کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
بعضی وقت‌ها روزگار یک طوری میسوزونتت
که هزار نفر نمیتونن خاموشت کنن !
بعضی وقت‌ها هم یکی طوری خاموشت میکنه
که هزار نفر نمیتونن روشنت کنن ...!

#خسرو شکیبایی
تو مرد خوشتيپی هستی
شانه های پهن و قوی داری
اما "کِين" يه مرد واقعيه!
براي اينکه يه مرد واقعی باشی بايد
چيزهايی بيشتر از شانه های پهن
داشته باشی.

#ديالوگ
سرانجامِ دوست داشتنم چه شد ؟
تویی که نخواستی ...
منی که جا ماندم ...
و خدایی که هیچ‌وقت ؛
در امور عاشقانه دخالت نمی‌کند ...!

#میزولاکس
دلشوره هرگز
غم فردا را فرو نمی نشاند،
فقط خون شادی را
از رگ امروز بیرون می کشد ...

📘 زاده برای عشق
#لئو_بوسکالیا
کتاب
#اولین_تپش‌_های_عاشقانه_قلبم

تو نمی دانی من چقدر دوست دارم برخلاف مقررات و آداب و رسوم و برخلاف قانون و افکار و عقاید مردم رفتار کنم ... پیوسته فکر می کنم که هر طور شده باید یک قدم از سطح عادیات بالاتر بگذارم من این زندگی خسته کنده و پر از قید و بند را دوست ندارم ...
من نمیدانم تو در این باره چه فکر می کنی ولی من همیشه دوستدار یک زندگی عجیب و پر از حادثه بوده ام شاید خنده ات بگیرد اگر بگویم من دلم می خواهد پیاده دور دنیا را بگردم.. من دلم می خواهد توی خیابان ها مثل بچه ها برقصم بخندم فریاد بزنم ... من دلم می خواهد کاری کنم که نقض قانون باشد.

#فروغ_فرخزاد
ناصرالدین شاه در بازدید از اصفهان با کالسکه سلطنتی از میدان کهنه عبور می‌کرد که چشمش به ذغال‌فروشی افتاد. مرد ذغال‌فروش فقط یک شلوارک به پا داشت و مشغول جدا کردن ذغال از خاکه ذغال‌ها بود و در نتیجه گرد ذغال با بدن عرق کرده و عریان او منظره وحشتناکی را بوجود آورده بود. ناصرالدین‌شاه سرش را از کالسکه بیرون آورده و ذغال‌فروش را صدا کرد. ذغال فروش بدو آمد جلو و گفت:بله قربان.

ناصرالدین شاه با نگاهی به سر تا پای او گفت: جنهم بوده‌ای؟

ذغال فروش زرنگ گفت:بله قربان!

شاه از برخورد ذغال‌فروش خوشش آمده و گفت: چه کسی را در جهنم دیدی؟

ذغال‌فروش حاضرجواب گفت:اینهائیکه در رکاب اعلاحضرت هستند همه را در جهنم دیدم.

شاه به فکر فرورفته و بعد از مکث کوتاهی گفت: مرا آنجا ندیدی؟

ذغال‌فروش فکر کرد اگر بگوید شاه را در جهنم دیده که ممکن است دستور قتلش صادر شود، اگر هم بگوید که ندیدم که حق مطلب را اداء نکرده است.

پس گفت:اعلاحضرتا، حقیقش این
است که من تا ته جهنم نرفتم!
دنیا
پر از آدمای خوبه
ولـــي
اگه نتونستی
حتی یه نفر
از اونا رو پیدا کنی
حداقل خودت خوب باش

#چارلی چاپلین
دنیا گذرگاهی ست.
صد سال اگر جان را بفرسایی
صد قرن اگر آن را بپیمایی
راز وجودش را ندانی چیست.

تاریک و روشن
زشت و زیبا
تلخ و شیرین
آمیزه ای از اشک و لبخند.

انسان سرگردان در او ، این لحظه غمگین آن لحظه خرسند

#فریدون_مشیری
در آخر کوچه زندگی
باید نشست
خستگی بدر کرد
برگشت و کوچه را نگاهی کرد
چه روزها و شبهایی سپری شد
در آخر
تو برنده هستی
وقتی بدی نکردی
تو برنده هستى
وقتی مهربان بودی
تو برنده هستی
وقتی وفادار بودی
تو برنده ای
وقتی با عشق در این کوچه قدم برداشتی
تو برنده ای
وقتی آواز دوستی خواندی
تو برنده ای
وقتی دستگیر دستان افتاده بودی
آري دوست من
تو خوشبختی
چون انسان بودی
اری
فقط انسان

#ع_دباغ
قطرات باران
با آهنگ عشق از آسمان ابری میریزد،
و من با ابری از آرزوها
در پس کوچه های زندگی ،
خیس قطرات شوق و امید،
قدم بر آبها
و نگاه بر درخشش قطره ها در صورت آينده ها دارم.

#ع_دباغ
‏من هر روز از کنارِ این درخت رد شدم ولی بهش دقت نکردم اما وقتی می‌فهمی که دیگه هیچ وقت نمی‌بینیش اون وقت فرق می‌کنه، نگاهش می‌کنی، چقدر زیباست...

#آندری_تارکوفسکی
گوژپشت نوتردام، ویکتور هوگو
چه میشود کرد?
مگر میشود دنيا را پاره کرد
از تویش خوشبختی درآورد،
همینست که هست

#فروغ فرخزاد
یکی از علل اختلاف و بداخلاقی در خانواده این است که برای هیچ یک از افراد آن حق تنها ماندن و با خود خلوت کردن را محترم نمی دانیم.

اگر ما به هر یک از افراد خانواده حق بدهیم که در بیست و چهار ساعت لااقل یک ساعت با خود باشند و تنها هر چه می خواهند بکنند، اصولا این کار خود تمهیدی برای تسویه امور و حل مشکلاتی خواهد بود که غالبا باعث بداخلاقی و کدورت افراد خانواده است.

کتاب#آیین_کامیابی

#دیل_کارنگی
گاهی وقتا
اونایی که قایم میشن
بیشتر از همه دلشون میخواد
یکی پیداشون کنه

#ديالوگ
ایکاش یکی بیاید
که وقت رفتن نرود .

#سید علی صالحی
زندگی فقط به اندازه ی
حرفه ای شدن تو یه یک کار
بهت زمان میده،
پس مواظب باش
دنباله چه کاری میری.

#ديالوگ