کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
ﻟﻨﮕﻪ ﻫﺎﻱ ﭼﻮﺑﻲ ﺩﺭﺏ ﺣﻴﺎﻃﻤﺎﻥ،
ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻛﻬﻨﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ
ﺟﻴﺮ ﺟﻴﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ!

ﻭﻟﻲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺸﺎﻥ
ﻛﻪ ﻟﻨﮕﻪ ﻫـــمند ...!

#حسین_پناهی
ﭘﺴﺮﻡ ! ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽﺑﯿﻨﯽ
ﮐﺴﯽ ﻟﻬﺠﻪ ﺩﺍﺭﺩ ،
ﻣﻌﻨﺎﯾﺶ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺗﻮ
ﯾﮏ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽﺩﺍﻧﺪ .

# ﻫﺎﯾﻨﺮﯾﺶ ﺑﻞ
زندگی، جیره مختصری ست
مثل یک فنجان چای
و کنارش عشق است،
مثل یک حبه قند ،
زندگی را با عشق
نوش جان باید کرد.

#سهراب سپهری
#اندکی_صبر

محبت کن

نترس...!
بی محابا محبت کن
زندگی
فاصله تابش خورشید تیرماه
بر کالبد آدم برفی ست....

#حمید رحمانی
1
اشتباهات، دروازه‌ی ورود به جهان اکتشافات هستند.

#جیمز_جویس
زندگي کردن با مردم اين دنيا
همچون دويدن در گله اسب است..

تا مي تازي با تو مي تازند.
زمين که خوردي، آنهايي که جلوتر بودند.
هرگز براي تو به عقب باز نمي گردند.

و آنهايي که عقب بودند، به داغ روزهايي که مي تاختي تورا لگد مال خواهند کرد!

در عجبم از مردمي که بدنبال دنيايي هستند که روز به روز از آن دورتر مي شوند

وغافلند از آخرتي که روز به
روز به آن نزديکتر مي شوند..

#امام_علي_ع
بهترین شیوه زندگی آن نیست که نقشه‌هایی بزرگ برای فردایت بکشی، آن است که وقتی آفتاب غروب می‌کند، لذت یک روز آرام را چشیده باشی...

#دونالد_بارتلمی
با دوستانی که گرسنه بودند نانمان را قسمت کردیم. چون سیر گشتند ، دشمن شدند.

#یلماز گونئی
خدا پرسید میخوری یا میبری؛

من گرسنه پاسخ دادم
میخورم..
چه میدانستم..
لذت ها را میبرند...
حسرتها را میخورند...

#حسین پناهی
سپیده که سر بزند
در این بیشه‌زار خزان زده
شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز...

#پل_الوار
خنده‌ی کم‌رمقی روی لب‌هاش دوید.
گفت: "نمی‌دونم چرا کار ما فقیر بیچاره‌ها همه‌ش به خدا می‌افته."

#جیرجیرک
#احمد_غلامی
مسئله این نیست که تعداد افراد بیشتری را به دنیا بیاوریم. بلکه باید کاری کنیم که تا حد امکان آنهایی که قبلا به دنیا آمده اند کمتر بدبخت باشند...!

#اوریانا_فالاچی
در تاريکى متوجه نشده بودم پدرم کنارم نشسته است. با حسى شبيه گناهکاران زمزمه کردم: اين اواخر بعضى شب ها بى خواب مى شم. با مهربانى زمزمه کرد:مى گذره. هنوز جوونى. هنوز خيلى زوده که به خاطر غصه هات بى خواب بشى. نترس. اما وقتى به سن من برسى چيزهايى تو زندگيته که به خاطرش شب ها تا صبح بى خواب مى مونى. فقط سعى کن کارى نکنى که پشيمون بشى.

#اورهان_پاموک
📘 موزه معصوميت
خاتون پرسید:
_ الانه حواست کجا بود؟

مرحب به او لبخند زد. خاتون معنای لبخند او را حس کرد. مثل اینکه فهمیده بود خودش خاطر مرحب را مشغول داشته بوده. از این به خودش می نازید. یک جور غرور زنانه. حالتی که گویا در هر زنی هست. مرحب هم این را دریافت. دریافت که خاتون خوشش می آید توی دل او جا کند. این چیزها هیچ وقت به زبان نمی آیند، اما حس می شوند. مثل چیزی که نامریی هستند. دیده نمی شوند، اما هستند. حرف دیگری زده می شود، اما معنای دیگری می دهد. گویی چیزی، حالتی زیر گونه ها می دود و عریان می شود و به زبان در می آید. یک جور چیزی است که گفتنی نیست. نمی شود گفتش. هر دوشان این را حس میکردند. نه که از زبان هم بشنوند، نه. از حالت هم دریافته بودند


کتاب: #سفر

#محمود_دولت_آبادی
دلتنگی های آدمی را،
باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد

و هر دانه ی برفی
به اشکی ناریخته می ماند

سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو
و
من

#مارگوت_بیگل
ترجمه #احمد_شاملو
خدا نکند آدم چیزی یا کسی را گم کند، مثل سوزن می‌شود که اگر تمام خانه را زیر و رو کنی پیداش نمی‌کنی،
فرش را وجب به وجب دست می‌مالی، اما نیست.
فکر می‌کنی خب حتما یک جایی گذاشته‌ام که حالا یادم نیست،
بعد بی‌آنکه یادت باشد از ته دل فریاد جگر خراشی می‌کشی و می‌نشینی!

#عباس_معروفی
#سال_بلوا
روزگاری شد
که تنها
با خاطره خنده ها
میتوان خندید!!

#ع_دباغ
نگاهم میکنی در عکس
خنده ام را می بینی
ولی میدونی
این تویی پشت دوربین
که خنده را در تصویر ساختی...!

#ع_دباغ
کاش بزرگی هامون
همانند کودکی هامون
بود
اونوقت دنیا پر می شد
از خنده های واقعی
از دوستی های بی ریا
از عشق های واقعی به مادر
از زندگی های بازی گونه
آری
دنیا دنیایی می شد
فقط
برای زندگی و شادی

#ع_دباغ