کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
زندگی پدرم چارلی چاپلین، سرگذشت خواندنی و آموزنده بزرگترین کمدیسین هنر سینما، کسی که خود در زندگی به آرزوي خنده ای از دل بود ولی دنیا را خنداند، روحش شاد .
قطرات باران با ستاره های برف از آسمان ابری میریزد، و من با ابری از ارزوی مهرباني در پس کوچه های زندگی ، خیس قطرات شوق و امید، قدم بر آبها و نگاه بر درخشش قطره ها بر صورت آينده ها دارم.
Forwarded from قراملکی
فروش آثار هنرمندان تبریز
نقاشی-عکاسی-مجسمه و خوشنویسی
مکان : تبریز /مرکز خرید اطلس
زمان : ۱۰ الی ۱۸ اسفند ۹۶
از کسانی که بدبختی دیگران را دیده و بر روزگار خویش شکر می کنند حالم به هم میخورد.

🕴 فئودور داستایوفسکی
اگر فقط کتاب‌هایی را بخوانی
که بقیه می‌خوانند،
تنها می‌توانی به چیزهایی فکر کنی
که همه فکر می‌کنند.

هاروکی موراکامی
عاقبت یک روز
یک نفر می آید
و تمام آنهایی که رفته اند را
از یادمان می برد

ایلهان برک
سه چیز برای شاد بودن حیاتی است!
کاری برای انجام دادن
کسی برای دوست داشتن
و امید به فردای بهتر

اديسون
باید زیست تا روزها سپری شود ، زمانها بگذرند ، خورشیدها را طلوع و غروب کرد ، ابرها و ماه ها را دید، آدمها را دید ، صحبت کرد، خنديد و گریه کرد، گفت و شنید، ... تا تجربه کسب کرد،
می توان همه را شنید، حس کرد و تجربه کرد ولی در کوتاه زمانی،
آري میتوان با کتاب خواندن همه را دريافت.
خواب چه زیباست زمانی که چشمها از اندوه میبارند ، و بیدار شدن چه زیباست زمانی که چشمها به شوق عشق میبارند.
کاش همشه سیزلیرنن مهر و وفا پایلاشاراخ
کاش اولا بیر چایدانیمیز دوره سینه گیردلشاخ
Forwarded from ghader abapour
فرهنگ دکوری

امروز پیامی از دوستی که در بازار وسایل دکوری فعالیت می‌کند، دریافت کردم. عکس چند کتاب حجیم لاتین و یک سوال؛ «اگه گفتی اینا چیه؟» اولش فکر کردم قصد شوخی دارد. خواستم چیزی بنویسم که نوشت: این کتاب‌ها کتاب دکوری‌اند. جنس‌شان از MDF و مقواست. یک کانتینر از چین آورده بودم، روی هوا رفت!

بله. درست متوجه شدید. آن کتاب‌ها واقعاً کتاب نبودند بلکه ماکت بودند. کتاب‌هایی در ابعاد واقعی با نام‌های لاتین و البته قیمت‌هایی بسیار گران‌تر از کتاب واقعی! دوست من موفق شده بود یک سری چند هزار تایی از این «کتاب‌های دکوری» را ظرف چند روز بفروشد. بعد هم وقتی جنس‌ها تمام شده بود و در پاسخگویی حجم بسیار مطالبهء ‌مشتریان عاجز مانده بود، دلش به حال اهالی کتاب سوخته بود و یاد من افتاده بود.

اول صبح من مانده بودم و یک غمباد بزرگ. یعنی بسیاری از مردم ما حاضرند «چیزی» را بخرند که شبیه کتاب است و اتفاقاً بسیار هم گران‌ است اما کتاب نخرند. واقعاً پارادوکس عجیبی بود.

اما این وارونگی موقعی در ذهنم حل شد که دیدم نه تنها در این مورد، بلکه تقریباً در همه موارد، صنعتی به نام «جلو پنجره‌سازی» رونق گرفته است. صنعت بزرگی برای فریب «دیگری» در مورد زندگی‌‌ای که فقط برای خود ماست. بسیاری از ما دوست داریم جلوپنجره‌ی دل‌فریبی داشته باشیم. دکوری پرشکوه و توخالی، درست مثل کتاب‌های مقوایی. به هر دری می‌زنیم تا خودرویی جدیدتر، وسایل خانه‌ای باکلاس‌تر، لباسی گران‌تر و ... از آن چه که واقعاً داریم داشته باشیم. زیر سخت‌ترین قرض‌ها، وام‌‌ها و قسط‌ها می‌رویم تا دکوری زیباتر، باشکوه‌تر و مجلل‌تر از خود برای دیگران نمایش دهیم. غافل از اینکه ما برای نمایش به این دنیا نیامده‌ایم. ما به این دنیا نیامده‌ایم که به خودمان زجر و سختی بدهیم تا دیگران فکر کنند از آنچه هستیم «مثلاً» بهتر زندگی می‌کنیم.

هزاران عنوان کتاب در شمارگان‌های هزار و پانصدتایی، سال‌ها در قفسه‌ی کتابفروشی‌ها خاک می‌خورند اما چند هزار کتاب‌ توخالی مقوایی ظرف دو روز تمام می‌شوند. شاید برای اینکه عادت کرده‌ایم از هر چیزی تنها «دکور» بسازیم. دکوری از فرهنگ، دکوری از اقتصاد، دکوری از اجتماع یا -زبانم لال- دکوری از سیاست!
هر یک از ما، با تعدادی کبریت در وجودمان متولد می‌شویم. اما خودمان قادر نیستیم آن کبریت‌ها را روشن کنیم. محتاج شعله‌ی شمعی هستیم تا آن را بیفروزد، و اکسیژنی که آن را ماندگار کند. شمع می‌تواند پیام، کلام، موسیقی یا حتی یک صدا باشد.
اکسیژن می‌تواند نفس کسی باشد که دوستش داریم. لحظه‌ای می‌رسد که این ترکیب شگفت، کبریت وجود ما را شعله‌ور می‌کند و آن شعله‌ با گرمایی خوشایند، وجود ما را فرا می‌گیرد…
این آتش برافروخته، غذای روح ماست و آن را زنده نگه می‌دارد.
کبریت‌های ما، اگر به موقع برافروخته نشوند، نم می‌کشند. دیگر هرگز روشن نمی‌شوند.
و روحمان، از سرما و گرسنگی می‌میرد.

📚 گوشه ای از کتاب : مثل آب براى شكلات

لورا_اسكوئيول
پیکر فرهاد، از عباس معروفی
تماما مخصوص، از عباس معروفی
کسی که کتاب می خواند
هزاران زندگی را قبل از مرگش زندگی می کند.
کسی که هرگز کتاب نمی خواند
فقط یک بار زندگی می کند...

جورج ر مارتین

@hard_way_to_freedom