کانال کتاب و کتابخوانی
410 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
بخش دیالوگها:
تو خودت را محاکمه خواهی کرد. این دشوارترین کار است.
محاکمه خود از محاکمه دیگران مشکل‌تر است. تو اگر توانستی درباره خود درست قضاوت کنی قاضی واقعی هستی.

📕شازده کوچولو
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
پرواز شبانه ، آنتوان دوسنت اگزوپری
شادیِ کوچکی می‌خواهم.

آنقدر کوچک
که کسی نخواهد آن را از من بگیرد...


#ناظم_حکمت
روزم چون روز ديگران می گذرد؛
اما شب كه در می رسد
يادها پريشانم می كنند...

#محمود_دولت_آبادی
📙 سلوک
صورتم را به شانه اش گذاشتم و گفتم: دوست دارم ماه من و تو همیشه پشت ابر بماند و هیچکس از عشق ما باخبر نشود.

آدم ها حسودند
زمان بخیل است
و دنیا عاشق کش است.


#عباس_معروفی
📙 سال بلوا
در نیست
راه نیست
شب نیست
ماه نیست
نه روز و نه آفتاب

ما بیرون زمان ایستاده ایم 
با دشنه ی تلخی در گرده هایمان

هیچكس با هیچكس سخن نمی گوید
كه خاموشی به هزار زبان در سخن است...


#احمد_شاملو
به‌راستی که نيمی ـ نيم زيباتری ـ از زندگی از چشم کسی که هيچ‌گاه ديوانه‌وار عشق نورزيده پنهان مانده است.

#استاندال
📘 درباره عشق
وقتی آدم کسی را دوست دارد همیشه چیزی برای گفتن یا نوشتن به او پیدا می کند ، تا آخر عمر...

#کریستین_بوبن
📙 ابله محله
زندگی برای یک مرد هم چندان آسان نیست! حرفم را باور کن ، چون که اندامت قوی‌تر خواهد بود بارهای سنگین‌تری بر تو خواهند نهاد و مسئولیت‌های مستبدانه‌ای بر تو تحمیل خواهند کرد.

کودکم من در پی آن هستم تا برایت شرح دهم که مرد بودن به دمی که در پیش داری نیست بلکه به مفهوم انسان بودن است...


#اوریانا_فالاچی
📘 نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
آیا این شب است که باعث می شود من به تو فکر کنم؟
یا من هستم که برای فکر کردن به تو انتظار شب را می کشم؟

#ازدمیر_اصف
من کیستم
شاد غم های دل
سکوت فریادهای نزده
خاموش آتش های تن

من کیستم
روشن تاریک ها
آرام تلاطم ها
شور نا امیدی ها
ظرف عشق های کهنه
امید حسرت ها

من کیستم
صورت چهره های پنهان
درمان دردهای باز
راهی جاده های نرفته
غرق سیل های آرزو
بال پرنده در قفس
نگاه نادیده ها
رنگ بی رنگی ها

من کیستم
عهد بی وفایی ها
محبت ظلم ها
تنهای شلوغی ها
خندان گریه ها ی شب
اشک بغض ها در گلو
آشنا ی غربتهای شهر
آري من
آن کس ام در این سرا ی بی کسی....

#ع_دباغ