چقدر آهنگهای قشنگ در اين دنيا وجود داشت كه من نشنيده بودم، چقدر چهره های زيبا از برابرم گذشتند كه من آنها را نديدم، چقدر روياهای عجيب ديدم كه وقتی از خواب بيدار شدم، هرگز ديگر به يادم نيامد و بوی عطری از دست رفته در دلم چنگ زد كه تا هميشه خودم را نبخشم.
زندگی يعنی چه؟
هميشه نصفه نيمه، هميشه ناتمام، هميشه ناگهان جايی قطع می شدم ...
📕تماماً مخصوص
#عباس معروفی
زندگی يعنی چه؟
هميشه نصفه نيمه، هميشه ناتمام، هميشه ناگهان جايی قطع می شدم ...
📕تماماً مخصوص
#عباس معروفی
نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد
که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد
به مطربان صبوحی دهیم جامه چاک
بدین نوید که باد سحرگهی آورد
#حضرت_حافظ
که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد
به مطربان صبوحی دهیم جامه چاک
بدین نوید که باد سحرگهی آورد
#حضرت_حافظ
هر کس در رنج کشیدنِ خود یکه و تنهاست. رنجی که فرد میکشد توسط دیگران به سنجش در نخواهد آمد و درک نخواهد شد...
#رولان_بارت
#رولان_بارت
زنجیره ی افکارتون رو از هم باز کنین، بعد می بینین همون زنجیری که دست و پاتون رو بسته از هم باز میشه…
#ریچارد باخ
#ریچارد باخ
به نظرم هر انسان عاقلی میدونه که زندگی چیز زیباییه و هدف هم خوشبختیه و صد در صد شاد بودن. اما نمیدونم چرا فقط احمقها شاد هستند !؟
📕 #موزه_بی_گناهی
#اورهان_پاموک
📕 #موزه_بی_گناهی
#اورهان_پاموک
هدف نهایی حکومت نه تسلط بر مردم باید باشد نه محدود ساختن آنان از راه ترس و وحشت؛ و نه وادار کردن آنان به اطاعت، بلکه باید هدف آن آزاد ساختن مردم از ترس باشد تا بتوانند در بیشترین امنیت ممکن زندگی کنند. هدف نهایی حکومت این نیست که انسان را از موجودی صاحب خرد و اندیشه به چهارپایی لایعقل (بدون فکر) یا عروسک خیمهشببازی مبدل کند، بلکه باید آنها را چنان آماده سازد که روح و جسمشان را در امنیت تمام بپرورند و عقل خود را به کار ببندند و نگذارند که قدرت مردم در راه کینهجویی و خشم و فریب مصرف شود و نه معروض رشک و ستم واقع شود. در واقع غرض و هدف اصلی حکومت همانا آزادی است.
|#آشنایی_با_اسپینوزا
#پل_استراترن
ترجمه#شهرام_حمزهای
|#آشنایی_با_اسپینوزا
#پل_استراترن
ترجمه#شهرام_حمزهای
کتاب: دل سگ
#میخائیل_بولگاکف
مترجم: مهدی غبرایی
توضیحات:دل سگ داستانی علمی-تخیلی است که بولگاکُف در همان نخستین سالهای پیروزی انقلاب بلشویکی نوشت. در این داستان با طنزی تلخ نشان میدهد این مغز نیست که انسان ساز است بلکه قلب شالوده و پایه ساخت انسان است. صرف داشتن عقل نمیتواند «آدم» بسازد، بلکه احساس و روح انسانی است که «انسان» میسازد.
اما آنچه را بیشتر میتوان عامل توقیف کتاب دانست، تشریح روحیه انقلابیون بلشویک و شباهت آنها به سگی است که به واسطه قرار دادن مغز یک انسان در کاسه سرش به تدریج شکل انسانی یافته است.
فیلمی براساس دل سگ ساخته شده است. فیلمساز با استادی فضای حاکم بر سال ۱۹۱۷ در مسکو را نشان میدهد. در آغاز فیلم دوربین شهر را از چشم یک سگ ولگرد میبیند. روزهای سرد و پر برف و باد، به گونهای نشان داده میشود که بیننده خود سرما را حس میکند و ایمان میآورد که فصلی سرد، پر از طوفان و برف و سرما آغاز شده است، در بخشهای بعدی مغز سگ توسط جراح معروفی با مغز یک انسان مرده عوض میشود، سگ بهتدریج شکل آدم پیدا میکند، اما از آدمیت تنها «شکل» را دارد. رفتاری به دور از شأن و نزاکت دارد و نه تنها حاضر نیست آداب اجتماعی را بپذیرد که آنها را به سخره میگیرد. پروفسور جراح تلاش فراوان میکند تا این «سگ» را «آدم» کند، اما او تمایلی به تعلیمات وی ندارد و به افکارش میخندد و آنها را به تمسخر میگیرد. پروفسور و دستیارش از آدم شدن او ناامید میشوند و عملاً میبینند او تبدیل به انسانی شده که قوانین و اصول اجتماعی را بهراحتی زیر پا میگذارد. برخوردهای تند و غیر اصولی این سگ آدمنما آنها را به این نتیجه میرساند که باید وی را به جای اولش برگردانند تا او تنها بتواند به عنوان یک سگ ولگرد در کوچه و پس کوچههای مسکو به زندگی ادامه دهد.
#میخائیل_بولگاکف
مترجم: مهدی غبرایی
توضیحات:دل سگ داستانی علمی-تخیلی است که بولگاکُف در همان نخستین سالهای پیروزی انقلاب بلشویکی نوشت. در این داستان با طنزی تلخ نشان میدهد این مغز نیست که انسان ساز است بلکه قلب شالوده و پایه ساخت انسان است. صرف داشتن عقل نمیتواند «آدم» بسازد، بلکه احساس و روح انسانی است که «انسان» میسازد.
اما آنچه را بیشتر میتوان عامل توقیف کتاب دانست، تشریح روحیه انقلابیون بلشویک و شباهت آنها به سگی است که به واسطه قرار دادن مغز یک انسان در کاسه سرش به تدریج شکل انسانی یافته است.
فیلمی براساس دل سگ ساخته شده است. فیلمساز با استادی فضای حاکم بر سال ۱۹۱۷ در مسکو را نشان میدهد. در آغاز فیلم دوربین شهر را از چشم یک سگ ولگرد میبیند. روزهای سرد و پر برف و باد، به گونهای نشان داده میشود که بیننده خود سرما را حس میکند و ایمان میآورد که فصلی سرد، پر از طوفان و برف و سرما آغاز شده است، در بخشهای بعدی مغز سگ توسط جراح معروفی با مغز یک انسان مرده عوض میشود، سگ بهتدریج شکل آدم پیدا میکند، اما از آدمیت تنها «شکل» را دارد. رفتاری به دور از شأن و نزاکت دارد و نه تنها حاضر نیست آداب اجتماعی را بپذیرد که آنها را به سخره میگیرد. پروفسور جراح تلاش فراوان میکند تا این «سگ» را «آدم» کند، اما او تمایلی به تعلیمات وی ندارد و به افکارش میخندد و آنها را به تمسخر میگیرد. پروفسور و دستیارش از آدم شدن او ناامید میشوند و عملاً میبینند او تبدیل به انسانی شده که قوانین و اصول اجتماعی را بهراحتی زیر پا میگذارد. برخوردهای تند و غیر اصولی این سگ آدمنما آنها را به این نتیجه میرساند که باید وی را به جای اولش برگردانند تا او تنها بتواند به عنوان یک سگ ولگرد در کوچه و پس کوچههای مسکو به زندگی ادامه دهد.
زندگی خودتون رو با دیگران مقایسه نکنید
هیچ قیاسی بین ماه و خورشید وجود نداره
اونها زمانش که برسه هردو می درخشند.
#بودا
هیچ قیاسی بین ماه و خورشید وجود نداره
اونها زمانش که برسه هردو می درخشند.
#بودا
اگر دو ماه شیفتهی دیگران باشید،
دوستان بیشتری به دست خواهید آورد،
تا اینکه دو سال بکوشید دیگران را
شیفتهی خود کنید.
# دیل کارنگی
دوستان بیشتری به دست خواهید آورد،
تا اینکه دو سال بکوشید دیگران را
شیفتهی خود کنید.
# دیل کارنگی
پشت زیباترین لبخند،
بیشترین رازها نهفته است.
زیباترین چشم،
بیشترین اشکها را ریخته و
مهربانترین قلب،
بیشترین دردها را کشیده است...
#هاروکی_موراکامی
بیشترین رازها نهفته است.
زیباترین چشم،
بیشترین اشکها را ریخته و
مهربانترین قلب،
بیشترین دردها را کشیده است...
#هاروکی_موراکامی
عشق، یک عکس یادگاری نیست.
عشق، محصولِ ترس از تنها ماندن نیست.
عشق، فرزند اضطراب نیست.
عشق، آویختنِ بارانی به نخستین میخی که دستمان به آن میرسد نیست.
عشق، یک تَوَهُّم بازیگوشانهی تَن گرایانه نیست.
عشق، گرانبهاترین کالای مصرفی جهان است.
یک کاسه آبِ خنک، برای تشنهی همیشه تشنه.
📕 یک عاشقانه ی آرام
#نادر_ابراهیمی
عشق، محصولِ ترس از تنها ماندن نیست.
عشق، فرزند اضطراب نیست.
عشق، آویختنِ بارانی به نخستین میخی که دستمان به آن میرسد نیست.
عشق، یک تَوَهُّم بازیگوشانهی تَن گرایانه نیست.
عشق، گرانبهاترین کالای مصرفی جهان است.
یک کاسه آبِ خنک، برای تشنهی همیشه تشنه.
📕 یک عاشقانه ی آرام
#نادر_ابراهیمی
از صخره پایین پریدم و بعد همین که نزدیک بود با زمین برخورد کنم اتفاق عجیبی افتاد؛ فهمیدم آدمهایی هستند که دوستم دارند. دوست داشته شدن آن هم به این شکل خیلی چیزها را عوض میکند، از وحشت سقوط کم نمیکند، اما دورنمای جدیدی به معنای وحشت میدهد... من از صخره پایین پریدم و بعد در آخرین لحظه چیزی از راه رسید و من را میان زمین و آسمان گرفت، این چیزی است که من به عشق تعبیرش میکنم. این همان چیزی است که جلوی سقوط آدمها را میگیرد، چیزی آن قدر قدرتمند که میتواند قانون جاذبه را به چالش بکشد...
#پل_استر
#پل_استر
زندگی خلاصهایست از:
ناخواسته به دنیا آمدن
ناگهان بزرگ شدن...
مخفیانه گریستن...
دیوانهوار عشق ورزیدن...
و عاقبت در حسرت آنچه دل
میخواهد و منطق نمیپذیرد،
" مُردن ...! "
#برتراند_راسل
ناخواسته به دنیا آمدن
ناگهان بزرگ شدن...
مخفیانه گریستن...
دیوانهوار عشق ورزیدن...
و عاقبت در حسرت آنچه دل
میخواهد و منطق نمیپذیرد،
" مُردن ...! "
#برتراند_راسل
بازیِ زندگی، بازیِ بومرنگهاست؛ پندار و کردار و گفتار انسان، دیر یا زود با دقتی حیرتانگیز به خود او باز میگردد.
#فلورانس_اسکاول_شین
#فلورانس_اسکاول_شین