در مسجد و در کعبه
به دنبال چه هستی؟
اول تو ببین
قلب کسی را نشکستی؟
اینگونه چرا در
پی اثبات خداییم؟
همسایه ی ما گشنه و
ما سیر بخوابیم ...
#مولانا
به دنبال چه هستی؟
اول تو ببین
قلب کسی را نشکستی؟
اینگونه چرا در
پی اثبات خداییم؟
همسایه ی ما گشنه و
ما سیر بخوابیم ...
#مولانا
یک بار طعم عشق را چشیدهام !
قلبم را تند کرد ...
بدنم را دیوانه ...
حواسم را به هم ریخت ...
و رفت ...
# هالینا پوشویاتوسکا
قلبم را تند کرد ...
بدنم را دیوانه ...
حواسم را به هم ریخت ...
و رفت ...
# هالینا پوشویاتوسکا
مقایسه کردن کاری احمقانه است.
زیرا هر انسان یک موجود منحصر به فرد و غیر قابل مقایسه است.
زمانی که این ادراک در تو جا بیفتد حسادت تو از بین خواهد رفت.
#اشو
زیرا هر انسان یک موجود منحصر به فرد و غیر قابل مقایسه است.
زمانی که این ادراک در تو جا بیفتد حسادت تو از بین خواهد رفت.
#اشو
گاه مسافری را میمانم
که اندکی دیر به ایستگاه قطار رسیدست،
کیف امید ها در دستم ،
قلبی پر آشوب در سینه ام
اشک حسرت در چشمانم
حیران
می ایستم
و خیره می شوم
بر
ریلهای آهنی مسیر سرنوشت
گوش میسپارم بر
صدای چرخهای آهنی
چه زود می گذرند
قطار آرزو ها
قطار رسیدن ها ی شاد
قطار دوری های غم ...
و ناگهان
بخود می ایم
من ماندم و
ایستگاهی پر از سکوت قطار رفته زندگی ..
#ع_دباغ
که اندکی دیر به ایستگاه قطار رسیدست،
کیف امید ها در دستم ،
قلبی پر آشوب در سینه ام
اشک حسرت در چشمانم
حیران
می ایستم
و خیره می شوم
بر
ریلهای آهنی مسیر سرنوشت
گوش میسپارم بر
صدای چرخهای آهنی
چه زود می گذرند
قطار آرزو ها
قطار رسیدن ها ی شاد
قطار دوری های غم ...
و ناگهان
بخود می ایم
من ماندم و
ایستگاهی پر از سکوت قطار رفته زندگی ..
#ع_دباغ
پسرم می پرسد :
چرا باید ریاضی بخوانم ؟
دلم می خواهد بگویم لازم نیست
بی خواندن هم خواهی دانست
دو تکه نان
بیش از یک تکه است....
#برتولت_برشت
چرا باید ریاضی بخوانم ؟
دلم می خواهد بگویم لازم نیست
بی خواندن هم خواهی دانست
دو تکه نان
بیش از یک تکه است....
#برتولت_برشت
رسم روزگار است دیگر،
از یک دست تقدیم می کند و از دست دیگر،
به زور از چنگت بیرون میکشد...
#ژوزه ساراماگو
از یک دست تقدیم می کند و از دست دیگر،
به زور از چنگت بیرون میکشد...
#ژوزه ساراماگو
زندگی خیلی کوتاه است، چیزی به من ببخش که دوستش داشتهباشم و من چیزی جز حقیقت را دوست ندارم ... همان چیزی را به من ببخش که خودت هستی ...
📕 همه گرفتارند
#کریستین_بوبن
📕 همه گرفتارند
#کریستین_بوبن
هر روز سیبی در دستانش، کنار رود مینشیند و قبل از آمدنِ من گیسوانش را به آب میسپارد و انگار هر روز انتظار می کشد دل را به دریا بزنم و از او تقاضای سیب کنم؛ درست است که از میان درختان سیب آمدهام اما هیچ سیبی در جهان سیبِ دستان لیلی نمیشود...
#آخرین_صعود
نویسنده: #حمید_رحمانی
#آخرین_صعود
نویسنده: #حمید_رحمانی
❤1
از مترسکی سوال کردم: آیا از تنها ماندن در این مزرعه بیزار نشدهای؟
پاسخم داد: در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است،
پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمیشوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم:
راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت: تو اشتباه میکنی!
زیرا کسی نمیتواند چنین لذتی را ببرد،
مگر آنکه درونش مانند من با کاه پُر شده باشد!
📗 داستان هاى كوتاه
#جبران_خليل_جبران
پاسخم داد: در ترساندن دیگران برای من لذت به یاد ماندنی است،
پس من از کار خود راضی هستم و هرگز از آن بیزار نمیشوم!
اندکی اندیشیدم و سپس گفتم:
راست گفتی! من نیز چنین لذتی را تجربه کرده بودم!
گفت: تو اشتباه میکنی!
زیرا کسی نمیتواند چنین لذتی را ببرد،
مگر آنکه درونش مانند من با کاه پُر شده باشد!
📗 داستان هاى كوتاه
#جبران_خليل_جبران
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ
ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ که
ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ!
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩم ها
ﺍﺯ ﺩﺳﺖﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎﻫﻤﯿﺸﻪ
ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭند....
#خسروشکیبایی
ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ که
ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ!
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩم ها
ﺍﺯ ﺩﺳﺖﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎﻫﻤﯿﺸﻪ
ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭند....
#خسروشکیبایی
زندگی اما اینگونه میگذرد: انسان تصور میکند که در نمایشنامهای معین نقش خود را ایفا میکند، و هیچ ظن نمیبرد که در این اثنا بیآنکه به او خبر بدهند، صحنه را تغییر دادهاند، و او نادانسته خود را وسط اجرایی متفاوت مییابد...
#میلان_کوندرا
📗 عشق های خنده دار
#میلان_کوندرا
📗 عشق های خنده دار