الماس از تراش و
انسان از تلاش می درخشد!
صادق باش
هنگامی که فقیری !
ساده باش
وقتی که ثروتمندی !
مودب باش
وقتی در قدرتی!
انسان از تلاش می درخشد!
صادق باش
هنگامی که فقیری !
ساده باش
وقتی که ثروتمندی !
مودب باش
وقتی در قدرتی!
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو دانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من
#ابوسعید_ابوالخیر
وین حرف معما نه تو دانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من
#ابوسعید_ابوالخیر
دریا شده است خواهر و من هم برادرش
شاعرتر از همیشه نشستم برابرش
خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم
تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش
میخواهم اعتراف کنم هر غزل که ما
باهم سرودهایم، جهان کرده از برش
خواهر! زمان، زمان برادرکشیست باز
شاید به گوشها نرسد بیت آخرش
با خود ببر مرا که نپوسد در این سکون
شعری که دوست داشتی از خود رهاترش
دریا سکوت کرده و من حرف میزنم
حس میکنم که راه نبردم به باورش
دریا! منم! هم او که بهتعداد موجهات
با هر غروب خورده بر این صخرهها سرش
هم او که دل زده است به اعماق و کوسهها
خون میخورند از رگ در خون شناورش
خواهر! برادر تو کم از ماهیان که نیست
خرچنگها مخواه بریسند پیکرش
دریا سکوت کرده و من بغض کردهام
بغض برادرانهای از قهر خواهرش
#محمدعلی_بهمنی
شاعرتر از همیشه نشستم برابرش
خواهر سلام! با غزلی نیمه آمدم
تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش
میخواهم اعتراف کنم هر غزل که ما
باهم سرودهایم، جهان کرده از برش
خواهر! زمان، زمان برادرکشیست باز
شاید به گوشها نرسد بیت آخرش
با خود ببر مرا که نپوسد در این سکون
شعری که دوست داشتی از خود رهاترش
دریا سکوت کرده و من حرف میزنم
حس میکنم که راه نبردم به باورش
دریا! منم! هم او که بهتعداد موجهات
با هر غروب خورده بر این صخرهها سرش
هم او که دل زده است به اعماق و کوسهها
خون میخورند از رگ در خون شناورش
خواهر! برادر تو کم از ماهیان که نیست
خرچنگها مخواه بریسند پیکرش
دریا سکوت کرده و من بغض کردهام
بغض برادرانهای از قهر خواهرش
#محمدعلی_بهمنی
تواناترین مترجم کسی است که
سکوت دیگران را ترجمه کند.
شاید سکوتی تلخ، گویای دوست
داشتنی شیرین باشد ...
#دکتر_علی_شریعتی
سکوت دیگران را ترجمه کند.
شاید سکوتی تلخ، گویای دوست
داشتنی شیرین باشد ...
#دکتر_علی_شریعتی
ما موجودات خاكي نيستيم
كه به بهشت مي رويم.
ما موجودات بهشتي هستيم
كه از خاك سر بر آورده ايم.
#الهی_قمشه_ای
كه به بهشت مي رويم.
ما موجودات بهشتي هستيم
كه از خاك سر بر آورده ايم.
#الهی_قمشه_ای
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست
خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد
سر مویی به غلط در همه اندامم نیست
📚سعدی
دیوان اشعار
طاقت بار فراق این همه ایامم نیست
خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد
سر مویی به غلط در همه اندامم نیست
📚سعدی
دیوان اشعار
بیرونتان را مرتب نکنید،
درونتان را مرتب کنید،
و سپس خواهید دید که بیرونتان نیز مرتب خواهد شد.
آشفتگی بیرونی انعکاس
آشفتگی درونتان است.
#اشو
درونتان را مرتب کنید،
و سپس خواهید دید که بیرونتان نیز مرتب خواهد شد.
آشفتگی بیرونی انعکاس
آشفتگی درونتان است.
#اشو
این هم غم انگیز است. مگر آدم های نخستین چه می کرده اند که گناهشان را می شوریم و بهشان می گوییم وحشی؟آدم ها از ترس وحشی می شوند، از ترس به قدرت رو می آورند که چرخ آدم های دیگر را از کار بیندازند، وگرنه این همه زمین و زراعت و دام و پرنده و نان و آب هست، به قدر همه هم هست، اما چرا به حق خودشان قانع نیستند؟ چرا کتاب نمی خوانند؟ چرا هیچ چیز از تاریخ نمی دانند؟چرا ما این همه در تیره بختی تکرار می شویم؟ این همه جنگ، این همه آدم برای چیزی کشته شده اند که آن چیز حالا دستشان نیست،دست فرزندانشان هم نیست. فقط می جنگیده اند که چند سالی جنگیده باشند. حالا ما حسرت چی را می خوریم؟
#سال بلوا
عباس معروفي
#سال بلوا
عباس معروفي
ما اینو به اونایی که باقی موندن، بدهکاریم که اجازه بدیم آینده خودشون رو از میون خرابه هایی که ما به جای گذاشتیم، بیرون بکشن.
📚دختر گل لاله
مارگارت دیکنسون
📚دختر گل لاله
مارگارت دیکنسون
داشتن دوست خوب، غم را از بين نمی برد...
اما كمک ميكند محكم سرپا باشيم،
درست مثل چتر خوب كه باران را
متوقف نمیکند، اما كمک میكند
راحت زير باران قدم بزنيم.
#ويكتور_هوگو
اما كمک ميكند محكم سرپا باشيم،
درست مثل چتر خوب كه باران را
متوقف نمیکند، اما كمک میكند
راحت زير باران قدم بزنيم.
#ويكتور_هوگو
با دیپلم، با پول، با شوهر، با این چیزها آدم خوشبخت نمی شود.
باید درد زندگی را تحمل کرد تا از دور خوشبختی به آدم چشمک بزند.
بزرگ علوی
# چشمهایش
باید درد زندگی را تحمل کرد تا از دور خوشبختی به آدم چشمک بزند.
بزرگ علوی
# چشمهایش
چشم من ، چشمه زاینده اشک ،
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود ...
#حمید_مصدق
گونه ام بستر رود
کاشکی همچو حبابی بر آب
در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود ...
#حمید_مصدق
هر روز فكر كنيد چطور مى توانيد يك نفر ديگر را خوشحال كنيد. زيرا انديشه خوشحال كردن ديگران ما را از تفكر درباره خودمان باز مى دارد و بزرگترين عامل نگرانى ترس و اندوه انديشيدن درباره خود است. شادمانى انسان و شادمانى ديگران به يكديگر وابسته است!
📚طبیعت انسان
# آلفرد آدلر
📚طبیعت انسان
# آلفرد آدلر
شاید ما نیزعروسکهای کوکی یک تقدیر بوده ایم
ما هرگز از آن چه نمیدانستیم و از کسانیکه نمیشناختیم ترسی نداشتیم. ترس، سوغات آشنایی هاست
📚بار دیگر شهری که دوست میداشتم
نادرابراهیمی
ما هرگز از آن چه نمیدانستیم و از کسانیکه نمیشناختیم ترسی نداشتیم. ترس، سوغات آشنایی هاست
📚بار دیگر شهری که دوست میداشتم
نادرابراهیمی
همیشه حرف هاییست برای گفتن ؛
و حرف هاییست برای نگفتن
و ارزش هر انسان به اندازه حرف هاییست که
برای نگفتن دارد ...!
#دکتر علی شریعتی
و حرف هاییست برای نگفتن
و ارزش هر انسان به اندازه حرف هاییست که
برای نگفتن دارد ...!
#دکتر علی شریعتی
نانت را میدزدند.
سپس تکه ای به تو میدهند
آنگاه امر میکنند
که برای این سخاوتشان
از آن ها تشکر کنی ،
امان از این وقاحتشان....!
#غسان_کنفانی
سپس تکه ای به تو میدهند
آنگاه امر میکنند
که برای این سخاوتشان
از آن ها تشکر کنی ،
امان از این وقاحتشان....!
#غسان_کنفانی
داستانی زیبا از چارلی چاپلين
وقتی بچه بودم کنار مادرم میخوابیدم و هرشب
یک آرزو میکردم.
مثلاً آرزو میکردم برایم اسباب بازی بخرد؛
میگفت: «میخرم به شرط اینکه بخوابی.»
یا آرزو میکردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ میگفت: «میبرمت به شرط اینکه بخوابی.» یک شب پرسیدم «اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم میرسم؟»
گفت: «میرسی به شرط اینکه بخوابی.»
هر شب با خوشحالی میخوابیدم.
اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند.
دیشب مادرمو خواب دیدم؛ پرسید:
«هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهایت فکر میکنی؟» گفتم: «شبها نمیخوابم.»
گفت: «مگر چه آرزویی داری؟» گفتم:
«تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم.»
گفت: «سعی خودم را میکنم به خوابت بیایم
به شرط آنکه بخوابی.»
وقتی بچه بودم کنار مادرم میخوابیدم و هرشب
یک آرزو میکردم.
مثلاً آرزو میکردم برایم اسباب بازی بخرد؛
میگفت: «میخرم به شرط اینکه بخوابی.»
یا آرزو میکردم برم بزرگترین شهربازیِ دنیا؛ میگفت: «میبرمت به شرط اینکه بخوابی.» یک شب پرسیدم «اگر بزرگ بشوم به آرزوهایم میرسم؟»
گفت: «میرسی به شرط اینکه بخوابی.»
هر شب با خوشحالی میخوابیدم.
اِنقدر خوابیدم که بزرگ شدم و آرزوهایم کوچک شدند.
دیشب مادرمو خواب دیدم؛ پرسید:
«هنوز هم شبها قبل از خواب به آرزوهایت فکر میکنی؟» گفتم: «شبها نمیخوابم.»
گفت: «مگر چه آرزویی داری؟» گفتم:
«تو اینجا باشی و هیچ آرزویی نداشته باشم.»
گفت: «سعی خودم را میکنم به خوابت بیایم
به شرط آنکه بخوابی.»
درد که همیشه درد نمیمونه
یا درمون میشه
یا آدم بهش انس میگیره
📚خواب زمستانی
گلی ترقی
یا درمون میشه
یا آدم بهش انس میگیره
📚خواب زمستانی
گلی ترقی
..میان این همه سنگ دنیا
آنکه گوهر می شود!
دو خصلت دارد:
اول آنکه
شفاف است ، کینه نمی گیرد!
دوم آنکه
تراشه ی زندگی را تاب می آورد!
آنکه گوهر می شود!
دو خصلت دارد:
اول آنکه
شفاف است ، کینه نمی گیرد!
دوم آنکه
تراشه ی زندگی را تاب می آورد!
به هوای کودکی !
شوق بازی با زندگی به سرمان زد
ندانستم
که باخت در این بازی قیمتش یک عمر دلتنگی ست !!
#ع_دباغ
شوق بازی با زندگی به سرمان زد
ندانستم
که باخت در این بازی قیمتش یک عمر دلتنگی ست !!
#ع_دباغ