خدا آنچیزی است که کودکان میشناسند نه بزرگسالان. بزرگسال وقت اضافه ندارد که برای غذا دادن به گنجشکها آن را تلف کند.
#کریستین_بوبن
#کریستین_بوبن
روزی که به دنیا آمدی و یک نوزاد شدی
نپرسیدی که چگونه نفس بکشم؟
چگونه راه بروم؟
یا چگونه حرف بزنم؟
هرچیزی یکی بعد از دیگری آمد.
پس چرا حالا نمیتوانی به زندگی اعتماد کنی؟
روزی جوانی از راه رسید
و تو یک انسان جوان شدی
و عشق شروع به برخاستن در تو کرد
و روزی تو پیر خواهی شد
زندگی شروع به ناپدید شدن میکند
روزی مرگ خواهد آمد
و این چرخه کامل میشود.
پس چرا تو همیشه سعی در دخالت کردن داری؟
آرام و رها باش
#اوشو
نپرسیدی که چگونه نفس بکشم؟
چگونه راه بروم؟
یا چگونه حرف بزنم؟
هرچیزی یکی بعد از دیگری آمد.
پس چرا حالا نمیتوانی به زندگی اعتماد کنی؟
روزی جوانی از راه رسید
و تو یک انسان جوان شدی
و عشق شروع به برخاستن در تو کرد
و روزی تو پیر خواهی شد
زندگی شروع به ناپدید شدن میکند
روزی مرگ خواهد آمد
و این چرخه کامل میشود.
پس چرا تو همیشه سعی در دخالت کردن داری؟
آرام و رها باش
#اوشو
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
زیباترین رمان عاشقانه جهان ، جمیله ،
از چنگیز آیتماتوف
از چنگیز آیتماتوف
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
4_400313865637725049.pdf
1.1 MB
از این نترسید که دیدگاهی عجیب داشته باشید، چرا که هر عقیده ای که امروز ما پذیرفته ایم، زمانی عجیب بوده است.
#برتراند راسل
#برتراند راسل
گذشتهای که حالمان را گرفته است
آیندهای که حالی برای رسیدنش نداریم
و حالی که حالمان را به هم میزند !
چه زندگی خوبی !
#صادق هدایت
آیندهای که حالی برای رسیدنش نداریم
و حالی که حالمان را به هم میزند !
چه زندگی خوبی !
#صادق هدایت
دوست دارم ده سال دیگر زندگی کنم، آنوقت دیگر جهنم پر شده و من میروم بهشت.
#وقت_رفتن
#یوزف_وینکلر
#علیاصغر_حداد
#وقت_رفتن
#یوزف_وینکلر
#علیاصغر_حداد
هیچچیز لذتبخشتر از این نیست که یک نفر احساست را بفهمد، بدون اینکه مجبورش کنی!
#مثل_همه_عصرها
#زویا_پیرزاد
#مثل_همه_عصرها
#زویا_پیرزاد
تکه کتاب
#لئو بوسکالیا
یك شركت بزرگ قصد استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار كرد كه تنها یک پرسش داشت. پرسش این بود:
شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبوركردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند.
یک پیرزن كه در حال مرگ است.
یک پزشک كه قبلا جان شما را نجات داده است.
یك (خانم یا آقا) كه در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید.
شما میتوانید تنها یكی از این سه نفر را برای سوارکردن برگزینید. كدامیک را انتخاب خواهید كرد؟
دلیل خود را بهطور كامل شرح دهید.
پیش از اینكه ادامه حكایت را بخوانید شما نیز كمی فكر كنید...!
قاعدتا این آزمون نمیتواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد.
پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشك را سوار كنید. زیرا قبلا او جان شما را نجات داده و این فرصتی است كه میتوانید جبران كنید. اما شاید هم بتوانید بعدا جبران كنید.
شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار كنید زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممكن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا كنید...
از ۲۰۰ نفری كه در این آزمون شركت كردند، تنها شخصی كه استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود: سویچ ماشین را به پزشک میدهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس می مانیم.
✅پاسخی زیبا و سرشار از متانتی كه ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه میدانند كه پاسخ فوق بهترین پاسخ است، اما هیچكس در ابتدا به این پاسخ فكر نمیکند. چرا...؟
✅زیرا ما هرگز نمیخواهیم داشتهها و مزیتهای خود را (ماشین) (قدرت) (موقعیت) از دست بدهیم. اگر قادر باشیم خودخواهیها، محدودیتها و مزیتهای خود را از خود دور كرده یا ببخشیم، گاهی اوقات میتوانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم...
#لئو بوسکالیا
یك شركت بزرگ قصد استخدام تنها یک نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار كرد كه تنها یک پرسش داشت. پرسش این بود:
شما در یک شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یک ایستگاه اتوبوس در حال عبوركردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند.
یک پیرزن كه در حال مرگ است.
یک پزشک كه قبلا جان شما را نجات داده است.
یك (خانم یا آقا) كه در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید.
شما میتوانید تنها یكی از این سه نفر را برای سوارکردن برگزینید. كدامیک را انتخاب خواهید كرد؟
دلیل خود را بهطور كامل شرح دهید.
پیش از اینكه ادامه حكایت را بخوانید شما نیز كمی فكر كنید...!
قاعدتا این آزمون نمیتواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد.
پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشك را سوار كنید. زیرا قبلا او جان شما را نجات داده و این فرصتی است كه میتوانید جبران كنید. اما شاید هم بتوانید بعدا جبران كنید.
شما باید شخص مورد علاقه تان را سوار كنید زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممكن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا كنید...
از ۲۰۰ نفری كه در این آزمون شركت كردند، تنها شخصی كه استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود: سویچ ماشین را به پزشک میدهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس می مانیم.
✅پاسخی زیبا و سرشار از متانتی كه ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه میدانند كه پاسخ فوق بهترین پاسخ است، اما هیچكس در ابتدا به این پاسخ فكر نمیکند. چرا...؟
✅زیرا ما هرگز نمیخواهیم داشتهها و مزیتهای خود را (ماشین) (قدرت) (موقعیت) از دست بدهیم. اگر قادر باشیم خودخواهیها، محدودیتها و مزیتهای خود را از خود دور كرده یا ببخشیم، گاهی اوقات میتوانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم...
پدرم به من نصیحتی کرد که هنوز در ذهنم میچرخد ، گفت : هر وقت میخواهی از کسی ایرادی بگیری یادت باشد همه مردم دنیا شانسی را که تو داشتی نداشتند ...
#اسکات فیتس جرالد
#اسکات فیتس جرالد
ﭘﺪﺭﻡ ﻣﻴﮕﻔﺖ: ﺯﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﮔﻴﺴﻮﺍﻧﺶ
ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺩﺭﺷﺖ ﺑﺎﺷﺪ !
ﻣﺎﺩﺭﻡ، ﻫﺮﮔﺰ ﻣﻮﻯ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﭘﺪﺭﻡ ﻧﺒﻮﺩ !..
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﻴﮕﻔﺖ : ﺯﻳﺒﺎﻳﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺮﺩ ﻧﻴﺴﺖ !!..
ﻣﺮﺩ ﺑﺎﻳﺪ ،ﺩﺳﺘﻬﺎﻳﺶ ﺯﻣﺨﺖ ،
ﻭ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻳﺶ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ !..
ﭘﺪﺭﻡ ،ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﺟﺬﺍﺏ ﺑﻮﺩ،
ﻧﻪ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺯﻣﺨﺘﻰ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ
ﻧﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻯ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺧﻮﺭﺩﻩ !..
ﻭﻟﻰ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻔﺘﻨﺪ،
ﻛﻪ ﺯﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﺪ،
ﻭ ﻣﺮﺩ ﻻﻳﻖ !..
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﻛﺮﺩﻧﺪ !..
ﻣﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺟﻨﮕﻴﺪﻡ
ﺗﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﺑﻰ ﻋﺸﻖ ،
ﻧﻪ ﮔﻴﺴﻮﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪﻡ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺳﻴﺎﻫﻢ !..
ﻭ ﻧﻪ ﻣﺮﺩﻯ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺯﺧﻤﯽ
ﻭ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻯ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ،
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻴﻢ ﺭﺍ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﻣﻴﻜﻨﺪ .
#فروغ_فرخزاد
ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺩﺭﺷﺖ ﺑﺎﺷﺪ !
ﻣﺎﺩﺭﻡ، ﻫﺮﮔﺰ ﻣﻮﻯ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﺪﺍﺷﺖ
ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺩﻟﺨﻮﺍﻩ ﭘﺪﺭﻡ ﻧﺒﻮﺩ !..
ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﻴﮕﻔﺖ : ﺯﻳﺒﺎﻳﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺮﺩ ﻧﻴﺴﺖ !!..
ﻣﺮﺩ ﺑﺎﻳﺪ ،ﺩﺳﺘﻬﺎﻳﺶ ﺯﻣﺨﺖ ،
ﻭ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻳﺶ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ !..
ﭘﺪﺭﻡ ،ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﺟﺬﺍﺏ ﺑﻮﺩ،
ﻧﻪ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺯﻣﺨﺘﻰ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ
ﻧﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻯ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺧﻮﺭﺩﻩ !..
ﻭﻟﻰ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﮕﻔﺘﻨﺪ،
ﻛﻪ ﺯﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﺎﺷﺪ،
ﻭ ﻣﺮﺩ ﻻﻳﻖ !..
ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺳﺎﻧﺴﻮﺭ ﻛﺮﺩﻧﺪ !..
ﻣﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺟﻨﮕﻴﺪﻡ
ﺗﺎ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﻛﻪ ﺑﻰ ﻋﺸﻖ ،
ﻧﻪ ﮔﻴﺴﻮﺍﻥ ﺑﻠﻨﺪﻡ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺳﻴﺎﻫﻢ !..
ﻭ ﻧﻪ ﻣﺮﺩﻯ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺎﻥ ﺯﺧﻤﯽ
ﻭ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻯ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺳﻮﺧﺘﻪ ،
ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻴﻢ ﺭﺍ ﺗﻀﻤﻴﻦ ﻣﻴﻜﻨﺪ .
#فروغ_فرخزاد
بیشتر دردی که می کشیم
از
ناتوانی ما در فراموش کردن هاست.
ولی
چطور فراموش کنم
وقتی
با امید نهفته در این درد زنده ام .
#ع_دباغ
از
ناتوانی ما در فراموش کردن هاست.
ولی
چطور فراموش کنم
وقتی
با امید نهفته در این درد زنده ام .
#ع_دباغ
در جهان نوین اگر جوامعی بدبختاند، غالباً به سبب آن است که نادانیها، عادات، اعتقادات و عواطفی دارند که برایشان از نیکبختی و حتی از زندگی گرامیتر است...
#برتراند_راسل
#برتراند_راسل
ارزشی ندارد که آدمی برای
مبارزه با کوته فكران خود را
آزرده سازد، زیرا پیروزی بر
آن ها، هیچ ارزشی ندارد !
#میكل آنژ
مبارزه با کوته فكران خود را
آزرده سازد، زیرا پیروزی بر
آن ها، هیچ ارزشی ندارد !
#میكل آنژ
به دخترت خواندن بیاموز، به او
یاد بده که عاشق کتاب باشد.
بهترین روش برای کتابخوان
شدن او این است که تو را در آن حال ببیند.
وقتی تو مشغول خواندن باشی، درک
میکند که خواندن ارزشمند است،
حتی اگر او به مدرسه نرود و فقط
کتاب بخواند، قول میدهم داناتر از
کودکی شود که تحت محدودیتهای
آموزش و پرورش، درس و کتاب میخواند.
#چیماماندا_آدیشی
یاد بده که عاشق کتاب باشد.
بهترین روش برای کتابخوان
شدن او این است که تو را در آن حال ببیند.
وقتی تو مشغول خواندن باشی، درک
میکند که خواندن ارزشمند است،
حتی اگر او به مدرسه نرود و فقط
کتاب بخواند، قول میدهم داناتر از
کودکی شود که تحت محدودیتهای
آموزش و پرورش، درس و کتاب میخواند.
#چیماماندا_آدیشی
ای کوچهیِ قدیمیِ دیدارِ ما سلام!
دیوارهایِ خشت به خشت آشنا! سلام
ای بویِ دوست در تو وزان تا همیشگان
دالانِ گلفشانِ نسیم صبا! سلام
ای ثبت بر جریدهیِ دیوارهایِ تو
از او و من، بریدهیِ تصویرها! سلام
ای شیشههایِ پنجره! ای قابِ عکسها
آیینههایِ کوچکِ معجزنما! سلام
#حسین_منزوی
دیوارهایِ خشت به خشت آشنا! سلام
ای بویِ دوست در تو وزان تا همیشگان
دالانِ گلفشانِ نسیم صبا! سلام
ای ثبت بر جریدهیِ دیوارهایِ تو
از او و من، بریدهیِ تصویرها! سلام
ای شیشههایِ پنجره! ای قابِ عکسها
آیینههایِ کوچکِ معجزنما! سلام
#حسین_منزوی
سراپا اگر زرد و پژمردهایم
ولی دل به پاییز نسپردهایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترکخوردهایم
اگر داغ دل بود، ما دیدهایم
اگر خون دل بود، ما خوردهایم
اگر دل دلیل است، آوردهایم
اگر داغ شرط است، ما بردهایم
اگر دشنۀ دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گُردهایم
گواهی بخواهید، اینک گواه
همین زخمهایی که نشمردهایم
دلی سر بلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر بردهایم
#قیصر_امین_پور
ولی دل به پاییز نسپردهایم
چو گلدان خالی لب پنجره
پر از خاطرات ترکخوردهایم
اگر داغ دل بود، ما دیدهایم
اگر خون دل بود، ما خوردهایم
اگر دل دلیل است، آوردهایم
اگر داغ شرط است، ما بردهایم
اگر دشنۀ دشمنان، گردنیم
اگر خنجر دوستان، گُردهایم
گواهی بخواهید، اینک گواه
همین زخمهایی که نشمردهایم
دلی سر بلند و سری سر به زیر
از این دست عمری به سر بردهایم
#قیصر_امین_پور