کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
بادبادک، سامراست موآم
حقیقت این است ...

فرودگاهها، بوسه های بیشتری از
سالن های عروسی به خود دیده اند!

و دیوار بیمارستانها بیشتر از
عبادتگاه ها دعا شنیده اند!

هميشه اینگونه ایم!!!

همه چیز را موکول میکنیم به زمانی
که چیزی در حال از دست رفتن است!!


#چارلی_چاپلین
‌هرکس باید روی پای خودش بایستد و فقط به خاطر خودش زندگی کند. هرکس به کس دیگر، هر که می خواهد باشد تکیه کند، آخر زمین خواهد خورد...

#غلامحسین_ساعدی
📓 آشفته حالان بیداربخت
خواستند یوسف را بکشند، یوسف نمرد...
خواستند آثارش را از بین ببرند، ارزشش بالاتر رفت...

خواستند او رابفروشند که برده شود،پادشاه شد...
خواستند محبتش از دل پدرخارج شود، محبتش بیشتر شد...

از نقشه های بشر نباید دلهره داشت...
چرا که اراده ی خداوند بالاتراز هر اراده ای است...

یوسف میدانست، تمام درها بسته هستند، اما به خاطر خدا ؛حتی به سوی درهای بسته هم دوید...
و تمام درهای بسته برایش باز شد...

اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شد
به دنبال درهاي بسته برو

چون خدای تو و یوسف یکی ست.......
‍ ‍ من سوخته عشق آن پری وشم
عاشق نمیشود بداندچه میکشم
اوآب خنک ظهرتابستانی است
من هرم گرمای سوخته آتشم
گرسربخواهد اینک سرم فداش
گرجان بخواهد فدایی ان مهوشم
گرچشم اومرادرآیینه اش بیند
نازخمارین مست چشمانش میکشم
گرآیینه رخ اوتجلی کل هستی است
نقشش درخیال مست خودمیکشم
خواهدبه تب وتاب عشقش بسوزدم
ترسی ندارم ازجان گذشته سیاووشم
سودای لبش مرامخمور خودنمود
مست ازنئشه بوسه های مهوشم
گراوبراند ازدامن پاک خود مرا
من جزبه دامنش جایی برون نشم
دل درهوای اوسردرکوه وبیابان نهد
جان درجستجوی اوخاک پایشم
گرباردگر زمادربزادمی
بازم دوباره عاشق پری وشم


#محمدرضا زردین ( عبدالهی)
💎ﻳﮏ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﻴﺎﻳﻲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 5 ﺳﺎﻝ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺗﺶ در خانه هاى سالمندان، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺣﺴﺮﺗﻬﺎﻱ ﺁﺩﻣﻬﺎﻱ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ 5 ﺣﺴﺮﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻴﻦ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺑﻮﺩﻩ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺣﺴﺮﺕ: ﮐﺎﺵ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﻰ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ.
ﺣﺴﺮﺕ ﺩﻭﻡ: ﮐﺎﺵ ﺍﻳﻦ ﻗﺪﺭ ﺳﺨﺖ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﻲ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺣﺴﺮﺕ ﺳﻮﻡ: ﮐﺎﺵ ﺷﺠﺎﻋﺘﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﮕﻢ.
ﺣﺴﺮﺕ ﭼﻬﺎﺭﻡ: ﮐﺎﺵ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﻲ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺣﺴﺮﺕ ﭘﻨﺠﻢ: ﮐﺎﺵ ﺷﺎﺩﺗﺮ ﻣﻲ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ ﻣﻰ ﺧﻨﺪﻳﺪﻡ.
ای مُفتیِ شهر از تو بیدارتریم
با این همه مستی ز تو هشیارتریم ...

تو خون کَسان خوری و ما خونِ رَزان
انصاف بده کدام خونخوار تریم ...

خیام
.
بی تو
نه بوی خاک نجاتم داد
نه شمارش ستاره ها تسکینم
چرا صدایم کردی
چرا ؟
سراسیمه و مشتاق
سی سال بیهوده در انتظار تو ماندم و نیامدی
نشان به آن نشان
که دو هزار سال از میلاد مسیح می گذشت
و عصر
عصر والیوم بود
و فلسفه بود
و ساندویچ دل وجگر

#حسین_پناهی
من و تو از مرز گذشتیم
شهر من از محدوده‌ی دست‌های تو آغاز می‌شود
شهر تو از انحنای کتف من
من و تو وطن نداریم
دو اسب چوبى داریم و از روی کابوس‌ها می‌پریم
بی‌گذرنامه

گذرنامه‌ات
همان کشتزارهای آفتابگردان است
که از پشت پنجره‌ی قطار به سویت می‌چرخیدند
گذرنامه‌ات دو ورق آزادی است...

#بیتا_ملکوتی
📙 پله های لرزان یوسف آباد
عاقبت خاك شود حسن جمال من و تو
خوب و بد مي گذرد واي به حال من و تو

قرعه امروز به نام من و فردا دگري
مي خورد تير اجل بر پر و بال من و تو

مال دنيا نشود سد ره مرگ كسي
گيرم كه كل جهان باشد از آن من و تو....

هر مرد شتربان اویس قرنی نیست
هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست

هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد
هر احمد و محمود رسول مدنی نیست

بر مرده دلان پند مده خویش میازار
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست

جایی که برادر به برادر نکند رحم
بیگانه برای تو برادر شدنی نیست...

#حضرت_مولانا
گفت: دارم اینجا می پوسم،
باید از این خراب شده برم.
گفتم :کجا میخوای بری؟
گفت: نمیدونم، هرجا غیر اینجا.
"یه جای دیگه"

گفتم: واسه تویی که نمیتونی فراموشش کنی،
هیچ جا "یه جای دیگه" نمیشه...

#بابک_زمانی
📙 بعد از ابر
#نلسون_ماندلا :

سکوت گورستان را می شنوى..!؟
دنیا ارزش دل شکستن را ندارد..!!
میرسد روزی که هرگز در دسترس نخواهیم بود..!.!!
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﺖ..!!
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ غصه ﻫﺎﯾﺖ..!!
ﺑﯽ ﺧﯿﺎﻝ ﻫﺮ ﭼﻪ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻧﺎﺁﺭﺍﻡ می کند..!!
ﺑﻪ ﻣﻦ ﺑﮕﻮ ﺑﺒﯿﻨﻢ..!!
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻧﻔﺲ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ...!؟
ﭘﺲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺖ..!!
ﻋﻤﯿﻖ ﻧﻔﺲ ﺑﮑﺶ..!!
ﻋﻤﯿﻖ..!!
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ...!!
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ..!!
بودن را..!!
ﺑﭽﺶ..!!
ﺑﺒﯿﻦ...!!
ﻟﻤﺲ ﮐﻦ...!!
ﻭ ﺑﺎ ﺗﮏ ﺗﮏ ﺳﻠﻮﻟﻬﺎﯾﺖ لبخند بزن..!!
انسانها آفريده شده اند؛
که به آ نها عشق ورزیده شود....!!!
اشیاء ساخته شده اند؛
که مورد استفاده قرار بگیرند...!!!
دلیل آشفتگی های دنیا این است؛
که به اشياء عشق ورزیده می شود و
انسانها مورد استفاده قرار می گيرند.....!!!
چه کسی می گوید که گرانی شده است؟
دوره ارزانی است

دل ربودن ارزان
دل شکستن ارزان

دوستی ارزان است
دشمنی ها ارزان

چه شرافت ارزان
تن عریان ارزان

آبرو قیمت یک تکه نان
و دروغ از همه چیز ارزان تر

قیمت عشق چقدر کم شده است
کمتر از آب روان

و چه تخفیف بزرگی خورده
قیمت هر انسان!

#دکتر_علی_شریعتی
‍ شوخ طبعی، خُلق و خوی نیست،
بلکه گونه ای جهان بینی ست.

#لودویگ_ویتگنشتاین
📘 فرهنگ و ارزش
کتاب بیوفیزیک محیطی ،
اگر من رئیس دانشگاه بودم واحدی اجباری با عنوان "چطور از بینایی‌تان استفاده کنید"، ایجاد می‌کردم تا استاد با تلاش فراوان به دانشجویانش نشان دهد چطور با دیدن واقعی چیزهایی که بی‌توجه از کارشان می‌گذریم می‌توانند شادی را به زندگی‌شان بیفزایند و همچنین سعی کند قابلیت‌های بی‌رونق و نهفته دانشجویانش را بیدار کند.

#هلن_کلر
📚 سه روز برای دیدن
اگر تو نتوانی بخندی، برقصی، آواز بخوانی، زندگیت مانند یک کویر است.
زندگی باید مثل باغی شود که در آن پرندگان آواز می خوانند گل ها شکوفه می دهند و درخت ها به رقص در می‌آیند، جایی که خورشید با شادمانی برخیزد.

این یکی از بزرگترین حماقت های بشر است که در دنیا هیچ دانشگاهی هنر زندگی کردن، هنر عشق ورزیدن و هنر شاد بودن را به مردم آموزش نمی‌دهد.

تمام چیزهایی که در دانشکده ها تدریس می‌شوند نمی‌توانند به تو احساس شوخ‌طبعی بدهند.
به‌جز عشق نيايشی نيست...

#اوشو
طولانی شب زمستانی ست
می نشینم پشت پنجره چوبی زندگی
سردی روزگار و شیشه ها ی بخار گرفته
دستمال را در دستانم گرم میکنم و
بر شیشه دل میکشم
چایی داغ هم نشینی را میریزم
صفحه قدیمی آهنگ عشق را کوک میکنم
به چشمک ستارهای امید خیره میشوم
فتیله چراغ هستی را آتش میزنم
کتاب داستان را باز میکنم
از داستان محبت آغاز میکنم
شاید صدای دلم بر پشت پنجره به گوش آسمانها برسد

آری
شاید صدای آشنايي
نور امید ی
مرا بخواند
آنوقت لنگه ها را باز میکنم تا گرم شوم
آري
در هوای سرد شب زمستانی
میتوان گرم شد
با نور امید
صدای عشق...

#ع_دباغ