قانون زندگی این است که هر گاه احساس میکنیم همهچیز ما را گرفتهاند، باز در مییابیم که هنوز چیزی برایمان باقی مانده است...
#ژوزه_ساراماگو
#ژوزه_ساراماگو
روانشناسی می گفت:
بیمارانِ واقعی، هیچ وقت به ما مراجعه نمی کنند
مراجعینِ ما اکثرا کسانی هستند،
که توسطِ این بیماران، بیمار شدهاند…!
بیمارانِ واقعی، هیچ وقت به ما مراجعه نمی کنند
مراجعینِ ما اکثرا کسانی هستند،
که توسطِ این بیماران، بیمار شدهاند…!
هر چقدر آدم ها را
بیشتر بشناسی
تنهایی ات دلچسب تر میشود.
اوریانا فالاچی
بیشتر بشناسی
تنهایی ات دلچسب تر میشود.
اوریانا فالاچی
شاهیطلبی برو گدای همه باش
بیگانه زخویش و آشنای همه باش
خواهی که ترا چو تاج بر سر دارند
دست همه گیر و خاک پای همه باش
#ابوسعید_ابوالخیر
بیگانه زخویش و آشنای همه باش
خواهی که ترا چو تاج بر سر دارند
دست همه گیر و خاک پای همه باش
#ابوسعید_ابوالخیر
چرا کتابخوانها بهترین آدمهایی هستند که میتوان عاشقشان شد؟
چندی پیش، مقالهای در مجله تایم منتشر شد که نویسندهاش ادعا میکرد، آنچه «مطالعه عمیق» نامیده میشود، بهزودی از بین خواهد رفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدمها کمتر شده و این روزها دیگر آدمها سرسری کتاب میخوانند و با وجود مطالب خلاصهشده اینترنتی، تعداد خوانندههای کتابها روزبهروز تقلیل پیدا میکند.
نکته اینجاست که مطالعات ثابت کرده، کتابخوانها در قیاس با افراد عادی آدمهای خوبتر و باهوشتری هستند و شاید تنها آدمهایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشقشدن را داشته باشند.
برپایه مطالعاتی که روانشناسان در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجام دادهاند، کسانی که رمان میخوانند، میان انسانها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاد دارند، میتوانند عقاید، نظر و علائق دیگری را مدنظر قرار دهند و درباره آن قضاوت کنند.
آنها میتوانند بدون اینکه عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دست بردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.
تعجبی هم ندارد که کتابخوانها آدمهای بهتری باشند. کتابخواندن، تجربه کردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است؛ یاد گرفتن این نکته که چطور بدون اینکه خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.
کتابخوانها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدمها دسترسی دارند. آنها چیزهایی دیدهاند که غیرکتابخوانها امکان ندارد از آن سردربیاورند و مرگ انسانهایی را تجربهکردهاند که شما هرگز آنها را نمیشناسید.
آنها یاد گرفتهاند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیدهاند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتابخوانها بسیار از سنشان عاقلترند.
تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ ثابتکرده که هرچهقدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آنها قویتر میشود و در نهایت باعث میشود این بچهها واقعاً عاقلتر شوند، با محیطشان بیشتر انطباق پیدا کنند و قدرت درکشان بالاتر برود.
تجربههای قهرمانهای داستانها تبدیل به تجربههای خود خوانندهها میشود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان میکشد، تبدیل به باری میشود که خواننده باید تحملکند. خوانندههای کتابها هزاران بار زندگی میکنند و از هر کدام از این تجربهها، چیزی یاد میگیرند.
اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیل کند و فضای خالی قلبتان را پُر کند، میتوانید این کتابخوانها را در کافیشاپها، پارکها، متروها و... پیدا کنید. چند دقیقه که صحبت کنید، آنها را بهجا خواهید آورد.
کتابخوانها با شما حرف نمیزنند، با شما رابطه برقرارمیکنند.
آنها در نامهها یا پیامهایشان انگار برایتان شعر مینویسند. صرفاً به سوالاتتان جواب نمیدهند یا بیانیه صادر نمیکنند، بلکه با عمیقترین فکرها و تئوریها پاسخ شما را میدهند. شما را با دانش بالای کلمات و ایدههایشان مسحور خواهندکرد.
تحقیقات دیگری در دانشگاه برکلی نشانداده، کتابخواندن برای کودکان باعث میشود آنها کلماتی را یادبگیرند که هرگز در مدرسه به آنها یادنمیدهند.
به خودتان لطفکنید و با کسی قرار بگذارید که میداند چطور از زبانش استفادهکند.
آنها فقط شما را نمیفهمند، درکتانمیکنند.
آدمها فقط باید عاشق کسی شوند که بتواند روحشان را ببیند. این آدم باید کسی باشد که به روح شما نفوذ میکند و به بخشهایی از روح شما دسترسی پیدا میکند که هیچکس دیگر قبلاً کشفاش نکرده است.
بهترین کاری که خواندن داستانها با آدمها میکند، این است که کاملنبودن شخصیتها باعث میشود ذهن شما سعیکند از ذهن دیگران سردربیاورد. اینجور آدمها توانایی همدلی پیدا میکنند. ممکن است همیشه با شما موافق نباشند، اما سعیمیکنند ماجراها را از زاویه دید شما ببینند.
آنها نهتنها باهوشند، که عاقل هم هستند.
باهوشبودن همیشه هم خوشایند نیست، اما عاقلبودن آدمها را تحریکمیکند. همیشه مقاومت در برابر آدمهایی که میشود چیزی ازشان یاد گرفت، کمی سخت است. عاشق یک آدم کتابخوان شدن نهتنها کیفیت گفتوگو را بالا میبرد، بلکه باعث میشود سطح گفتوگو بالا برود.
برپایه تحقیقات، کتابخوانها به دلیل دایره وسیع واژگانشان و مهارتهای حافظه، آدمهای باهوشتری هستند. ذهن آنها در قیاس با آدمی معمولی که کتاب نمیخواند، توانایی درک بالاتری دارد و راحتتر و به شکل موثرتری میتوانند با دیگران ارتباط برقرارکنند.
قرارومدارگذاشتن با آدم اهل کتاب، به قرار گذاشتن با هزاران نفر میماند. انگار که تجربهای را که او با خواندن زندگی همه این آدمها بهدستآورده، در اختیار شما قرار دهد، انگار با یک کاشف قرار گذاشته باشید.
✒️ دكتر دشتی نيشابوری
#واژه
#متن_مانا
چندی پیش، مقالهای در مجله تایم منتشر شد که نویسندهاش ادعا میکرد، آنچه «مطالعه عمیق» نامیده میشود، بهزودی از بین خواهد رفت؛ چرا که میزان مطالعه عمیق میان آدمها کمتر شده و این روزها دیگر آدمها سرسری کتاب میخوانند و با وجود مطالب خلاصهشده اینترنتی، تعداد خوانندههای کتابها روزبهروز تقلیل پیدا میکند.
نکته اینجاست که مطالعات ثابت کرده، کتابخوانها در قیاس با افراد عادی آدمهای خوبتر و باهوشتری هستند و شاید تنها آدمهایی روی این کره خاکی باشند که ارزش عاشقشدن را داشته باشند.
برپایه مطالعاتی که روانشناسان در سالهای ۲۰۰۶ و ۲۰۰۹ انجام دادهاند، کسانی که رمان میخوانند، میان انسانها بیشترین قدرت همدلی با دیگران را دارند و قابلیتی دارند با عنوان «تئوری ذهن» که در کنار آنچه خود به آن اعتقاد دارند، میتوانند عقاید، نظر و علائق دیگری را مدنظر قرار دهند و درباره آن قضاوت کنند.
آنها میتوانند بدون اینکه عقاید دیگران را رد کنند یا از عقیده خودشان دست بردارند، از شنیدن عقاید دیگران لذت ببرند.
تعجبی هم ندارد که کتابخوانها آدمهای بهتری باشند. کتابخواندن، تجربه کردن زندگی دیگران با چشم غیرواقعی است؛ یاد گرفتن این نکته که چطور بدون اینکه خودت در ماجرایی دخیل باشی، بتوانی دنیا را در چارچوب دیگری ببینی.
کتابخوانها به روح هزاران آدم و خرد جمعی همه این آدمها دسترسی دارند. آنها چیزهایی دیدهاند که غیرکتابخوانها امکان ندارد از آن سردربیاورند و مرگ انسانهایی را تجربهکردهاند که شما هرگز آنها را نمیشناسید.
آنها یاد گرفتهاند که زن بودن چیست و مرد بودن یعنی چه. فهمیدهاند که تماشای رنج دیگران یعنی چه. کتابخوانها بسیار از سنشان عاقلترند.
تحقیق دیگری در سال ۲۰۱۰ ثابتکرده که هرچهقدر بیشتر برای کودکان کتاب بخوانیم، «تئوری ذهن» در آنها قویتر میشود و در نهایت باعث میشود این بچهها واقعاً عاقلتر شوند، با محیطشان بیشتر انطباق پیدا کنند و قدرت درکشان بالاتر برود.
تجربههای قهرمانهای داستانها تبدیل به تجربههای خود خوانندهها میشود. هر درد و رنجی که شخصیت داستان میکشد، تبدیل به باری میشود که خواننده باید تحملکند. خوانندههای کتابها هزاران بار زندگی میکنند و از هر کدام از این تجربهها، چیزی یاد میگیرند.
اگر دنبال کسی هستید که شما را تکمیل کند و فضای خالی قلبتان را پُر کند، میتوانید این کتابخوانها را در کافیشاپها، پارکها، متروها و... پیدا کنید. چند دقیقه که صحبت کنید، آنها را بهجا خواهید آورد.
کتابخوانها با شما حرف نمیزنند، با شما رابطه برقرارمیکنند.
آنها در نامهها یا پیامهایشان انگار برایتان شعر مینویسند. صرفاً به سوالاتتان جواب نمیدهند یا بیانیه صادر نمیکنند، بلکه با عمیقترین فکرها و تئوریها پاسخ شما را میدهند. شما را با دانش بالای کلمات و ایدههایشان مسحور خواهندکرد.
تحقیقات دیگری در دانشگاه برکلی نشانداده، کتابخواندن برای کودکان باعث میشود آنها کلماتی را یادبگیرند که هرگز در مدرسه به آنها یادنمیدهند.
به خودتان لطفکنید و با کسی قرار بگذارید که میداند چطور از زبانش استفادهکند.
آنها فقط شما را نمیفهمند، درکتانمیکنند.
آدمها فقط باید عاشق کسی شوند که بتواند روحشان را ببیند. این آدم باید کسی باشد که به روح شما نفوذ میکند و به بخشهایی از روح شما دسترسی پیدا میکند که هیچکس دیگر قبلاً کشفاش نکرده است.
بهترین کاری که خواندن داستانها با آدمها میکند، این است که کاملنبودن شخصیتها باعث میشود ذهن شما سعیکند از ذهن دیگران سردربیاورد. اینجور آدمها توانایی همدلی پیدا میکنند. ممکن است همیشه با شما موافق نباشند، اما سعیمیکنند ماجراها را از زاویه دید شما ببینند.
آنها نهتنها باهوشند، که عاقل هم هستند.
باهوشبودن همیشه هم خوشایند نیست، اما عاقلبودن آدمها را تحریکمیکند. همیشه مقاومت در برابر آدمهایی که میشود چیزی ازشان یاد گرفت، کمی سخت است. عاشق یک آدم کتابخوان شدن نهتنها کیفیت گفتوگو را بالا میبرد، بلکه باعث میشود سطح گفتوگو بالا برود.
برپایه تحقیقات، کتابخوانها به دلیل دایره وسیع واژگانشان و مهارتهای حافظه، آدمهای باهوشتری هستند. ذهن آنها در قیاس با آدمی معمولی که کتاب نمیخواند، توانایی درک بالاتری دارد و راحتتر و به شکل موثرتری میتوانند با دیگران ارتباط برقرارکنند.
قرارومدارگذاشتن با آدم اهل کتاب، به قرار گذاشتن با هزاران نفر میماند. انگار که تجربهای را که او با خواندن زندگی همه این آدمها بهدستآورده، در اختیار شما قرار دهد، انگار با یک کاشف قرار گذاشته باشید.
✒️ دكتر دشتی نيشابوری
#واژه
#متن_مانا
بیا وداع کنیم، اگر بنا باشد کسی از ما بماند، همان به که تو بمانی، کینه تو به کار این دنیا بیشتر می آید تا عشق من ...
📙 #کلیدر
#محمود_دولت_آبادی
📙 #کلیدر
#محمود_دولت_آبادی
میگویند: برایت خوابهای خوشی را آرزومندیم. خواب زیبا به چه کارمان میآید وقتی ما گرفتارِ بیداری دردناکی هستیم؟
#محمود_درویش
#محمود_درویش
مهم نیست اگــر انسان
براے کسی که دوستش دارد
غرورش را از دست بدهد..
امــا فاجعه است
اگــر برای حفظ غرور
کسی را که دوست دارد از دست بدهد
#شکسپیر
براے کسی که دوستش دارد
غرورش را از دست بدهد..
امــا فاجعه است
اگــر برای حفظ غرور
کسی را که دوست دارد از دست بدهد
#شکسپیر
مقابله با فقر،
ربطی به خیریه ندارد.
این عملی از سوی عدالت است.
فقر هم مانند بردهداری
و آپارتاید طبیعی نیست.
دست ساختهی بشر است
و به دست انسان هم میتوان
آن را ریشه کن کرد . . .!
#نلسون_ماندلا
ربطی به خیریه ندارد.
این عملی از سوی عدالت است.
فقر هم مانند بردهداری
و آپارتاید طبیعی نیست.
دست ساختهی بشر است
و به دست انسان هم میتوان
آن را ریشه کن کرد . . .!
#نلسون_ماندلا
قانون زندگی این است که هر گاه احساس میکنیم همهچیز ما را گرفتهاند، باز در مییابیم که هنوز چیزی برایمان باقی مانده است...
#ژوزه_ساراماگو
#ژوزه_ساراماگو
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارد و ضربان قلبت را تند تر میکند،
دوری کنی ...
#پابلو_نرودا
اگر از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارد و ضربان قلبت را تند تر میکند،
دوری کنی ...
#پابلو_نرودا
مردم، همینطوری بدون فکر چیزهایی میگویند، بیهدف کلماتی را به زبان میآورند و حتی به ذهنشان هم نمیرسد که باید به این فکر کنند که سخنشان ممکن است چه پیامدهایی در پی داشته باشد...
#ژوزه_ساراماگو
📗 در ستایش مرگ
#ژوزه_ساراماگو
📗 در ستایش مرگ
تنها چیزی که شخصیت هر انسان
را عوض می کند سختی های زندگی
است سعی کن در سختی ها انسان بمانی ؛
چون دنیای ما
دنیای روابط آدمها با آدمهانیست ...
دنیای روابط
نقابها با نقابهاست
آدمهاکمتر فرصت میکنند..
تا سیمای حقیقی هم را ببینند.
#الهی_قمشه_ای
را عوض می کند سختی های زندگی
است سعی کن در سختی ها انسان بمانی ؛
چون دنیای ما
دنیای روابط آدمها با آدمهانیست ...
دنیای روابط
نقابها با نقابهاست
آدمهاکمتر فرصت میکنند..
تا سیمای حقیقی هم را ببینند.
#الهی_قمشه_ای
ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ...
ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺍﺻﻞ "ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ" ﺍﺳﺖ؛
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﻤﮑﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ،
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﻡ.
#ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ_ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
ﻣﻬﻤﺘﺮﯾﻦ ﺍﺻﻞ "ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ" ﺍﺳﺖ؛
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﻤﮑﯽ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ،
ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺭﺯﺵ ﺩﺍﺭﻡ.
#ﭘﺎﺋﻮﻟﻮ_ﮐﻮﺋﯿﻠﻮ
ﻟﻨﮕﻪ ﻫﺎﻱ ﭼﻮﺑﻲ ﺩﺭﺏ ﺣﻴﺎﻃﻤﺎﻥ،
ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻛﻬﻨﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ
ﺟﻴﺮ ﺟﻴﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ!
ﻭﻟﻲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺸﺎﻥ
ﻛﻪ ﻟﻨﮕﻪ ﻫـــمند ...!
#حسین_پناهی
ﺍﮔﺮ ﭼﻪ ﻛﻬﻨﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ
ﺟﻴﺮ ﺟﻴﺮ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ!
ﻭﻟﻲ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺸﺎﻥ
ﻛﻪ ﻟﻨﮕﻪ ﻫـــمند ...!
#حسین_پناهی