هلن رامیرز: تو مرد خوشتيپی هستی... شانه های پهن و قوی داری
اما "کِين" يه مرد واقعيه !...
براي اينکه يه مرد واقعی باشی، بايد چيزهايی بيشتر از شانه های پهن داشته باشی !
اما "کِين" يه مرد واقعيه !...
براي اينکه يه مرد واقعی باشی، بايد چيزهايی بيشتر از شانه های پهن داشته باشی !
بزرگترین تصویر ریا در جامعه
هنگامی است که به فقرا لباسهای کهنه
و غذاهای مانده میدهیم و
به ثروتمندان هدایای با ارزشی
که محتاج آنها نیستند...!
#دکتر_محمد_مصدق
هنگامی است که به فقرا لباسهای کهنه
و غذاهای مانده میدهیم و
به ثروتمندان هدایای با ارزشی
که محتاج آنها نیستند...!
#دکتر_محمد_مصدق
اصل جوانمردی بر سه چيز است:
يكی آنكه هرچه بگويی بكنی
و ديگر آن كه خلاف راستی نگويی
و سوم آن كه شكيبائی را كار بندی...
#قابوس بن وشمگیر
يكی آنكه هرچه بگويی بكنی
و ديگر آن كه خلاف راستی نگويی
و سوم آن كه شكيبائی را كار بندی...
#قابوس بن وشمگیر
بهراستی که نيمی ـ نيم زيباتری ـ از زندگی از چشم کسی که هيچگاه ديوانهوار عشق نورزيده پنهان مانده است.
#استاندال
📘 درباره عشق
#استاندال
📘 درباره عشق
منتظر آسانسور ایستاده بودیم، سلام و احوالپرسی که کردم انگار حواسش پرت شد و موبایل از دستش افتاد. تازه متوجه شدم دو تا گوشی دارد، آن که بزرگتر بود و جدیدتر به نظر می آمد، سفت و محکم بین انگشتانش خودنمایی می کرد، آن یکی که کوچکتر بود و قدیمی تر، روی زمین افتاده بود و بند بندش از هم جدا شده بود; باتری اش یک طرف، در و پیکرش طرف دیگر. از افتادن گوشی ناراحت نشد، خونسرد خم شد و اجزای جدا شده را از روی زمین جمع کرد، لبخند به لب باتری را سر جایش گذاشت و گفت:« خیلی موبایل خوبی است، تا به حال هزار بار از دستم افتاده و آخ نگفته.» موبایل جدید را سمتم گرفت و ادامه داد:« اگر این یکی بود همان دفعه ی اول سقط شده بود... این یکی اما سگ جان است.» دو باره موبایل قدیمی را نشانم داد. گفتم:« توی زندگی هم همین کار را می کنیم، همیشه مراقب آدم های حساس زندگی مان هستیم، مواظب رفتارمان، حرف زدنمان، چه بگویم چه نگویم هایمان، نکند چیزی بگوییم و دلخورش کنیم، اما آن آدمی که نجیب است، آن که اهل مدارا است و مراعات، یادمان می رود رگ دارد، حس دارد، غرور دارد، آدم است. حرفمان، رفتارمان، حرکت مان چه خطی می اندازد روی دلش.» چیزی نگفت، فقط نگاهم کرد. سوار آسانسور که شدیم حس کردم موبایل قدیمی را محکم توی مشتش فشار می دهد...
#مریم سمیع زادگان
#مریم سمیع زادگان
دانشمندی در بیابان به چوپانی رسید و به او گفت:
چرا به جای تحصیل علم، چوپانی می کنی؟
چوپان در جواب گفت:
آنچه خلاصه دانشهاست یاد گرفته ام.
دانشمند گفت:
خلاصه دانشها چیست ؟
چوپان گفت:
پنج چیز است:
- تا راست تمام نشده دروغ نگویم
- تا مال حلال تمام نشده، حرام نخورم
- تا از عیب و گناه خود پاک نگردم،
عیب مردم نگویم.
- تا روزی خدا تمام نشده، به در خانهٔ دیگری نروم.
- تا قدم به بهشت نگذاشته ام، از هوای نفس و شیطان، غافل نباشم
دانشمند گفت:
حقاً که تمام علوم را دریافته ای، هر کس این پنج خصلت را داشته باشد از آب حقیقت علم و حکمت سیراب شده
چرا به جای تحصیل علم، چوپانی می کنی؟
چوپان در جواب گفت:
آنچه خلاصه دانشهاست یاد گرفته ام.
دانشمند گفت:
خلاصه دانشها چیست ؟
چوپان گفت:
پنج چیز است:
- تا راست تمام نشده دروغ نگویم
- تا مال حلال تمام نشده، حرام نخورم
- تا از عیب و گناه خود پاک نگردم،
عیب مردم نگویم.
- تا روزی خدا تمام نشده، به در خانهٔ دیگری نروم.
- تا قدم به بهشت نگذاشته ام، از هوای نفس و شیطان، غافل نباشم
دانشمند گفت:
حقاً که تمام علوم را دریافته ای، هر کس این پنج خصلت را داشته باشد از آب حقیقت علم و حکمت سیراب شده
شعر حکیم عمر خیام بر دیوار دانشکده پزشکی مایو کلینیک آمریکا :
تُنگی میِ لَعل خواهم و دیوانی
سد رمقی باید و نصف نانی
وانگه من و تو نشسته در ویرانی
خوشتر بُوَد آن ز مُلکَتِ سلطانى
تُنگی میِ لَعل خواهم و دیوانی
سد رمقی باید و نصف نانی
وانگه من و تو نشسته در ویرانی
خوشتر بُوَد آن ز مُلکَتِ سلطانى
ﺻﺪ ﺳﺎﻝ ﺭﻩ ﻣﺴﺠﺪ ﻭ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ ﺑﮕﯿﺮﯼ،
ﻋﻤﺮﺕ ﺑﻪ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﻧﮕﯿﺮﯼ؛
ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ ﭘﯿﺮ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺪ،
ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ
#شیخ_بهایی
ﻋﻤﺮﺕ ﺑﻪ ﻫﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﮔﺮ ﺩﺳﺖ ﻧﮕﯿﺮﯼ؛
ﺑﺸﻨﻮ ﺍﺯ ﭘﯿﺮ ﺧﺮﺍﺑﺎﺕ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﭘﻨﺪ،
ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﯼ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮﯼ
#شیخ_بهایی
در یک کلام آن ها که قربانیان یک نوع خاص از تعصب بودند اکثرا تسلیم تعصبی از نوع دیگر شدند...!
#ایوان_کلیما
📙 روح پراگ
#ایوان_کلیما
📙 روح پراگ
بیگناه باش
تابیم نداشته باشے
سپاس دارباش تالایق نیکےباشے
راستگوباش
تااستقامت داشته باشے
متواضع باش تادوست
بسیارداشته باشے
دوست بسیارداشته
باش تامعروف باشے
جوانمردباش تاآسمانےباشے
#زرتشت
تابیم نداشته باشے
سپاس دارباش تالایق نیکےباشے
راستگوباش
تااستقامت داشته باشے
متواضع باش تادوست
بسیارداشته باشے
دوست بسیارداشته
باش تامعروف باشے
جوانمردباش تاآسمانےباشے
#زرتشت
زیباترین انسانهایی که دیدم...
چشم رنگی ها نبودند!!!
قد بلندها...
لب برجسته ها!!!
مو بلوندها...
هیچ کدام...
زیباترین نیستند!!!
مدلهای برندهای معروف...
زیباترین نیستند!!!
آنهایی که شبیه به ستارگان سینمای جهان اند...
زیباترین نیستند!!!
زیباترین ها...
فقط...
شبیه به حرفهایشان هستند...
و چقدر دوست داشتنی اند...
انسانهایی که...
شبیه به حرفهایشان هستند!!!
آنهایی که بوی انسانیت...
از ده متریشان...
به مشامت می رسد!!!
آنهایی که چایت...
کنارشان سرد میشود...
و...
آرامششان در وجودت...
رخنه میکند!!!
اگر در زندگیتان...
یک زیباترین دارید...
قدرش را بدانید...
آنها بسیار...
اندک اند!!!
بعضی ها چهره شان خیلی
معمولیست
امّـــــــــــا
آنچه در قسمت چپ سینه شان
می تپد دل نیست،
اقیــــانــــوس محبّـــت است.
بعضیها تُنِ صدایشان خیلی
معمولیست ،
امّــــــــــا
سخن که میگویند، در جادوی
کلامشان غرق میشوی
بعضیها قد و قامتشان معمولیست
امّــــــــــا
حضورشان طپش قلب می آورد
بعضیها خیلی معمولی هستند
امّـــــــــا
همین معمولی بودنشان ، از آنها
جذابیتی منحصر به فرد میسازد..
#احمدشاملو
چشم رنگی ها نبودند!!!
قد بلندها...
لب برجسته ها!!!
مو بلوندها...
هیچ کدام...
زیباترین نیستند!!!
مدلهای برندهای معروف...
زیباترین نیستند!!!
آنهایی که شبیه به ستارگان سینمای جهان اند...
زیباترین نیستند!!!
زیباترین ها...
فقط...
شبیه به حرفهایشان هستند...
و چقدر دوست داشتنی اند...
انسانهایی که...
شبیه به حرفهایشان هستند!!!
آنهایی که بوی انسانیت...
از ده متریشان...
به مشامت می رسد!!!
آنهایی که چایت...
کنارشان سرد میشود...
و...
آرامششان در وجودت...
رخنه میکند!!!
اگر در زندگیتان...
یک زیباترین دارید...
قدرش را بدانید...
آنها بسیار...
اندک اند!!!
بعضی ها چهره شان خیلی
معمولیست
امّـــــــــــا
آنچه در قسمت چپ سینه شان
می تپد دل نیست،
اقیــــانــــوس محبّـــت است.
بعضیها تُنِ صدایشان خیلی
معمولیست ،
امّــــــــــا
سخن که میگویند، در جادوی
کلامشان غرق میشوی
بعضیها قد و قامتشان معمولیست
امّــــــــــا
حضورشان طپش قلب می آورد
بعضیها خیلی معمولی هستند
امّـــــــــا
همین معمولی بودنشان ، از آنها
جذابیتی منحصر به فرد میسازد..
#احمدشاملو
وظيفه حكومت يك كشور به بهشت بردن مردم نيست،
بلكه استفاده صحيح از منابع كشور جهت رفع فقر و ايجاد رفاه براى شهروندانش است...
#دكتر مصدق
بلكه استفاده صحيح از منابع كشور جهت رفع فقر و ايجاد رفاه براى شهروندانش است...
#دكتر مصدق
صورتم را به شانه اش گذاشتم و گفتم: دوست دارم ماه من و تو همیشه پشت ابر بماند و هیچکس از عشق ما باخبر نشود.
آدم ها حسودند
زمان بخیل است
و دنیا عاشق کش است.
#عباس_معروفی
📙 سال بلوا
آدم ها حسودند
زمان بخیل است
و دنیا عاشق کش است.
#عباس_معروفی
📙 سال بلوا
📚 فرهنگ جا گذاشتن عمدی #کتاب در مکانهای عمومی رفتاری است که اکنون در ایتالیا 🇮🇹 و فرانسه 🇫🇷 رو به فزونی گذاشته است.
کسی که کتابش را در مکانی عمومی رها میکند، هویت خود را آشکار نمیکند و ادعایی هم بابت قیمت کتاب ندارد، اما یک درخواست از خواننده یا خوانندگان احتمالی بعدی دارد: شما نیز بعد از خواندن کتاب، آن را در محلی مشابه قرار دهید تا دیگران هم بتوانند از این اثر استفاده کنند.
رول هورنباکر نخستین کسی بود که این حرکت را انجام داد. او یک فروشنده کامپیوتر در ایالت میسوری امریکا 🇺🇸 بود و نام این رفتار را Book Crossing گذاشت(کتاب در گردش). در فرانسه کتابهای در حال گردش از دههزار جلد فراتر رفته است. این رفتار جدید را میشود به نوعی «کمپین #کتابخوانی» یا «کمپین به اشتراک گذاشتن کتاب» در نظر گرفت؛ کمپینی که میتواند به مثابه یک پروژه فرهنگی قابل تامل باشد.
حالا رفتار مذکور به قدری در غرب رواج یافته که کمکم از ترکیه 🇹🇷 نیز سر درآورده است. در یکی از شهرهای ساحلی ترکیه کنار دریا کتابی روی شنها توجه فردی را به خود جلب میکند. فرد با خود فکر میکند حتما صاحب کتاب فراموش کرده آن را برمیدارد و همینکه چشمش به صفحه اولش میافتد؛ از خوشحالی در پوست خود نمیگنجد!
در صفحه اول کتاب، متن زیر نوشته شده بود: من این کتاب را با علاقه خواندم و آن را در همان مکانی که به آخر رسانده بودم رها کردم. امیدوارم شما هم از این کتاب خوشتان بیاید. اگر از آن خوشتان آمد بخوانید وگرنه در همان نقطهای که پیدایش کردهاید، بگذارید بماند. اگر کتاب را خواندید شمارهای به تعداد خوانندگان اضافه کنید و با ذکر محل پایان مطالعه، در جایی رهایش کنید. در همان صفحه دستخط سومین خواننده توجهش را جلب کرد: خواننده شماره سه در ترکیه.
پس تا بهحال سه نفر که همدیگر را نمیشناسند این کتاب را خواندهاند. طبق اطلاعات موجود در همان صفحه، خواننده اول کتاب را در استانبول و خواننده دوم در شهر بُدروم مطالعه آن را به پایان رسانده و رهایش کرده بود. برای این سنت جدید کتابخوانی یک سایت اینترنتی راهاندازی شده تا علاقمندان بتوانند با عضویت در آن به رهگیری کتابهایی که رها کردهاند، بپردازند. توصیه میکنم سری به سایت bookcrossing.com بزنید.
طبق اطلاعات موجود در حال حاضر بیش از ۲٫۵۰۰٫۰۰۰ جلد کتاب که اطلاعاتشان در این سایت ثبت شده در حال گردش هستند. هدف گردانندگان سایت یاد شده، تبدیل کردن دنیا به یک کتابخانه بزرگ است.
از این به بعد اگر در کافه، لابی هتل، یا سالن انتظار سینما کتابی را پیدا کردید، تعجب نکنید چون ممکن است با یک جلد «کتاب در گردش» روبهرو شده باشید.
📚📔📚📕📚📙📚
ما میخواهیم این فرهنگ را در ایران هم جا بیندازیم. از شما دوستان فقط دو چیز میخواهیم:
🔹 در تمامی گروههایی که هستید این پیام را منتشر کنید.
🔹 این هفته یکی از کتابهایی که خواندهاید را در یک مکان عمومی جا بگذارید و همان متن را روی جلدش بنویسید.
امیدواریم چند سال دیگر ارزش این کار بزرگ را ببینیم.
کسی که کتابش را در مکانی عمومی رها میکند، هویت خود را آشکار نمیکند و ادعایی هم بابت قیمت کتاب ندارد، اما یک درخواست از خواننده یا خوانندگان احتمالی بعدی دارد: شما نیز بعد از خواندن کتاب، آن را در محلی مشابه قرار دهید تا دیگران هم بتوانند از این اثر استفاده کنند.
رول هورنباکر نخستین کسی بود که این حرکت را انجام داد. او یک فروشنده کامپیوتر در ایالت میسوری امریکا 🇺🇸 بود و نام این رفتار را Book Crossing گذاشت(کتاب در گردش). در فرانسه کتابهای در حال گردش از دههزار جلد فراتر رفته است. این رفتار جدید را میشود به نوعی «کمپین #کتابخوانی» یا «کمپین به اشتراک گذاشتن کتاب» در نظر گرفت؛ کمپینی که میتواند به مثابه یک پروژه فرهنگی قابل تامل باشد.
حالا رفتار مذکور به قدری در غرب رواج یافته که کمکم از ترکیه 🇹🇷 نیز سر درآورده است. در یکی از شهرهای ساحلی ترکیه کنار دریا کتابی روی شنها توجه فردی را به خود جلب میکند. فرد با خود فکر میکند حتما صاحب کتاب فراموش کرده آن را برمیدارد و همینکه چشمش به صفحه اولش میافتد؛ از خوشحالی در پوست خود نمیگنجد!
در صفحه اول کتاب، متن زیر نوشته شده بود: من این کتاب را با علاقه خواندم و آن را در همان مکانی که به آخر رسانده بودم رها کردم. امیدوارم شما هم از این کتاب خوشتان بیاید. اگر از آن خوشتان آمد بخوانید وگرنه در همان نقطهای که پیدایش کردهاید، بگذارید بماند. اگر کتاب را خواندید شمارهای به تعداد خوانندگان اضافه کنید و با ذکر محل پایان مطالعه، در جایی رهایش کنید. در همان صفحه دستخط سومین خواننده توجهش را جلب کرد: خواننده شماره سه در ترکیه.
پس تا بهحال سه نفر که همدیگر را نمیشناسند این کتاب را خواندهاند. طبق اطلاعات موجود در همان صفحه، خواننده اول کتاب را در استانبول و خواننده دوم در شهر بُدروم مطالعه آن را به پایان رسانده و رهایش کرده بود. برای این سنت جدید کتابخوانی یک سایت اینترنتی راهاندازی شده تا علاقمندان بتوانند با عضویت در آن به رهگیری کتابهایی که رها کردهاند، بپردازند. توصیه میکنم سری به سایت bookcrossing.com بزنید.
طبق اطلاعات موجود در حال حاضر بیش از ۲٫۵۰۰٫۰۰۰ جلد کتاب که اطلاعاتشان در این سایت ثبت شده در حال گردش هستند. هدف گردانندگان سایت یاد شده، تبدیل کردن دنیا به یک کتابخانه بزرگ است.
از این به بعد اگر در کافه، لابی هتل، یا سالن انتظار سینما کتابی را پیدا کردید، تعجب نکنید چون ممکن است با یک جلد «کتاب در گردش» روبهرو شده باشید.
📚📔📚📕📚📙📚
ما میخواهیم این فرهنگ را در ایران هم جا بیندازیم. از شما دوستان فقط دو چیز میخواهیم:
🔹 در تمامی گروههایی که هستید این پیام را منتشر کنید.
🔹 این هفته یکی از کتابهایی که خواندهاید را در یک مکان عمومی جا بگذارید و همان متن را روی جلدش بنویسید.
امیدواریم چند سال دیگر ارزش این کار بزرگ را ببینیم.
« و دیگر هیچ... اندکی خورشید، کمی جریان هوا، تعدادی درخت، که فاصله را قاب میکند، آرزوی خوشبخت بودن، به اضافهی غم، روزها سپری میشوند، علم کماکان نامشخص و حقیقت هنوز قابل کشف است... دیگر هیچ، دیگر هیچ... آری دیگر هیچ...»
#کتاب_دلواپسی
#فرناندو_پسوا
#کتاب_دلواپسی
#فرناندو_پسوا