کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
آدم‌ها، خیلی کم بلدند خودشان باشند. کاش آن دسته هم که نقش بازی می‌کنند، توانایی داشتند دستِ‌کم، همان نقش را به خوبی درآورند...

#جی_دی_سالینجر
📗 فرنی و زویی
ما هيچگاه به امروز برنمي گرديم
هرچه را لازم است برداريد

#آلبرت هوبارد

دهانت
پوستت
و دلتنگی هایت،
همه میراث زندگی ست.

#پابلو_نرودا
هیچ نقشی زیرکانه‌تر از نقش طبیعی خود آدم نیست. زیرا هیچ‌کس باور نمی‌کند که کسی پیدا شود که صورتکی بر چهره نداشته باشد.

#فئودور_داستایوفسکی
📗 شیاطین
خود را سر زنده نگاه داشتن در گیر و دارِ یک کار دلگیر و بی‌اندازه پر مسوولیت، کم هنری نیست: و البته چه چیزی ضروری تر از سرزندگی؟

#فریدریش_نیچه
📕 غروب بت ها
تا وقتی جهل حاکم بر اندیشه‌ی آدمیان است، بت‌ها تغییر می‌کنند اما بت‌پرستی همچنان ادامه دارد...

#نیل_دگراس_تایسون
کتاب: حس یک پایان
نویسنده: جولین بارنز

زمان شروع داستان دهه شصت میلادی و زمان روایت چهل سال پس از آن، در نزدیکی پایان قرن بیستم است. تونی وبستر، داستان را با خاطراتی پراکنده از گذشته‌هایی دور و پرسش‌هایی در باره زمان و حافظه شروع می‌کند. کتاب درک یک پایان حکایتی است از گذشت روزگار، به پیروی از شیوه‌های داستان نویسی ویرجینیا ولف.

بخش اول رمان خاطره‌هایی است از دهه شصت و رویدادهایی که برای راوی و سه یارش در مدرسه روی داده است. با مرور این خاطرات، افکار خود و دو دوست دیگرش را بیان می‌کند و شرح می‌دهد که چگونه نفر چهارمی هم وارد جمع سه نفری آن‌ها شد. این نفر چهارم – ایدرئین فین – نسبتا اختلاف زیادی با آن‌ها داشت.

کتاب حس یک پایان درباره خاطرات و تاریخ و از همه مهم‌تر درباره برداشت ذهنی ما از این‌هاست. درباره مسئولیت و پذیرفتن مسئولیت کارهایی است که زمانی فکر می‌کردیم هیچ ارزشی ندارند و اصلا مهم نیستند و همچنین داستانی درباره آدم‌های قرن بیست و یکم است. داستانی که ممکن است بخش‌هایی از آن برای هر کسی اتفاق بیفتد.
انسانی که
همیشه از داستان
غمگین گذشته‌اش،
حرف می‌زند.

همیشه همان داستان را
زندگی خواهد کرد . . .!

#دکتر_هلاکویی
همیشه آخر همه چیز خوب میشه
اگه نشد هنوز آخرش نرسیده..

#چارلی چاپلین
با دیپلم، با پول، با شوهر، با این چیزها آدم خوشبخت نمی شود. باید درد زندگی را تحمل کرد تا از دور خوشبختی به آدم چشمک بزند.

#بزرگ علوي
عاشقی جرم قشنگی ست مرا دار نزن
شده ام عاشق تو ، عشق مرا جار نزن

اي که از راز دل عاشق من با خبری
عشق پنهان مرا تهمت انکار نزن

شده ام بسته به عشقت ، به يقين می دانی
پس تو هم قلب مرا زخمه ی بسیار نزن

خواستم تا که شوم عاشق شیرین صفتت
عشق شيرين مرا ، مهر خریدار نزن

عاشقم باش عزیزم تو نگو عشق خطاست
به خطا زخم بر این عاشق تبدار نزن

من که ديگر شده ام عاشق و دلبسته ی تو
تو بیا سنگ به این خسته ی بيمار نزن

#آنجلا_راد

‍‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌‍‌‌‌
نمی توان ابتدا بدون اینکه خود انسان ها متحول شده باشند ، چیزی را در جامعه تغییر داد.

#رومن_گاری
📙 رختکن بزرگ
‏می‌گویند دنیا متعلق به کسانی است که
زود از خواب بیدار میشوند ؛ دروغ است ..
‏دنیا متعلق به کسانی است که
از بیدار شدن خود خشنودند ..

#مونیکا ویتی
شازده کوچولو مودبانه پرسید:
آدم ها کجا هستند؟
گل سرخ که روزی عبور کاروانی را دیده بود گفت: آدم ها؟!
به گمانم هفت هشت تایی باشند.
سال ها پیش دیدمشان.
ولی هیچ معلوم نیست
که کجا بشود پیداشان کرد.
ریشه ندارند باد آنها را با خودش به این طرف وآن طرف می برد...

#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📓 شازده کوچولو
همیشه بر آنم تا
دل کسی را نشکنم
اما وقتی به خودم نگاه میکنم،
تکه تکه ام !

#ایلهان برک
کسی چه میداند من امروز
چند بار فرو ریختم
چند بار دلتنگ شدم
از دیدن کسی که فقط پیراهنش شبیه تو بود
گاهی اوقات حسرت تکرار یک لحظه
دیوانه کننده ترین حس دنیاست ....

#ژوان هریس
من کیستم
شاد غم های دل
سکوت فریادهای نزده
خاموش آتش های تن

من کیستم
روشن تاریک ها
آرام تلاطم ها
شور نا امیدی ها
ظرف عشق های کهنه
امید حسرت ها

من کیستم
صورت چهره های پنهان
درمان دردهای باز
راهی جاده های نرفته
غرق سیل های آرزو
بال پرنده در قفس
نگاه نادیده ها
رنگ بی رنگی ها

من کیستم
عهد بی وفایی ها
محبت ظلم ها
تنهای شلوغی ها
خندان گریه ها ی شب
اشک بغض ها در گلو
آشنا ی غربتهای شهر
آري من
آن کس ام در این سرا ی بی کسی....

#ع_دباغ
قطرات باران
با آهنگ عشق از آسمان ابری میریزد،
و من با ابری از آرزوها
در پس کوچه های زندگی ،
خیس قطرات شوق و امید،
قدم بر آبها
و نگاه بر درخشش قطره ها در صورت آينده ها دارم.

#ع_دباغ
معلمم در سيزده سالگى، سؤالى پرسيد و گفته انتظار ندارم بتواني به سؤال من پاسخ دهي. اما اگر در پنجاه سالگى هم نتواني پاسخى براى آن بيابي، در اين صورت، حتم بدان که زندگي را ضايع کرده‌ای.

"به خاطر چه چیزی بايد از شما ياد كنند؟"

#پیتر دراکر