کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
ويلی: تو اينجا چیكار می‌كنی؟ چارلی: خوابم نمی‌برد. قلبم داشت آتش می‌گرفت. ويلی: خوب، معلومه غذا خوردن بلد نيستی! بايد يه چيزی راجع به ويتامين و اين حرف‌ها ياد بگيری. چارلی: اون ويتامين‌ها چه فايده‌ای داره؟ ويلی: اونا استخوناتو درست می‌كنن.
چارلی: آره، اما قلب آدم كه استخون نيست!

📕 مرگ_فروشنده
#آرتور_ميلر
هیچ ترسی در برابر گرسنگی تاب نمی‌آورد، هیچ صبری آن را از بین نمی‌برد، جایی هم که گرسنگی باشد، نفرت موج می‌زند.

#جوزف کنراد
دل تاریکی
در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن آسان‌تر است...تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی هر کاری از دستت بر می‌آید بکن...

#آنا_گاوالدا
وجود بیکرانه‌ی خدا تنها در زمزمه‌های کودکان متجلی می‌شود؛
خدا آن چیزی است که کودکان می‌دانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌،
نه بزرگسالان ...

📕 رفیق اعلى
#كريستين_بوبن
به انسان هایی که سگها رو
دوست ندارند
نمیتوانم اعتماد کنم
اما اگر سگی از انسانی بدش بیاد
به حس آن سگ
اعتماد میکنم . . .

#آلبرت_انیشتین
زمين بهشت مى شود، روزى كه مردم بفهمند هيچ چيز عيب نيست جز، قضاوت و مسخره كردن ديگران، هيچ چيز گناه نيست جز حق مردم، هيچ چيز ثواب نيست جز خدمت به ديگران، هيچ كس اسطوره نيست الا در مهربانى و انسانيت، هيچ دينى با ارزش تر از انسانيت نيست، هيچ چيز جاودانه نمى ماند جز عشق هيچ چيز ماندگار نيست جز خوبى...

#پائولو_کوئیلو
مردم، فقط یک لحظه به فکر تو هستند و بعد، همه می روند دنبال کار و زندگی و گرفتاری های خود. این امری است طبیعی، مگر خود او غیر از آن بود؟ چقدر دلش می خواست که در اتاق باز شود، یک نفر تو بیاید و به درد دل او گوش کند و او بتواند به دل راحت در مقابلش اشک بریزد...

📕 درخت تلخ
#آلبا_دسس_پدس
از دوستی با چهار دسته از مردم بپرهیز!!

۱- از دوستی با احمق بپرهيز، چرا كه می خواهد به تو نفعی رساند اما دچار زيانت می كند.

۲- از دوستی با بخيل بپرهيز، زيرا آنچه را كه سخت به آن نياز داری از تو دريغ می دارد.

۳- از دوستی با بدكار بپرهيز، كه با اندک بهایی تو را می فروشد.

۴- و از دوستی با دروغگو بپرهيز، كه او به سراب ماند، دور را به تو نزديک، و نزدیک را دور می نماياند.

#علی_بن_ابیطالب
از گابریل گارسیا پرسیدند: اگر بخواهی کتابی صد صفحه ای درباره امید بنویسی، چه می نویسی؟

گفت: 99 صفحه رو خالی میذارم، صفحه آخر، سطر آخر می نویسم: یادت باشه دنیا گرده، هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی شاید در نقطه شروع باشی.
زندگی ساختنی است، نه ماندنی.
بمان برای ساختن ،نساز برای ماندن.

منتطرنباش کسی برایت گل بیاورد، خاک را زیر و روکن، بذر را بکار،از آن مراقبت کن، گل خواهد داد.
زندگی ، فهم نفهمیدن ماست
آسمان ، نور ، خدا ،
عشق ، سعادت با ماست
در نبندیم به نور !
در نبندیم به آرامش
پر مهر نسیم
زندگی رسم پذیرایی
از تقدیر است
وزن خوشبختی من
وزن رضایت مندیست . . .!

#سهراب_سپهری
لبخند
بیش از
چند لحظه
دوام ندارد

ولی خاطره آن
جاودانی است ...

#آبراهام لینکلن
هرگز لبخندت

را ترک نکن

حتی وقتی که ناراحتی

چون ممکن است یک نفر

عاشق لبخند تو باشد....

#گابریل_گارسیا_مارکز
نه کسی منتظر است،
نه کسی چشم به راه،
نه خیال گذر از کوچه‌ی ما دارد ماه!
بین عاشق شدن و مرگ مگر
فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه...!


# فریدون مشیری
در زندگی غصه از دست دادن
هیچ چیز را نخورید

این قانون طبیعت است که
وقتی چیزی را از شما می گیرد
حتما از قبل جایگزینی برای آن دارد
آیا سعی کرده ای
آن اندازه که
در توان توست
انسان باشی؟

#میچ_آلبوم
📙 سه شنبه ها با موری
- ژورما: من که نمی‌توانستم میان غریبه‌ها زندگی کنم. آدم اگر وطن نداشته باشد یتیم است.
- ‏گالیلئو: کلمه­ وطن یک روز از بین می‌رود. مردم آینده به ما نگاه می‌کنند که خودمان را توی مرزها حبس کردیم و سر چند خط روی نقشه همدیگر را می‌کشتیم و می‌گویند؛ این‌ها عجب احمق‌هایی بودند.

📘جنگ‌ آخر زمان
# ماریو بارگاس یوسا
نیچه اغلب از "دوست داشتن سرنوشت" سخن میگفت. منظورش این بود که بشر میتواند مستقیما با سرنوشت رویاروی شود، آن را بشناسد، شهامت به خرج دهد، آن را بنوازد، به چالش کشد، با آن بستیزد و به آن عشق بورزد. با این كه براى ما "ارباب سرنوشت خویشیم"، جمله‌ای متکبرانه‌ست، ولی ما را از قربانی سرنوشت بودن محافظت می‌کند. ما حقیقتا در آفرینش سرنوشت‌مان دخیلیم.

📙 عشق و اراده
#رولو_می
میدانيد آخرين زنگ
زندگی تان کی ميخورد!؟

خدا ميداند، ولی... آن روز که آخرين زنگ دنيا میخورد، ديگر نه ميشود تقلب کرد و نه ميشود سر کسی کلاه گذاشت!

آن روز تازه می فهميم که دنيا با همه بزرگی اش از يک جلسه امتحان مدرسه هم کوچکتر بود؛ و آن روز تازه می فهميم که زندگی عجب سوال سختی بود! سوالی که بيش از يک بار نمی توان به آن پاسخ داد.

خدا کند آن روز که آخرين زنگ دنيا ميخورد، روی تخته سياه قيامت، اسم ما را جز خوب ها بنويسند ...

خدا کند حواسمان بوده باشد که زنگ های تفريح آنقدر در حياط نمانده باشيم که ((حيات=زندگی)) را از ياد برده باشيم.

خدا کند که دفتر زند گی مان را زيبا جلد کرده باشيم و سعی ما بر اين بوده باشد که نيکی ها و خوبی ها را در آن نقاشی کنيم و بدانيم که دفتر دنيا، چک نويسی بيش نيست؛ چرا که ترسيم عشق حقيقی در دفتر ديگر است...