کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
دهقان پیر با ناله می‌گفت: ارباب…
آخر درد من یکی دوتا نیست، با وجود این همه بدبختی نمی‌دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را چپ آفریده است. دخترم همه چیز را دوتا می‌بیند...

ارباب پرخاش کرد که : بدبخت، چهل سال است نان مرا زهرمار می‌‌کنی، مگر کور هستی نمی‌بینی که چشم دختر من هم چپ است؟!

دهقان گفت: چرا ارباب می‌بینم اما چیزی که هست،
دختر شما همه‌ی این خوشبختی‌‌ها را "دو تا" می‌بیند،
ولی دختر من، این همه بدبختی را ...!

📕 امثال و حکم
#دهخدا
محبوب من...
هر چیزی مزه‌ای دارد و خوشمزه‌ترین چیزها با هم بودن است.
آن را مقایسه کنید با مزه‌ی تنهایی،
با مزه‌ی تشنگی، گرسنگی،
با مزه‌ی تنگدستی ، بی‌قراری و بی‌کسی.

حیف حوصله‌ام پیر شده
#محمد_صالح_علا
بگذار آنان که عشق حقیقی را نیافته اند
بگویند هرگز چنین چیزی وجود ندارد
چنین باوری
مرگ و زندگی را برای شان آسوده تر خواهد کرد ...

کتاب : عجیب ترین کلمات
#شیمبورسکا
خوشبختی زیبنده شخصیتی است که به‌خود و به عالم هستی علاقه‌مند است، خوشبختی ارزانی کسی است که با جریان زندگی شنا می‌کند
متأسفانه بسیاری از مردم پس از این‌که به دامان شوربختی درافتادند، به سعادت از دست‌رفته خویش پی می‌برند.

📕 تسخیر خوشبختی
#برتراند_راسل
طبیعت و دامنه کوه ها با مراتع سرسبز و پهناور
گوسفندانی رنگارنگ ، با سرود عشق به علف های سبز
بزهای سفید ، زنگوله های پر صدا
سگ های زیرک، با چشمان تیز
تک درختانی منتظر به راه در دل دشت
گندمزار زرد ، سنبله های موج سوار
آري
زمانی اینها منظره ای زیبا و چشم نواز میساختند
که از دورها میشد به تماشا نشست
بدون
دیوار ها
آجر ها
بلوکها و سیمان ها
تورهای سیم
ساختمان های زمخت
آري میشد
از دیوارهای شهر دمی گریخت و
به طبیعت آرام گرفت
و تا چشم توان داشت به نظاره زیبایی ایستاد
ولی دوست من
اینک این ما هستیم با ساختن ها در طبیعت و مزرعه ها
ما نسلی هستیم ، فرهنگی ساختیم ، رسمی ساختیم، رقابتی ساختیم ...
در
ساختن دیوارها ، بلوکها، سیمانها، تورها، آجر ها ....
قرار است تفاوتی نباشد
بین شهر با مرتع ، جنگل و مزرعه ها !!
قرار است از دیوارهای شهر به دیوارهای طبیعت پناه ببریم !!
ما نسلی شدیم در تمنای خودخواهی و سود ها
چه مفهومی دارد طبیعت برای همه گان !!
هر که غنی تر ، طبیعت داخل حصارش بیشتر !!
مثل آن قدیم ها نمیتوانم بنگرم به وسعت دشتهای پر علف ،
خوابیده گله بر تنش ،
خوش آهنگ بال ها بر دلش ،
دنبال وجب خاکی متعلق به خدا باید گشت
چه زیبا گفته او :
به کجا چنین شتابان !!

هر کسی زیر دلیلی
به یکی خوش به کبابی ..
آن یکی سود کلانی ..
دیگری شاه شهرتی ..
آخرش چیست ?
طبیعت رفته به تاراج !
سبزی رفته به دیوار !
گندمی زیر کانکسی !
چشم حسرت به طبیعت !

واقعا نمیدانم دوست
شاید شما بدانید
راهی که میرویم ما !
آيا
هر جا خاک پر باری ست ، آبي ست، قشنگی ست،
باید به حصار ها زد !

آيا میتوان روزی این آجرها ، سیمانها..را از خاک ها تمیز کرد، دوباره مزرعه ای ساخت ، مرتع سبزی پهن کرد ، جنگل پر درختی بپا کرد ،
این وظيفه سنگین را به دوش بچه هامان خواهیم گذاشت، ميراثى ماندگار !
بیا ای دوست
فرهنگی دگر ، رسمی دگر، راهی دگر ، چاره ای دگر ... بیندیشیم
برای ساختن خواسته هامان ، زیبایی ها ی طبیعی را نابود نکنیم .
وسعت چمنزارها را به دیوارها نشکنیم
برای سبزی خود ، منظر سبز همه گان را نبندیم
بدانیم ما موقتیم در این سیر طبیعت
نسل ها همچو تاریخ دراز
خواهند آمد و شوقی خواهند داشت
برای دیدن
مزرعه های پر حاصل
جنگلهای پر درخت
چمنزارهای پر علف !
بیا
این ما نباشیم
که شوقی را ببندیم ...

#ع_دباغ
آدم ها
یک زمانی
در یک جایی
ناخواسته خودشان را جا می گذارند،
و می روند.

#ساموئل_بکت
واحد اندازه گیری انسانیت:
دست هایی است که گرفتیم؛
گره های است که
از مشکلات دیگران باز کردیم؛
دل‌هایی که به دست آوردیم
و اشک‌هایی که به لبخند نشاندیم
زندگی هدیه عجیبی است .اول آدم بیش از اندازه قدر این هدیه را می داند .خیال می کند خواب است .کوتاه است. هزار عیب رویش می گذارد .به طوری که می شود گفت حاضر است دورش اندازد. ولی عاقبت می فهمد که زندگی هدیه ای نبوده ،گنج بزرگی بوده که به آدم وام داده اند. آن وقت سعی می کند کاری بکند که سزاوارش باشد.

#اریک_مانوئل_اشمیت
📙 اسکار و بانوی گلی پوش
زندگی چیزهایی نیست که جمع می‌کنیم ، زندگی قلب‌هایی است که جذب می‌کنیم ...

📕 بابا لنگ دراز
#جین_وبستر
رمان گذر از رنجها، اثر تولستوی، سه جلد
در زندگی وقتی،
کاری برای انجام دادن
چیزی برای عشق ورزیدن يا
انگیزه ای برای امیدوار بودن داشتی
بدان که فرد خوشبختی خواهی بود ...

#ارسطو
بار اندوه را به تنهایی می توان کشید،
اما برای شاد بودن
به دو نفر نیاز است...

#البرت_هوبارد
شاهکاری از سایه، هوشنگ ابتهاج
مرد فقیری از خدا سوال کرد :
چرا من اینقدر فقیر هستم ...؟
خدا پاسخ داد :
چون یاد نگرفته ای که بخشش کنی ...
مرد گفت :
من چیزی ندارم که ببخشم ؟
خدا پاسخ داد : دارایی هایت کم نیست...!
یک صورت ، که میتوانی لبخند برآن داشته باشی !
یک دهان ، که میتوانی از دیگران تمجید کنی و حرف خوب بزنی!
یک قلب ، که میتوانی به روی دیگران بگشایی!
چشمانی ، که میتوانی با آنها به دیگران با نیت خوب نگاه کنی!
" فقر واقعی فقر روحی است ...
در مسیر خود هزاران پیچ و خم دارم رفیق
درد هایى تلخ اما تازه دَم دارم رفیق

دوستان بى وفا بسیار اما در عوض
دشمنانى با وفا و هم قسم دارم رفیق

با همه نامهربانان مهربانى میكنم
چون كه در قلبم خدایى محترم دارم رفیق

من براى بهترین و بدترین بدخواه خویش
آرزو هاى عجیبى در سرم دارم رفیق

شیطنت هاى من دیوانه را جدى نگیر
پشت این لبخند ها سى سال غم دارم رفیق

لا به لاى زخم هاى كهنه زخم ات را بزن
جا براى زخم هاى تازه كم دارم رفیق

#اميد_صباغ_نو
کانال کتاب و کتابخوانی pinned «طبیعت و دامنه کوه ها با مراتع سرسبز و پهناور گوسفندانی رنگارنگ ، با سرود عشق به علف های سبز بزهای سفید ، زنگوله های پر صدا سگ های زیرک، با چشمان تیز تک درختانی منتظر به راه در دل دشت گندمزار زرد ، سنبله های موج سوار آري زمانی اینها منظره ای زیبا و…»
وسعت شخصیت هر فرد
توسط بزرگی مشکلی که می تواند
او را از حالت منطقی بیرون آورد
تعریف می‌شود ...


#زيگموند_فرويد
به مناسبت نیمه شعبان
شعری از عراقی

بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟

گره از کار فروبستهٔ ما بگشایی؟

نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی

گذری کن، که خیالی شدم از تنهایی

گفته بودی که بیایم، چو به جان آیی تو

من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟

بس که سودای سر زلف تو پختم به خیال

عاقبت چون سر زلف تو شدم سودایی

همه عالم به تو می‌بینم و این نیست عجب

به که بینم؟ که تویی چشم مرا بینایی

پیش ازین گر دگری در دل من می‌گنجید

جز تو را نیست کنون در دل من گنجایی

جز تو اندر نظرم هیچ کسی می‌ناید

وین عجب تر که تو خود روی به کس ننمایی

گفتی: «از لب بدهم کام عراقی روزی»

وقت آن است که آن وعده وفا فرمایی
اگر انسان چیزی را واقعا بخواهد، به آن دست می یابد اما وقتی آن را به دست آورد، دیگر آن را دوست نخواهد داشت


📕 کتاب:خیابان میگل
#نایپل