کانال کتاب و کتابخوانی
410 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
انسان های بزرگ
قامتشان بلندتر نیست
خانه شان بزرگتر نیست
ثروتشان هم بیشتر نیست
آنها « قلبی بزرگ »
و « نگاهی مهربان » دارند
ای ساربان غمگین مباش
خوش روزگاری میرسد

یاعمر غم سر میرسد
یاغمگساری میرسد

ای ساربان آهسته ران
قدری تحمل بیشتر

این کشتی طوفان زده
آخرکناری می رسد...
این دنیا
بد جوری گول مان زد

در دشت روزگاران
سراب آرزو ها را نشانمان داد

پا بر جاده سرنوشت گذاشتیم
به امیدش
با
دستی باز
نگاهی خیره
در رد جای پایش

سفرها کردیم
آخر
نه او بود و نه سرابی
و
نه روزگاری ماند نه آرزويي

#ع_دباغ
آقای ناصری فرد میلیاردر ایرانی است
او بزرگترین نخلستان خصوصی جهان را که در آن بیش از 200000 نخل وجود دارد وقف خیریه نموده است

و از خرماهای این نخلستان است که در افطاری ماه رمضان از تمام بوشهری‌ها پذیرایی می‌شود

او داستان جالبی از زمانی که در فقر زندگی کرده است بازگو می‌کند

او می‌گوید: من در خانواده‌ای بسیار فقیر زندگی می‌کردم به حدی که هنگامی که از بچه‌های مدرسه خواستند که برای رفتن به اردو یک ریال بیاورند خانواده‌ام به رغم گریه‌های شدید من از پرداخت آن عاجز ماندند

یک روز قبل از اردو در کلاس به یک سؤال درست جواب دادم و معلم من که برازجانی بود به عنوان جایزه به من یک ریال داد و از بچه‌ها خواست برایم کف بزنند

غم و غصه من تبدیل به شادی شد و به سرعت با همان یک ریال در اردوی مدرسه ثبت نام نمودم

دوران مدرسه تمام شد و من بزرگ شدم و وارد زندگی و کسب و کار شدم و به فضل پروردگار ثروت زیادی به دست آوردم و بخشی از آن را وارد اعمال خیریه نمودم

در این زمان به یاد آن معلم برازجانی افتادم و با خود فکر می‌کردم که آیا آن یک ریالی که به من داد صدقه بود یا جایزه!!

به جواب این سؤال نرسیدم و با خود گفتم نیتش هر چه بود من را خیلی خوشحال کرد و باعث شد دیگر دانش آموزان هم نفهمند که دلیل واقعی دادن آن یک ریال چه بود

تصمیم گرفتم که او را پیدا کنم و پس از جستجوی زیاد او را یافتم در حالی که در زندگی سختی به سر می‌برد و قصد داشت که از آن مکان کوچ کند

بعد از سلام و احوالپرسی به او گفتم استاد عزیز تو دِین بزرگی به گردن من داری

او گفت: اصلاً به گردن کسی دِینی ندارم
من داستان کودکی خود را برایش بازگو نمودم و او به سختی به یاد آورد و خندید و گفت لابد آمده‌ای که آن یک ریال را پس بدهی

من گفتم آری و با اصرار زیاد او را سوار بر ماشین خود نموده و به سمت یکی از ویلاهایم حرکت کردم

هنگامی که به ویلا رسیدم به استادم گفتم: استاد این ویلا و این ماشین را باید به جزای آن یک ریال از من قبول کنی و مادام العمر حقوق ماهیانه‌ای نزد من داری

استاد خیلی شگفت زده شد و گفت:
اما این خیلی زیاد است
من گفتم به اندازه آن شادی و سروری که در کودکی در دل من انداختی نیست
من هنوز هم لذت آن شادی را در درون خود احساس می‌کنم

مـرد شـدن
شاید تصـادفی باشـد
اما مـرد مانـدن کار هـر کسی
نیسـت...!!
وقتی همه‌اش برای دیگران زندگی کرده‌ایم دیگر مشکل می‌شود خودمان را تغییر بدهیم و برای خودمان زندگی کنیم و در دامِ فداکاری نیفتیم.

#سیمون_دو_بووار
📘 وانهاده

فریب دادن مردم آسان‌تر از این است که آن‌ها را متقاعد کنی فریب خورده‌اند!

#مارک_تواین
‏زندگی‌های ما را فرصت‌ها تعریف می‌کنند، حتی آن‌هایی که از دستشان داده‌ایم...

#اسکات_فیتزجرالد
اگر سهم من از این ‌همه ستاره
فقط سوسوی غریبی است
غمی نیست...
همین انتظار رسیدن شب
برایم کافی‌ست...

#فروغ_فرخزاد
مادام بواری، گوستاو فلوبر
دلم دور است و احوالش ندونم
کسی خواهد که پیغامش رسونم

خداوندا ز مرگم مهلتی ده
که دیداری بدیدارش رسونم

#بابا_طاهر
پیشه ام نقاشی است
گاهگاهی قفسی میسازم

می فروشم به شما
تا به آواز شقایق

که در آن زندانی است
دل تنهایی تان تازه شود

#سهراب_سپهری
خدا گفت: ليلي عشق مي ورزد تا نميرد. دنيا، ليلي زنده مي خواهد.
ليلي آه نيست، ليلي اشك نيست، ليلي معشوقي مرده در تاريخ نيست، ليلي زندگي ست...
اگر ليلي بميرد، ديگر چه كسي ليلي به دنيا بياورد؟ چه كسي گيسوان دختران عاشق را ببافد؟
چه كسي طعام نور را در سفره هاي خوشبختي بچيند؟ چه كسي غبار اندوه را از طاقچه هاي زندگي بروبد؟
چه كسي پيراهن عشق را بدوزد؟
ليلي! قصه ات را دوباره بنويس.
ليلي، به قصه اش برگشت.
اين بار نه به قصد مردن
كه به قصد زندگي.
و آن وقت به ياد آورد كه تاريخ پر بوده از ليلي هاي ساده گمنام.

كتاب: #ليلي_نام_تمام_دختران_زمين_است
#عرفان_نظر_آهاري
من فقط یک وظیفه را می‌شناسم،
و آن عاشق بودن است....

#آلبر_کامو
حسین پناهی:

من روزه ام!!!!
تمام سال را روزه ام.
ولی بجای دهان و شکم ، اندیشه ام را روزه ام.
فکر من حق ندارد به کسی بی حرمتی کند.
فکر من حق ندارد به کسی ناسزا بگوید.
فکر من حق ندارد به مال کسی دست درازی کند.
فکر من حق ندارد با زندگی کسی بازی کند.
فکر من حق ندارد به کسی بهتان بزند.
فکر من حق ندارد به کسی جفا کند.

فکر من حق ندارد با دل کسی بازی کند.
فکر من حق ندارد به کسی دروغ بگوید.
فکر من حق ندارد به یتیمی بی تفاوت باشد.
فکر من حق ندارد زورگو باشد.
فکر من حق ندارد بینوایی را ببیند و بی تفاوت از کنارش عبور کند.
فکر من ..................
آری من روزه ام ،
روزه مردانه زیستن،
روزه جاودانه شدن.
آری من تمام سال را روزه ام.
تمام ساعتها را روزه ام.
تمام دقائق را روزه ام
بخش دیالوگها: