Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
4_956330822720291040.pdf
11.6 MB
در حسرتِ زندگیِ دیگران بودن
برای این است که از بیرون که نگاه میکنی،
زندگیِ دیگران یک کل است که وحدت دارد
اما زندگیِ خودمان، که از درون نگاهش میکنیم،
همهاش تکهتکه و پارهپاره به نظر میآید
و ما هنوز هم در پیِ سرابِ وحدت میدویم...
#آلبر_کامو
برای این است که از بیرون که نگاه میکنی،
زندگیِ دیگران یک کل است که وحدت دارد
اما زندگیِ خودمان، که از درون نگاهش میکنیم،
همهاش تکهتکه و پارهپاره به نظر میآید
و ما هنوز هم در پیِ سرابِ وحدت میدویم...
#آلبر_کامو
آدم ها،در اصل،توان تحمل خوشبختی را ندارند،طالبش هستند،بی تردید،ولی همین که بهش برسند،حرص و جوش می زنند و خواب چیزهای دیگری را می بینند.
📕باغ_گذر
#مارگاریت_دوراس
📕باغ_گذر
#مارگاریت_دوراس
گاهی نمیشه
دست از دوست داشتن کسی برداشت
حتی زمانی که ازش متنفری
# پائولو كوئیلو
دست از دوست داشتن کسی برداشت
حتی زمانی که ازش متنفری
# پائولو كوئیلو
🍃
در هیاهوی زندگی دریافتم
چه بسیار دویدنها که فقط پاهایم را از من گرفت
در حالی که گویی ایستاده بودم...
چه بسیار غصهها که فقط باعث سپیدی موهایم شد
در حالی که قصهای کودکانه بیش نبود...
دریافتم
کسی هست که اگر بخواهد "میشود"
و اگر نخواهد "نمیشود؛
به همین سادگی...
کاش نه میدویدم و نه غصه میخوردم...!
#جان لِنون
در هیاهوی زندگی دریافتم
چه بسیار دویدنها که فقط پاهایم را از من گرفت
در حالی که گویی ایستاده بودم...
چه بسیار غصهها که فقط باعث سپیدی موهایم شد
در حالی که قصهای کودکانه بیش نبود...
دریافتم
کسی هست که اگر بخواهد "میشود"
و اگر نخواهد "نمیشود؛
به همین سادگی...
کاش نه میدویدم و نه غصه میخوردم...!
#جان لِنون
میلتون اریکسون وقتی دوازده ساله بود دچار فلج اطفال شد. ده ماه بعد شنید که پزشکی به مادرش گفت:
پسرتان شب را تاصبح دوام نمیاورد.
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید. فکر کرد شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد...
تصمیم گرفت تا سپیده دم صبح بعد نخوابد وقتی خورشید بالا آمد به طرف مادرش فریاد زد: من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی درخانه در گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانواده اش را عقب بیندازد!
اریکسون در سال ۱۹۹۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر #محدودیت هایش بجا گذاشت ...
پسرتان شب را تاصبح دوام نمیاورد.
اریکسون صدای گریه مادرش را شنید. فکر کرد شاید اگر شب را دوام بیاورم مادرم اینطور زجر نکشد...
تصمیم گرفت تا سپیده دم صبح بعد نخوابد وقتی خورشید بالا آمد به طرف مادرش فریاد زد: من هنوز زنده ام!
چنان شادی عظیمی درخانه در گرفت که تصمیم گرفت همیشه تمام تلاشش را بکند که یک شب دیگر درد و رنج خانواده اش را عقب بیندازد!
اریکسون در سال ۱۹۹۰ در هفتاد و پنج سالگی در گذشت و از خود چندین کتاب مهم درباره ظرفیت عظیم انسان برای غلبه بر #محدودیت هایش بجا گذاشت ...
مرد آهسته در گوش فرزند تازه به بلوغ رسیده اش برای پند چنین نجوا کرد: " پسرم در زندگی هرگز دزدی نکن"
پسر متعجب و مبهوت به پدر نگاه کرد بدین معنا که او هرگز دست کج نداشته...!
پدر به نگاه متعجب فرزند لبخندی زد و ادامه داد: در زندگی دروغ نگو چرا که اگر گفتی صداقت را دزدیده ای،
خیانت نکن که اگر کردی عشق را دزدیده ای،
خشونت نکن اگر کردی محبت رادزدیده ای،
ناحق نگو اگر گفتی حق را دزدیده ای،
بی حیایی نکن اگر کردی شرافت را دزدیده ای...
پس در زندگی فقط دزدی نکن !!
#خالد_حسینی
📙 بادبادک باز
پسر متعجب و مبهوت به پدر نگاه کرد بدین معنا که او هرگز دست کج نداشته...!
پدر به نگاه متعجب فرزند لبخندی زد و ادامه داد: در زندگی دروغ نگو چرا که اگر گفتی صداقت را دزدیده ای،
خیانت نکن که اگر کردی عشق را دزدیده ای،
خشونت نکن اگر کردی محبت رادزدیده ای،
ناحق نگو اگر گفتی حق را دزدیده ای،
بی حیایی نکن اگر کردی شرافت را دزدیده ای...
پس در زندگی فقط دزدی نکن !!
#خالد_حسینی
📙 بادبادک باز
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم
بدنبال جوانی کوره راه زندگانی را
بهاری بود و مارا هم شکر خوابی و رویایی
چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون خزانی را
#شهریار
نجستم زندگانی را و گم کردم جوانی را
کنون با بار پیری آرزومندم که برگردم
بدنبال جوانی کوره راه زندگانی را
بهاری بود و مارا هم شکر خوابی و رویایی
چه غفلت داشتیم ای گل شبیخون خزانی را
#شهریار
...چون او چیزی دارد که از هر خصلتی گران بهاتر است و آن قلبی شریف و با صفا است! صفتی طلایی که او در تمام طول زندگی آن را از دست نداده و از تباهی حفظ کرده است. او در زیر ضرباتی سنگین سقوط کرده و سنگ شده و شکست دیده و سر خورده و نیروی زندگیش را باخته اما عهد نشکسته و وفادار مانده است. هیچ آوای نابهنجاری صفای قلبش را تیره نساخته و منجلابی که تا گردن در آن فرو رفته طهارت او را نیالوده است و هیچ دروغِ به گل آراسته ای او را فریب نمی دهد و هیچ چیز قادر نیست او را به راه کج بکشاند.
اگر به قعر دریایی از پلیدی و خباثت فرو رود، اگر تمام جهان به زهر آلوده شود و زیر و رو گردد، آبلوموف هرگز در برابر خداوندِ دروغ و مجاز کرنش نخواهد کرد. روح او همیشه پاک و تابان باقی خواهد ماند... روح او روحی مصفاست، روحی بلورین است، انسانهایی نظیر او سخت کمیابند، مرواریدِ توده هایند ... وقتی کسی او را شناخت، جز دوست داشتنش چاره ای ندارد...
کتاب: #ابلوموف
#گنچاروف_ایوان
اگر به قعر دریایی از پلیدی و خباثت فرو رود، اگر تمام جهان به زهر آلوده شود و زیر و رو گردد، آبلوموف هرگز در برابر خداوندِ دروغ و مجاز کرنش نخواهد کرد. روح او همیشه پاک و تابان باقی خواهد ماند... روح او روحی مصفاست، روحی بلورین است، انسانهایی نظیر او سخت کمیابند، مرواریدِ توده هایند ... وقتی کسی او را شناخت، جز دوست داشتنش چاره ای ندارد...
کتاب: #ابلوموف
#گنچاروف_ایوان
ما ز هر صاحب دلی
یک رشته فن آموختیم
عشق از لیلی و
صبر از کوه کن آموختیم
گریه از مرغ سحر،
خودسوزی از پروانه ها
صد سرا ویرانه شد،
تا ساختن آموختیم!
#شهریار
یک رشته فن آموختیم
عشق از لیلی و
صبر از کوه کن آموختیم
گریه از مرغ سحر،
خودسوزی از پروانه ها
صد سرا ویرانه شد،
تا ساختن آموختیم!
#شهریار
کاش می توانستم برگردم به آن روزهای کودکی،
سه چرخه ام را روغن میزدم و پای رکاب پدر ،
دمپایی سفید بر پا ،
با عشق بچه گی
به امید رسیدن به آرزوهاي نامعلوم آينده چرخ می زدم.
#ع_دباغ
سه چرخه ام را روغن میزدم و پای رکاب پدر ،
دمپایی سفید بر پا ،
با عشق بچه گی
به امید رسیدن به آرزوهاي نامعلوم آينده چرخ می زدم.
#ع_دباغ
کانال کتاب و کتابخوانی pinned «...چون او چیزی دارد که از هر خصلتی گران بهاتر است و آن قلبی شریف و با صفا است! صفتی طلایی که او در تمام طول زندگی آن را از دست نداده و از تباهی حفظ کرده است. او در زیر ضرباتی سنگین سقوط کرده و سنگ شده و شکست دیده و سر خورده و نیروی زندگیش را باخته اما عهد…»
نگران این نباش که زندگیات زیر و رو شود ؛ از کجا معلوم که زیر زندگیات بهتر از رویش نباشد؟!
جستارهایی_در_باب_عشق
#آلن_دوباتن
جستارهایی_در_باب_عشق
#آلن_دوباتن
متاسفانه باید قبول کرد که
ما بسیاری چیزها را پذیرفتهایم
فقط به این جهت که یک لحظه
نرفتهایم از بیرون ، از آن بالا به
آنها نگاهی بیندازیم !
#احمد_شاملو
ما بسیاری چیزها را پذیرفتهایم
فقط به این جهت که یک لحظه
نرفتهایم از بیرون ، از آن بالا به
آنها نگاهی بیندازیم !
#احمد_شاملو
آنچنان کز رفتن گل خار میماند به جا
از جوانی حسرت بسیار میماند به جا
آه افسوس وسرشک گرم وداغ حسرت است
آنچه از عمر سبکرفتار میماند به جا
#صائب_تبریزی
از جوانی حسرت بسیار میماند به جا
آه افسوس وسرشک گرم وداغ حسرت است
آنچه از عمر سبکرفتار میماند به جا
#صائب_تبریزی