کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
در دنیا هیچ چیز پایدار نیست
و اگر انسان توقعِ بقای چیزی را داشته باشد ، احمق است
اما اگر از آنچه که برای مدتِ کوتاهی دارد ، لذت نبرد
از آن هم احمق تر است

#سامرست_موام
#لبه_تیغ
دلم گرفته پدر
برایم بهار بفرست…
زشهر کودکی ام یادگار بفرست
دلم گرفته مادر!
روزگار با من نیست…
دعای خیر وصدای دوتار بفرست
اگر چه زحمتتان می شود ولی این بار
برای کودک خود "قرار " بفرست
غم از ستاره تهی کرد آسمانم را…
کمی ستاره دنباله دار بفرست
به اعتبار گذشته
دو خوشه لبخند...
در این زمانه بی اعتبار بفرست
تمام روز وشب من پر از زمستان است دلم گرفته
برایم بهار بفرست…

#فروغ_فرخزاد
حرف تو که می‌شود
‏من چقدر ناشیانه وانمود می‌کنم
‏که بی‌تفاوتم...

#ریچارد_براتیگان
حالم بهتر شد و شروع كردم به فهميدنِ اينكه بهترين چيز برای من اين‌ است
بِروم یک ‌جايی زندگی كنم كه
واقعيت نداشته باشد...

#رومن گاری
 

آن ترک شوخ بین که چه مستانه می رود

شهری اسیر کرده سوی خانه می رود

هر جانبی که جلوه کنان روی می نهد

با او هزار عاشق دیوانه می رود

جانم ز تن رمید به سودای خال او

مرغ از قفس پرید پی دانه می رود

از صبر رفته پیش غمش می کنم گله

با آشنا حکایت بیگانه می رود

حاشا که شمع چهره فروزد میان جمع

گر داند آنچه با دل پروانه می رود

زاهد به خلد مایل و عاشق به کوی دوست

بلبل به باغ و چغذ به ویرانه می رود

جامی ملول شد ز رفیقان کوی زهد

پیمان شکست و بر سر پیمانه می رود

 

عبدالرحمن جامی
ریشه‌ی تمامی قهرها مبتنی بر خطایی است که می‌تواند مطرح شود، جواب بگیرد و بلافاصله از بین برود. ولی وقتی در دل طرف توهین‌شده نشست می‌کند، بعدها بروز دردناک‌تری می‌یابد. تاخیر در حل و فصلِ اختلاف‌ها بعد از وقوع آنها به عقده‌‌ای تلخ تبدیل می‌شود...

#آلن_دو_باتن
فهمیدن؛ فکر می‌کنم این همه‌ی اون چیزیه که آدم می‌تونه از یه دوست بخواد.


📕 #مزایای_منزوی_بودن
#استیون_چباسکی
آدم‌های کوچک و حقیر
با عقده‌های بزرگ ترسناکترند
چون از صدمه زدن به دیگران
هراسی ندارند

#چارلی چاپلین
من دلخوشم به سوختن و دوست داشتن...
 با خون دل حکایت حرمان نگاشتن....


 عاشق نگشته‌ای و ندانی چه عالمی است،
 از دست دوست، سر به بیابان گذاشتن !...
آدم‌ها را باید از روی منّت‌هایی که وسط دعوا سر آدم می‌گذارند، شناخت...

#بهومیل_هرابال
چرا فقط نوبت که به ما میرسد دعوای حلال و حرام پیش می آید؟!!
لابد حرام وقتی است که دزدی یک خوشه، یک خوشه باشد،
اما وقتی که خرمن، خرمن باشد، حرام حساب نمیشود؟؟!

#محمود دولت آبادی
آن کسی که وجدان دارد اگر به اشتباه خود پی برد، رنج می‌کشد.
این خود بیش از اعمال شاقه برایش مجازات است.

#جنایت_و_مکافات
#داستایفسکی
سال‌ها قبل در سرزمینی دور، در نیمه شبی خلوت و در خانواده ای ثروتمند نوزادی به دنیا آمد. این کودک در همان گریه اول خود با ترسی عجیب چشم به جهان گشود که هیچ‌کس غیر از مادرش این موضوع را نفهمید. اما بعدها مشخص شد که کودک کور به دنیا آمده است.

#نوازنده_نابینا
#ولادیمیر_کارالنگو
اگر عشق دل آدم را تکان نده، چطور بفهمه که زنده‌س؟!

#مدار_صفر_درجه
#احمد_محمود
جهنم یعنی وابستگی؛



وابستگی به قضاوت دیگران ...
افراد بسیاری در جهنم بسر میبرند،
زیرا سخت وابسته به داوری دیگرانند...!

#ژان_پل_سارتر
با افرادی معاشرت کنید که عادت‌هایی دارند که دوست دارید خودتان داشته باشید! انسان‌ها با هم رشد می‌کنند.

#خرده‌_عادت‌ها
#جیمز_کلیر
و گفتی که پرنده‌ها را دوست داری
اما آن‌ها را داخل قفس نگه داشتی
تو گفتی که ماهی‌ها را دوست داری
اما تو آن‌ها را سرخ کردی
تو گفتی که گل‌ها را دوست داری
و تو آن‌ها را چیدی
پس هنگامی که گفتی مرا دوست داری
من شروع کردم به ترسیدن!

#ژاک_پره‌‌_ور
از یه جایی به بعد، دیگه
حرفی برای گفتن نداری...


ساکت بودن رو به خیلی
حرفها ترجیح میدی...

#گابریل_گارسیا_مارکز
روزی معلم کلاس پنجم به دانش آموزانش گفت: “من همه شما را دوست دارم” ولی او در واقع این احساس را نسبت به یکی از دانش آموزان که تیدی نام داشت، نداشت.
لباس های این دانش آموز همواره کثیف بودند، وضعیت درسی او ضعیف بود و گوشه گیر بود.
این قضاوت او بر اساس عملکرد تیدی در طول سال تحصیلی بود.با بقیه بچه ها بازی نمی کرد و لباسهایش چرکین بودند. تیدی بقدری افسرده و درس نخوان بود که معلمش از تصحیح اوراق امتحانی اش و گذاشتن علامت در برگه اش با خودکار قرمز و یادداشت عبارت ” نیاز به تلاش بیش تر دارد” احساس لذت می کرد.
روزی مدیر آموزشگاه از این معلم درخواست کرد که پرونده تیدی را بررسی کند. معلم کلاس اول درباره اونوشته بود” تیدی کودک باهوشی است که تکالیفش را با دقت و بطور منظمی انجام میدهد”.
معلم کلاس دوم نوشته بود” تیدی دانش آموز دوست داشتنی در بین همکلاسی های خودش است ولی به علت بیماری سرطان مادرش خیلی ناراحت است”.
اما معلم کلاس سوم نوشته بود” مرگ مادر تیدی تاثیر زیادی بر او داشت. او تمام سعی خود را کرد ولی پدرش توجهی به او نکرد و اگر در این راستا کاری انجام ندهیم به زودی شرایط زندگی در منزل، بر او تاثیر منفی میگذارد”.
در حالی که معلم کلاس چهارم نوشته بود” تیدی دانش آموزی گوشه گیرست که علاقه به درس خواندن ندارد و در کلاس دوستی ندارد و موقع تدریس می خوابد”.

اینجا بود که معلمش، خانم تامسون به مشکل دانش آموز پی برد و شرمنده شد. این احساس شرمندگی موقعی بیش تر شد که دانش آموزان برای جشن تولد معلمشان هرکدام هدیه ای با ارزش در بسته بندی بسیار زیبا تقدیم معلمشان کردند و هدیه تیدی در یک پلاستیک مچاله شده بود.
خانم تامسون با ناراحتی هدیه تیدی را باز کرد. در این موقع صدای خنده تمسخر آمیز شاگردان کلاس را فرا گرفت. هدیه او گردنبندی بود که جای خالی چند نگین افتاده آن به چشم می خورد و شیشه عطری که سه ربع آن خالی بود. اما هنگامی که خانم تامسون آن گردنبند را به گردن آویخت و مقداری از آن عطر را به لباس خود زد و با گرمی و محبت از تیدی تشکر کرد. صدای خنده دانش آموزان قطع شد.
در آن روز تیدی بعد از مدرسه به خانه نرفت و منتظر معلمش ماند و با دیدنش به او گفت: ” امروز شما بوی مادرم را میدهی”. در این هنگام اشک خانم تامسون از دیدگانش جاری شد زیرا تیدی شیشه عطری را به او هدیه داده بود که مادرش استفاده می کرد و بوی مادرش را در معلمش استشمام می کرد.
از آن روز به بعد خانم تامسون توجه خاص و ویژه ای به تیدی میکرد و کم کم استعداد و نبوغ آن پسرک یتیم دوباره شکوفا شد و در پایان سال تحصیلی شاگرد ممتاز کلاسش شد.
پس از آن تامسون دست نوشته ای را مقابل درب منزلش پیدا کرد که در آن نوشته شده بود” شما بهترین معلمی هستی که من تا الان داشته ام”.
خانم معلم در جواب او نوشت که تو خوب بودن را به من آموختی.
بعد از چند سال خانم تامسون از دریافت دعوت نامه ای که از او برای حضور در جشن فارغ التحصیلی دانشجویان رشته پزشکی دعوت کرده بودند و در پایان آن با عنوان ” پسرت تیدی” امضاء شده بود، شگفت زده شد!
او در آن جشن در حالیکه آن گردنبند را به گردن داشت حاضر شد

آیا میدانید تیدی که بود؟!

تیدی استوارد یکی از مشهورترین پزشکان جهان و مالک مرکز استوارد برای درمان کودکان مبتلا به سرطان است.