چه خوب بود وسیلهای اختراع میشد که خاطرات را مثل عطر در بطری نگه میداشت. از آن پس دیگر محو و یا کهنه نمیشدند و آدم هر وقت میخواست، در بطری را باز میکرد و مثل این بود که لحظات را بار دیگر زندگی میکند.
#ربهکا
#دافنه_دو_موریه
#ربهکا
#دافنه_دو_موریه
عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو
خوب و بد می گذرد وای به حال من و تو
قرعه امروز به نام من و فردا دگری
می خورد تیر اجل بر پر و بال من و تو
مال دنیا نشود سد ره مرگ کسی
گیرم که کل جهان باشد از آن من و تو....
هر مرد شتربان اویس قرنی نیست
هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست
هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد
هر احمد و محمود رسول مدنی نیست
بر مرده دلان پند مده خویش میازار
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست
جایی که برادر به برادر نکند رحم
بیگانه برای تو برادر شدنی نییست
# مولانا
خوب و بد می گذرد وای به حال من و تو
قرعه امروز به نام من و فردا دگری
می خورد تیر اجل بر پر و بال من و تو
مال دنیا نشود سد ره مرگ کسی
گیرم که کل جهان باشد از آن من و تو....
هر مرد شتربان اویس قرنی نیست
هر شیشه ی گلرنگ عقیق یمنی نیست
هر سنگ و گلی گوهر نایاب نگردد
هر احمد و محمود رسول مدنی نیست
بر مرده دلان پند مده خویش میازار
زیرا که ابوجهل مسلمان شدنی نیست
جایی که برادر به برادر نکند رحم
بیگانه برای تو برادر شدنی نییست
# مولانا
آدمها علیرغم موفقیتشون خوشبخت نیستن. چون خوشبختیِ دیگران رو زندگی میکنن. خوشبختی از نظر سایرین.
#یک_روز_قشنگ_بارانی
#اریک_امانوئل_اشمیت
#یک_روز_قشنگ_بارانی
#اریک_امانوئل_اشمیت
سنگ قبر حکیم
مرد بسیار ثروتمندی که از حکیمی دل خوشی نداشت با خدمتکارانش در بازار با حکیم و تعدادی از شاگردانش روبهرو شد. مرد ثروتمند با حالتی پر از غرور و تکبر به حکیم گفت: تصمیم گرفتهام پول خودم را هدر دهم و برایت سنگ قبری گرانقیمت تهیه کنم. بگو جنس این سنگ از چه باشد و روی آن چه بنویسم تا هر کس بالای آن قبر بایستد و برای تو آرامش طلب کند شاد شود و خندهاش بگیرد.
حکیم خندهای کرد و پاسخ داد: اگر خودت هم بالای سنگ قبر میایستی. سنگ قبر مرا از جنس آیینه انتخاب کن و روی آن هیچ چیز ننویس. بگذار مردمی که بالای آن میایستند تصویر خودشان را ببینند و اگر هم آمرزشی طلب میکنند نصیب خودشان شود.
مرد ثروتمند که حسابی جا خورده بود برای اینکه جلوی اطرافیانش کم نیاورد با تمسخر گفت: اما همه که برای دعای آمرزش بالای سنگ قبر نمیایستند.
حکیم با همان تبسم گرم و صمیمانه همیشگیاش گفت:
آنها آیینهای بیش نخواهند دید.!
مرد بسیار ثروتمندی که از حکیمی دل خوشی نداشت با خدمتکارانش در بازار با حکیم و تعدادی از شاگردانش روبهرو شد. مرد ثروتمند با حالتی پر از غرور و تکبر به حکیم گفت: تصمیم گرفتهام پول خودم را هدر دهم و برایت سنگ قبری گرانقیمت تهیه کنم. بگو جنس این سنگ از چه باشد و روی آن چه بنویسم تا هر کس بالای آن قبر بایستد و برای تو آرامش طلب کند شاد شود و خندهاش بگیرد.
حکیم خندهای کرد و پاسخ داد: اگر خودت هم بالای سنگ قبر میایستی. سنگ قبر مرا از جنس آیینه انتخاب کن و روی آن هیچ چیز ننویس. بگذار مردمی که بالای آن میایستند تصویر خودشان را ببینند و اگر هم آمرزشی طلب میکنند نصیب خودشان شود.
مرد ثروتمند که حسابی جا خورده بود برای اینکه جلوی اطرافیانش کم نیاورد با تمسخر گفت: اما همه که برای دعای آمرزش بالای سنگ قبر نمیایستند.
حکیم با همان تبسم گرم و صمیمانه همیشگیاش گفت:
آنها آیینهای بیش نخواهند دید.!
ﻣﻦ ﺩﺭ ﺷﻌﺒﺪﻩ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﻭﯼ ﻃﻨﺎﺏ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻡ
ﻭ می دﺍﻧﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ،
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺕ ﺑﻪ ﺗﻮ می گویم
ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ...!
#چارلی_چاپلین
ﻭ می دﺍﻧﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺩﺷﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ،
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺟﺮﺍﺕ ﺑﻪ ﺗﻮ می گویم
ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ
ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ ...!
#چارلی_چاپلین
هرچند که تقدیر چنین کرده گرانت
خواهان توام با همهی سود و زیانت
ای آمده از کهنهترین خاطره ، ای عشق
سوغات تو دُرّیست گران، در چمدانت
یک دست گل و دست دگر خنجر بُران
نشناخته کس صورت پیدا و نهانت...
میخواهی و میخوانی و پس میزنی ای عشق
در حیرتم از فلسفهی فنّ ِ بیانت
قلبی که به دستان تو با عشق سپردم
خونیست که ماسیده شده دور دهانت
با بودن تو ثانیهها مرگ ندارند
همسان ِ بهار است زمستان و خزانت
ای قلب به تنگ آمده از دوری و دیری
من نیز به تنگ آمدم از هر ضربانت
خوب است که پایان خوشی داشته باشد
این شعر که آغشته شده با هیجانت
#هخا_هاشمی
خواهان توام با همهی سود و زیانت
ای آمده از کهنهترین خاطره ، ای عشق
سوغات تو دُرّیست گران، در چمدانت
یک دست گل و دست دگر خنجر بُران
نشناخته کس صورت پیدا و نهانت...
میخواهی و میخوانی و پس میزنی ای عشق
در حیرتم از فلسفهی فنّ ِ بیانت
قلبی که به دستان تو با عشق سپردم
خونیست که ماسیده شده دور دهانت
با بودن تو ثانیهها مرگ ندارند
همسان ِ بهار است زمستان و خزانت
ای قلب به تنگ آمده از دوری و دیری
من نیز به تنگ آمدم از هر ضربانت
خوب است که پایان خوشی داشته باشد
این شعر که آغشته شده با هیجانت
#هخا_هاشمی
شاید هم بنا بود توطئهای از جانب موسیقیشناسان کشف شود و به دنبال آن توطئهای از جانب آهنگسازان و بعد هم توطئهای از جانب نوازندگان ترومبون. چرا که نه؟
«که جز جنون چیزی در این جهان نیست.»
#هیاهوی_زمان
#جولین_بارنز
«که جز جنون چیزی در این جهان نیست.»
#هیاهوی_زمان
#جولین_بارنز
ما گوسـفند را می خوریم
اما برهها را دوست داریم
مرغ ها را می خوریم امّا
جوجه ها را دوست داریم
ما هـمدیگر را می کشـیم
امّا بچهها را دوست داریم..
#حسين_پناهی
اما برهها را دوست داریم
مرغ ها را می خوریم امّا
جوجه ها را دوست داریم
ما هـمدیگر را می کشـیم
امّا بچهها را دوست داریم..
#حسين_پناهی
از خود میپرسم جهنم چیست؟ به نظر من، رنجِ ناتوانی از دوستداشتن است.
#برادران_کارامازوف
#فیودور_داستایوفسکی
#برادران_کارامازوف
#فیودور_داستایوفسکی
اگر تو در آرامش باشی،
تمام جهان برای تو در آرامش میشود.
این فقط یک انعکاس است.
هر چیزی که تو هستی،
بر همه جا منعکس شده است.
همه چیزآینه میشود.
#اشو
تمام جهان برای تو در آرامش میشود.
این فقط یک انعکاس است.
هر چیزی که تو هستی،
بر همه جا منعکس شده است.
همه چیزآینه میشود.
#اشو
"آدم های موفق"
همیشه به دنبال
فرصت هایی برای
کمک به دیگران هستند...
"افراد ناموفق" همیشه
می پرسند : این کار، چه
سودی برای من دارد؟
# برایان تریسی
همیشه به دنبال
فرصت هایی برای
کمک به دیگران هستند...
"افراد ناموفق" همیشه
می پرسند : این کار، چه
سودی برای من دارد؟
# برایان تریسی
تمام سیاستمداران از صلح میگویند.
آماده جنگ میشوند و از صلح میگویند.
در واقع میگویند که:
«برای حفظ صلح مجبور به جنگ هستیم»
نهایت تمسخر را در می یابی؟؟؟
اگر برای جنگ آماده میشوی
صلح را چگونه محافظت خواهی کرد؟؟
برای حفظ صلح
باید خودت را برای صلح آماده کنی.
دستی که زیبایی گلی را بداند،
به هیروشیما بمب نمی اندازد.
دستی که زیبایی #محبت و دوست داشتن و #عشق را بداند،
اسلحه مرگبار را در آغوش نمیکشد.
به هر دلیلی که باشد.
تمامی جنگ ها از نبود عشق و دوست داشتن در ابعاد بزرگتر رخ میدهند.
#اشو
آماده جنگ میشوند و از صلح میگویند.
در واقع میگویند که:
«برای حفظ صلح مجبور به جنگ هستیم»
نهایت تمسخر را در می یابی؟؟؟
اگر برای جنگ آماده میشوی
صلح را چگونه محافظت خواهی کرد؟؟
برای حفظ صلح
باید خودت را برای صلح آماده کنی.
دستی که زیبایی گلی را بداند،
به هیروشیما بمب نمی اندازد.
دستی که زیبایی #محبت و دوست داشتن و #عشق را بداند،
اسلحه مرگبار را در آغوش نمیکشد.
به هر دلیلی که باشد.
تمامی جنگ ها از نبود عشق و دوست داشتن در ابعاد بزرگتر رخ میدهند.
#اشو
اگر
قضاوت نکردی
دروغ نگفتی
خود را برتر ندیدی
زور نگفتی
حق به جانب نبودی
حسادت نکردی
دیگران را بخشیدی
محبت کردی
خوبی و کمک به دیگران کردی
آن وقت میتوانی بگویی
من قلبم پاک است
قضاوت نکردی
دروغ نگفتی
خود را برتر ندیدی
زور نگفتی
حق به جانب نبودی
حسادت نکردی
دیگران را بخشیدی
محبت کردی
خوبی و کمک به دیگران کردی
آن وقت میتوانی بگویی
من قلبم پاک است
گاه حتی ترس برت میدارد، ترس از اندیشیدن به اینکه زمان چطور میشتابد و به کجا میشتابد و برای چه میشتابد.
#بارادین
#نینا_بربروا
#بارادین
#نینا_بربروا
شازده کوچولو گفت: اهلی کردن یعنی چی؟
روباه گفت: این چیزیه که امروزه داره فراموش می شه... یعنی پیوند بستن...
- پیوند بستن؟
-البته. مثلا برای من تو پسر بچه ای بیش نیستی، مثل صد هزار پسر بچه ی دیگه! نه من به تو احتیاج دارم و نه تو به من.
من هم برای تو روباهی بیش نیستم. مثل صدهزار روباه دیگه...
ولی اگه تو منو اهلی کنی، هر دو به هم احتیاج خواهیم داشت...
تو برای من در جهان بی نظیر می شی و منم برای تو بی نظیر می شم...
شازده کوچولو گفت:کم کم دارم متوجه می شم. یه گل هست... که گمون می کنم منو اهلی کرده باشه...
#آنتوان_دو_سنت_اگزوپری
📕 شازده کوچولو
روباه گفت: این چیزیه که امروزه داره فراموش می شه... یعنی پیوند بستن...
- پیوند بستن؟
-البته. مثلا برای من تو پسر بچه ای بیش نیستی، مثل صد هزار پسر بچه ی دیگه! نه من به تو احتیاج دارم و نه تو به من.
من هم برای تو روباهی بیش نیستم. مثل صدهزار روباه دیگه...
ولی اگه تو منو اهلی کنی، هر دو به هم احتیاج خواهیم داشت...
تو برای من در جهان بی نظیر می شی و منم برای تو بی نظیر می شم...
شازده کوچولو گفت:کم کم دارم متوجه می شم. یه گل هست... که گمون می کنم منو اهلی کرده باشه...
#آنتوان_دو_سنت_اگزوپری
📕 شازده کوچولو
اگرکسی آمدوبه شاخ و برگهای
باورهایت تبر زد
نترس چون دستش به ریشه ات نمیرسه!
از همان جا که قطع شدی
جوانه بزن
ریشه کن
بزرگ شو...
باورهایت تبر زد
نترس چون دستش به ریشه ات نمیرسه!
از همان جا که قطع شدی
جوانه بزن
ریشه کن
بزرگ شو...