یه ضرب المثل یونانی هست که میگه:
یک جامعه زمانی به بلوغ میرسد که کهنسالانش درختانی را بکارند در حالی که میدانند زیر سایهی آنها نخواهند نشست!
یک جامعه زمانی به بلوغ میرسد که کهنسالانش درختانی را بکارند در حالی که میدانند زیر سایهی آنها نخواهند نشست!
دنیا دمدمی است
دو روز دیگر ماها خاک میشویم،
چرا سر حرفهای پوچ وقتمان را تلف بکنیم؟
چیزیکه میماند همان خوشی است،
وقت را باید غنیمت شمرد،
باقیاش پوچ است وبعد افسوس دارد!
#صادق_هدایت
دو روز دیگر ماها خاک میشویم،
چرا سر حرفهای پوچ وقتمان را تلف بکنیم؟
چیزیکه میماند همان خوشی است،
وقت را باید غنیمت شمرد،
باقیاش پوچ است وبعد افسوس دارد!
#صادق_هدایت
حلزون به همان روشی که من دوست دارم زندگی میکند: او همیشه خانهاش را با خود حمل میکند...
#خولیو_کورتاسار
#خولیو_کورتاسار
باید کار کرد، اگر نگوییم از سر علاقه، دستکم از سر ناامیدی؛ زیرا از هر جهت که نگاه کنیم، کار کردن از وقت تلف کردن کمتر ملالآور است.
#قلب_عریان
#شارل_بودلر
#قلب_عریان
#شارل_بودلر
در دلم چیزی ویران شده، چیزی که نمیدانم چیست؛ و اضطراب و دلشوره مثل مِهی در تهِ درهای بیآفتاب جایش را گرفته است. باید خودم را بالا بکشم... بهسوی روشناییِ سبز و چشماندازهای دور.
#روزها_در_راه
#شاهرخ_مسکوب
#روزها_در_راه
#شاهرخ_مسکوب
انتخابای بد همیشه همینطوری انجام میشن؛ وقتی خودتو متقاعد میکنی که هیچ گزینه دیگهایی نداری...
#اروین دیالوم
#اروین دیالوم
کورا برای من دعا کرد، چون خیال میکرد من گناه را نمیبینم میخواست من هم زانو بزنم دعا کنم، چون آدمهایی که گناه به نظرشان فقط چند کلمه است، رستگاری هم به نظرشان فقط چند کلمه است.
#گور_به_گور
#ویلیام_فاکنر
#گور_به_گور
#ویلیام_فاکنر
به جای نشستن در خانه و نوشتن از ستمدیدگان و شمردن پولهایتان، بکوشید در وضع موجود این سرکوبشدگان سهیم باشید.
#استاد_پترزبورگ
#جی_ام_کوتسی
#استاد_پترزبورگ
#جی_ام_کوتسی
اگر شاد بودی
آهسته بخند تا غم بیدار نشود
اگر غمگین بودی
آهسته تر گریه کن
تا شادی نا امید نشود!
#چارلی_چاپلین
آهسته بخند تا غم بیدار نشود
اگر غمگین بودی
آهسته تر گریه کن
تا شادی نا امید نشود!
#چارلی_چاپلین
حالا که ما یاد گرفتهایم
در هوا مثل یک پرنده پرواز کنیم !
و در دریا مثل یک ماهى شنا کنیم !
فقط یک چیز باقى مانده :
یاد بگیریم مثل یک آدم روى زمین
زندگى کنیم !
#جرج برنارد شاو
در هوا مثل یک پرنده پرواز کنیم !
و در دریا مثل یک ماهى شنا کنیم !
فقط یک چیز باقى مانده :
یاد بگیریم مثل یک آدم روى زمین
زندگى کنیم !
#جرج برنارد شاو
کانال کتاب و کتابخوانی pinned «حالا که ما یاد گرفتهایم در هوا مثل یک پرنده پرواز کنیم ! و در دریا مثل یک ماهى شنا کنیم ! فقط یک چیز باقى مانده : یاد بگیریم مثل یک آدم روى زمین زندگى کنیم ! #جرج برنارد شاو»
هر موقع که بیمار هستید،
به پیرامون خود نگاه کنید و ببینید که چه کسی را باید عفو کنید.
# لوئیز هی
به پیرامون خود نگاه کنید و ببینید که چه کسی را باید عفو کنید.
# لوئیز هی
در دنیا هیچ چیز پایدار نیست
و اگر انسان توقعِ بقای چیزی را داشته باشد ، احمق است
اما اگر از آنچه که برای مدتِ کوتاهی دارد ، لذت نبرد
از آن هم احمق تر است
#سامرست_موام
#لبه_تیغ
و اگر انسان توقعِ بقای چیزی را داشته باشد ، احمق است
اما اگر از آنچه که برای مدتِ کوتاهی دارد ، لذت نبرد
از آن هم احمق تر است
#سامرست_موام
#لبه_تیغ
دلم گرفته پدر
برایم بهار بفرست…
زشهر کودکی ام یادگار بفرست
دلم گرفته مادر!
روزگار با من نیست…
دعای خیر وصدای دوتار بفرست
اگر چه زحمتتان می شود ولی این بار
برای کودک خود "قرار " بفرست
غم از ستاره تهی کرد آسمانم را…
کمی ستاره دنباله دار بفرست
به اعتبار گذشته
دو خوشه لبخند...
در این زمانه بی اعتبار بفرست
تمام روز وشب من پر از زمستان است دلم گرفته
برایم بهار بفرست…
#فروغ_فرخزاد
برایم بهار بفرست…
زشهر کودکی ام یادگار بفرست
دلم گرفته مادر!
روزگار با من نیست…
دعای خیر وصدای دوتار بفرست
اگر چه زحمتتان می شود ولی این بار
برای کودک خود "قرار " بفرست
غم از ستاره تهی کرد آسمانم را…
کمی ستاره دنباله دار بفرست
به اعتبار گذشته
دو خوشه لبخند...
در این زمانه بی اعتبار بفرست
تمام روز وشب من پر از زمستان است دلم گرفته
برایم بهار بفرست…
#فروغ_فرخزاد
حالم بهتر شد و شروع كردم به فهميدنِ اينكه بهترين چيز برای من اين است
بِروم یک جايی زندگی كنم كه
واقعيت نداشته باشد...
#رومن گاری
بِروم یک جايی زندگی كنم كه
واقعيت نداشته باشد...
#رومن گاری
آن ترک شوخ بین که چه مستانه می رود
شهری اسیر کرده سوی خانه می رود
هر جانبی که جلوه کنان روی می نهد
با او هزار عاشق دیوانه می رود
جانم ز تن رمید به سودای خال او
مرغ از قفس پرید پی دانه می رود
از صبر رفته پیش غمش می کنم گله
با آشنا حکایت بیگانه می رود
حاشا که شمع چهره فروزد میان جمع
گر داند آنچه با دل پروانه می رود
زاهد به خلد مایل و عاشق به کوی دوست
بلبل به باغ و چغذ به ویرانه می رود
جامی ملول شد ز رفیقان کوی زهد
پیمان شکست و بر سر پیمانه می رود
عبدالرحمن جامی