دیوانگی همچون قطره جوهری است که در آب پخش میشود
به زودی هیچکس دیوانه را از عاشق تشخیص نخواهد داد !
📕 مادام پو
#لین_کالن
به زودی هیچکس دیوانه را از عاشق تشخیص نخواهد داد !
📕 مادام پو
#لین_کالن
هر چقدر که دو نفر بیشتر با هم حرف داشته باشند به همان اندازه آهسته تر در کنار هم راه می روند ...
📕 مرد داستان فروش
#یوستین_گردر
📕 مرد داستان فروش
#یوستین_گردر
ای دنیا !
اگر جای خالی داشتی
آن را با
درختان سبز برگ
پرندگان خوش آواز
آهو ان زیبا چشم
رودخانه های آبی رنگ
برکه های نیلوفر
مراتع زرد گل ..
دنیا !
اگر جای خالی داشتی
آن را با
بچه هایی شاد
مردانی آزاده
زنانی زیبا فکر
و اگر
روزی توانستی
آن را با
درستی
مهربانی
و عشق ..
پر کن!
#ع_دباغ
اگر جای خالی داشتی
آن را با
درختان سبز برگ
پرندگان خوش آواز
آهو ان زیبا چشم
رودخانه های آبی رنگ
برکه های نیلوفر
مراتع زرد گل ..
دنیا !
اگر جای خالی داشتی
آن را با
بچه هایی شاد
مردانی آزاده
زنانی زیبا فکر
و اگر
روزی توانستی
آن را با
درستی
مهربانی
و عشق ..
پر کن!
#ع_دباغ
قصۀ ناتمام...
ما در دیار عشق و جنون سر سپرده ایم
زنگ ِ خرد ز آینۀ جان سترده ایم
ما هم خرابِ میکدۀ عشق و حیرتیم
ته جرعه های حافظ و خیٌام خورده ایم
در بحر عشق اگر همه جویای ساحلند
ما کشتی وجود به طوفان سپرده ایم
ای دل چه شد که یار فراموش کرده است؟
ما عهدهای خویش زخاطر نبرده ایم
عمری گذشت و قصۀ ما ناتمام ماند
ای داد ازتو داد ، بگو تا چه کرده ایم؟
دیگر بهارِ عمر نخوانم شباب را
نشکفته لب به خندۀ شادی ، فسرده ایم
#اخوان_ثالث
📙#ارغنون
ما در دیار عشق و جنون سر سپرده ایم
زنگ ِ خرد ز آینۀ جان سترده ایم
ما هم خرابِ میکدۀ عشق و حیرتیم
ته جرعه های حافظ و خیٌام خورده ایم
در بحر عشق اگر همه جویای ساحلند
ما کشتی وجود به طوفان سپرده ایم
ای دل چه شد که یار فراموش کرده است؟
ما عهدهای خویش زخاطر نبرده ایم
عمری گذشت و قصۀ ما ناتمام ماند
ای داد ازتو داد ، بگو تا چه کرده ایم؟
دیگر بهارِ عمر نخوانم شباب را
نشکفته لب به خندۀ شادی ، فسرده ایم
#اخوان_ثالث
📙#ارغنون
حتی در غم انگیزترین زندگی ها نیز به لحظاتی درخشان برمیخوریم
و حتی در میان شن و سنگ هم گل های کوچک شادی می روید!
📕 #گرگ_بيابان
#هرمان_هسه
و حتی در میان شن و سنگ هم گل های کوچک شادی می روید!
📕 #گرگ_بيابان
#هرمان_هسه
گاهی اوقات بهتر است همه چیز را آن طور که هست رها کرد، اندوه را آزاد گذاشت تا دوره اش را بگذراند...
#ژوان_هریس
#ژوان_هریس
آنچه هنوز تلخ ترین پوزخند مرا برمی انگیزد «چیزی شدن» از دیدگاه آنهاست. آن ها که می خواهند ما را در قالب های فلزی خود جای بدهند. آن ها با اعداد کوچک به ما حمله می کنند. آن ها با صفر مطلق شان به جنگ با عمیق ترین و جاذب ترین رویاها می آیند.
📕 بار دیگر شهری که دوست داشتم
#نادر_ابراهیمی
📕 بار دیگر شهری که دوست داشتم
#نادر_ابراهیمی
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
4_5805561526555247064.pdf
1.1 MB
دلهای ما که بهم نزدیک باشند، دیگر چه فرقی میکند که کجای این جهان باشیم
دور باش ، اما نزدیک !
من از نزدیک بودنهای دور میترسم!
📕 برگزیده اشعار
#احمد_شاملو
دور باش ، اما نزدیک !
من از نزدیک بودنهای دور میترسم!
📕 برگزیده اشعار
#احمد_شاملو
یک سال، عصر چهارشنبه ها را پشت سر گذاشتیم، آخرين آن نیز رفت !
هیزم های خشک و جرقه آتش ، شعله ها را در هر کویی فروزان می کند ،
تا یادمان باشد که دلهای خشک با جرقه محبتی شعله ور میشوند،
دور زنیم بر آن آتش تا یادمان باشد گرمی دور هم و کنار هم بودن زمانی که
دلها همزمان شعله های محبت را فروزان میکنند،
جستی تا بپریم از ميان آن شعله ها ،
تا گرمی شعله ها ،
حس گرمای محبت به همنوعان را در جسم سرما ديده از زمستان بی مهری ها در ما روشن سازد ،
اتيل باتیل بختیم اچیل ،
باید پرید باید حرکتی کرد
تا بختهای خفته را با دیدنها و دوست داشتنها بیدار کرد ،
باید خود را به آتش ها زد تا عشق را سرود،
بايد جسارت را نمایش داد تا زندگي با شوق بهاری را اغاز کرد،
#ع_دباغ
هیزم های خشک و جرقه آتش ، شعله ها را در هر کویی فروزان می کند ،
تا یادمان باشد که دلهای خشک با جرقه محبتی شعله ور میشوند،
دور زنیم بر آن آتش تا یادمان باشد گرمی دور هم و کنار هم بودن زمانی که
دلها همزمان شعله های محبت را فروزان میکنند،
جستی تا بپریم از ميان آن شعله ها ،
تا گرمی شعله ها ،
حس گرمای محبت به همنوعان را در جسم سرما ديده از زمستان بی مهری ها در ما روشن سازد ،
اتيل باتیل بختیم اچیل ،
باید پرید باید حرکتی کرد
تا بختهای خفته را با دیدنها و دوست داشتنها بیدار کرد ،
باید خود را به آتش ها زد تا عشق را سرود،
بايد جسارت را نمایش داد تا زندگي با شوق بهاری را اغاز کرد،
#ع_دباغ
گاهی آدم از اوقات خوش زندگی بی خبر است ، تا اینکه همه چیز بد می شود، و وقتی به گذشته نگاه می کند؛ می بیند چقدر خوشبخت بوده است! و چقدر بیخیال...!
#دارن_شان
📓 نبرد با شیاطین
#دارن_شان
📓 نبرد با شیاطین
کتاب برایم دنیای تازه ای است. حرفهای تازه و کارهای تازه. همچین جذب نوشته های کتاب میشوم که اگر بیخ گوشم توپ بترکانند، حالی ام نمیشود. مثل آدم تشنه ای که به آب رسیده باشد هر جمله برایم شده است یک جرعه آب گوارا. آب خنک، صاف و زلال که به من جان میدهد.
📕 همسایه ها
#احمد_محمود
📕 همسایه ها
#احمد_محمود
کسی که در برابر بتهوون، باخ و موتزارات، فروتنانه سکوت اختیار کند، به تار جلیل شهناز، عود نریمان، آواز شجریان و ترانه ی "اندک اندک" شهرام ناظری عاشقانه گوش بسپارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد... کسی که مولوی را قدری بشناسد، حافظ را قدری بخواند،خیام را گهگاه زیر لب زمزمه کند، و تک بیت های ناب صائب را دوست بدارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمت خوف انگیز کاشیکاری های اصفهان، و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
" شاید سخت، شاید دردمندانه، شاید در فشار؛ اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد..."
📕چهلمین نامه
#نادر_ابراهیمی
کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمت خوف انگیز کاشیکاری های اصفهان، و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد...
" شاید سخت، شاید دردمندانه، شاید در فشار؛ اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد..."
📕چهلمین نامه
#نادر_ابراهیمی
روزگار، همیشه بر یک قرار نمیماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد بیش دارد. دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده ، تمام میشود
بهار میآید...
#محمود_دولتآبادی
📗 جای خالی سلوچ
بهار میآید...
#محمود_دولتآبادی
📗 جای خالی سلوچ