روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب میشود و او را نزد حاکم می برند
تا مجازات را تعیین کند . حاکم برایش حکم مرگ صادر می کند
اما مقداری رافت به خرج می دهد و به وی می گوید
اگر بتوانی ظرف سه سال به خرت سواد خواندن و نوشتن بیاموزانی
از مجازاتت درمی گذرم .
ملانصرالدین هم قبول می کند و ماموران حاکم رهایش می کنند
عده ای به ملا می گویند مرد حسابی آخر تو چگونه می توانی
به یک الاغ خواندن و نوشتن یاد بدهی ؟
ملانصرالدین می گوید :
ان شاءالله در این سه سال یا حاکم می میرد یا خرم
همیشه امیدوار باشید شاید چیزی به نفع شما تغییر کند
تا مجازات را تعیین کند . حاکم برایش حکم مرگ صادر می کند
اما مقداری رافت به خرج می دهد و به وی می گوید
اگر بتوانی ظرف سه سال به خرت سواد خواندن و نوشتن بیاموزانی
از مجازاتت درمی گذرم .
ملانصرالدین هم قبول می کند و ماموران حاکم رهایش می کنند
عده ای به ملا می گویند مرد حسابی آخر تو چگونه می توانی
به یک الاغ خواندن و نوشتن یاد بدهی ؟
ملانصرالدین می گوید :
ان شاءالله در این سه سال یا حاکم می میرد یا خرم
همیشه امیدوار باشید شاید چیزی به نفع شما تغییر کند
فوق العاده است
"کریستن دی لارسن” در کتابی تحت
عنوان توصیه هایی برای خوش بینان می گوید :
"انسان سالم"
کينه نمي ورزد،
دوست مي دارد،
خجالت نمي کشد،
خود را باور دارد،
خشمگین نمیشود و مهربان است...
"انسان سالم"
حرص نمي خورد،
همه چيز را کافي مي داند،
حسد نمي ورزد و خود را لايق مي داند...
"انسان سالم"
نيازي به رقص و پايکوبي و تظاهر به
خوشي ندارد،زيرا شادکامي را در درون
خويش مي جويد و مي يابد...
"انسان سالم"
براي بزرگداشت خود احتياج به تحقير
ديگران ندارد، زيرا خوب مي داند که هر
انسان تحفه الهي است...
"انسان سالم"
دوست خواهد داشت و مهر خواهد ورزيد.
"کریستن دی لارسن” در کتابی تحت
عنوان توصیه هایی برای خوش بینان می گوید :
"انسان سالم"
کينه نمي ورزد،
دوست مي دارد،
خجالت نمي کشد،
خود را باور دارد،
خشمگین نمیشود و مهربان است...
"انسان سالم"
حرص نمي خورد،
همه چيز را کافي مي داند،
حسد نمي ورزد و خود را لايق مي داند...
"انسان سالم"
نيازي به رقص و پايکوبي و تظاهر به
خوشي ندارد،زيرا شادکامي را در درون
خويش مي جويد و مي يابد...
"انسان سالم"
براي بزرگداشت خود احتياج به تحقير
ديگران ندارد، زيرا خوب مي داند که هر
انسان تحفه الهي است...
"انسان سالم"
دوست خواهد داشت و مهر خواهد ورزيد.
گفت:
«آدمها با رویاهاشون زندگی میکنند.»
گفتم:
«چرا که نه؟
مگه چیزی غیر از رویا هم وجود داره؟»
گفت: «به پایان رسیدن رویاها»
#چارلز_بوکوفسکی
«آدمها با رویاهاشون زندگی میکنند.»
گفتم:
«چرا که نه؟
مگه چیزی غیر از رویا هم وجود داره؟»
گفت: «به پایان رسیدن رویاها»
#چارلز_بوکوفسکی
آن بالا كه بودم، فقط سه پيشنهاد بود.
اول گفتند زنی از اهالیِ جورجيا، همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه ای در سواحلِ فلوريدا داشته باشيم. با يك كوروتِ كروكیِ جگری. تنها اشكال اش اين بود كه زنم در چهل و سه سالگی سرطانِ سينه می گرفت. قبول نكردم. راست اش تحمل اش را نداشتم.
بعد، موقعيتِ ديگری پيشنهاد كردند : پاريس، خودم هنرپيشه مي شدم و زنم مدلِ لباس. قرار بود دو دخترِ دو قلو داشته باشيم. اما وقتی گفتند يكی از آنها در نه سالگی در تصادفی كشته می شود. گفتم حرف اش را هم نزنيد.
بعد، قرار شد كلوديا زنم باشد. با دو پسر. قرار شد توی محله های پايينِ شهرِ ناپل زندگی كنيم. توی دخمه ای عينِ قبر. امّا كسی تصادف نكند. كسی سرطان نگيرد. قبول كردم.
حالا كلوديا، همين كه كنارم ايستاده است، مدام می گويد که خانه، نورِ كافی ندارد، بچه ها كفش و لباس ندارند، يخچال، خالی است. امّا من اهميتی نمی دهم. می دانم اوضاع می توانست بدتر از اين هم باشد. با سرطان و تصادف.
كلوديا اما اين چيزها را نمی داند. بچه ها هم نمی دانند...
#مصطفی_مستور
📗 پرسه در حوالی زندگی
اول گفتند زنی از اهالیِ جورجيا، همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه ای در سواحلِ فلوريدا داشته باشيم. با يك كوروتِ كروكیِ جگری. تنها اشكال اش اين بود كه زنم در چهل و سه سالگی سرطانِ سينه می گرفت. قبول نكردم. راست اش تحمل اش را نداشتم.
بعد، موقعيتِ ديگری پيشنهاد كردند : پاريس، خودم هنرپيشه مي شدم و زنم مدلِ لباس. قرار بود دو دخترِ دو قلو داشته باشيم. اما وقتی گفتند يكی از آنها در نه سالگی در تصادفی كشته می شود. گفتم حرف اش را هم نزنيد.
بعد، قرار شد كلوديا زنم باشد. با دو پسر. قرار شد توی محله های پايينِ شهرِ ناپل زندگی كنيم. توی دخمه ای عينِ قبر. امّا كسی تصادف نكند. كسی سرطان نگيرد. قبول كردم.
حالا كلوديا، همين كه كنارم ايستاده است، مدام می گويد که خانه، نورِ كافی ندارد، بچه ها كفش و لباس ندارند، يخچال، خالی است. امّا من اهميتی نمی دهم. می دانم اوضاع می توانست بدتر از اين هم باشد. با سرطان و تصادف.
كلوديا اما اين چيزها را نمی داند. بچه ها هم نمی دانند...
#مصطفی_مستور
📗 پرسه در حوالی زندگی
آهای آیندگان!
شما که از دل گردابی بیرون می جهید که ما را بلعیده است، وقتی از ضعف های ما حرف می زنید؛ از زمانه ی سخت ما هم چیزی بگوئید.
#برتولت_برشت
شما که از دل گردابی بیرون می جهید که ما را بلعیده است، وقتی از ضعف های ما حرف می زنید؛ از زمانه ی سخت ما هم چیزی بگوئید.
#برتولت_برشت
آدم های ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعت ها تماشا کرد،
عمرشان کوتاه است،
بس که هرکسی از راه میرسد یا ازشان سوء استفاده می کند یا زمینشان می زند یا درس ساده نبودن یادشان می دهد...!
آدم های ساده را دوست دارم بوی ناب انسان میدهند.
#احمد_شاملو
عمرشان کوتاه است،
بس که هرکسی از راه میرسد یا ازشان سوء استفاده می کند یا زمینشان می زند یا درس ساده نبودن یادشان می دهد...!
آدم های ساده را دوست دارم بوی ناب انسان میدهند.
#احمد_شاملو
زمانی که این همه تلاش میکنی کسی را فراموش کنی ، خودِ این تلاش به خاطره تبدیل میشود ؛ بعد باید فراموش کردن را فراموش کنی .
#استیو_تولتز
#استیو_تولتز
هرجا سخن از فضایل بزرگ است یک جای کار می لنگلد. بیهوده نیست مردانی که زنان بی شمار در حرمسرا داشته اند بیش از همه از تقوی و عفت سخن گفته اند..!
#برتولت_برشت
#برتولت_برشت
آدمها
وقتی می آيند
موسيقی شان را هم با خودشان می آورند ...
ولی وقتی می روند
با خود نمی برند !
آدمها
می آيند
و می روند ،
ولی
در دلتنگی هايمان ...
شعرهايمان ...
روياهای خيس شبانهمان ... می مانند !
جا نگذاريد !
هر چه را که روزی می آوريد را با خودتان ببريد !
وقتی که می روید
دیگر
به خواب و خاطرهی آدم برنگرديد ...
#هرتا_مولر
وقتی می آيند
موسيقی شان را هم با خودشان می آورند ...
ولی وقتی می روند
با خود نمی برند !
آدمها
می آيند
و می روند ،
ولی
در دلتنگی هايمان ...
شعرهايمان ...
روياهای خيس شبانهمان ... می مانند !
جا نگذاريد !
هر چه را که روزی می آوريد را با خودتان ببريد !
وقتی که می روید
دیگر
به خواب و خاطرهی آدم برنگرديد ...
#هرتا_مولر
این سرزمین لبریز انسانهای به انزوا رسیده ای هستند که به تنهایی نمی توانند دردها و رنج های خودشان را درمان کنند. من تنها هستم. کار زیادی هم از دستم ساخته نیست ولی باید بروم و با کلامی یا تکان دادن دستی هم که شده قدری از دردهاشان بکاهم!... دردها بی شمارند. درک رنج های همدیگر دنیا را قشنگ می کند.
#بختیار_علی
📙 آخرین انار دنیا
#بختیار_علی
📙 آخرین انار دنیا
یک عشق خیلی کوچک بدک نیست
با یک زندگی خیلی کوچک
چیزی که مهم است
بر دیوارها انتظار کشیدن است
من برای همین زاده شدم
زاده شدم تا در خیابان های مردگان
گل سرخ بفروشم.
#چارلز_بوکوفسکی
با یک زندگی خیلی کوچک
چیزی که مهم است
بر دیوارها انتظار کشیدن است
من برای همین زاده شدم
زاده شدم تا در خیابان های مردگان
گل سرخ بفروشم.
#چارلز_بوکوفسکی
ما داریم در دنیایی عمر می سائیم
که هنوز هم انسانها
حقیقت زندگی را نمی دانند.
انگار با نقشه ای کهنه
دنبال شهر تازه ای باشند...
#بختیار_علی
📗 آخرین انار دنیا
که هنوز هم انسانها
حقیقت زندگی را نمی دانند.
انگار با نقشه ای کهنه
دنبال شهر تازه ای باشند...
#بختیار_علی
📗 آخرین انار دنیا
بگذار بارت را و
بگذر از سختیها
بگذار و بگذر از بی وفاییها
بگذر از زشتیها
بگذر از نامردی ها
بگذر از ظلم ها
بگذر از گذشته ها
ای دوست
روزی خواهد آمد
اری صبحی خواهد آمد
تا آفتاب با نورش همه خوبیها را به رویت خواهد تاباند.
#ع_دباغ
بگذر از سختیها
بگذار و بگذر از بی وفاییها
بگذر از زشتیها
بگذر از نامردی ها
بگذر از ظلم ها
بگذر از گذشته ها
ای دوست
روزی خواهد آمد
اری صبحی خواهد آمد
تا آفتاب با نورش همه خوبیها را به رویت خواهد تاباند.
#ع_دباغ
ما از مدتها پیش فهمیدهایم که دیگر ممکن نیست این جهان را واژگون کرد. نه حتی شکل آن را تغییر داد! یا بدبختی پیشروندهی آن را متوقف ساخت. یک راهِ مقاومت بیشتر نمانده است: جدی نگرفتن جهان.
#میلان_کوندرا
#میلان_کوندرا
باپول
میشودرختخواب خرید ولی خواب نه
ساعت خرید ولی زمان نه
میتوان مقام خرید ولی احترام نه
میتوان کتاب خرید ولی دانش نه
دارو خرید ولی سلامتی نه
میتوان قلب خریدولی عشق را نه
#چارلی_چاپلین
میشودرختخواب خرید ولی خواب نه
ساعت خرید ولی زمان نه
میتوان مقام خرید ولی احترام نه
میتوان کتاب خرید ولی دانش نه
دارو خرید ولی سلامتی نه
میتوان قلب خریدولی عشق را نه
#چارلی_چاپلین