کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
مهم ترین چیز در روابط انسان‌ها گفتگو است، اما مردم دیگر با هم حرف نمی‌زنند، به هم گوش نمی‌کنند؛
آنها سینما می‌روند، تلویزیون تماشا می‌کنند، به رادیو گوش می‌دهند، کتاب می‌خوانند،
پست های روی اینترنت را به روز می‌کنند،
اما تقریبا هرگزبا هم صحبت نمی‌کنند!
اگر بنا داریم دنیا را تغییر بدهیم، چاره ای جز این نیست که از نو برگردیم به دورانی که جنگجوها دور یک آتش جمع می‌شدند و برای هم قصه تعریف می‌کردند...

#پائولو_کوئيلو
بشر تا زمانی که زندگی را به عنوان چیزی مقدس باور نداشته باشد و به همنوعان خود به چشم برادر نگاه نکند زندگی دیگران را تباه خواهد کرد.

#لئو تولستوی
برای یک روز هم که شده دنبال چیزهایی که نداری نرو!
از چیزهایی که داری لذت ببر ...

📖 زندگی پدرم
#چارلی_چاپلین
کاش میشد
حالِ خوب را
لبخندِ زیبا را
بعضی دوست داشتن‌ها را ، خشک کرد !
لایِ کتاب گذاشت ،
و نگه‌شان داشت ...

#معصومه_صابر
در دل و جان خانه کردی عاقبت
هر دو را دیوانه کردی عاقبت

ای ز عشقت عالمی ویران شده
قصد این ویرانه کردی عاقبت

#مولانا
و تاریخ چیزی نبود جزء لوحی رنگ باخته که آن را پاک می کردند و هربار به گونه ای که صلاح می دانستند بازنویسی می کردند...

#جورج_اورول
کیمیاگری تبدیل مس به طلا نیست،
بلکه تبدیل جهل به آگاهی،
تبدیل نفرت به عشق و تبدیل غم به شادی است؛
پس همه ما می‌توانیم با کلام زیبا کیمیاگر باشیم.

📘 #کیمیاگر
#پائولو_کوئلیو
معلم خندید و گفت:
زمین گرد است.
و من مانده ام در این خیال
که روزی تو را در انتهای جهان خواهم دید...!

#هوشنگ_ابتهاج
یک کارگر ماهر و پرکار یا یک دانشمند قابل و پر تلاش، فرقی نمی کند، هر کدام زمانی برازندگی و ارزش واقعی خود را نشان می دهد که به هنر خود بنازد و از کار خویش احساس سربلندی کند و با بسندگی و خشنودی بر زندگی خود نگرد.

هیچ چیز بدتر و تاسف برانگیزتر از آن نیست که کفاش یا آموزگاری با چهره ای رنج نما بخواهد بفهماند که برای کاری بهتر زاییده شده است!


#فردریش_نیچه
اراده معطوف به قدرت
#داستان_كوتاه

دو تا کارگر گرفته بودم واسه اثاث کشی.
گفتن ۴۰ تومن من هم چونه زدم شد ۳۰ تومن...
بعد پایان کار، توی اون هوای گرم سه تا ١٠ تومنی دادم بهشون.
یکی از کارگرا ١٠ تومن برداشت و ٢٠ تومن داد به اون یکی.

گفتم مگر شریک نیستید؟؟

گفت چرا ولی اون عیالواره، احتیاجش از من بیشتره.
من هم برای این طبع بلندش دوباره ١٠ تومن بهش دادم

تشکر کرد و دوباره پنج تومن داد به اون یکی و رفتن.

داشتم فکر میکردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم
اونجا بود یاد جمله زیبایی که روی پل عابر خونده بودم افتادم

بخشیدن دل بزرگ میخواد نه توان مالی...
همه میتونن پولدار بشن اما همه نمیتونن بخشنده باشن
پولدار شدن مهارته اما بخشندگی فضیلت.
باسوادشدن مهارته اما فهمیدگی فضلیت..
همه بلدن زندگی کنن اما همه نمیتونن زیبا زندگی کنن...
زندگی عادته اما زیبا زیستن فضیلت...
روز کارگر را به کارگان زحمتکش تبریک گفته و دست هنرمندشان را میبوسیم .

کانال کتاب و کتابخوانی
اگر روزی بمیرم تمام کتاب هایی را که دوست دارم با خودم خواهم برد.
قبرم را از عکس کسانی که دوستشان دارم پر خواهم کرد و خوشحال از اینکه اتاق کوچکی دارم بی آنکه از آینده وحشتی داشته باشم.
دراز می کشم ، سیگاری روشن می کنم و به خاطر همه دخترانی که دوست داشتم در آغوش بگیرم گریه خواهم کرد اما درون هر لذت، ترسی بزرگ پنهان شده است .
ترس از اینکه صبح زود کسی شانه ات را تکان بدهد و بگوید:
_ بلند شو سابیر!
باید برویم سر کار….

#سابیر_هاکا #میترسم_بعد_از_مرگ_هم_کارگر_باشم
صد نامه فرستادم
صد راه نشان دادم

یا راه نمی‌دانی
یا نامه نمی‌خوانی...

#مولانا
افراد شاد عموما بخشنده تر، دلسوزتر
و بلند نظرترند و نسبت به افراد غمگین،
ازکنترل بیشتری برخوردارند
و تحملشان در مقابل ناامیدی بیشتر است.
درحالی که افراد غمگین، اغلب طرد شده،
پرخاشگر، متخاصم وخود محورند.
اسکار وایلد می گوید:
"کسی که آدم خوبی است،
همیشه شاد نیست،
اما کسی که شاد است،
همیشه خوب است."

#گریچن_رابین
عافیت، در تنهایی یافتم
و سلامت، در خاموشی ..

کسانی دیده‌ام که به تفسیر
قرآن مشغول بوده‌اند،

جوانمردان اما، به تفسیر خویش مشغول بوده‌اند.

#شیخ_ابوالحسن_خرقانی
باید جهان را بهتر از آنچه تحویل گرفته ای، تحویل بدهی، خواه با فرزندی خوب، یا باغچه ای سرسبز... اگر فقط یک نفر با بودن تو ساده تر نفس کشید، یعنی تو موفق شده ای...

#گابریل_گارسیا_مارکز
آقای ناصری فرد میلیاردر ایرانی است
او بزرگترین نخلستان خصوصی جهان را که در آن بیش از 200000 نخل وجود دارد وقف خیریه نموده است

و از خرماهای این نخلستان است که در افطاری ماه رمضان از تمام بوشهری‌ها پذیرایی می‌شود

او داستان جالبی از زمانی که در فقر زندگی کرده است بازگو می‌کند

او می‌گوید: من در خانواده‌ای بسیار فقیر زندگی می‌کردم به حدی که هنگامی که از بچه‌های مدرسه خواستند که برای رفتن به اردو یک ریال بیاورند خانواده‌ام به رغم گریه‌های شدید من از پرداخت آن عاجز ماندند

یک روز قبل از اردو در کلاس به یک سؤال درست جواب دادم و معلم من که برازجانی بود به عنوان جایزه به من یک ریال داد و از بچه‌ها خواست برایم کف بزنند

غم و غصه من تبدیل به شادی شد و به سرعت با همان یک ریال در اردوی مدرسه ثبت نام نمودم

دوران مدرسه تمام شد و من بزرگ شدم و وارد زندگی و کسب و کار شدم و به فضل پروردگار ثروت زیادی به دست آوردم و بخشی از آن را وارد اعمال خیریه نمودم

در این زمان به یاد آن معلم برازجانی افتادم و با خود فکر می‌کردم که آیا آن یک ریالی که به من داد صدقه بود یا جایزه!!

به جواب این سؤال نرسیدم و با خود گفتم نیتش هر چه بود من را خیلی خوشحال کرد و باعث شد دیگر دانش آموزان هم نفهمند که دلیل واقعی دادن آن یک ریال چه بود

تصمیم گرفتم که او را پیدا کنم و پس از جستجوی زیاد او را یافتم در حالی که در زندگی سختی به سر می‌برد و قصد داشت که از آن مکان کوچ کند

بعد از سلام و احوالپرسی به او گفتم استاد عزیز تو دِین بزرگی به گردن من داری

او گفت: اصلاً به گردن کسی دِینی ندارم
من داستان کودکی خود را برایش بازگو نمودم و او به سختی به یاد آورد و خندید و گفت لابد آمده‌ای که آن یک ریال را پس بدهی

من گفتم آری و با اصرار زیاد او را سوار بر ماشین خود نموده و به سمت یکی از ویلاهایم حرکت کردم

هنگامی که به ویلا رسیدم به استادم گفتم: استاد این ویلا و این ماشین را باید به جزای آن یک ریال از من قبول کنی و مادام العمر حقوق ماهیانه‌ای نزد من داری

استاد خیلی شگفت زده شد و گفت:
اما این خیلی زیاد است
من گفتم به اندازه آن شادی و سروری که در کودکی در دل من انداختی نیست
من هنوز هم لذت آن شادی را در درون خود احساس می‌کنم

مـرد شـدن
شاید تصـادفی باشـد
اما مـرد مانـدن کار هـر کسی
نیسـت...!!