کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
‍ مردم آنچه وانمود می‌کنند نیستند :
صرفاً نقاب‌اند
و علی‌القاعده پشت این نقاب‌ها به مشتی کاسبکار برمی‌خوریم...

یکی نقاب قانون به چهره می‌زند،
فردی نقاب میهن‌پرستی و سعادت عمومی را برگزیده و شخصی دیگر نقاب مذهب یا طهارت را انتخاب می‌کند.
مردان به مقاصد مختلف نقاب فلسفه و انسان دوستی و چه و چه به چهره می‌زنند.
زنان حق انتخاب کمتری دارند، آنها بیشتر نقاب اخلاق و فروتنی و اهلیت و عفت را انتخاب می‌کنند.

پس نقاب‌هایی عمومی وجود دارند که هیچ ویژگی خاصی ندارند. این نقاب‌ها همه جا به چشم می‌خورد و صراحت گفتار و نزاکت و دلسوزی صمیمانه و لبخند دوستانه‌ای که مردم تحویل هم می‌دهند از این قسم‌اند...!


درباب طبیعت انسان | #آرتور_شوپنهاو
‍ نخستین عاملی که لازم است تا جهان را برای زیست قابل تحمل سازد، درک این حقیقت است که خودخواهی بشر امری الزامی و اجتناب ناپذیر است.

تو از دیگران توقع از خودگذشتگی داری و این توقعی غیرمعقول است که انسان‌ها می بایست برای تو و به خاطر تو امیال خود را زیرپا گذارند. چرا باید این کار را بکنند؟

وقتی این حقیقت را پذیرفتی و با خود کنار آمدی که در این دنیا هرکس برای خودش زندگی میکند،
آن‌گاه از دیگران کمتر توقع خواهی کرد، آنان تو را مایوس نخواهند کرد و با عطوفت بیشتری به مردم خواهی نگریست.

انسان‌ها تنها در جستجوی یک چیز و تنها یک چیز هستند و آن لذایذ خودشان است...!


پیرامون اسارت بشری | #سامرست_مو
‍ دیگر به راستی می‌دانم درد یعنی چه...

درد به معنی کتک‌خوردن تا حد بیهوش شدن نبود.
درد بریدن پا بر اثر یک تکه شیشه و بخیه زدن در داروخانه نبود.

درد یعنی چیزی که دل انسان را درهم می‌شکند
و انسان ناگزیر است با آن بمیرد بدون آنکه بتواند رازش را با کسی در میان بگذارد...!


درخت زیبای من | #واسکو_نسلو
#افلاطون

در جهان یگانه مایه نیكبختی انسان محبت است...!
کتاب معلمی است که
بدون عصا و تازیانه
مارا تربیت میکند.
پرسیدم:
جهنم کجاست؟

گفت:
قلبی را پیدا کن
که نمی‌تواند دوست داشته‌باشد.

📖 #برادران_کارامازوف
#فئودور_داستایفسکی
بی شک روزی آفتاب رو به پنجره کلبه زندگى طلوع میکند،
بی شک صبحی نسیم شادی غمها را از دل میشوید،
بی شک صدایی آشنا از رویای اشفتگیها بیدار خواهد کرد،
.... نگاه خماری عشق را بر گوشه دلی مینشاند
#ع_دباغ
غروب است، تاریکی بال بر اسمان باز میکند، کلاغها شوق بازی و پرواز دارند، دلها دلتنگ غروب تا کی ميآيد روشنی صبح و نوازش باد سحری با بوی یار ،
#ع_دباغ
گاهی سر کوچه زمان به انتظار مینشینم، تا از آنهايي که از گذشته ها می آيند بپرسم آيا از من در گذشته ها عطری به مشام شان یا رد پایی به دیده شان مانده است.
#ع_دباغ
چرخ روزگار همان چرخش روزهای سرنوشتی ست ، روزی ما را در بالای بلندیها و زمین را زیر نظرمان ناچیز میکند و
میچرخد باز ، تا به ما سنگینی چرخ روزگار را نشان دهد.
#ع_دباغ
خنده در تاریکی، از ناباکوف
گاهی حیات در نقطه پایانی، آغاز میشود .
قصه ها برای بچه ها ، از آذر یزدی
باید زندگی کرد زیر سایه ابر سنگین صبر ، چه سوزان شعله هایی دارد زندگی ، می تابد روز و شب ، اندک فرصتی برای آسودن زیر آفتاب زندگی ست، نمیدانم شاید احساسها نیاز به شعله هایی دارند که تا عمق دلها فرو می رود.
#ع_دباغ
کاردستی، از فرشته صاحب قلم، برای کودکان، تهیه شده در یونیسف
نحوه آموزش زبان انگلیسی به کودکان، از وندی،