کانال کتاب و کتابخوانی
410 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
آدم‌ها را مهمان کنید
مهمان یک دل خوش
یک احوالــپرسی
ساده و بی‌قضاوت
یک فنجان زندگی بی‌دغدغه
مهمان مهربانی‌تان

آدم‌ها را مهمان کنید..
به دوست داشتن
به خیال راحت" از حضورتان..
به حس خوب
به حرفــهای "بی کینه و کنایه
به لبخندی
👍81
Che Konam
Sina Sarlak @RozMusic.com
آدم ها
کارهایی که دوست دارند رو
پیش کسانی که دوستشون دارند
انجام میدند .

#ع_دباغ
👏9
آدم از یک جایی به بعد،
دیگر ،خودش را به در و دیوار نمیکوبد،
از هر چه هست و نیست شاکی نمیشود،
از آدمها فاصله نمیگیرد،
ازهیچ کس دیگر متنفر نمیشود
دیگر گریه نمی کند،
غصه نمی خورد،
از حرف کسی نمی رنجد،
آدم از یک جایی به بعد،
دیگر منتظر نمی ماند،
دیگر بی قرار نمی شود
می دانی؟
آدم از یک جایی به بعد،
فقط تماشا میکند.
و به خدا واگذار میکند....
👌8👍2
●عکس پدر و مادر پروین اعتصامی درمیهمانی اشرافی تبریز۱۱۴ سال پیش
● استقبال خانواده های ایرانی از فیلم جدید پروین در سینماهای کشور
●●●●●●●●●●●●●
انتشار عکس پدر و مادر پروین اعتصامی در یک میهمانی اشرافی در محله ششگلان تبریز حدود ۱۱۴ پیش یعنی اواخر دوره قاجار همزمان با اکران فیلم جدید پروین در شبکه های اجتماعی وسطح ملی مورد توجه جمع کثیری شده است.در این عکس که در میهمانی خانواده عدل المک و در جشن یکی از دختران حاج سید حسن عدل المک در محله ششگلان تبریز حدود ۱۱۴سال پیش گرفته شده است .
شادروان میرزا یوسف اعتصامی پدر آشتیانی الاصل و زنده یاد خانم اختر فتوحی تبریزی مادر پروین اعتصامی را در یک قاب نشان می دهد.که در این جشن با لباس مجلسی کنار هم نشسته اند ولی از پروین و یا سایر کودکان حضار در این مجلس اعیانی خبری نیست و احتمالا کودکان را در خانه گذاشته اند. تورق زندگی پدر و مادر پروین نشان میدهد دوران طفولیت و کودکی پروین در تبریز بوده است.
پروین اعتصامی مشهورترین شاعر زن ادبیات معاصر ایران《۱۲۸۵ تبریز_۱۳۲۰قم》
با سرودن ۶۰۶ شعر در قالب های مثنوی،قطعه ، قصیده در ۲۵۰۰ بیت ، نامی بزرگ در میان شاعرانی که همدردی با محرومان و توجه به حقوق زنان را دارد داشته و ولع و شوق به آموختن،گفتن،سرودن،تاختن به ظلم و استبداد و توجه به خانواده و ستونهای آن یعنی والدین در اشعارش موج می زند.پدرش شادروان یوسف اعتصامی اهل آشتیان ادیب ،نویسنده و روزنامه نگار و سیاستمدار آموخته در مکتب سیاسی تبریز و روان شاد خانم اختر فتوحی تبریزی آشنا به کلام الله مجید و از خانواده های اصیل این شهر کهن بوده و پروین در چنین خانواده ای بامسلط به ۴ زبان ترکی،فارسی،عربی،و با تحصیل در دوره نوجوانی در مدرسه آمریکایی تهران انگلیسی هم یاد گرفته بود. متاسفانه زندگی نالان و ناموفقی از نظر ازدواج داشته و این شانس بد بر روح و روان لطیف شاعر اثرات منفی گذاشته با این حال با کتاب و کتابخانه همنشین شده و بخشی از این آلام خود را تسکین می‌داده است. و مدتها هم کتابدار و رییس کتابخانه دانشسرای عالی تهران خدمت فرهنگی داشته است .اخیرا اکران فیلم پروین در سینماهای کشور و از جمله سینمای ۲۹ بهمن را شاهد بودیم که نگارنده نیز این فیلم محصول سال گذشته راجمعه گذشته در معیت خانواده دیدیم این فیلم داستانی پروین از تولد تا مرگ به کارگردان آقایان ورزی و تهیه کنندگی شریفی نیا ساخته شده و خانواده های کثیری در سینماهای کشور به سراغ این فیلم که در شبکه های اجتماعی تبلیغات خوبی دارد می روند ومی بینند. نکته جالب آن پرداخت ساده و آوردن نام بزرگ تبریز در آیتم های مختلف بود.که دیدن این فیلم زیبا را به دوستان و دوستداران شعر و ادب و پروین پیشنهاد می کنم.●در ذیل قطعه کوتاه و دلنشینی از تاثیر تربیت فرزند و نقش مادر را با هم بخوانیم.
اگر فلاطن و سقراط، بوده‌اند بزرگ
بزرگ بوده پرستار خردی ایشان
به گاهواره مادر، به کودکی بس خفت
سپس به مکتب حکمت، حکیم شد لقمان
چه پهلوان و چه سالک، چه زاهد و چه فقیه
شدند یک‌سره، شاگرد این دبیرستان
حدیث مهر، کجا خواند طفل بی مادر
نظام و امن، کجا یافت ملک بی سلطان …
همیشه دختر امروز، مادر فرداست
ز مادرست میسر، بزرگی پسران …

■محمد فرج پور باسمنجی
👌4🙏1
گذرگاه زمان،
خیمه شب بازیِ دهر
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد،
عشق ها می میرند،
رنگ ها رنگ دگر می گیرند،
و فقط خاطره هاست
که چه شیرین و چه تلخ
دست ناخورده به جا می مانند!


#مهدی اخوان ثالث
👍4👏4
اینجوری عاشق باشیداینجوری که آدم کیف کند نگاهتان کندکه هر بار ساز روزگار کوک نبود؛ حال آدم با دیدنتان خوب شوداینجوری عاشق باشید اینجوری که اولویتتان یک نفر باشد و همان یک نفر کفایت کند برای تمام عمر. که خسته نشوید، که عادت نکنید به حضور و لبخندهای او، که معمولی نباشد و خاص‌ترین بماند برای شما.
می‌دانم اوضاع کمی تغییر کرده و نان جای احساس را گرفته مدت‌هاست، اما عشق همیشه اصیل‌ترین و نجات‌دهنده‌ترین بوده و پناه‌دهنده‌ترین است. گاهی پناه ببرید به عشق، پناه ببرید به معشوق، پناه ببرید به‌ آغوش و صدای همدیگر.
و دلخوشی‌ساز لحظه‌های هم باشید. دنیا کم حال‌مان را نگرفته، دوستت‌دارم ها را بگویید و سراغ همدیگر را زود به زود بگیرید. دریغ نکنید اگر کلامی در حنجره‌هاتان مانده و حال کسی با شنیدن همان خوب می‌شود، اگر کنار چهارراه، شاخه گلی از دستی بگیرید و به دست دیگری بدهید، حال دو نفر را بهتر می‌کنید، دریغ نکنید! ما برای چشیدن طعم زندگی، پیش‌نیازهای بیشتری در دست نداریم. فرصت عشق ورزیدن و احساس فوق‌العاده‌ی خواستنی بودن و دوست داشته‌شدن را از همدیگر دریغ نکنید.

#نرگس_صرافیان_طوفان
5
آلفرد آدلر, روان شناس مشهور اتريشى, به بيماران اندوهگين خود مى گفت: "اگر از اين نسخه پيروى كنيد ظرف ١٤ روز معالجه خواهيد شد. هر روز فكر كنيد چطور مى توانيد يك نفر ديگر را خوشحال كنيد. زيرا انديشه خوشحال كردن ديگران ما را از تفكر درباره خودمان باز مى دارد و بزرگترين عامل نگرانى ترس و اندوه انديشيدن درباره خود است. شادمانى انسان و شادمانى ديگران به يكديگر وابسته است!

#آلفرد_آدلر
📕 طبیعت انسان
👌51
بیشتر بدبختی ها ،
خراب کاری ها
و اشتباهات انسانی را
کسانی به بار آورده اند ،
که ادعا داشته اند چیزی می دانند.

#ویسواوا_شیمبورسکا
👌6
اگر یکی از مشتاقان کتاب هستید، بزرگترین خوشبختی جهان را دارا هستید.

#ژول کاراداتی
5👏3
قرار بود با سواد شویم!

یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تخته‌ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می‌خورد مثل پرنده که در قفسش باز می‌شود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشاره‌مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم،‌ به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو می‌شدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم

فقط چند سوال ؟...

چقدر سواد رفتار اجتماعی آموختیم؟
چقدر سواد فرهنگی
چقدر سواد رابطه
چقدر سواد دوست داشتن
چقدر سواد انسانیت
چقدر سواد زندگی آموختیم و داریم
قرار بود با سواد شویم ...
👍12
عروسکی که در پنج سالگی
خراب شد و کلی غصه اش را خوردیم
در ده سالگی دیگر اصلا مهم نیست !

نمره امتحانی که در دبیرستان
کم شدیم و آنقدر به خاطرش اشک
ریختیم و روزگارمان را تلخ کرد ...
در دوران دانشگاه هیچ اهمیتی ندارد
و کلا فراموش شده است !

آدمی که در اولین سال دانشگاه
آنقدر به خاطرش غصه خوردیم و
اشک ریختیم و بعد فهمیدیم ارزشش
را نداشته و دنیای مان ویران شد ...
در سی سالگی تبدیل به غباری از یک خاطره دور  دور شده که حتی ناراحت مان هم نمی کند !

چکی که برای پاس کردنش در سی سالگی آنقدر استرس و بی خوابی کشیدیم، در چهل سالگی یک
کاغذ پاره بی ارزش و فراموش شده است !

پس یقین داشته باش که مشکل
امروزت اینقدرها هم که فکر میکنی
بزرگ نیست !
این یکی هم حل می شود.
میگذرد و تمام می شود ...
👍8👌2
Ham Safar
Hojat Ashrafzade
Hojat Ashrafzade - Ham Safar - 128.mp3
"زندگی" هدیه خداوند
به ماست  ...

و شیوه زندگی ما
هدیه ما به خداوند...

پس تا می‌توانیم
با انسانیت و زیبا زندگی کنیم
💯7
هر بار که
قدمی به جلو بر می‌داری
حتی اگر کوچک باشد
در واقع داری به جهانِ هستی
نشون میدی که در حال جنگیدن
برای رویاهات هستی..
👍4👌3
گفت حواسِت به آدمهایی که کاکتوس‌وار زندگی میکنن باشه
گفتم کاکتوس‌وار؟
منظورت چیه؟!
«آدمهایی که مثل کاکتوس، نیازی نیست دائم حواست بهشون باشه
نیازی نیست هرروز خاکِشون رو چِک کنی تا مبادا خشک شده باشه
ترسِ پلاسیده شدنشون رو نداری
به خیالت خیلی مقاومن...
اما یه روز که مثل روزای دیگه مشغولِ رسیدن به بقیه گل های رنگارنگت هستی
چشمت به کاکتوست میوفته میبینی زردو پلاسیده شده
و ریشه هاش خاکِستر...
و تو تازه همون روز میفهمی
کاکتوس ها هم میمیرن
اما تدریجی...
و بی خبر...»
👌4💯31
کی دنبالمون کرده که دیگه شیر رو توی شیرجوش و روی گاز نمی‌جوشونیم، به حباب‌های ریزی که دورش ایجاد می‌شه، زل نمی‌زنیم و به‌جاش سی ثانیه چرخیدن سینی مایکروویو رو ترجیح می‌دیم؟

کی دنبالمون کرده که به جای لباس پوشیدن، رفتن تا نونوایی محل، خریدن دو تا سنگک و سر راه سلام و علیک کردن با در و همسایه، با چهار تا کلیک سفارشمون رو ثبت می‌کنیم؟

کی دنبالمون کرده که به جای لم دادن روی کاناپه، تخمه خوردن و انیمیشن دیدن، سرعت دو ایکس رو انتخاب می‌کنیم که تند تند بگذره و تموم شه؟

کی دنبالمون کرده که دیگه کتاب نمی‌خونیم، مقاله نمی‌خونیم، دنبال معنی هیچ لغت زبانی نمی‌گردیم، هیچ یادداشتی رو خلاصه نمی‌کنیم
👍6
از ناملایمات زندگی که به تنگ می‌آیم،

به مأمن‌هایی پناه می‌برم تا روح آزرده‌ام را صیقلی بدهم؛ حمامِ روح من، آغوش گرم مادرم است، نگاه کردن به چشمان معصوم یک دختربچه‌، در آغوش گرفتن یک سگ کوچک ، گوش دادن به صدای آب یک رودخانه ، نگاه کردن به غروبی شگفت‌انگیز ، شنیدن دکلمه‌ای از شاملو یا شعرخوانی سایه آنجایی که لطفی تار می‌نوازد ، غرق شدن در صدای ویولونی حُزن‌انگیز ، تماشای کنسرت ، تئاتر ، فیلم ، خواندن ابیاتی از حافظ یا رمانی کلاسیک...

می‌دانی رفیق! حق با آقای داستایفسکی است. «هر انسانی باید بتواند به جایی پناه آورد ؛ به یکجا ، هرکجا که باشد...»

و چه خوشبختی بزرگی‌ست یافتن چنین پناهگاهی

#عباس_ناظری
👌42