کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
گاهی باید ساکت نشست
قلم را بر زمین گذاشت
و تنها خواند
انشایی را که سرنوشت رقم زده است
آرام باش جانم
تاریخ پر است
از این انشاء های تکراری ....

#ع_دباغ
روز کارگر را به کارگان زحمتکش تبریک گفته و دست هنرمندشان را میبوسیم .

مطالبی در این ارتباط:
طی کرده ایم عمر گرامی بدین طریق
جسمی جدا به زحمت و جانی جدا

روز جهانی کارگر گرامی باد🌹

امروز اول ماه مِی (۱۱ اردیبهشت) روز
جهانی کارگر، روز طبقه‌ای است که بار
تولید را بر دوش می‌کِشد اما خود از
مواهب آن بی‌بهره‌ترین است.

تمام روزهای شکوفا از تلاش
روز تو باد..
‌در یک جامعه طبقاتی، ثروت در یک سو و فقر و فلاکت در سوی دیگر جمع می‌شود . در حالی که طبقه محروم، مولد ثروت‌اند .

سرمایه برای ثروتمندان امکانات ایجاد می‌کند، اما برای کارگر محرومیت به بار می‌آورد. قصرھا می‌سازد، اما کارگر در کلبه به سر می‌برد . زیبایی فراھم می‌آورد، اما برای کارگر موجب نقصِ عضو می‌شود. کار بدنی را به ماشین‌آلات می‌سپارد، اما کارگران را به اشکال بربریت به استثمار در می‌آورد و بعضی‌ھا را ھم به ماشین‌آلات کارخانه تبدیل می‌کند. شعور را بالا می‌برد، اما حماقت تولید کرده و از کارگر انتقاد می‌کند!

#کارل_مارکس
برای سناتور نمودن شخص یک روز و برای تبدیل نمودن او به یک کارگر ده سال وقت لازم است.

#آلبر_کامو
📗 کالیگولا
یک کارگر ماهر و پرکار یا یک دانشمند قابل و پر تلاش، فرقی نمی کند، هر کدام زمانی برازندگی و ارزش واقعی خود را نشان می دهد که به هنر خود بنازد و از کار خویش احساس سربلندی کند و با بسندگی و خشنودی بر زندگی خود نگرد.

هیچ چیز بدتر و تاسف برانگیزتر از آن نیست که کفاش یا آموزگاری با چهره ای رنج نما بخواهد بفهماند که برای کاری بهتر زاییده شده است!


#فردریش_نیچه
📙 اراده معطوف به قدرت
#قطعه‌ای_کتاب

اگر روزی بمیرم تمام کتاب هایی را که دوست دارم با خودم خواهم برد.
قبرم را از عکس کسانی که دوستشان دارم پر خواهم کرد و خوشحال از اینکه اتاق کوچکی دارم بی آنکه از آینده وحشتی داشته باشم.
دراز می کشم ، سیگاری روشن می کنم و به خاطر همه دخترانی که دوست داشتم در آغوش بگیرم گریه خواهم کرد اما درون هر لذت، ترسی بزرگ پنهان شده است .
ترس از اینکه صبح زود کسی شانه ات را تکان بدهد و بگوید:
_ بلند شو سابیر!
باید برویم سر کار….

#سابیر_هاکا #میترسم_بعد_از_مرگ_هم_کارگر_باشم
تمام زندگی ام براین باور بوده ام که دروغ نگویم ، دل هیچ انسانی را نشکنم ، و این را پذیرفته ام که از بین رفتن ، قسمتی اززندگی است . اما با این وجود ، از مرگ خودم می ترسم ، می ترسم بعد از مرگ هم کارگر باشم!

#سابیر هاکی
ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺸﯽ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩه‌ام
ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﻦ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺩه‌ﺍﻡ
ﻭ ﺗﻮ ﺁﻥ ﺯﻧﯽ،
ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ‌ﺩﺍﺭﺩ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﭘﺰﺷﮏ ﺑﺎﺷﺪ

ﺍﻣﺎ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺍﻫﻤﯿﺘﯽ نمی‌دﻫﻢ
ﻭ ﺣﺘﯽ ﻣﺤﮑﻢ‌ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ
ﺁﺟﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻣﯽ‌ﭼﯿﻨﻢ
ﺣﺘﯽ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺁﻭﺍﺯ می‌‌خوانم
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﺮﻗﻮﻥِ ﻣﻼﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ می‌گیرم

ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻧﻮﺭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ می‌خورد
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻧﺮﺩﺑﺎﻥ‌ﻫﺎ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﻫﺎﯾﻢ ﻣﯽﻟﺮﺯﻧﺪ
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺗﺮﺍﺯﻫﺎ ﻫﻢ ﺍﺷﺘﺒﺎه می‌کنند
ﻣﻦ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ
ﺩﻗﯿﻘﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ می‌کنم .....

📚 عشق یک کارگر ساده
#کارل_سندبرگ
پدرِ من کارگر بود
پدرِ او معلم

ما پولِ جهاز نداشتیم
آنها پولِ عروسی

به هم نرسیدیم

سالها سپری شد
او پزشک شدو من معلم ورزش

دخترش دانش آموزم شده
و گاهی من بیمارش میشوم

اما آنچه هم "درد" و هم "درمان"مان شد
پولِ کمِ حلالِ پدرانمان بود.
یک مهندس روسی تعدادی کارگر ایرانی را برای کار استخدام کرده بود. کارگران بنا به وظیفه شرعی وقت اذان که می‌شد برای خواندن نماز دست از کار می‌کشیدند. یک روز مهندس به آنان اخطار کرد که اگر هنگام کار نماز بخوانند آخر ماه از حقوقشان کسر می‌شود. کسانی که ایمان ضعیف و سست داشتند از ترس کم شدن حقوقشان، نماز را به آخر وقت می‌گذاردند امّا عدّه ای بدون ترس از کم شدن حقوقشان، همچنان در اوّل وقت، نماز ظهر و عصرشان را می‌خواندند.
آخر ماه، مهندس به کارگرانی که همچنان نمازشان را اوّل وقت خوانده بودند، بیشتر از حقوق عادّی ماهیانه پرداخت کرد. کسانی که نماز خود را به بعد از کار گذاشته بودند به مهندس اعتراض کردند که چرا حقوق آن کارگرها را بر خلاف انتظارشان زیاد داده است. مهندس می‌‌گوید: «اهمیّت دادن این کارگرها به نماز و صرفنظر کردن از کسر حقوق، نشانگر آن است که ایمان‌شان بیشتر از شماست و این قبیل آدم‌ها هرگز در کار خیانت نمی‌کنند همچنانکه به نماز خود خیانت نکردند.»
در لطیفه‌ای از جمهوری دمکراتیک آلمان سابق یک کارگر آلمانی کاری در سیبری پیدا می‌کند. او می‌داند که سانسورچی‌ها همه نامه‌ها را می‌خوانند. به دوستانش می‌گوید: بیایید یک رمز تعیین کنیم؛ اگر نامه‌ای که از طرف من دریافت می‌کنید با مرکب آبی معمولی نوشته شده باشد، بدانید که هرچه نوشته‌ام درست است, اگر با مرکب قرمز نوشته شده باشد، سراپا دروغ است. یک ماه بعد دوستاتش اولین نامه را که با خودکار آبی نوشته شده بود دریافت می‌کنند:
اینجا همه چیز عالی است، مغازه ها پر، غذا فراوان، آپارتمان‌های بزرگ و گرم و نرم، سینماها فیلم‌های غربی نمایش می‌دهند و تا بخواهی دختران زیبای مشتاق دوستی, تنها چیزی که نمی‌توان پیدا کرد مرکب قرمز است!

#اسلاوی_ژیژک
📓 به برهوت حقیقت خوش آمدید
پدرم حق داشت.
وقتی خبر داوطلب شدن مرا شنید،
عصبانی شد: "احمق، بگذار
دیگر پسرهای فامیل بروند."
ولی آنها آنقدر احمق نبودند
که داوطلب شوند.

پدرم یک کارگر بود.
می خواهی یک چیزی را به تو بگویم؟
همیشه پسرهای کارگران هستند
که در جنگ کشته می شوند.

#اوریانا_فالاچی
📘 زندگی جنگ و دیگر هیچ
#داستان_كوتاه

دو تا کارگر گرفته بودم واسه اثاث کشی.
گفتن ۴۰ تومن من هم چونه زدم شد ۳۰ تومن...
بعد پایان کار، توی اون هوای گرم سه تا ١٠ تومنی دادم بهشون.
یکی از کارگرا ١٠ تومن برداشت و ٢٠ تومن داد به اون یکی.

گفتم مگر شریک نیستید؟؟

گفت چرا ولی اون عیالواره، احتیاجش از من بیشتره.
من هم برای این طبع بلندش دوباره ١٠ تومن بهش دادم

تشکر کرد و دوباره پنج تومن داد به اون یکی و رفتن.

داشتم فکر میکردم هیچ وقت نتونستم اینقدر بزرگوار و بخشنده باشم
اونجا بود یاد جمله زیبایی که روی پل عابر خونده بودم افتادم

بخشیدن دل بزرگ میخواد نه توان مالی...
همه میتونن پولدار بشن اما همه نمیتونن بخشنده باشن
پولدار شدن مهارته اما بخشندگی فضیلت.
باسوادشدن مهارته اما فهمیدگی فضلیت..
همه بلدن زندگی کنن اما همه نمیتونن زیبا زندگی کنن...
زندگی عادته اما زیبا زیستن فضیلت...
ابراز عشق‌ و‌ علاقه به طرف مقابل، نه با هدیه‌های گران به دست می‌آید، نه با رستوران‌های مجلل. عشق و احترام به کسی که دوستش داری، باید در رفتارت و نگاهی که به وی داری تجلی پیدا کند.

#کلاریس_سابار
📙 نامه های رز
روز معلم برای آموزگاران علم، عشق، اخلاق و محبت گرامی باد
معلم، از شروود اندرسن
نخستین آموزگار، از چنگیز ایتماتوف، داستان واقعی و آموزنده از فردی که معلم درس و معلم انسان بودن را بیان میکند، دلیل تکرار در این کانال