اگر بتوانیم کجخلقیهای معشوقِ دلخور خود را همچون یک نوزاد در نظر بگیریم، بهترین لطف را در حق او کردهایم. در این صورت نسبت به او بخشندهتر، مهربانتر و عاشقتر خواهیم بود. پشت نقابِ بزرگسالیِ همهی ما، کودکی است نیازمندِ عاطفه، گذشت، عشق و ترسیده از تنهایی!
#آلن_دو_باتن
#آلن_دو_باتن
دوره ی مدرن است و دیگر بنی آدم اعضای یکدیگر نیستند به این معناست که بنی آدم دیگر برای هم نمی میرند
درحالیکه ما قبلا برای هم می مردیم
امروزه همگان درآستانه ی (سلطنت پول) حاضرند بمیرند!
📙 بنی آدم
#محمود_دولت_آبادی
درحالیکه ما قبلا برای هم می مردیم
امروزه همگان درآستانه ی (سلطنت پول) حاضرند بمیرند!
📙 بنی آدم
#محمود_دولت_آبادی
فراموشی، تنها شیوهی دفاعی است که برای ما انسانها باقی مانده است. هر آنچه که به دست فراموشی سپرده شود، دیگر نمیتواند به ما آسیبی برساند.
#دیه_گو_مارانی
📙 مرد بی زبان
#دیه_گو_مارانی
📙 مرد بی زبان
من به جرات میگویم که در دنیا چیزی وجود ندارد که به انسان بیشتر از یافتن «معنی» وجودی خود در زندگی یاری کند.
در این گفته نیچه حکمتی عظیم نفهته است که «کسی که چرایی زندگی را یافته است، با هر چگونگی خواهد ساخت.»
📖#انسان_در_جستجوی_معنی
#ویکتور_فرانکل
در این گفته نیچه حکمتی عظیم نفهته است که «کسی که چرایی زندگی را یافته است، با هر چگونگی خواهد ساخت.»
📖#انسان_در_جستجوی_معنی
#ویکتور_فرانکل
کمی با من بنشین
تا در آن نقشه جغرافیایی عشق،
تجدید نظر کنیم.
بنشین تا ببینیم
تا کجاها مرز چشمان توست،
تا کجاها مرز غمهای من.
کمی با من بنشین
تا بر سر شیوهای از عشق
به توافق برسیم...
#نزار_قبانی
تا در آن نقشه جغرافیایی عشق،
تجدید نظر کنیم.
بنشین تا ببینیم
تا کجاها مرز چشمان توست،
تا کجاها مرز غمهای من.
کمی با من بنشین
تا بر سر شیوهای از عشق
به توافق برسیم...
#نزار_قبانی
آدمهایی وجود دارند که جز در جمع نمیتوانند سرگرم شوند. قهرمان حقیقی، خود بهتنهایی سرگرم میشود.
#شارل_بودلر
📗 قلب عریان
#شارل_بودلر
📗 قلب عریان
سَن گَل
*
سنسيز گؤزَه ليم گلمه سن آخر باهار اولماز
گولشنده كي بولبوللرينه اعتبار اولماز
دونيا دولو حوري اولا عالم دولو عارف
سن تك من ِ شيدايه بيليرسن كي يار اولماز
سن گل كي دونور دویغومو بیر ایستی زولال تک
یازفصلی کؤنوللرده داها بئیله قار اولماز!
قلبيم سيناراق بير نفريم يوخدو هوادار
هئچ عاشقه هئچ يئرده بئله روزگار اولماز
قان آغلاييرام شهري غريبانه گزَه نده
دونياده بئله سوز ِ غم ِ بيشمار اولماز
معلومدوكي غربتده اگر اولماسا مؤنس
انسان چاليشا هر نه قدَه ر رستگار اولماز
فرياد و امان درده سالان تكليك اليندن
گلسن داها بو غملي گؤزوم اشكبار اولماز
هاردان سني من آختاريم اي نازلي نيگاريم؟!
آخر بئله دونياده اوزون انتظار اولماز
سن گل كي جهان سنسيز اولار واديِ ظلمت
قان اوددورار آنجاق دادايا سازگار اولماز
*
#دادا بیلوردی
*
سنسيز گؤزَه ليم گلمه سن آخر باهار اولماز
گولشنده كي بولبوللرينه اعتبار اولماز
دونيا دولو حوري اولا عالم دولو عارف
سن تك من ِ شيدايه بيليرسن كي يار اولماز
سن گل كي دونور دویغومو بیر ایستی زولال تک
یازفصلی کؤنوللرده داها بئیله قار اولماز!
قلبيم سيناراق بير نفريم يوخدو هوادار
هئچ عاشقه هئچ يئرده بئله روزگار اولماز
قان آغلاييرام شهري غريبانه گزَه نده
دونياده بئله سوز ِ غم ِ بيشمار اولماز
معلومدوكي غربتده اگر اولماسا مؤنس
انسان چاليشا هر نه قدَه ر رستگار اولماز
فرياد و امان درده سالان تكليك اليندن
گلسن داها بو غملي گؤزوم اشكبار اولماز
هاردان سني من آختاريم اي نازلي نيگاريم؟!
آخر بئله دونياده اوزون انتظار اولماز
سن گل كي جهان سنسيز اولار واديِ ظلمت
قان اوددورار آنجاق دادايا سازگار اولماز
*
#دادا بیلوردی
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
4_225109913272058222.pdf
3.3 MB
گفت: دارم می روم و میخواهم بدانی که برمیگردم ،
تو را دوست دارم، چون...
به میان حرفش پرید:
چیزی نگو،
دوست داری چون دوست داری،
برای عشق ورزیدن
هیچ دلیلی وجود ندارد...!
#پائولو_کوئیلو
📕 کیمیاگر
تو را دوست دارم، چون...
به میان حرفش پرید:
چیزی نگو،
دوست داری چون دوست داری،
برای عشق ورزیدن
هیچ دلیلی وجود ندارد...!
#پائولو_کوئیلو
📕 کیمیاگر
آموخته ام که وابسته نباید شد به هیچ کس، و این لعنتى نشدنى ترین کارى بود که آموخته ام.
#گریز دلپذیر
# آنا گاوالدا
#گریز دلپذیر
# آنا گاوالدا
گاهی باید یاد گرفت
همیشه دلی که برایت می تپد ماندگار نیست،
باید یاد گرفت
که قدر بعضی از لحظات را بیشتر دانست،
باید یاد گرفت
گاهی ممکن است...
آنقدر تنها شوی که هیچ چشمی
اتفاقی هم تو را نبیند...
#ژوان_هریس
همیشه دلی که برایت می تپد ماندگار نیست،
باید یاد گرفت
که قدر بعضی از لحظات را بیشتر دانست،
باید یاد گرفت
گاهی ممکن است...
آنقدر تنها شوی که هیچ چشمی
اتفاقی هم تو را نبیند...
#ژوان_هریس
ایکاش صبح که بیدار میشدیم
دلمان به شوق مهرورزی بی تابی میکرد،
فکر مان در راه پیشرفتها آسودگی نداشت،
چشم هامان با اشک همدلی سیراب میشد،
دست هامان به عشق یاری بلند میشد، پاهامان استوار در کوچه راه امیدها و همپای دردمندان بود،
ایکاش
بود آن شبهایی که با وجدانی آرام به خواب ارزوهای نسل فرزندانمان چشم می بستیم ،
ایکاش نبود صبحی که بیدار میشدیم به شوق کاغذهای رنگین ،
فلز زرد، با چشمی خودبین ،
با پایی تنها، با دستی بی مهر،
و فکری غرق در تجمل به ماده ها ،
گویی که زندگی میکنیم،
و نبود شبهایی که با قلب بی احساس چشم به خواب می زدیم،
ایکاش
انسانیت آرزوي شب و روز مان بود.
ایکاش
#ع_دباغ
دلمان به شوق مهرورزی بی تابی میکرد،
فکر مان در راه پیشرفتها آسودگی نداشت،
چشم هامان با اشک همدلی سیراب میشد،
دست هامان به عشق یاری بلند میشد، پاهامان استوار در کوچه راه امیدها و همپای دردمندان بود،
ایکاش
بود آن شبهایی که با وجدانی آرام به خواب ارزوهای نسل فرزندانمان چشم می بستیم ،
ایکاش نبود صبحی که بیدار میشدیم به شوق کاغذهای رنگین ،
فلز زرد، با چشمی خودبین ،
با پایی تنها، با دستی بی مهر،
و فکری غرق در تجمل به ماده ها ،
گویی که زندگی میکنیم،
و نبود شبهایی که با قلب بی احساس چشم به خواب می زدیم،
ایکاش
انسانیت آرزوي شب و روز مان بود.
ایکاش
#ع_دباغ
چه داستان غریبی است
"داستان زندگی"
دستی که داس را برداشت
همان دستی است که گندم را
کاشته بود...
"داستان زندگی"
دستی که داس را برداشت
همان دستی است که گندم را
کاشته بود...
میگه پسرم از من پرسید :
مامان چطور میتونستی زندگی کنی قبلا
بدون تکنولوژی
بدون تو اینترنت
بدون کامپیوتر
بدون بیت کوین
بدون تلفن همراه
بدون فیس بوک؟
پاسخ دادم :
همانطور که نسل تو امروز میتونه
بدون انسانیت
بدون دلسوزی
بدون خجالت
بدون احترام
بدون کاراکتر
بدون شخصیت
بدون عشق
بدون فروتنی زندگی کنه.
ما بعد از مدرسه مشقامون رو مینوشتیم و تا آخر شب مشغول بازی بودیم ، بازی واقعی .
ما با دوستان واقعی بازی میکردیم نه دوستان مجازی روی اینترنت .
ما اگر تشنه میشدیم با دست آب میخوردیم ، نه با بطری .
ما از خوردن آب در لیوان دوستمون مریض نمیشدیم .
ما خودمون با دستهامون بازیهامونو میساختیم .
ما تلفن همراه و دی وی دی و پلی استیشن و کامپیوتر شخصی و اینترنت نداشتیم
ولی دوستان واقعی داشتیم .
ما خانه ی همسایه و فامیل میرفتیم بدون اینکه دعوت شده باشیم
خانواده هامون هم بعلت ترافیک سنگین از همدیگه دیگه دور نمیافتادند..
ما نسلی منحصر بفردی بودیم چون آخرین نسلی بودیم که به حرفهای والدین گوش کردیم و اولین نسلی شدیم که حرف بچه ها رو گوش کرد ...
ما یک نسخه با تیراژ محدود هستیم.../
مامان چطور میتونستی زندگی کنی قبلا
بدون تکنولوژی
بدون تو اینترنت
بدون کامپیوتر
بدون بیت کوین
بدون تلفن همراه
بدون فیس بوک؟
پاسخ دادم :
همانطور که نسل تو امروز میتونه
بدون انسانیت
بدون دلسوزی
بدون خجالت
بدون احترام
بدون کاراکتر
بدون شخصیت
بدون عشق
بدون فروتنی زندگی کنه.
ما بعد از مدرسه مشقامون رو مینوشتیم و تا آخر شب مشغول بازی بودیم ، بازی واقعی .
ما با دوستان واقعی بازی میکردیم نه دوستان مجازی روی اینترنت .
ما اگر تشنه میشدیم با دست آب میخوردیم ، نه با بطری .
ما از خوردن آب در لیوان دوستمون مریض نمیشدیم .
ما خودمون با دستهامون بازیهامونو میساختیم .
ما تلفن همراه و دی وی دی و پلی استیشن و کامپیوتر شخصی و اینترنت نداشتیم
ولی دوستان واقعی داشتیم .
ما خانه ی همسایه و فامیل میرفتیم بدون اینکه دعوت شده باشیم
خانواده هامون هم بعلت ترافیک سنگین از همدیگه دیگه دور نمیافتادند..
ما نسلی منحصر بفردی بودیم چون آخرین نسلی بودیم که به حرفهای والدین گوش کردیم و اولین نسلی شدیم که حرف بچه ها رو گوش کرد ...
ما یک نسخه با تیراژ محدود هستیم.../