هر روز دنیا را به چشمی نگاه کن که انگاری بار اول است که چشم باز کرد ای...
#اریک_امانوئل_شمیت
📓 گلهای معرفت
#اریک_امانوئل_شمیت
📓 گلهای معرفت
هرگز پلی را که از روی آن
عبور می کنی خراب نکن
حتی اگر دیگر مسیرت به آنجا نمی خورد.
در زندگی از اینکه چقدر مجبور می شوی از روی یک پل قدیمی عبور کنی، تعجب خواهی کرد!
#براون
عبور می کنی خراب نکن
حتی اگر دیگر مسیرت به آنجا نمی خورد.
در زندگی از اینکه چقدر مجبور می شوی از روی یک پل قدیمی عبور کنی، تعجب خواهی کرد!
#براون
وقتی غمگین هستید، دنیا شما را به سخره میگیرد. وقتی خوشحالید،
دنیا به شما لبخند میزند.
اما وقتی دیگران را خوشحال میکنید،
دنیا به شما تعظیم میکند.
#چارلي_چاپلين
دنیا به شما لبخند میزند.
اما وقتی دیگران را خوشحال میکنید،
دنیا به شما تعظیم میکند.
#چارلي_چاپلين
فقط موقعی که آدم فکرخوب
می کنه قیافش زیبا میشه...
هر آدم فکر بدی می کنه قیافش
زشت میشه و این زشتی کم کم
در قیافه انسان میماند.
#دکتر_الهی_قمشه_ای
می کنه قیافش زیبا میشه...
هر آدم فکر بدی می کنه قیافش
زشت میشه و این زشتی کم کم
در قیافه انسان میماند.
#دکتر_الهی_قمشه_ای
گاهی
سینه ای پر از حرف داشتم که برایت بزنم
ولی باز
فقط به نگاهی پر از حرف بسنده کردم
تا
از کنار تمام رؤيا ها بگذرم،
#ع_دباغ
سینه ای پر از حرف داشتم که برایت بزنم
ولی باز
فقط به نگاهی پر از حرف بسنده کردم
تا
از کنار تمام رؤيا ها بگذرم،
#ع_دباغ
ﻣﮕﺮ ﭼﻨﺪ ﻗﺮﻥ ﺍﺯ
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ؟
ﺑﺮ ﮔُﺴَﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﯾﺪ
ﻭ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻟﺰﻭﻡ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯿﺠﻨﺒﺎﻧﯿﺪ
ﺑﺮﺍﯼ ﺷﮕﻔﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎ
ﺟﺰ ﺣﯿﺮﺕ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ
ﻓﺎﺭﻍ ﺍﻟﺘﺤﺼﯿﻼﻥ ﺗﺌﺎﺗﺮ
ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺍﻥ ﻓﻦِ ﺑﯿﺎﻥِ ﺗﺌﺎﺗﺮ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪ ...!
#ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ
چیزی شبیه زندگی
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺷﺪﻥ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ؟
ﺑﺮ ﮔُﺴَﻞ ﺧﺎﻧﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﯾﺪ
ﻭ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ ﻟﺰﻭﻡ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﻣﯿﺠﻨﺒﺎﻧﯿﺪ
ﺑﺮﺍﯼ ﺷﮕﻔﺘﯽ ﻫﺎﯼ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎ
ﺟﺰ ﺣﯿﺮﺕ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﻧﺪﺍﺭﯾﻢ
ﻓﺎﺭﻍ ﺍﻟﺘﺤﺼﯿﻼﻥ ﺗﺌﺎﺗﺮ
ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ و ﺳﯿﺎﺳﺘﻤﺪﺍﺭﺍﻥ ﻓﻦِ ﺑﯿﺎﻥِ ﺗﺌﺎﺗﺮ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪ ...!
#ﺣﺴﯿﻦ ﭘﻨﺎﻫﯽ
چیزی شبیه زندگی
امید چونان پرندهایست
که در روح آشیان دارد
و آواز سر میدهد با نغمهای بیکلام
و هرگز خاموشی نمیگزیند
و شیرینترین آواییست که
در تندباد حوادث به گوش میرسد
امیلی دیکنسون
که در روح آشیان دارد
و آواز سر میدهد با نغمهای بیکلام
و هرگز خاموشی نمیگزیند
و شیرینترین آواییست که
در تندباد حوادث به گوش میرسد
امیلی دیکنسون
بعضیها عجیب هستند.
با یک اتفاق میآیند و مینشینند ته ته دلت،
و با هزار بهانه و تلخی و اخم و تخم و دلیل دیگر از دلت نمیروند .
خوب میخندند ؛
خوب گوش میکنند ؛
اصلا انگار آمدهاند که مایه دلگرمیت باشند .
حتی اگر نباشند؛
رد پایشان روی دلت میماند تا تمام عمر عشق میورزند،
حتی متلکهایشان به جانت مینشیند .
بعضیها عجیب خوبند .
یادشان که میافتی روحت جانی دوباره میگیرد.
یادشان که میافتی بیاراده لبخند به لبانت مینشیند.
بعضیها را کم میبینی و حتی اگر نبینی باز با تو هستند .
بعضیها عجیب میآیند و
عجیبتر آنکه دیگر نمیروند
حتی وقتی که از کنارت رفتهاند .
میمانند ؛
لبخندشان
تصویرشان
صدایشان
حرفهایشان
همه را پیشت امانت میگذارند
و تو میمانی و یاد و آرزوی دیدار دوباره آنها .
بعضیها عجیب خوبند.
آدم خوبهى زندگی خودت باش
#نشر_نازلی
با یک اتفاق میآیند و مینشینند ته ته دلت،
و با هزار بهانه و تلخی و اخم و تخم و دلیل دیگر از دلت نمیروند .
خوب میخندند ؛
خوب گوش میکنند ؛
اصلا انگار آمدهاند که مایه دلگرمیت باشند .
حتی اگر نباشند؛
رد پایشان روی دلت میماند تا تمام عمر عشق میورزند،
حتی متلکهایشان به جانت مینشیند .
بعضیها عجیب خوبند .
یادشان که میافتی روحت جانی دوباره میگیرد.
یادشان که میافتی بیاراده لبخند به لبانت مینشیند.
بعضیها را کم میبینی و حتی اگر نبینی باز با تو هستند .
بعضیها عجیب میآیند و
عجیبتر آنکه دیگر نمیروند
حتی وقتی که از کنارت رفتهاند .
میمانند ؛
لبخندشان
تصویرشان
صدایشان
حرفهایشان
همه را پیشت امانت میگذارند
و تو میمانی و یاد و آرزوی دیدار دوباره آنها .
بعضیها عجیب خوبند.
آدم خوبهى زندگی خودت باش
#نشر_نازلی
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﮔﺎﻫی
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﯿﻤﺶ!
ﮐﻪ ﺣﺴﺶ ﻧﻤﯿﮑﻨﯿﻢ!
ﭼﺎﯾﯽای ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﯾﻢ، ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ...
ﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺯﺑﺮ ﺑﺎﺑﺎ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻦ، ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ...
ﺧﻨﺪﻩﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯿﻬﺎﻣﺎﻥ، ﺷﯿﻄﻨﺖﻫﺎ، ﺁﻫﻨﮓﻫﺎﯼ ﻧﻮﺟﻮﻭﺍﻧﯿﻤﺎﻥ، ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ...
ﺍﻣﺎ ﻧﺪﯾﺪﯾﻢ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ...
ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻏُﺮﻏﺮ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﮐﻤﺮﻧﮓ ﯾﺎ ﭘﺮ ﺭﻧﮓ ﺍﺳﺖ!
ﺳﺮﺩ ﯾﺎ ﺩﺍﻍ ﺍﺳﺖ!
ﺯﻭﺭ ﺯﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺎﺑﺎ ﺟﺪﺍ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺑﺪﻭﯾﻢ!
ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺳﺎﮐﺖ ، ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﺎ ﻏﺮ ﻏﺮ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺗﻮﭘﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮐﻮﺑﯿﺪﯾﻢ!
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﯾﻢ ﯾﺎ ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ﺷﺎﯾﺪ!
ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻻ، ﺭﻓﯿﻖ ﺟﺎﻧﻢ، ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ، ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ، ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯾﻬﺎﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ،
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﺍ، ﻗﺪﺭ ﺑﺪﺍﻥ...
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺱ ﻭ ﺑﻔﻬﻢ ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ.
ﺭﻭﺯ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮐﻦ، ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﯾﯿﺪﻥ ﺩﺍﻣﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺍﺭﯾﺶ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭﺕ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻤﯿﻠﺮﺯﺩ،
ﻫﻨﻮﺯ ﻫﺴﺖ،
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮐﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﯾﮏ ﺷﺎﺧﻪ ﮔﻞ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺕ،
ﯾﺎ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪٔ ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﺣﺘﯽ،
ﺭﻓﯿﻖ ﺟﺎﻧﻢ! ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽﻫﺎ ﻣﺎﻧﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ،
ﺍﻣﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺗﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﺎﻥ ﮐﺮﺩ، ﻧﻔﺴﺸﺎﻥ ﮐﺸﯿﺪ.
ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ...
ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﻡ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﯿﻤﺶ!
ﮐﻪ ﺣﺴﺶ ﻧﻤﯿﮑﻨﯿﻢ!
ﭼﺎﯾﯽای ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﺮﺍﯾﻤﺎﻥ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ ﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﯾﻢ، ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ...
ﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺯﺑﺮ ﺑﺎﺑﺎ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻦ، ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ...
ﺧﻨﺪﻩﻫﺎﯼ ﮐﻮﺩﮐﯿﻬﺎﻣﺎﻥ، ﺷﯿﻄﻨﺖﻫﺎ، ﺁﻫﻨﮓﻫﺎﯼ ﻧﻮﺟﻮﻭﺍﻧﯿﻤﺎﻥ، ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺑﻮﺩ...
ﺍﻣﺎ ﻧﺪﯾﺪﯾﻢ ﻭ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺷﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ...
ﭼﺎﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻏُﺮﻏﺮ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﮐﻤﺮﻧﮓ ﯾﺎ ﭘﺮ ﺭﻧﮓ ﺍﺳﺖ!
ﺳﺮﺩ ﯾﺎ ﺩﺍﻍ ﺍﺳﺖ!
ﺯﻭﺭ ﺯﺩﯾﻢ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺑﺎﺑﺎ ﺟﺪﺍ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺁﺳﻮﺩﻩ ﺑﺪﻭﯾﻢ!
ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺳﺎﮐﺖ ، ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﺎ ﻏﺮ ﻏﺮ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺗﻮﭘﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻤﺘﺮ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﮐﻮﺑﯿﺪﯾﻢ!
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﯾﻢ ﯾﺎ ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ﺷﺎﯾﺪ!
ﺍﻣﺎ ﺣﺎﻻ، ﺭﻓﯿﻖ ﺟﺎﻧﻢ، ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ، ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ، ﺑﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭﯾﻬﺎﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻢ،
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺭﺍ، ﻗﺪﺭ ﺑﺪﺍﻥ...
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽﻫﺎﯼ ﮐﻮﭼﮑﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﺎﺱ ﻭ ﺑﻔﻬﻢ ﻭ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻦ.
ﺭﻭﺯ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮐﻦ، ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﯾﯿﺪﻥ ﺩﺍﻣﺎﻥ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺍﺭﯾﺶ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭﺕ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﻤﯿﻠﺮﺯﺩ،
ﻫﻨﻮﺯ ﻫﺴﺖ،
ﺑﻬﺎﻧﻪ ﮐﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﯾﮏ ﺩﻭﺳﺖ،
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻘﺪﯾﻢ ﯾﮏ ﺷﺎﺧﻪ ﮔﻞ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺕ،
ﯾﺎ ﯾﮏ ﺑﻮﺳﻪٔ ﭘﻨﻬﺎﻧﯽ ﺣﺘﯽ،
ﺭﻓﯿﻖ ﺟﺎﻧﻢ! ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽﻫﺎ ﻣﺎﻧﺪﻧﯽ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ،
ﺍﻣﺎ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺗﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺯﻧﺪﮔﯿﺸﺎﻥ ﮐﺮﺩ، ﻧﻔﺴﺸﺎﻥ ﮐﺸﯿﺪ.
ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ...
من در رویای خود
دنیایی را میبینم
که در آن هیچ انسانی
انسان دیگر را خوار نمیشمارد
زمین از عشق و دوستی سرشار است
و صلح و آرامش،
گذرگاههایش را میآراید . .
دنیایی را میبینم
که در آن هیچ انسانی
انسان دیگر را خوار نمیشمارد
زمین از عشق و دوستی سرشار است
و صلح و آرامش،
گذرگاههایش را میآراید . .
در انتظار، چشمها آیندهای نیامدنی را میکاود. چشم از نگاه کردن و ندیدن خاموش میشود، دلش سرد میشود اما باز نگاه میکند. در انتظار همیشه یک عامل ناشناخته وجود دارد، نمیدانیم چیست، باید زمانی رخ بنماید، شاید لبخند مرگ باشد، شاید دست دوست باشد.
#روزها_در_راه
#شاهرخ_مسکوب
#روزها_در_راه
#شاهرخ_مسکوب
گفته بود: خانم، اجازه میدهید شما را دوست داشته باشم؟
گفتم: اختیار دارید، و توی دلم گفتم: دوست داشتن که اجازه نمیخواهد.
#سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی
گفتم: اختیار دارید، و توی دلم گفتم: دوست داشتن که اجازه نمیخواهد.
#سمفونی_مردگان
#عباس_معروفی
شكريعنی
وقتےنعمتےبشمارسيد
خودتان راشايسته آن
نعمت ندانيد
هروقت شرمنده شديدازآن نعمت
وگفتيدمگرمن چه كردم
كه اين لطف
شامل حال من شده
اين شكراست
#الهی_قمشه ای
وقتےنعمتےبشمارسيد
خودتان راشايسته آن
نعمت ندانيد
هروقت شرمنده شديدازآن نعمت
وگفتيدمگرمن چه كردم
كه اين لطف
شامل حال من شده
اين شكراست
#الهی_قمشه ای