Forwarded from موسسه خیریه ابرار قائم تبریز
عید سعید غدیرخم ، عید تکمیل دین و اتمام نعمت برعموم شیعیان تبریک و تهنیت باد.
مؤسسه خیریه ابرار قائم تبریز
👇👇👇
@abraregaem
instagram.com/abraregaem
www.abraregaem.ir
مؤسسه خیریه ابرار قائم تبریز
👇👇👇
@abraregaem
instagram.com/abraregaem
www.abraregaem.ir
#قطعه_ای_کتاب ☕️📚
اگر بتوانی همواره در اکنون بمانی،
آدم شادی هستی.
آن وقت می فهمی که در صحرا،
زندگی هست؛ آسمان ستاره دارد؛
جنگجویان می جنگند.
چون این بخشی از زندگی بشر است.
زندگی یک جشن است؛
جشنی عظیم؛
چون همواره در همان لحظه ای است که در آن می زی ایم و فقط در همان لحظه...
#پائولو_کوئیلو
کیمیاگر
اگر بتوانی همواره در اکنون بمانی،
آدم شادی هستی.
آن وقت می فهمی که در صحرا،
زندگی هست؛ آسمان ستاره دارد؛
جنگجویان می جنگند.
چون این بخشی از زندگی بشر است.
زندگی یک جشن است؛
جشنی عظیم؛
چون همواره در همان لحظه ای است که در آن می زی ایم و فقط در همان لحظه...
#پائولو_کوئیلو
کیمیاگر
ما در این سرزمین از وجود سه چیز
برخورداریم؛
-وجدان بیدار
-آزادی بیان
-احتیاط واجب برای اینکه
از دوتای اولی استفاده نکنیم...!
#مارک_تواین
برخورداریم؛
-وجدان بیدار
-آزادی بیان
-احتیاط واجب برای اینکه
از دوتای اولی استفاده نکنیم...!
#مارک_تواین
#قطعهای_کتاب ☕️📚
اگر روزی بمیرم تمام کتاب هایی را که دوست دارم با خودم خواهم برد.
قبرم را از عکس کسانی که دوستشان دارم پر خواهم کرد و خوشحال از اینکه اتاق کوچکی دارم بی آنکه از آینده وحشتی داشته باشم.
دراز می کشم ، سیگاری روشن می کنم و به خاطر همه دخترانی که دوست داشتم در آغوش بگیرم گریه خواهم کرد اما درون هر لذت، ترسی بزرگ پنهان شده است .
ترس از اینکه صبح زود کسی شانه ات را تکان بدهد و بگوید:
_ بلند شو سابیر!
باید برویم سر کار….
#سابیر_هاکا #میترسم_بعد_از_مرگ_هم_کارگر_باشم
اگر روزی بمیرم تمام کتاب هایی را که دوست دارم با خودم خواهم برد.
قبرم را از عکس کسانی که دوستشان دارم پر خواهم کرد و خوشحال از اینکه اتاق کوچکی دارم بی آنکه از آینده وحشتی داشته باشم.
دراز می کشم ، سیگاری روشن می کنم و به خاطر همه دخترانی که دوست داشتم در آغوش بگیرم گریه خواهم کرد اما درون هر لذت، ترسی بزرگ پنهان شده است .
ترس از اینکه صبح زود کسی شانه ات را تکان بدهد و بگوید:
_ بلند شو سابیر!
باید برویم سر کار….
#سابیر_هاکا #میترسم_بعد_از_مرگ_هم_کارگر_باشم
#قطعهای_کتاب ☕️📚
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی جوان بودم، قایقسواری را خیلی دوست داشتم. یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایقسواری میکردم و ساعتهای زیادی را آنجا به تنهایی میگذراندم.
در یک شب زیبا و آرام، بدون آنکه به چیز خاصی فکر کنم، درون قایق نشستم و چشمهایم را بستم. در همین زمان، قایق دیگری به قایق من برخورد کرد.
عصبانی شدم و خواستم با شخصی که با کوبیدن به قایقم، آرامش مرا به هم زده بود دعوا کنم؛ ولی دیدم قایق خالی است!
کسی در آن قایق نبود که با او دعوا کنم و عصبانیتم را به او نشان دهم. حالا چطور می توانستم خشم خود را تخلیه کنم؟ هیچ کاری نمیشد کرد!
دوباره نشستم و چشم هایم را بستم. در سکوت شب کمی فکر کردم. قایق خالی برای من درسی شد..از آنموقع اگر کسی باعث عصبانیت من شود، پیش خود میگویم: این قایق هم خالی است!
ــــــــــ
زندگی کن! | مترجم: #امیررضا_آرمیون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وقتی جوان بودم، قایقسواری را خیلی دوست داشتم. یک قایق کوچک هم داشتم که با آن در دریاچه قایقسواری میکردم و ساعتهای زیادی را آنجا به تنهایی میگذراندم.
در یک شب زیبا و آرام، بدون آنکه به چیز خاصی فکر کنم، درون قایق نشستم و چشمهایم را بستم. در همین زمان، قایق دیگری به قایق من برخورد کرد.
عصبانی شدم و خواستم با شخصی که با کوبیدن به قایقم، آرامش مرا به هم زده بود دعوا کنم؛ ولی دیدم قایق خالی است!
کسی در آن قایق نبود که با او دعوا کنم و عصبانیتم را به او نشان دهم. حالا چطور می توانستم خشم خود را تخلیه کنم؟ هیچ کاری نمیشد کرد!
دوباره نشستم و چشم هایم را بستم. در سکوت شب کمی فکر کردم. قایق خالی برای من درسی شد..از آنموقع اگر کسی باعث عصبانیت من شود، پیش خود میگویم: این قایق هم خالی است!
ــــــــــ
زندگی کن! | مترجم: #امیررضا_آرمیون
#معرفی_کتاب
#فونتامارا
#اینیاتسیو_سیلونه
#رمان_خارجی
فونتامارا نام کتابی از اینیاتسیو سیلونه نویسنده ایتالیایی است. این کتاب داستان ساکنان دهکدهای به نام فونتامارا است که زیر ستم فئودالهای زمان خود زندگی میکنند. با اینکه این کتاب اولین اثر سیلونه بود اما وی را به شهرتی جهانی رساند.
سیلونه نگارش این رمان را در سال ۱۹۳۱ به پایان برد.
منوچهر آتشی این کتاب را به فارسی ترجمه کردهاست.
#فونتامارا
#اینیاتسیو_سیلونه
#رمان_خارجی
فونتامارا نام کتابی از اینیاتسیو سیلونه نویسنده ایتالیایی است. این کتاب داستان ساکنان دهکدهای به نام فونتامارا است که زیر ستم فئودالهای زمان خود زندگی میکنند. با اینکه این کتاب اولین اثر سیلونه بود اما وی را به شهرتی جهانی رساند.
سیلونه نگارش این رمان را در سال ۱۹۳۱ به پایان برد.
منوچهر آتشی این کتاب را به فارسی ترجمه کردهاست.
#قطعه_ای_کتاب ☕️📚
هر چه انسان تر باشيم زخمها عميق تر خواهند بود.
هر چه بيشتر دوست بداريم بيشتر غصه خواهيم داشت.
بيشتر فراق خواهيم کشيد و تنهایی هايمان بيشتر خواهد شد .شادی ها لحظه ای و گذرا هستند. شايد خاطرات بعضی از آنها تا ابد در ياد بماند اما رنجها داستانش فرق مي کند تا عمق وجود آدم رخنه مي کند و ما هر روز با آنها زندگی ميکنيم .
انگار که اين خاصيت انسان بودن است.
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
هر چه انسان تر باشيم زخمها عميق تر خواهند بود.
هر چه بيشتر دوست بداريم بيشتر غصه خواهيم داشت.
بيشتر فراق خواهيم کشيد و تنهایی هايمان بيشتر خواهد شد .شادی ها لحظه ای و گذرا هستند. شايد خاطرات بعضی از آنها تا ابد در ياد بماند اما رنجها داستانش فرق مي کند تا عمق وجود آدم رخنه مي کند و ما هر روز با آنها زندگی ميکنيم .
انگار که اين خاصيت انسان بودن است.
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
#قطعه_ای_کتاب ☕️📚
گفت: خیلی میترسم
گفتم: چرا؟
گفت: چون از ته دل خوشحالم، این جور خوشحالی ترسناک است
پرسیدم: آخه چرا؟
جواب داد: وقتی آدم این جور خوشحال باشد
سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد!
بادبادک_باز
#خالد_حسینی
گفت: خیلی میترسم
گفتم: چرا؟
گفت: چون از ته دل خوشحالم، این جور خوشحالی ترسناک است
پرسیدم: آخه چرا؟
جواب داد: وقتی آدم این جور خوشحال باشد
سرنوشت آماده است چیزی را از آدم بگیرد!
بادبادک_باز
#خالد_حسینی
#قطعه_ای_کتاب ☕️📚
افتخار به عظمت باستانی تا آن حد مفید است که موجب تشویق و پیشرفت مادی و معنوی یک ملت در نبرد آینده او بشود، نه اینکه او را خودپسند و متعصب بار بیاورد و نه بخواهند با این نوحه سرایی ها او را به خواب غفلت ببرند و در فلاکت خود محکوم بکنند
کسی منکر ملیت، زبان و افتخارات گذشته ی ایران نمی باشد. تا همان اندازه که نسبت به زمان و مکان در مسیر تاریخی مقامی برای خود احراز کرده ایم اما تکرار ملت شش هزار ساله و ذکر نام سیروس و داریوش و انوشیروان و سلطان محمود و شاه عباس برای مردم نان و آب نمی شود و عرق وطن پرستی کسی را نمی جنباند و یک قدم هم ما را جلو نمی برد.
#صادق_هدایت
اشک تمساح
افتخار به عظمت باستانی تا آن حد مفید است که موجب تشویق و پیشرفت مادی و معنوی یک ملت در نبرد آینده او بشود، نه اینکه او را خودپسند و متعصب بار بیاورد و نه بخواهند با این نوحه سرایی ها او را به خواب غفلت ببرند و در فلاکت خود محکوم بکنند
کسی منکر ملیت، زبان و افتخارات گذشته ی ایران نمی باشد. تا همان اندازه که نسبت به زمان و مکان در مسیر تاریخی مقامی برای خود احراز کرده ایم اما تکرار ملت شش هزار ساله و ذکر نام سیروس و داریوش و انوشیروان و سلطان محمود و شاه عباس برای مردم نان و آب نمی شود و عرق وطن پرستی کسی را نمی جنباند و یک قدم هم ما را جلو نمی برد.
#صادق_هدایت
اشک تمساح