وقتی نیکی میکنم، حس شادمانی دارم
و هنگامی که بدی میکنم، حس شرمساری.
این تمام دین من است.
#آبراهام_لینکن
و هنگامی که بدی میکنم، حس شرمساری.
این تمام دین من است.
#آبراهام_لینکن
روزی ما دوباره کبوترهايمان را پيدا خواهيم کرد
و مهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت.
روزی که کمترين سرود بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادری ست.
روزی که ديگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ايست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو بخاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف ؛ زندگيست
تا من بخاطر آخرين شعر رنج جستجوی قافيه نبرم...
روزی که تو بيايی ؛ برای هميشه بيايی
و مهربانی با زيبايی يکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوتر هايمان دانه بريزيم...
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی
که ديگر نباشم.
#شاملو
و مهربانی دست زيبايی را خواهد گرفت.
روزی که کمترين سرود بوسه است
و هر انسان برای هر انسان برادری ست.
روزی که ديگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل افسانه ايست
و قلب
برای زندگی بس است.
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو بخاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف ؛ زندگيست
تا من بخاطر آخرين شعر رنج جستجوی قافيه نبرم...
روزی که تو بيايی ؛ برای هميشه بيايی
و مهربانی با زيبايی يکسان شود.
روزی که ما دوباره برای کبوتر هايمان دانه بريزيم...
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی
که ديگر نباشم.
#شاملو
آن سال حیوانات با تلاشی مضاعف حتی از سال گذشته هم بیشتر کار کردند... بعضی روزها به نظر حیوانات می رسید که در مقایسه با زمان جونز،هم ساعات بیشتری کار کرده اند و هم بهتر تغذیه نشده اند. صبح های یکشنبه سکوئیلر از روی قطعه کاغذ درازی که با یکی از پاهای جلویش نگاه میداشت ،برای آنان می خواند که تولید مواد مختلف غذایی دویست درصد، سیصد درصد، و حتی پانصد درصد افزایش یافته است. حیوانات دلیلی نمی دیدند که گفته های او را باور نکنند، مخصوصاً که آنها دیگر به طور روشن شرایط زندگی قبل را به خاطر نداشتند. ولی بعضی روزها دلشان می خواست ارقام کمتری به خورد آنها می دادند و غذای بیشتر...
#جورج_اورول
📙 قلعه_حیوانات
#جورج_اورول
📙 قلعه_حیوانات
در سالن ارکستر نشسته بودم
گروهی در صحنه
هر کدام سازی در دست
هر کس صدایی مینواخت
بدون نگاه بر صفحه دیگری
آهنگ دل نشینی بر وجودم نشست
چه شور همراه با آرامشی ..
فکر کردم به صدای تک تک ما در جامعه
ایکاش ما همگی
هماهنگ
آهنگ محبت و ساز درستکاری را می نواختیم
دیگر گوشی آزار نمی دید
ودلها با ملودی عشق
شور زندگی پيدا می کرد.
#ع_دباغ
گروهی در صحنه
هر کدام سازی در دست
هر کس صدایی مینواخت
بدون نگاه بر صفحه دیگری
آهنگ دل نشینی بر وجودم نشست
چه شور همراه با آرامشی ..
فکر کردم به صدای تک تک ما در جامعه
ایکاش ما همگی
هماهنگ
آهنگ محبت و ساز درستکاری را می نواختیم
دیگر گوشی آزار نمی دید
ودلها با ملودی عشق
شور زندگی پيدا می کرد.
#ع_دباغ
خنداندن افراد
موجب
فراموشی مشکلاتشان میشود
چه انسان نیکوکاریست
آن کس
که فراموشی را
به دیگران هدیه میدهد...
#ویکتور_هوگو
موجب
فراموشی مشکلاتشان میشود
چه انسان نیکوکاریست
آن کس
که فراموشی را
به دیگران هدیه میدهد...
#ویکتور_هوگو
Forwarded from کانال کتاب و کتابخوانی
کتابخانه بابل و 23 داستان دیگر، خورخه لویس بورخس
كسي چه ميداند؟
شايد همهي آرزوهاي ما همين طورند!
شايدم تمام آرزوهايمان جايي منتظرند...
منتظرند كه ما آنها را از تَهِ دل بخواهيم تا برآورده شوند.
آرزوهای کوچک
#کارن_هس
شايد همهي آرزوهاي ما همين طورند!
شايدم تمام آرزوهايمان جايي منتظرند...
منتظرند كه ما آنها را از تَهِ دل بخواهيم تا برآورده شوند.
آرزوهای کوچک
#کارن_هس
کارهای آدم فانی عجیب است.
از هرچه که دارد بدش میآید،
ولی بعد برای همانها افسوس میخورد...
#کامیلو_خوزه_سلا
📕 خانواده پاسکوال دوآرته
از هرچه که دارد بدش میآید،
ولی بعد برای همانها افسوس میخورد...
#کامیلو_خوزه_سلا
📕 خانواده پاسکوال دوآرته
@literature9
هر حيوان كه از دور ديدی
و ندانستی سگ و گرگ است يا آهو،
ببين رو به سمت مرغزار و سبزينه است يا لاشه و استخوان
آدمی را نيز چون نشناسی
ببين به كدام سوی میرود!
#مولانا
"مجالس سبعه
هر حيوان كه از دور ديدی
و ندانستی سگ و گرگ است يا آهو،
ببين رو به سمت مرغزار و سبزينه است يا لاشه و استخوان
آدمی را نيز چون نشناسی
ببين به كدام سوی میرود!
#مولانا
"مجالس سبعه
نمی دانم چرا می گویم، آه از دستِ تو!
دست های تو زیباترین فعل ها را رقم می زدند، نوازش می کردند، شعر می نوشتند، آهنگ می نواختند، چای می ریختند؛...
دست های تو، رفیقِ صمیمی دست های من
اما
آه از پاهای تو!
چه ساده رفتند...
#روزبه_معین
📘 عطر چشمان او
دست های تو زیباترین فعل ها را رقم می زدند، نوازش می کردند، شعر می نوشتند، آهنگ می نواختند، چای می ریختند؛...
دست های تو، رفیقِ صمیمی دست های من
اما
آه از پاهای تو!
چه ساده رفتند...
#روزبه_معین
📘 عطر چشمان او
دﺭﺑﺎﺭﻩﯼ ﺗﻮﻟﺴﺘﻮﯼ ﺩﺍﺳﺘﺎﻧﯽ ﻧﻘﻞ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ. ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﻭﺍﺧﺮ ﻋﻤﺮ ﮐﻪ ﺩﭼﺎﺭ ﺟﻨﻮﻥ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﻧﻤﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴﺪ، ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﯾﮏ ﭘﺎﺭﮎ، ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﯽﺑﯿﻨﺪ؛ﮐﺘﺎﺑﯽ ﮐﻪ ﺷﯿﺮﺍﺯﻩ ﻭ ﺻﻔﺤﺎﺗﺶ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﯾﺨﺘﻪ. ﮐﺘﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﺮﻣﯽﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻭﺳﻂﻫﺎﺵ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ . ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺧﻮﺷﺶ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﻭ ﺫﻭﻕ ﺯﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺟﻠﺪﺵ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ ﻭ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﺻﻔﺤﺎﺕ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺭﯾﺨﺘﻪ، ﭘﯿﺪﺍﺵ ﻣﯽﮐﻨﺪ؛ ﺭﻭﯼ ﺟﻠﺪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ: ﺁﻧﺎﮐﺎﺭﻧﯿﻨﺎ، ﻧﻮﺷﺘﻪﯼ ﻟﺌﻮ ﺗﻮﻟﺴﺘﻮﯼ !
#ﻭﻻﺩﯾﻤﯿر_ﻧﺎﺑﺎﮐﻮﻑ
📓 ﺩﺭﺱﻫﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺭﻭس
#ﻭﻻﺩﯾﻤﯿر_ﻧﺎﺑﺎﮐﻮﻑ
📓 ﺩﺭﺱﻫﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺭﻭس
در یک روز، در یک ساعت، همه چیز ممکن است درست شود!
نکته اصلی این است که دیگران را مثل خودتان دوست بدارید. این نکته ی اصلی است، همه چیز است. به هیچ چیز دیگری احتیاج نیست. آن وقت بلافاصله خواهید فهمید که چطور می شود همه چیز را درست کرد. این حقیقتی است قدیمی. حقیقتی که بارها و بارها گفته شده، ولی باز هم بین انسان ها ریشه ندوانده!
آگاهی بر زندگی برتر از خود زندگی است،
شناخت قوانین خوشبختی برتر از خوشبختی است.
این است چیزی که باید با آن بجنگیم!
و من خواهم جنگید،
علیه آن خواهم جنگید!
اگر همه ی ما می خواستیم،
همه چیز را می شد بلافاصله درست کرد...
#فئودور_داستایفسکی
📓 رویای آدم مضحک
نکته اصلی این است که دیگران را مثل خودتان دوست بدارید. این نکته ی اصلی است، همه چیز است. به هیچ چیز دیگری احتیاج نیست. آن وقت بلافاصله خواهید فهمید که چطور می شود همه چیز را درست کرد. این حقیقتی است قدیمی. حقیقتی که بارها و بارها گفته شده، ولی باز هم بین انسان ها ریشه ندوانده!
آگاهی بر زندگی برتر از خود زندگی است،
شناخت قوانین خوشبختی برتر از خوشبختی است.
این است چیزی که باید با آن بجنگیم!
و من خواهم جنگید،
علیه آن خواهم جنگید!
اگر همه ی ما می خواستیم،
همه چیز را می شد بلافاصله درست کرد...
#فئودور_داستایفسکی
📓 رویای آدم مضحک
نمی دانم کدام درد بزرگتر است، دردی که آن را بی پرده تحمل می کنی یا دردی که به خاطر ناراحت نکردن کسی که دوستش داری، در دلت می ریزی و تاب می آوری.
#پل_استر
#پل_استر