خدا پرسید میخوری یا میبری؛
من گرسنه پاسخ دادم
میخورم..
چه میدانستم..
لذت ها را میبرند...
حسرتها را میخورند...
#حسین پناهی
من گرسنه پاسخ دادم
میخورم..
چه میدانستم..
لذت ها را میبرند...
حسرتها را میخورند...
#حسین پناهی
سپیده که سر بزند
در این بیشهزار خزان زده
شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز...
#پل_الوار
در این بیشهزار خزان زده
شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز...
#پل_الوار
خندهی کمرمقی روی لبهاش دوید.
گفت: "نمیدونم چرا کار ما فقیر بیچارهها همهش به خدا میافته."
#جیرجیرک
#احمد_غلامی
گفت: "نمیدونم چرا کار ما فقیر بیچارهها همهش به خدا میافته."
#جیرجیرک
#احمد_غلامی
مسئله این نیست که تعداد افراد بیشتری را به دنیا بیاوریم. بلکه باید کاری کنیم که تا حد امکان آنهایی که قبلا به دنیا آمده اند کمتر بدبخت باشند...!
#اوریانا_فالاچی
#اوریانا_فالاچی
در تاريکى متوجه نشده بودم پدرم کنارم نشسته است. با حسى شبيه گناهکاران زمزمه کردم: اين اواخر بعضى شب ها بى خواب مى شم. با مهربانى زمزمه کرد:مى گذره. هنوز جوونى. هنوز خيلى زوده که به خاطر غصه هات بى خواب بشى. نترس. اما وقتى به سن من برسى چيزهايى تو زندگيته که به خاطرش شب ها تا صبح بى خواب مى مونى. فقط سعى کن کارى نکنى که پشيمون بشى.
#اورهان_پاموک
📘 موزه معصوميت
#اورهان_پاموک
📘 موزه معصوميت
خاتون پرسید:
_ الانه حواست کجا بود؟
مرحب به او لبخند زد. خاتون معنای لبخند او را حس کرد. مثل اینکه فهمیده بود خودش خاطر مرحب را مشغول داشته بوده. از این به خودش می نازید. یک جور غرور زنانه. حالتی که گویا در هر زنی هست. مرحب هم این را دریافت. دریافت که خاتون خوشش می آید توی دل او جا کند. این چیزها هیچ وقت به زبان نمی آیند، اما حس می شوند. مثل چیزی که نامریی هستند. دیده نمی شوند، اما هستند. حرف دیگری زده می شود، اما معنای دیگری می دهد. گویی چیزی، حالتی زیر گونه ها می دود و عریان می شود و به زبان در می آید. یک جور چیزی است که گفتنی نیست. نمی شود گفتش. هر دوشان این را حس میکردند. نه که از زبان هم بشنوند، نه. از حالت هم دریافته بودند
کتاب: #سفر
#محمود_دولت_آبادی
_ الانه حواست کجا بود؟
مرحب به او لبخند زد. خاتون معنای لبخند او را حس کرد. مثل اینکه فهمیده بود خودش خاطر مرحب را مشغول داشته بوده. از این به خودش می نازید. یک جور غرور زنانه. حالتی که گویا در هر زنی هست. مرحب هم این را دریافت. دریافت که خاتون خوشش می آید توی دل او جا کند. این چیزها هیچ وقت به زبان نمی آیند، اما حس می شوند. مثل چیزی که نامریی هستند. دیده نمی شوند، اما هستند. حرف دیگری زده می شود، اما معنای دیگری می دهد. گویی چیزی، حالتی زیر گونه ها می دود و عریان می شود و به زبان در می آید. یک جور چیزی است که گفتنی نیست. نمی شود گفتش. هر دوشان این را حس میکردند. نه که از زبان هم بشنوند، نه. از حالت هم دریافته بودند
کتاب: #سفر
#محمود_دولت_آبادی
دلتنگی های آدمی را،
باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانه ی برفی
به اشکی ناریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو
و
من
#مارگوت_بیگل
ترجمه #احمد_شاملو
باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانه ی برفی
به اشکی ناریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو
و
من
#مارگوت_بیگل
ترجمه #احمد_شاملو
خدا نکند آدم چیزی یا کسی را گم کند، مثل سوزن میشود که اگر تمام خانه را زیر و رو کنی پیداش نمیکنی،
فرش را وجب به وجب دست میمالی، اما نیست.
فکر میکنی خب حتما یک جایی گذاشتهام که حالا یادم نیست،
بعد بیآنکه یادت باشد از ته دل فریاد جگر خراشی میکشی و مینشینی!
#عباس_معروفی
#سال_بلوا
فرش را وجب به وجب دست میمالی، اما نیست.
فکر میکنی خب حتما یک جایی گذاشتهام که حالا یادم نیست،
بعد بیآنکه یادت باشد از ته دل فریاد جگر خراشی میکشی و مینشینی!
#عباس_معروفی
#سال_بلوا
نگاهم میکنی در عکس
خنده ام را می بینی
ولی میدونی
این تویی پشت دوربین
که خنده را در تصویر ساختی...!
#ع_دباغ
خنده ام را می بینی
ولی میدونی
این تویی پشت دوربین
که خنده را در تصویر ساختی...!
#ع_دباغ
کاش بزرگی هامون
همانند کودکی هامون
بود
اونوقت دنیا پر می شد
از خنده های واقعی
از دوستی های بی ریا
از عشق های واقعی به مادر
از زندگی های بازی گونه
آری
دنیا دنیایی می شد
فقط
برای زندگی و شادی
#ع_دباغ
همانند کودکی هامون
بود
اونوقت دنیا پر می شد
از خنده های واقعی
از دوستی های بی ریا
از عشق های واقعی به مادر
از زندگی های بازی گونه
آری
دنیا دنیایی می شد
فقط
برای زندگی و شادی
#ع_دباغ
ما تماشاچیانی هستیم؛
که پشت درهای بسته مانده ایم
دیر آمدیم،خیلی دیر
پس به ناچار
حدس می زنیم
شرط می بندیم
شک می کنیم
و آن سوتر،در صحنه
بازی به گونه ای دیگر در جریان است...
#حسین_پناهی
که پشت درهای بسته مانده ایم
دیر آمدیم،خیلی دیر
پس به ناچار
حدس می زنیم
شرط می بندیم
شک می کنیم
و آن سوتر،در صحنه
بازی به گونه ای دیگر در جریان است...
#حسین_پناهی
ونیز، پُر از توریستهاییست که به کبوترهای ایتالیایی غذا میدهند،
ولی به کبوترهای شهرِ خودشان، محل نمیگذارند!
📕 جزء از کل
#استیو_تولتز
ولی به کبوترهای شهرِ خودشان، محل نمیگذارند!
📕 جزء از کل
#استیو_تولتز
بهتر بود خداوند ما را هم مثل گياهان خلق میكرد. يعنی اينكه پايمان محكم توی زمين باشد، آن وقت هيچ كدام از اين كثافتكاریهای مربوط به جنگ و مرز و اين چيزها اصلاً پيش نمیآمد.
#کازوئو_ایشی_گورو
📙 بازمانده روز
#کازوئو_ایشی_گورو
📙 بازمانده روز
سیارهى ما؛
دیگر نیازى به آدمهاى موفق ندارد!
این سیاره به شدت نیازمند افراد صلح جو، درمانگر، ناجى، قصهگو و عاشق است.
#دالایى_لاما
دیگر نیازى به آدمهاى موفق ندارد!
این سیاره به شدت نیازمند افراد صلح جو، درمانگر، ناجى، قصهگو و عاشق است.
#دالایى_لاما
در سرزمینی که در آن تفکیک
جنسیتی از کودکی صورت گیرد؛
دخترانش، پسران را گرگ تصور میکنند و پسرانش، دختران را طعمه...!
و در اوج گرایش و کشش، با پیش زمینه ای آلوده عاشق میشوند، بدون هیچ شناختی...؛
پس عشق میمیرد و ارتباط نابود می گردد؛
مردانش تنوع طلب میشوند و زنانش مردستیز.
#ایمانویل_دکارت
جنسیتی از کودکی صورت گیرد؛
دخترانش، پسران را گرگ تصور میکنند و پسرانش، دختران را طعمه...!
و در اوج گرایش و کشش، با پیش زمینه ای آلوده عاشق میشوند، بدون هیچ شناختی...؛
پس عشق میمیرد و ارتباط نابود می گردد؛
مردانش تنوع طلب میشوند و زنانش مردستیز.
#ایمانویل_دکارت
وقتی غمگین هستید
دنیا شما را به مسخره میگیرد
وقتی خوشحالید، دنیا به شما لبخند میزند
اما وقتی دیگران را خوشحال میکنید،
دنیا به شما تعظیم میکند ...
#چارلی_چاپلين
دنیا شما را به مسخره میگیرد
وقتی خوشحالید، دنیا به شما لبخند میزند
اما وقتی دیگران را خوشحال میکنید،
دنیا به شما تعظیم میکند ...
#چارلی_چاپلين
پدربزرگ من... چیز زیادی ازش یادم نمیاد جز اینکه شطرنج بازی کردن رو بهم یاد داد. هر بار که بازیمون تموم میشد و مهرهها رو توی جعبهش میذاشتیم، یه چیز بهم میگفت، هنوز صدای آرومش تو گوشمه: میبینی کرول! زندگی مثل شطرنجه، وقتی بازی تموم میشه همهی مهرهها، پیادهها، شاهها و وزیرها، همه به یک جعبه برمیگردن...
#اروین_یالوم
📙 دروغگویی روی مبل
#اروین_یالوم
📙 دروغگویی روی مبل
#کتاب
چهار اثر
وقتی از ته دل بخندی،وقتی هر چیزی را به خودت نگیری،وقتی سپاسگزار آنچه که هست باشی،وقتی برای شاد بودن نیاز به بهانه نداشته باشی ...
آن زمان است که واقعا زندگی می کنی.
بازی زندگی،بازی بومرنگهاست.
اندیشهها،کردارها و سخنان ما،دیر یا زود با دقت شگفتآوری به سوی ما بازمیگردند.
زمانی که آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند ...
هر آرزویی بی درنگ برآورده خواهد شد.
#فلورنس_اسکاول_شین
چهار اثر
وقتی از ته دل بخندی،وقتی هر چیزی را به خودت نگیری،وقتی سپاسگزار آنچه که هست باشی،وقتی برای شاد بودن نیاز به بهانه نداشته باشی ...
آن زمان است که واقعا زندگی می کنی.
بازی زندگی،بازی بومرنگهاست.
اندیشهها،کردارها و سخنان ما،دیر یا زود با دقت شگفتآوری به سوی ما بازمیگردند.
زمانی که آدمی بتواند بی هیچ دلهره ای آرزو کند ...
هر آرزویی بی درنگ برآورده خواهد شد.
#فلورنس_اسکاول_شین