گاهی آدم از اوقات خوش زندگی بی خبر است ، تا اینکه همه چیز بد می شود، و وقتی به گذشته نگاه می کند؛ می بیند چقدر خوشبخت بوده است! و چقدر بیخیال...!
#دارن_شان
📓 نبرد با شیاطین
#دارن_شان
📓 نبرد با شیاطین
کتاب برایم دنیای تازه ای است. حرفهای تازه و کارهای تازه. همچین جذب نوشته های کتاب میشوم که اگر بیخ گوشم توپ بترکانند، حالی ام نمیشود. مثل آدم تشنه ای که به آب رسیده باشد هر جمله برایم شده است یک جرعه آب گوارا. آب خنک، صاف و زلال که به من جان میدهد.
📕 همسایه ها
#احمد_محمود
📕 همسایه ها
#احمد_محمود
کسی که در برابر بتهوون، باخ و موتزارات، فروتنانه سکوت اختیار کند، به تار جلیل شهناز، عود نریمان، آواز شجریان و ترانه ی "اندک اندک" شهرام ناظری عاشقانه گوش بسپارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد... کسی که مولوی را قدری بشناسد، حافظ را قدری بخواند،خیام را گهگاه زیر لب زمزمه کند، و تک بیت های ناب صائب را دوست بدارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمت خوف انگیز کاشیکاری های اصفهان، و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
" شاید سخت، شاید دردمندانه، شاید در فشار؛ اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد..."
📕چهلمین نامه
#نادر_ابراهیمی
کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمت خوف انگیز کاشیکاری های اصفهان، و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
" شاید سخت، شاید دردمندانه، شاید در فشار؛ اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد..."
📕چهلمین نامه
#نادر_ابراهیمی
روزگار، همیشه بر یک قرار نمیماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد بیش دارد. دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده ، تمام میشود
بهار میآید...
#محمود_دولتآبادی
📗 جای خالی سلوچ
بهار میآید...
#محمود_دولتآبادی
📗 جای خالی سلوچ
شادی عشق برای این ساخته نشده است که با لالایی اش به خواب روی ، بلکه برای این است که باز هم به مبارزه ادامه دهی ...
📕 گزارش یک آدم ربایی
#گابریل_گارسیا_مارکز
📕 گزارش یک آدم ربایی
#گابریل_گارسیا_مارکز
زندگی را ورق بزن...
هر فصلش را خوب بخوان...
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایت
را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد
آنطور که دلت می گوید.
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری!
#سيمين_بهبهانی
هر فصلش را خوب بخوان...
با بهار برقص...
با تابستان بچرخ...
در پاییزش عاشقانه قدم بزن...
با زمستانش بنشین و چایت
را به سلامتی نفس کشیدنت بنوش...
زندگی را باید زندگی کرد
آنطور که دلت می گوید.
مبادا زندگی را دست نخورده برای مرگ بگذاری!
#سيمين_بهبهانی
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
باید دلت خوش باشد وگرنه عید و شادی و تعطیلات در روزها گماند. باید دوستش داشته باشی وگرنه تنهایی حرف تازهای نیست. باید دوست داشته شوی وگرنه بهار همان بهارِ هر سال است. باید دلت خوش باشد.
#سیدمحمدمرکبیان
📕آغوشی برای یک سفر طولانی
#سیدمحمدمرکبیان
📕آغوشی برای یک سفر طولانی
بوی باران ،
بوی سبزه ،
بوی خاک
شاخه های شسته ،
باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص_باد
خلوت گرم پرستوهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
#خوش_به_حال_روزگار . . .!
#فریدون_مشیری
بوی سبزه ،
بوی خاک
شاخه های شسته ،
باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص_باد
خلوت گرم پرستوهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
#خوش_به_حال_روزگار . . .!
#فریدون_مشیری
نمیدانم از آن زمان چند بهار گذشت
اما من روزهای بسیاری را، رو به یک خیابان، منتظر ماندم
سالهای بسیاری را برای تو سرودم
و حالا دوباره بهار میرسد
و من غمگینم
انگار صدای پاهای توست که در کوچه میپیچد
نه، برگرد، حالا دیر است
حالا دیگر من هیچ تقویمی را ورق نمیزنم
که مبادا به بهار برسم و عطر تو اسیرم کند
حالا برای آمدن دیر است
میترسم اندوه من، تو را پیر کند
برگرد، حالا دیگر دیر است
#شیما_سبحانی
اما من روزهای بسیاری را، رو به یک خیابان، منتظر ماندم
سالهای بسیاری را برای تو سرودم
و حالا دوباره بهار میرسد
و من غمگینم
انگار صدای پاهای توست که در کوچه میپیچد
نه، برگرد، حالا دیر است
حالا دیگر من هیچ تقویمی را ورق نمیزنم
که مبادا به بهار برسم و عطر تو اسیرم کند
حالا برای آمدن دیر است
میترسم اندوه من، تو را پیر کند
برگرد، حالا دیگر دیر است
#شیما_سبحانی
زیباترین روحیه ی سنّتی ما ، عشق به بهار و نوروز است. و ما مردم ، علی رغم این همه مصیبت و مصیبت زدگی چه استعدادی برای زندگی و شادمانی داریم ...
#محمود_دولت_آبادی
#محمود_دولت_آبادی
اگر آب همهی رودها شیرین است، دریا شوریاش را از کجا میآورد؟
فصلها از کجا میفهمند که باید پیراهنشان را عوض کنن؟
چرا در زمستان به این کندی و پس از آن چنین تپنده و تند؟
و ریشهها از کجا میدانند که باید به سوی نور بالا روند؟ سپس با آن همه گل و رنگ به هوا سلام کنند؟
بهار همیشه آیا همان بهار است که نقشش را از نو تکرار میکند؟
#دفترپرسشها
#پابلو_نرودا
فصلها از کجا میفهمند که باید پیراهنشان را عوض کنن؟
چرا در زمستان به این کندی و پس از آن چنین تپنده و تند؟
و ریشهها از کجا میدانند که باید به سوی نور بالا روند؟ سپس با آن همه گل و رنگ به هوا سلام کنند؟
بهار همیشه آیا همان بهار است که نقشش را از نو تکرار میکند؟
#دفترپرسشها
#پابلو_نرودا
حق با بهار بود، با همان ساقههای لخت. بر این پهنهی خاک چیزی هست که به رغم ما ادامه میدهد. خوب است که جلوههای بودن را به غم و شادی ما نبستهاند.
#هوشنگ_گلشیری
📗 آینه های دردار
#هوشنگ_گلشیری
📗 آینه های دردار
برای عوض کردن زندگیمان، برای تغییر دادن خودمان، هیچگاه دیر نیست. هرچند سال که داشته باشیم، هرگونه که زندگی کرده باشیم، هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم، بازهم نو شدن ممکن است.
حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد، باید افسوس بخوریم. باید در هر لحظه و نفسی نو شد! برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مرد!
#الیف_شافاک
📓 ملت عشق
حتی اگر یک روزمان درست مثل روز قبلش باشد، باید افسوس بخوریم. باید در هر لحظه و نفسی نو شد! برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مرد!
#الیف_شافاک
📓 ملت عشق
با نام او که بهار را آفريد
مسافرانی قدیمی به دور خورشیدیم ،
نشسته بر تکه ای از این کره خاکی ،
تابستان، پاییز ، زمستان ها را سفر کردیم
و اکنون
در اول کوچه بهار
خسته ٍ روزگار های سخت
ولی !
ولی با
اشک شوق در چشم ها
کتاب آرزو در دست ها
حسرت شیرین زندگی در دل ها
انتظار لبخند بر لب ها
امید شادی در قلب ها
آري در انتظار
زیباییهای سبز بهار ها !!
ایستاده ایم
ای دوست بهار است
مطمئن باش !
گریه آسمان
آب حیات را به کوچه های زندگی خواهد پاشید،
صورت خاک، درخت و انسان
خیس عشق بهاری میشود ..
بهار
ندای امیدی است
صبحگاهان بر چشم های بیدار
بیدار از داد ها و خواب ها ..
بهار می آيد
باید تبریک گفت،
به آنهايي که می کارند در دل ها !
بذرٍ
عشق به پروردگار ،
مهر به انسان ها ،
محبت به پدرها مادرها
امید به آينده ها ..
بًربند بار سفر را
آغاز ی دگر ست
بوسه باید زد
بر انان ی که
هیچ فراموش نکردند،
غمخوار و همراه بودند،
گذشت بر ستم ها کردند
تن و دل به شعله چراغ امید سوزاندند
غم ندادند، غم کشیدند !
ظلمی نکردند ، آهی کشیدند !
خراب نکردند، خرابی ساختند !
دزدی نکردند ، دردی زدودند !
ریایی نکردند، راستی سرودند !
مبارک باد بهاران
بر آنان که دل شان پر بود
از عشقها ی نوشته در تاریخ
و عشقهای نهفته در آينده،
چه خوش عطری دارد نوبهار
بوی باران خورده خاک
بوی شب بوها ی خيس ،
بوی گندم زار زرد
بوی نان بر مشام فقر ها
بوی هستی بر دلٍ افسرده ها
بوی شیرین بر دل فرهاد ها !
چه خوش رنگی ست بهار
رنگ سرخ لاله ها ،
رنگ شادی بر صورت غم دیده ها ،
رنگ شکّر خنده بر لب خشکه ها ،
رنگ گرمٍ عاشقی بر سینه ها
خوش باد بهاران
بر قلب رئوفان،
بر دیده پاکان،
بر دست کریمان،
آري دوست
در گذر بهاران باید رفت ،
می روم
به امید بوییدن عطر عشق در فراسوی آرزو ها ی نهفته در گلها،
به شوق گرمی مهتاب های منتظر به افق
به امید رسیدن به گندمزار سبز در بیابان زردها
بیا یارٍ روزگار بی یاری ها
تا
دست در دست
پا به پا
برویم
به شوق نوازش نسیم مهربانی ها
به شوق لمس گلهای سفید خوشوقتی
به شوق زمزمه آهنگ آرزو ها
باید سفری نو رفت
باید عطر بهاری داد ،
باید لباس بهاری تن کرد،
آری دوست
باید جسم و جان را نو بهاری شد
خوش باد عید بهاری
#ع_دباغ
مسافرانی قدیمی به دور خورشیدیم ،
نشسته بر تکه ای از این کره خاکی ،
تابستان، پاییز ، زمستان ها را سفر کردیم
و اکنون
در اول کوچه بهار
خسته ٍ روزگار های سخت
ولی !
ولی با
اشک شوق در چشم ها
کتاب آرزو در دست ها
حسرت شیرین زندگی در دل ها
انتظار لبخند بر لب ها
امید شادی در قلب ها
آري در انتظار
زیباییهای سبز بهار ها !!
ایستاده ایم
ای دوست بهار است
مطمئن باش !
گریه آسمان
آب حیات را به کوچه های زندگی خواهد پاشید،
صورت خاک، درخت و انسان
خیس عشق بهاری میشود ..
بهار
ندای امیدی است
صبحگاهان بر چشم های بیدار
بیدار از داد ها و خواب ها ..
بهار می آيد
باید تبریک گفت،
به آنهايي که می کارند در دل ها !
بذرٍ
عشق به پروردگار ،
مهر به انسان ها ،
محبت به پدرها مادرها
امید به آينده ها ..
بًربند بار سفر را
آغاز ی دگر ست
بوسه باید زد
بر انان ی که
هیچ فراموش نکردند،
غمخوار و همراه بودند،
گذشت بر ستم ها کردند
تن و دل به شعله چراغ امید سوزاندند
غم ندادند، غم کشیدند !
ظلمی نکردند ، آهی کشیدند !
خراب نکردند، خرابی ساختند !
دزدی نکردند ، دردی زدودند !
ریایی نکردند، راستی سرودند !
مبارک باد بهاران
بر آنان که دل شان پر بود
از عشقها ی نوشته در تاریخ
و عشقهای نهفته در آينده،
چه خوش عطری دارد نوبهار
بوی باران خورده خاک
بوی شب بوها ی خيس ،
بوی گندم زار زرد
بوی نان بر مشام فقر ها
بوی هستی بر دلٍ افسرده ها
بوی شیرین بر دل فرهاد ها !
چه خوش رنگی ست بهار
رنگ سرخ لاله ها ،
رنگ شادی بر صورت غم دیده ها ،
رنگ شکّر خنده بر لب خشکه ها ،
رنگ گرمٍ عاشقی بر سینه ها
خوش باد بهاران
بر قلب رئوفان،
بر دیده پاکان،
بر دست کریمان،
آري دوست
در گذر بهاران باید رفت ،
می روم
به امید بوییدن عطر عشق در فراسوی آرزو ها ی نهفته در گلها،
به شوق گرمی مهتاب های منتظر به افق
به امید رسیدن به گندمزار سبز در بیابان زردها
بیا یارٍ روزگار بی یاری ها
تا
دست در دست
پا به پا
برویم
به شوق نوازش نسیم مهربانی ها
به شوق لمس گلهای سفید خوشوقتی
به شوق زمزمه آهنگ آرزو ها
باید سفری نو رفت
باید عطر بهاری داد ،
باید لباس بهاری تن کرد،
آری دوست
باید جسم و جان را نو بهاری شد
خوش باد عید بهاری
#ع_دباغ