تجربهی من در زندگى اندک است ولى به من مىآموزد که هيچ کس صاحب هيچ چيز نيست. همه چيز تنها نوعى توهم است و اين توهم در مسايل مادى و معنوى وجود دارد. اگر کسى چيزى را که در شرف رسيدن به آن باشد از دست بدهد، در نهايت مىآموزد که هيچ چيز به او تعلق ندارد. پس بهتر است به گونهاى زندگى کنم که انگار همين امروز نخستين يا آخرين روز زندگى من است...
#پائولو_کوئیلو
📙 یازده دقیقه
#پائولو_کوئیلو
📙 یازده دقیقه
چرا نمی توانیم با مخالفان توافق کنیم؟
کم نیستند زنان و مردانی که در زندگی مشترک، ناموفق اند و شرایط رضایت بخشی ندارند، زیرا نمی توانند اختلاف سلیقه و سبک زندگی یکدیگر را درک کنند. اگر این مهارت را داشته باشند که بتوانند با وجود اختلافات زیاد با هم توافق، همکاری و همزیستی کنند، مطمئنا کیفیت زندگی بهتری خواهند داشت.
همین مشکل از نهاد خانواده به دوستان سرایت می کند؛ چه بسیارند دوستان صمیمی که به دلیل اختلافات جزئی مدت ها با هم قهر می کنند؛ دینداری ما هم نیز دچار چنین معضلی است. به عللی مذهبی هستیم و نمی توانیم بفهمیم برخی دیگر درست مانند ما به عللی متفاوت، غیر مذهبی هستند در نتیجه نمی توانیم با آنها توافق و همزیستی آزاد منشانه و انسانی داشته باشیم، شاید اگر شرایط کشور طور دیگر بود، شاهد بودیم غیر مذهبی ها هم نمی توانند موجودیت مذهبی ها را بپذیرند و با آنها بر اساس احترام متقابل رفتار کنند.
دینداران نیز نه تنها با دینداران دیگر بلکه با هم کیشان خود که طرز تلقی و رفتار دینی متفاوتی دارند، کنار نمی آیند. این مسئله در مورد گروه های سیاسی در ارتباط با یکدیگر و با دولت و دولت با آنها نیز صدق می کند. توافق های پایدار سیاسی در کشور ما بحث برانگیز است، از این قبیل مشکلات در روحیات ما زیاد است. کسانی به استناد هویت جمعی و ملی انتظار دارند فکر ها، عقیده ها، قرائت ها و سبک های زندگی یکسان سازی شود و این را وحدت کلمه می نامند؛ کسان دیگر فکر می کنند هویت و فردیت چیزی در خلأ است و لازمه آن این است که تاریخ و فرهنگ انکار شود.
کتاب#ما_ایرانیان (زمینه کاوی تاریخی و اجتماعی خلقیات ایرانی) | #مقصود_فراستخواه
کم نیستند زنان و مردانی که در زندگی مشترک، ناموفق اند و شرایط رضایت بخشی ندارند، زیرا نمی توانند اختلاف سلیقه و سبک زندگی یکدیگر را درک کنند. اگر این مهارت را داشته باشند که بتوانند با وجود اختلافات زیاد با هم توافق، همکاری و همزیستی کنند، مطمئنا کیفیت زندگی بهتری خواهند داشت.
همین مشکل از نهاد خانواده به دوستان سرایت می کند؛ چه بسیارند دوستان صمیمی که به دلیل اختلافات جزئی مدت ها با هم قهر می کنند؛ دینداری ما هم نیز دچار چنین معضلی است. به عللی مذهبی هستیم و نمی توانیم بفهمیم برخی دیگر درست مانند ما به عللی متفاوت، غیر مذهبی هستند در نتیجه نمی توانیم با آنها توافق و همزیستی آزاد منشانه و انسانی داشته باشیم، شاید اگر شرایط کشور طور دیگر بود، شاهد بودیم غیر مذهبی ها هم نمی توانند موجودیت مذهبی ها را بپذیرند و با آنها بر اساس احترام متقابل رفتار کنند.
دینداران نیز نه تنها با دینداران دیگر بلکه با هم کیشان خود که طرز تلقی و رفتار دینی متفاوتی دارند، کنار نمی آیند. این مسئله در مورد گروه های سیاسی در ارتباط با یکدیگر و با دولت و دولت با آنها نیز صدق می کند. توافق های پایدار سیاسی در کشور ما بحث برانگیز است، از این قبیل مشکلات در روحیات ما زیاد است. کسانی به استناد هویت جمعی و ملی انتظار دارند فکر ها، عقیده ها، قرائت ها و سبک های زندگی یکسان سازی شود و این را وحدت کلمه می نامند؛ کسان دیگر فکر می کنند هویت و فردیت چیزی در خلأ است و لازمه آن این است که تاریخ و فرهنگ انکار شود.
کتاب#ما_ایرانیان (زمینه کاوی تاریخی و اجتماعی خلقیات ایرانی) | #مقصود_فراستخواه
آن روزها رفتند
و گم شدند آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
در ازدحام پر هیاهوی خیابانهای بی برگشت
و دختری که گونه هایش را
با برگهای شمعدانی رنگ میزد،
آه کنون زنی تنهاست..!
#فروغ_فرخزاد
و گم شدند آن کوچه های گیج از عطر اقاقی ها
در ازدحام پر هیاهوی خیابانهای بی برگشت
و دختری که گونه هایش را
با برگهای شمعدانی رنگ میزد،
آه کنون زنی تنهاست..!
#فروغ_فرخزاد
آخر دیوانگی نیست که آدم همه چیز را جدی بگیرد؟ به اندازهی کافی بدبختی هست و لازم نیست که آدم از این بیشترش را هم برای خودش دست و پا کند...
#گوستاو_فلوبر
#گوستاو_فلوبر
در دنیا چیزی به نام خوشبختی و یا بدبختی وجود ندارد. اینها فقط مقایسهی یک حالت با حالت دیگر است نه چیزی بیشتر.
#الکساندر_دوما (پدر)
#کنت_مونت_کریستو
در دنیا چیزی به نام خوشبختی و یا بدبختی وجود ندارد. اینها فقط مقایسهی یک حالت با حالت دیگر است نه چیزی بیشتر.
#الکساندر_دوما (پدر)
#کنت_مونت_کریستو
چه رنجی است
لذتها را تنها بُردن
و چه زشت است،
زیباییها را تنها دیدن
و چه بدبختی آزاردهندهای است
تنها خوشبخت بودن!
در بهشتتنها بودن
سختتر از کویر است...
#دکتر_علی_شریعتی
لذتها را تنها بُردن
و چه زشت است،
زیباییها را تنها دیدن
و چه بدبختی آزاردهندهای است
تنها خوشبخت بودن!
در بهشتتنها بودن
سختتر از کویر است...
#دکتر_علی_شریعتی
مراقب باشیم اعتقاداتمون از ما یه احمق نسازه. شاید خودمونم خیلی متوجه آزاردهنده بودنمون نشیم اما چنین چیزی هست...
#کالین_مک_کالو
📘 پرنده خارزار
#کالین_مک_کالو
📘 پرنده خارزار
من از همون بچگی فهمیدم
اگه حق یه نفرو تو دنیا بخوری
یه دشمن پیدا میکنی،
اگه حق پنج نفرو بخوری
پنج تا دشمن پیدا میکنی،
اما اگه حق همه رو
بطور مساوی بخوری
هیچ دشمنی پیدانمیکنی
و همه با احترام ازت یاد میکنن...!
#علیرضا_میر_اسدالله
📓 ویزای کوه قاف
اگه حق یه نفرو تو دنیا بخوری
یه دشمن پیدا میکنی،
اگه حق پنج نفرو بخوری
پنج تا دشمن پیدا میکنی،
اما اگه حق همه رو
بطور مساوی بخوری
هیچ دشمنی پیدانمیکنی
و همه با احترام ازت یاد میکنن...!
#علیرضا_میر_اسدالله
📓 ویزای کوه قاف
دختری مادرش ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ شام ﺑﻪ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍنی ﺑﺮﺩ...
مادر ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، نمیتوانست ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺮ رﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ،
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺍﺭﻥ زن ﭘﯿﺮ را ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ،
ﻭ دختر ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ و درعوض غذا را به دهان مادر میگذاشت،
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ مادر ﻏﺬﺍیش ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، دختر ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ مادر ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ،
ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، سر و وضعش را مرتب کرد ﻭ عینکش ﺭﺍ تميز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ،
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩِ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ آنان را ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ!
دختر ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ مادر ﺭﺍﻫﯽ ﺩﺭب ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ.
ﺩﺭ این هنگام خانم پیری ﺍﺯ ﺟﻤﻊ
ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ بلند شد و ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ:
دختر خانم ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ نمیکنی ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ؟!
دختر ﭘﺎﺳﺦ داﺩ؛ خیر خانم... فكر نميكنم ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﻗﯽ گذﺍﺷﺘﻪ باشم.
ﺁﻥ زن ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ :
ﺑﻠﻪ، دخترم. ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ!
ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ دخترﺍﻥ...
ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪٔ مادرﺍﻥ...
و ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ
ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ..!
کاش سوره ای به نام "مادر" بود که این گونه آغاز میشد:
قسم بر بوی دستانت، که بوی خانه و آشپزخانه میدهد
و قسم بر چشمانِ همیشه نگرانت...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند
و قسم بر غربتت،
که
بهشتِ زیر پایت، گوارای وجودت...
مادر ﮐﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺿﻌﯿﻒ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، نمیتوانست ﻏﺬﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﺮ رﻭﯼ ﻟﺒﺎﺳﺶ ﻣﯿﺮﯾﺨﺖ،
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺍﺭﻥ زن ﭘﯿﺮ را ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ،
ﻭ دختر ﻫﻢ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﻮﺩ و درعوض غذا را به دهان مادر میگذاشت،
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ مادر ﻏﺬﺍیش ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، دختر ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﯽ مادر ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﻮﯾﯽ ﺑﺮﺩ،
ﻟﺒﺎﺳﺶ ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﮐﺮﺩ، سر و وضعش را مرتب کرد ﻭ عینکش ﺭﺍ تميز و ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ،
ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﻓﺮﺍﺩِ ﺩﺭ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭ آنان را ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺘﻨﺪ!
دختر ﭘﻮﻝ ﻏﺬﺍ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ﻭ ﺑﺎ مادر ﺭﺍﻫﯽ ﺩﺭب ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺷﺪ.
ﺩﺭ این هنگام خانم پیری ﺍﺯ ﺟﻤﻊ
ﺣﺎﺿﺮﯾﻦ بلند شد و ﺻﺪﺍ ﮐﺮﺩ:
دختر خانم ﺁﯾﺎ ﻓﮑﺮ نمیکنی ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ؟!
دختر ﭘﺎﺳﺦ داﺩ؛ خیر خانم... فكر نميكنم ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺎﻗﯽ گذﺍﺷﺘﻪ باشم.
ﺁﻥ زن ﭘﯿﺮ ﮔﻔﺖ :
ﺑﻠﻪ، دخترم. ﺑﺎﻗﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﯼ!
ﺩﺭﺳﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﯽ دخترﺍﻥ...
ﻭ ﺍﻣﯿﺪﯼ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪٔ مادرﺍﻥ...
و ﺧﺎﻣﻮﺷﯽ ﻣﻄﻠﻖ ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ
ﺣﺎﮐﻢ ﺷﺪ..!
کاش سوره ای به نام "مادر" بود که این گونه آغاز میشد:
قسم بر بوی دستانت، که بوی خانه و آشپزخانه میدهد
و قسم بر چشمانِ همیشه نگرانت...
قسم بر بغض فرو خورده ات که شانه ی کوه را لرزاند
و قسم بر غربتت،
که
بهشتِ زیر پایت، گوارای وجودت...
با خستگی راه میرفتم
پشتِ سرم را نگاه کردم
بنظر میآمد که دارم با طنابی میکشم
تپهی اندوه را با دستِ راستم
و کوهِ امید را با دستِ چپم...
#مرام_المصری
📙 آزادی عریان می آید
پشتِ سرم را نگاه کردم
بنظر میآمد که دارم با طنابی میکشم
تپهی اندوه را با دستِ راستم
و کوهِ امید را با دستِ چپم...
#مرام_المصری
📙 آزادی عریان می آید
فرهنگ #هوگه
بعد از اینکه چندین سال پیاپی دانمارکیها بهعنوان شادترین مردم جهان انتخاب شدند
همه به فکر افتادند تا راز این خوشحالی و شادی را درک کنند.
راز این شادی در یک فرهنگ قدیمی نروژی و دانمارکی به اسم hyyge است.
فرهنگ هوگه راز زندگی آرام، صمیمی و دوستداشتنی مردم شمال اروپاست که باعث شده شادترین مردم دنیا باشند.
هوگه میگوید برای لذت بردن از زندگی؛ باید سرعت زندگی را پایین آوردو از لحظهلحظه زندگی لذت برد.
حتی لحظههایی که بهنظر ارزشی ندارند. اما اصرار بر هنر یا توانایی «زندگی در لحظه» فقط مخصوص هوگه نیست و خیلی از فرهنگها و حتی مذاهب به آن تاکید کردهاند. پس چرا به نظر میرسد هوگه موفقتر عمل کرده است؟
برای اینکه هوگه به زندگی شما وارد شود؛ باید چند اصل را رعایت کنید که در کتابهای این فرهنگ هم به آنها اشاره شده و اجزای تشکیل دهنده هوگه هستند.
شمع:
مهمترین جزء فرهنگ و زندگی دانمارکیها شمع است!
برای شروع زندگی هوگهای، همین امروز تعداد زیادی شمع بخرید.
اصلا لازم نیست شمعهای گران قیمت بخرید.
بهتر است شمعهایتان از سادهترین نوع ممکن و تکرنگ باشند. فقط اگر به بو یا دود شمع حساسیت دارید، نوع بدون دود و بویش را تهیه کنید.
کتاب و مجله:
مردم اسکاندیناوی اهل مطالعه زیادی هستند و کتابها و مجلاتشان را با خود به رختخواب میبرند
و بهجای استفاده از گوشی، در آرامش و سکوت آخر شب به مطالعه کتاب میپردازند.
نوشیدنی گرم:
نوشیدنیهای گرم جزء لاینفک هوگه است.
اگر دوست دارید به سبک دانمارکیها زندگی کنید؛ ماگهای رنگی و بزرگ و دوست داشتنی تهیه کنید و هروقت احساس خستگی کردید یا بیحوصله بودید، خودتان را به یک نوشیدنی گرم دعوت کنید: هر چیزی که دوست دارید؛ شیرکاکائو، دمنوش و ...
تکنولوژی ممنوع:
دانمارکیها از سر شب، کامپیوتر و گوشیهایشان را خاموش میکنند و به کارهای دیگری میپردازند.
دوری از تکنولوژی و کتاب خواندن یا حضور در جمع، از مهمترین اجزای هوگه است.
لباسهای گرم و نرم:
در کشورهای شمال اروپا بیشتر وقتها هوا سرد است.
لباسهای بزرگتر از سایز؛ پشمی، نرم و راحت برای یک زندگی هوگهای مورد نیاز هستند. مخصوصا جورابهای بلند و پشمی بامزه که میتوانید از بعضی مغازهها تهیه کنید.
مهمانی:
برخلاف تصور ما، اروپاییها خیلی هم سرد و ماشینی نیستند.
همین فرهنگ هم باعث شده که مردم شادی داشته باشند.
دانمارکیها خیلی اهل فضای مجازی نیستند و بهجای آن در مهمانی شرکت میکنند و یا کتاب میخوانند.
آنها حداقل هر ماه یک قابلمه پارتی برگزار میکنند که هر کس با غذای خودش در مهمانی حاضر شود یا آخر هفتههایشان را کنار یکدیگر به مهمانی میگذرانند. «بازی کردن» یکی از پایههای مهمانی دانمارکیهاست.
به خودتان جایزه بدهید:
در این فرهنگ، نباید حتما کوه جابهجا کنید تا برای خودتان جایزه بخرید. هر از گاهی چیزی که دوست دارید را برای خودتان بخرید. حتی اگر یک شکلات است. یا هر چند ماه یکبار؛ یک روز تا شب زیر پتو بمانید و لذت ببرید.
کار فقط در محیط کار:
دانمارکیها هفتهای ۳۵-۳۳ ساعت کار میکنند. (البته کار مفید) ولی بعد از خروج از محل کار؛ به زندگی عادی برمیگردند و به مسائل کاری حتی فکر هم نمیکنند.
کاهش سرعت:
اگر از فرهنگ هوگه خوشتان آمده، قبل از همه اینها باید یاد بگیرید عجله را کنار بگذارید.
اگر به شمال اروپا سفر کرده باشید، حتما متوجه سرعت کم مردم شدهاید.
با کم کردن سرعت زندگی، کم کم میآموزید به هر لحظه به چشم یک موهبت نگاه کنید. یادتان باشد ما وظیفه داریم از هر لحظه زندگیمان لذت ببریم؛ در غیر این صورت این نعمت بزرگ را حیف و میل کردهایم.
بعد از اینکه چندین سال پیاپی دانمارکیها بهعنوان شادترین مردم جهان انتخاب شدند
همه به فکر افتادند تا راز این خوشحالی و شادی را درک کنند.
راز این شادی در یک فرهنگ قدیمی نروژی و دانمارکی به اسم hyyge است.
فرهنگ هوگه راز زندگی آرام، صمیمی و دوستداشتنی مردم شمال اروپاست که باعث شده شادترین مردم دنیا باشند.
هوگه میگوید برای لذت بردن از زندگی؛ باید سرعت زندگی را پایین آوردو از لحظهلحظه زندگی لذت برد.
حتی لحظههایی که بهنظر ارزشی ندارند. اما اصرار بر هنر یا توانایی «زندگی در لحظه» فقط مخصوص هوگه نیست و خیلی از فرهنگها و حتی مذاهب به آن تاکید کردهاند. پس چرا به نظر میرسد هوگه موفقتر عمل کرده است؟
برای اینکه هوگه به زندگی شما وارد شود؛ باید چند اصل را رعایت کنید که در کتابهای این فرهنگ هم به آنها اشاره شده و اجزای تشکیل دهنده هوگه هستند.
شمع:
مهمترین جزء فرهنگ و زندگی دانمارکیها شمع است!
برای شروع زندگی هوگهای، همین امروز تعداد زیادی شمع بخرید.
اصلا لازم نیست شمعهای گران قیمت بخرید.
بهتر است شمعهایتان از سادهترین نوع ممکن و تکرنگ باشند. فقط اگر به بو یا دود شمع حساسیت دارید، نوع بدون دود و بویش را تهیه کنید.
کتاب و مجله:
مردم اسکاندیناوی اهل مطالعه زیادی هستند و کتابها و مجلاتشان را با خود به رختخواب میبرند
و بهجای استفاده از گوشی، در آرامش و سکوت آخر شب به مطالعه کتاب میپردازند.
نوشیدنی گرم:
نوشیدنیهای گرم جزء لاینفک هوگه است.
اگر دوست دارید به سبک دانمارکیها زندگی کنید؛ ماگهای رنگی و بزرگ و دوست داشتنی تهیه کنید و هروقت احساس خستگی کردید یا بیحوصله بودید، خودتان را به یک نوشیدنی گرم دعوت کنید: هر چیزی که دوست دارید؛ شیرکاکائو، دمنوش و ...
تکنولوژی ممنوع:
دانمارکیها از سر شب، کامپیوتر و گوشیهایشان را خاموش میکنند و به کارهای دیگری میپردازند.
دوری از تکنولوژی و کتاب خواندن یا حضور در جمع، از مهمترین اجزای هوگه است.
لباسهای گرم و نرم:
در کشورهای شمال اروپا بیشتر وقتها هوا سرد است.
لباسهای بزرگتر از سایز؛ پشمی، نرم و راحت برای یک زندگی هوگهای مورد نیاز هستند. مخصوصا جورابهای بلند و پشمی بامزه که میتوانید از بعضی مغازهها تهیه کنید.
مهمانی:
برخلاف تصور ما، اروپاییها خیلی هم سرد و ماشینی نیستند.
همین فرهنگ هم باعث شده که مردم شادی داشته باشند.
دانمارکیها خیلی اهل فضای مجازی نیستند و بهجای آن در مهمانی شرکت میکنند و یا کتاب میخوانند.
آنها حداقل هر ماه یک قابلمه پارتی برگزار میکنند که هر کس با غذای خودش در مهمانی حاضر شود یا آخر هفتههایشان را کنار یکدیگر به مهمانی میگذرانند. «بازی کردن» یکی از پایههای مهمانی دانمارکیهاست.
به خودتان جایزه بدهید:
در این فرهنگ، نباید حتما کوه جابهجا کنید تا برای خودتان جایزه بخرید. هر از گاهی چیزی که دوست دارید را برای خودتان بخرید. حتی اگر یک شکلات است. یا هر چند ماه یکبار؛ یک روز تا شب زیر پتو بمانید و لذت ببرید.
کار فقط در محیط کار:
دانمارکیها هفتهای ۳۵-۳۳ ساعت کار میکنند. (البته کار مفید) ولی بعد از خروج از محل کار؛ به زندگی عادی برمیگردند و به مسائل کاری حتی فکر هم نمیکنند.
کاهش سرعت:
اگر از فرهنگ هوگه خوشتان آمده، قبل از همه اینها باید یاد بگیرید عجله را کنار بگذارید.
اگر به شمال اروپا سفر کرده باشید، حتما متوجه سرعت کم مردم شدهاید.
با کم کردن سرعت زندگی، کم کم میآموزید به هر لحظه به چشم یک موهبت نگاه کنید. یادتان باشد ما وظیفه داریم از هر لحظه زندگیمان لذت ببریم؛ در غیر این صورت این نعمت بزرگ را حیف و میل کردهایم.
متنی بسیار زیبا
از مرحوم استاد محمد بهمن بیگی،
بنیانگذار آموزش عشایری ایران:
آری از پشت کوه آمده ام
چه می دانستم اینور کوه باید
برای ثروت، حرام خورد..
برای عشق، خیانت کرد..
برای خوب دیده شدن، دیگری را بد نشان داد
وبرای به عرش رسیدن، باید دیگری را به فرش کشاند.....
وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم ، می گویند:
"از پشت کوه آمده ای!"....
ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم وتنها دغدغه ام سالم بازگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد تا اینکه اینور کوه باشم و گرگ وار انسانیت را بدرم !
از مرحوم استاد محمد بهمن بیگی،
بنیانگذار آموزش عشایری ایران:
آری از پشت کوه آمده ام
چه می دانستم اینور کوه باید
برای ثروت، حرام خورد..
برای عشق، خیانت کرد..
برای خوب دیده شدن، دیگری را بد نشان داد
وبرای به عرش رسیدن، باید دیگری را به فرش کشاند.....
وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم ، می گویند:
"از پشت کوه آمده ای!"....
ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم وتنها دغدغه ام سالم بازگرداندن گوسفندان از دست گرگها باشد تا اینکه اینور کوه باشم و گرگ وار انسانیت را بدرم !
یک روز رسد غمی به اندازه کوه
یک روز رسد نشاط اندازه دشت
افسانه زندگی چنین است گلم
در سایه کوه باید از دشت گذشت
#مجتبي_كاشاني
یک روز رسد نشاط اندازه دشت
افسانه زندگی چنین است گلم
در سایه کوه باید از دشت گذشت
#مجتبي_كاشاني
زندگی، حجمی ست که باید پرش کنیم. حتی اگر اشتباه پر کنیم. به درک.
اشتباه کردن، بهتر از این است که هیچ کاری نکنیم.
#اوریانا فالاچی
اشتباه کردن، بهتر از این است که هیچ کاری نکنیم.
#اوریانا فالاچی
شازده کوچولو پرسید :
آدمها میگویند
نیش مارها کشنده است؟
مار گفت : زخم زبان خودشان که بدتر است
آدمها همیشه نابودت میکنند
بچه جان
تنها کاری هم که خوب بلدند
همین یکیست ...
آدمها میگویند
نیش مارها کشنده است؟
مار گفت : زخم زبان خودشان که بدتر است
آدمها همیشه نابودت میکنند
بچه جان
تنها کاری هم که خوب بلدند
همین یکیست ...
ما در هیچحال، قلبهایمان خالی از غم نخواهد شد؛ چرا که غم، ودیعهایست طبیعی که ما را پاک نگه میدارد.
انسانهای بیاندوه، به معنای متعالی کلمه،
هرگز "انسان" نبودهاند و نخواهند بود.
از این صافی انسانساز نترس!
#نادر_ابراهیمی
انسانهای بیاندوه، به معنای متعالی کلمه،
هرگز "انسان" نبودهاند و نخواهند بود.
از این صافی انسانساز نترس!
#نادر_ابراهیمی