۷ آبان ماه ۱۳۹۶
نمایشگاه بین المللی تبریز
ساعات بازدید: ۱۰ الی ۲۰
@azarshnews
۲ تا ۷ آبان ماه ۱۳۹۶
نمایشگاه بین المللی تبریز
ساعات بازدید: ۱۰ الی ۲۰
@azarshnews
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
باید خواند تا شنید سرگذشتهای غم و شاد،
تلخیهاو شیرینیها را لمس کرد،
سختی جداییها و شوق وصلها را احساس کرد،
عشق و محبتها را فهمید
انسانیت را تشخیص داد
در کوچه سرنوشتها قدم گذاشت و هم قدم با گذشته ها شد ،
باید خواند تا احساسهای خاموش را روشن کرد،
باید خواند تا چشمها را به واقعیتها گشود،
باید خواند تا قدیمی شد، با تجربه شد،
شاید سخنی ، شاید جمله ای تکانم دهد، بیدارم کنم، بیدار
تلخیهاو شیرینیها را لمس کرد،
سختی جداییها و شوق وصلها را احساس کرد،
عشق و محبتها را فهمید
انسانیت را تشخیص داد
در کوچه سرنوشتها قدم گذاشت و هم قدم با گذشته ها شد ،
باید خواند تا احساسهای خاموش را روشن کرد،
باید خواند تا چشمها را به واقعیتها گشود،
باید خواند تا قدیمی شد، با تجربه شد،
شاید سخنی ، شاید جمله ای تکانم دهد، بیدارم کنم، بیدار
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
بزرگترین چیز در زندگی این است که یاد بگیری چطور عشقت را به همه هدیه کنی و چطور اجازه بدهی عشق به وجودت راه پیدا کند.
از موری
از موری
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
عشق تنها عملکرد منطقی بشر است،
لوین
لوین
دیدن آئينه ایست تا تصویر وقایع دنیا برآن نقش میبندد، ولی خواندن همانند قلمی ست که واقعیت ها را بر صفحه سفید تفکرمان نقش میکند.
Forwarded from مؤسسه فرهنگی و هنری شهرقصه
Forwarded from 💎مجله ترنم💎
Forwarded from نیکوکاری دستهای مهربان
نقاش مشهوری درحال اتمام نقاشی اش بود.
آن نقاشی بطورباورنکردنی زیبا بودو میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بودکه ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت.
نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد
که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.
شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند .
میخواست فریاد بزند،اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود،مرد به سرعت قلمویی رابرداشت ودوید روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.
نقاش که این صحنه را دید باسرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.
اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.
براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم
اما گویا خالق هستی میبیند چه خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای مارا خراب میکند.
گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان آورده ناراحت میشویم
اما یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم:
خداي مهربان ما همیشه بهترین را برایمان می خواهد . به زور و اصرار چیزی را از او نخواه.
آن نقاشی بطورباورنکردنی زیبا بودو میبایست در مراسم ازدواج شاهزاده خانمی نمایش داده میشد.
نقاش آنچنان غرق هیجان ناشی از نقاشی اش بودکه ناخودآگاه در حالیکه آن نقاشی را تحسین میکرد، چند قدم به طرف عقب رفت.
نقاش هنگام عقب رفتن پشتش را نگاه نکرد
که یک قدم به لبه پرتگاه ساختمان بلندش فاصله دارد.
شخصی متوجه شد که نقاش چه میکند .
میخواست فریاد بزند،اما ممکن بود نقاش بر حسب ترس غافلگیر شود و یک قدم به عقب برود و نابود شود،مرد به سرعت قلمویی رابرداشت ودوید روی آن نقاشی زیبا را خط خطی کرد.
نقاش که این صحنه را دید باسرعت و عصبانیت تمام جلو آمد تا آن مرد را بزند.
اما آن مرد تمام جریان را که شاهدش بود را برایش تعریف کرد که چگونه در حال سقوط بود.
براستی گاهی آینده مان را بسیار زیبا ترسیم میکنیم
اما گویا خالق هستی میبیند چه خطری در مقابل ماست و نقاشی زیبای مارا خراب میکند.
گاهی اوقات از آنچه زندگی بر سرمان آورده ناراحت میشویم
اما یک مطلب را هرگز فراموش نکنیم:
خداي مهربان ما همیشه بهترین را برایمان می خواهد . به زور و اصرار چیزی را از او نخواه.