دﺭﺑﺎﺭﻩﯼ ﺗﻮﻟﺴﺘﻮﯼ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﯽ ﻧﻘﻞ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ. ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﮐﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺟﻨﻮﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴﺪ، ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﯾﮏ ﭘﺎﺭﮎ، ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ؛ﮐﺘﺎﺑﯽ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﺍﺯﻩ ﻭ ﺻﻔﺤﺎﺗﺶ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﯾﺨﺘﻪ. ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯽﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻭﺳﻂﻫﺎﺵ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ . ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﻮﺷﺶ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﻭ ﺫﻭﻕ ﺯﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺟﻠﺪﺵ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﺻﻔﺤﺎﺕ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﯾﺨﺘﻪ، ﭘﯿﺪﺍﺵ ﻣﯽﮐﻨﺪ؛ ﺭﻭﯼ ﺟﻠﺪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ: ﺁﻧﺎﮐﺎﺭﻧﯿﻨﺎ، ﻧﻮﺷﺘﻪﯼ ﻟﺌﻮ ﺗﻮﻟﺴﺘﻮﯼ !
#ﻭﻻﺩﯾﻤﯿر_ﻧﺎﺑﺎﮐﻮﻑ
📓 ﺩﺭﺱﻫﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺭﻭس
#ﻭﻻﺩﯾﻤﯿر_ﻧﺎﺑﺎﮐﻮﻑ
📓 ﺩﺭﺱﻫﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺭﻭس
در یک روز، در یک ساعت، همه چیز ممکن است درست شود!
نکته اصلی این است که دیگران را مثل خودتان دوست بدارید. این نکته ی اصلی است، همه چیز است. به هیچ چیز دیگری احتیاج نیست. آن وقت بلافاصله خواهید فهمید که چطور می شود همه چیز را درست کرد. این حقیقتی است قدیمی. حقیقتی که بارها و بارها گفته شده، ولی باز هم بین انسان ها ریشه ندوانده!
آگاهی بر زندگی برتر از خود زندگی است،
شناخت قوانین خوشبختی برتر از خوشبختی است.
این است چیزی که باید با آن بجنگیم!
و من خواهم جنگید،
علیه آن خواهم جنگید!
اگر همه ی ما می خواستیم،
همه چیز را می شد بلافاصله درست کرد...
#فئودور_داستایفسکی
📓 رویای آدم مضحک
نکته اصلی این است که دیگران را مثل خودتان دوست بدارید. این نکته ی اصلی است، همه چیز است. به هیچ چیز دیگری احتیاج نیست. آن وقت بلافاصله خواهید فهمید که چطور می شود همه چیز را درست کرد. این حقیقتی است قدیمی. حقیقتی که بارها و بارها گفته شده، ولی باز هم بین انسان ها ریشه ندوانده!
آگاهی بر زندگی برتر از خود زندگی است،
شناخت قوانین خوشبختی برتر از خوشبختی است.
این است چیزی که باید با آن بجنگیم!
و من خواهم جنگید،
علیه آن خواهم جنگید!
اگر همه ی ما می خواستیم،
همه چیز را می شد بلافاصله درست کرد...
#فئودور_داستایفسکی
📓 رویای آدم مضحک
نمی دانم کدام درد بزرگتر است، دردی که آن را بی پرده تحمل می کنی یا دردی که به خاطر ناراحت نکردن کسی که دوستش داری، در دلت می ریزی و تاب می آوری.
#پل_استر
#پل_استر
هیچچیز به اندازهی غم مشترک آدمها را به این سرعت و سهولت (گرچه اغلب به گونهای کاذب و فریبنده) به هم نزدیک نمیکند. جوّ همدردی بیتوقعانه انواع حالات بیم و احتیاط را از بین میبرد، فرزانه و عامی، دانشمند و بیسواد به آسانی آن را درک میکنند و در حالی که سادهترین وسیلهی نزدیک شدن آدمها به یکدیگر است، فوقالعاده کمیاب هم هست...!
#میلان_کوندرا
📘 شوخی
#میلان_کوندرا
📘 شوخی
من فکر میکنم موقعیتهایی در زندگی پیش میآید که انسان باید سکان کشتی خود را به دست جریان سرنوشت بسپارد، درست مثل اینکه قدرت مقابله در برابر امواج آن را ندارد .
در این صورت ممکن است خیلی زود متوجه شود که جریان آب رودخانه، به نفع او بوده است. این موقعیت را تنها خود او درک میکند. ممکن است شخص دیگری صحنه را ببیند و فکر کند که کشتی در حال غرق شدن است، غافل از اینکه هرگز آن کشتی چنین ناخدای استوار و محکمی نداشته است!
#ژوزه_ساراماگو
📙 دخمه
در این صورت ممکن است خیلی زود متوجه شود که جریان آب رودخانه، به نفع او بوده است. این موقعیت را تنها خود او درک میکند. ممکن است شخص دیگری صحنه را ببیند و فکر کند که کشتی در حال غرق شدن است، غافل از اینکه هرگز آن کشتی چنین ناخدای استوار و محکمی نداشته است!
#ژوزه_ساراماگو
📙 دخمه
ما مشاهده می کنیم که هر چیزی که بر سر ما آمده همیشه به نفع ما تمام شده است.
ظاهراً زندگی هر روز و هر لحظه در پی آن است تا این امر را برای ما ثابت کند که: همه چیز، هوای خوب، فقدان یک دوست، تهمت، بیماری، عدم دریافت یک نامه، پیچ خوردن پای آدم، نگاهی مختصر به یک دکه، مخالفت با منطق شما، صفحه کتابی که اتفاقی باز شده است، یک رویا، یک فریب، همه و همه بلافاصله یا پس از مدتی کوتاه نشان می دهند که یکی از همان چیزهایی بوده اند که "نمی توانسته اند رخ ندهند" و هر کدام برای ما دارای مفهوم عمیقی بوده و فایده ای ژرف داشته است ؛ و اینهمه فقط برای ما بوده ...!
#فریدریش_نیچه
📗 حکمت شادان
ظاهراً زندگی هر روز و هر لحظه در پی آن است تا این امر را برای ما ثابت کند که: همه چیز، هوای خوب، فقدان یک دوست، تهمت، بیماری، عدم دریافت یک نامه، پیچ خوردن پای آدم، نگاهی مختصر به یک دکه، مخالفت با منطق شما، صفحه کتابی که اتفاقی باز شده است، یک رویا، یک فریب، همه و همه بلافاصله یا پس از مدتی کوتاه نشان می دهند که یکی از همان چیزهایی بوده اند که "نمی توانسته اند رخ ندهند" و هر کدام برای ما دارای مفهوم عمیقی بوده و فایده ای ژرف داشته است ؛ و اینهمه فقط برای ما بوده ...!
#فریدریش_نیچه
📗 حکمت شادان
شما ممکن است در مسیر زندگی تمام دنیا را فریب دهید و مورد تشویق و تمجید هم قرار بگیرید، اما اگر خودتان را فریفته باشید پاداش نهائی شما چیزی جز غم و اندوه و اشک نخواهد بود.
#کنت_بلانچارد
📓 رهبری بر قلب ها
#کنت_بلانچارد
📓 رهبری بر قلب ها
بهشت یعنی
یک موسیقی ملایم باشد
تو اینجا باشی
سرت روی پاهایم
دست راستم، لای موهایت
و دست چپم در حال نوشتن شعر
اما صبر کن
من که چپ دست نیستم
مهم نیست !
تا آن روز تمرین میکنم
اولویت همیشه با موهای توست ...!
آنا گاوالدا
از کتاب : من او را دوست داشتم
یک موسیقی ملایم باشد
تو اینجا باشی
سرت روی پاهایم
دست راستم، لای موهایت
و دست چپم در حال نوشتن شعر
اما صبر کن
من که چپ دست نیستم
مهم نیست !
تا آن روز تمرین میکنم
اولویت همیشه با موهای توست ...!
آنا گاوالدا
از کتاب : من او را دوست داشتم
من همهجا دنبال تو هستم.
یک حرکت مختصر دست و سر از جانب هر نوع آدمی در خیابان تو را بخاطرم میآورد..
فرانتس کافکا
#نامه به فلیسه
یک حرکت مختصر دست و سر از جانب هر نوع آدمی در خیابان تو را بخاطرم میآورد..
فرانتس کافکا
#نامه به فلیسه
گاهی با دویدن برای رسیدن به کسی،
نفسی برای ماندن
در کنار او نخواهی داشت!
پس با کسی بمان
که نصف راه را
به سمتت دویده باشد....!
#عباس_معروفى
نفسی برای ماندن
در کنار او نخواهی داشت!
پس با کسی بمان
که نصف راه را
به سمتت دویده باشد....!
#عباس_معروفى
انسان میتواند در تنهایی همهچیز به دست آورد، الا شخصیت. اگر دیگرانی در اطرافمان نباشند که به ما نشان بدهند چگونهایم، نمیتوانیم به حس کامل خودمان برسیم. شخصیت در ذاتش، واکنش دیگران است به گفتار و اعمال ما...
#استاندال
#استاندال
هر کتاب، هر تودهی مجلدی که اینجا میبینی، دارای روحه، روح کسی که اون رو نوشته و روح تمام کسانی که اون رو خوندن، با اون کتاب زندگی کردن و به کمکش رویاهاشون رو خلق کردن. هر زمان که یک کتاب از دستی به دست دیگه میرسه، هر زمان که نگاه یک نفر خطوطش رو از ابتدا تا انتها طی میکنه، روح اون کتاب رشد میکنه و بزرگتر و قدرتمندتر میشه.
#کارلوس_روئیث_ثافون
📘 سایه باد
#کارلوس_روئیث_ثافون
📘 سایه باد
حرفهایش باعث حیرت من شد، اما وقتی به چشمانش نگاه کردم و در آنها گرسنگی را دیدم، دریافتم که چرا غرورش را کنار گذاشته است، این گرسنگی را پسر یک قصاب میتوانست بر طرف کند.
📕 دختری با گوشواره ی مروارید
#تریسی_شوالیه
📕 دختری با گوشواره ی مروارید
#تریسی_شوالیه
کتاب
#چشم_هایش
به من مىگفت:
"چشمهاى تو مرا به اين روز انداخت! اين نگاهِ تو كارِ مرا به اينجا كشانده.
تاب و تحمل نگاههاى تو را نداشتم
نمىديدى كه چشم بر زمين میدوختم؟"
به او گفتم:
"در چشمهاى من دقيقتر نگاه كن!
جز تو هيچ چيزى در آن نيست..."
#بزرگ_علوی
#چشم_هایش
به من مىگفت:
"چشمهاى تو مرا به اين روز انداخت! اين نگاهِ تو كارِ مرا به اينجا كشانده.
تاب و تحمل نگاههاى تو را نداشتم
نمىديدى كه چشم بر زمين میدوختم؟"
به او گفتم:
"در چشمهاى من دقيقتر نگاه كن!
جز تو هيچ چيزى در آن نيست..."
#بزرگ_علوی