اگر شما گیوتین را به جلو صحنه آوردهاید و آن را با این شادمانی و افتخار افراشتهاید
فقط برای این است که بریدن سر ازهمه کار آسان تر و پروراندن اندیشه در سر از همه کار دشوارتر
#داستایوفسکی
فقط برای این است که بریدن سر ازهمه کار آسان تر و پروراندن اندیشه در سر از همه کار دشوارتر
#داستایوفسکی
هر چه در زندگی پیش میآید حاصل زندگیهای پیشین ماست. یعنی حتی در کوچکترین حوادث تصادفی در کار نیست
#هاروکی_موراکامی / #کافکا_در_کرانه
#هاروکی_موراکامی / #کافکا_در_کرانه
تمام آن چیزی که دربارهی تو
در سرم هست
دهها کتاب میشود
اما تمام چیزی که در دلم هست
فقط دو کلمه است :
دوستت دارم
#ویکتور_هوگو
در سرم هست
دهها کتاب میشود
اما تمام چیزی که در دلم هست
فقط دو کلمه است :
دوستت دارم
#ویکتور_هوگو
سالمند
نشسته بر تخت، چشم ها خیره به پنجره ، گوشها در پی صدای پا،
تا شاید کسی بیاید ، پرنده ای بر لب پنجره نشیند، صدای مهربانی برخیزد،
کیست تا به عمری خاطره گوش دل سپارد، کیست تا دست مهری به دستان ضعيف فشارد، کیست تا دقایقی هم نشین و هم دل شود،
دندانی برای خوردن و طمعی در دل ندارد، تنها امیدوار به عشق محبتی ست،
روزها درگذر است و ما در غفلت،
سال گذرنده ها در انتظار ، بیایید فراموششان نکنیم.
#ع_دباغ
نشسته بر تخت، چشم ها خیره به پنجره ، گوشها در پی صدای پا،
تا شاید کسی بیاید ، پرنده ای بر لب پنجره نشیند، صدای مهربانی برخیزد،
کیست تا به عمری خاطره گوش دل سپارد، کیست تا دست مهری به دستان ضعيف فشارد، کیست تا دقایقی هم نشین و هم دل شود،
دندانی برای خوردن و طمعی در دل ندارد، تنها امیدوار به عشق محبتی ست،
روزها درگذر است و ما در غفلت،
سال گذرنده ها در انتظار ، بیایید فراموششان نکنیم.
#ع_دباغ
در نهایت زمانی فرا میرسد
که باید میان تماشاگر بودن
و عمل یکی را برگزید!
این
معیار انسان شدن است...
#آلبر_کامو
که باید میان تماشاگر بودن
و عمل یکی را برگزید!
این
معیار انسان شدن است...
#آلبر_کامو
#یک_دقیقه_مطالعه 📚
من فهرستی از آنچه در مدرسه
به ما یاد نمیدهند را تهیه کردهام:
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه کسی را دوست بداریم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه در شهرت
به درستی زندگی کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه در گمنامی،
از زندگی لذت ببریم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه از کسی که
دوستش نداریم جدا شویم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که به آنچه در ذهن دیگری میگذرد
فکر کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که به کسی که در حال مرگ است
چه بگوییم.
آنها به ما هیچ چیزی را که
ارزش یاد گرفتن داشته باشد،
یاد نمیدهند ...
📕 مرد ماسه ای
✍🏻 #نیل_گیمن
من فهرستی از آنچه در مدرسه
به ما یاد نمیدهند را تهیه کردهام:
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه کسی را دوست بداریم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه در شهرت
به درستی زندگی کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه در گمنامی،
از زندگی لذت ببریم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که چگونه از کسی که
دوستش نداریم جدا شویم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که به آنچه در ذهن دیگری میگذرد
فکر کنیم.
آنها به ما یاد نمیدهند
که به کسی که در حال مرگ است
چه بگوییم.
آنها به ما هیچ چیزی را که
ارزش یاد گرفتن داشته باشد،
یاد نمیدهند ...
📕 مرد ماسه ای
✍🏻 #نیل_گیمن
گاهی هیچ چیزبرای ازدست دادن ندارم لم میدهم به بدبختیهایم لبخندمیزنم
مردم فکر میکنندهیچ مشکلی ندارم
اما زندگی بدون مشکل
فقط یک خواب است.
#چارلی_چاپلین
مردم فکر میکنندهیچ مشکلی ندارم
اما زندگی بدون مشکل
فقط یک خواب است.
#چارلی_چاپلین
#بریده_ایی_از_یک_کتاب
✍🏻 #ژان_ژاک_روسو
📚#ااعترافات
پولی که در اختیار داریم ،
وسیلهای برای آزاد بودن است !
پولی که به دنبالش هستیم ،
وسیلهای برای بردگی ...
✍🏻 #ژان_ژاک_روسو
📚#ااعترافات
پولی که در اختیار داریم ،
وسیلهای برای آزاد بودن است !
پولی که به دنبالش هستیم ،
وسیلهای برای بردگی ...
"حاصلضرب توان در ادعا مقدارى ثابت است،
هرچه توان انسان كمتر باشد ادعاى او بيشتر است و هرچه توان انسان بيشتر باشد ادعاى او كمتر است..."
#دکتر_حسابى
هرچه توان انسان كمتر باشد ادعاى او بيشتر است و هرچه توان انسان بيشتر باشد ادعاى او كمتر است..."
#دکتر_حسابى
ابولحسن خرقانی میگوید:جواب دو نفر مرا سخت تکان داد
اول؛ مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد!
او گفت: ای شیخ! خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد شد!
دوم؛ مستی دیدم که افتان و خیزان در جادهاى گل آلود میرفت.
به او گفتم : قدم ثابت بردار تا نلغزی!
گفت : من بلغزم باکی نیست...
بهوش باش تو نلغزی شیخ! که جماعتی از پی تو خواهند لغزید.
هر"پرهیزکاری"گذشتهای دارد و هر "گناه کاری"آینده ای!
اول؛ مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد!
او گفت: ای شیخ! خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد شد!
دوم؛ مستی دیدم که افتان و خیزان در جادهاى گل آلود میرفت.
به او گفتم : قدم ثابت بردار تا نلغزی!
گفت : من بلغزم باکی نیست...
بهوش باش تو نلغزی شیخ! که جماعتی از پی تو خواهند لغزید.
هر"پرهیزکاری"گذشتهای دارد و هر "گناه کاری"آینده ای!
#یک_دقیقه_مطالعه
#نادر_ابراهیمی
و فاصله ای ست ابدی،
میان «عشق» و «دوست داشتن»
که برای پیمودن این فاصله،
یا باید پرید، یا باید فرو چکید...
من هر دو را تجربه کردم.
عشق را اگر نتوانی به سمت دوست داشتن هدایت کنی،
تجربه ای دردناک خواهد شد!
خوبی دوست داشتن در این است که خراب نمی کند،
دِفُرمه نمی کند،
اسیر نمی کند...
اما عشق چیز دیگری است !
هیچ کس انتهایش را نمی داند
و شاید همین
جذابیت عشق است !!!
#نادر_ابراهیمی
و فاصله ای ست ابدی،
میان «عشق» و «دوست داشتن»
که برای پیمودن این فاصله،
یا باید پرید، یا باید فرو چکید...
من هر دو را تجربه کردم.
عشق را اگر نتوانی به سمت دوست داشتن هدایت کنی،
تجربه ای دردناک خواهد شد!
خوبی دوست داشتن در این است که خراب نمی کند،
دِفُرمه نمی کند،
اسیر نمی کند...
اما عشق چیز دیگری است !
هیچ کس انتهایش را نمی داند
و شاید همین
جذابیت عشق است !!!
میلتون اریکسون وقتی دوازده ساله بود دچار فلج اطفال شد. ده ماه بعد شنید که پزشکی به مادرش گفت:
پسرتان شب را تاصبح دوام نمیاورد.
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید. فکر کرد شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد...
تصمیم گرفت تا سپیده دم صبح بعد نخوابد وقتی خورشید بالا آمد به طرف مادرش فریاد زد: من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی درخانه در گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانواده اش را عقب بیندازد!
اریکسون در سال ۱۹۹۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر #محدودیت هایش بجا گذاشت ...
پسرتان شب را تاصبح دوام نمیاورد.
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید. فکر کرد شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد...
تصمیم گرفت تا سپیده دم صبح بعد نخوابد وقتی خورشید بالا آمد به طرف مادرش فریاد زد: من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی درخانه در گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانواده اش را عقب بیندازد!
اریکسون در سال ۱۹۹۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر #محدودیت هایش بجا گذاشت ...
📚 #برشی_از_یک_کتاب
یک بار است زندگانی. یک بار.
همان یک بار که نسیم صبح را به سینه فرو می دهیم، همان یک بار که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو می نشانیم، همان یک بار که سوار بر اسب در دشت تاخت می کنیم، یک بار.. یک بار و نه بیشتر.
بعد از آن دیگر تمام عمر را ما دنبال همان چیزها می دویم، بعد از آن دیگر تمام مدت را به دنبال همان طعم اولینِ زندگانی هستیم. در پی لذت اول. سیب را به دندان می کشیم تا طعم بار اول را در آن بیابیم،آب را سر می کشیم تا لذت رفع عطش بار اول را پیدا کنیم. در آب غوطه می زنیم تا به شوق بار اول برسیم و نسیم را می بلعیم تا نشانی از آن اولین نسیم بیابیم. زندگانی یک بار است، در هر فصل...
تو چه می پنداری، ستار، تو درباره ی زندگانی چه فکر می کنی؟
شیرینی زندگانی بیش از یک بار به کام آدم نمی نشیند، اما تلخی هایش هر بار تازه اند، هر بار تازه تر.
📗 #کلیدر
✍ #محمود_دولت_آبادی
یک بار است زندگانی. یک بار.
همان یک بار که نسیم صبح را به سینه فرو می دهیم، همان یک بار که عطش خود را با قدحی آب خنک فرو می نشانیم، همان یک بار که سوار بر اسب در دشت تاخت می کنیم، یک بار.. یک بار و نه بیشتر.
بعد از آن دیگر تمام عمر را ما دنبال همان چیزها می دویم، بعد از آن دیگر تمام مدت را به دنبال همان طعم اولینِ زندگانی هستیم. در پی لذت اول. سیب را به دندان می کشیم تا طعم بار اول را در آن بیابیم،آب را سر می کشیم تا لذت رفع عطش بار اول را پیدا کنیم. در آب غوطه می زنیم تا به شوق بار اول برسیم و نسیم را می بلعیم تا نشانی از آن اولین نسیم بیابیم. زندگانی یک بار است، در هر فصل...
تو چه می پنداری، ستار، تو درباره ی زندگانی چه فکر می کنی؟
شیرینی زندگانی بیش از یک بار به کام آدم نمی نشیند، اما تلخی هایش هر بار تازه اند، هر بار تازه تر.
📗 #کلیدر
✍ #محمود_دولت_آبادی