کانال کتاب و کتابخوانی
407 subscribers
1.59K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
گابریل گارسیا در این نامه‌ی کوتاه از جهان و خوانندگان خود خداحافظی کرد


اگر پروردگار لحظه‌ای از یاد می‌برد که من آدمکی مردنی هستم و فرصتی ولو کوتاه برای زنده ماندن به من می‌داد از این فرصت به بهترین وجه ممکن استفاده می‌کردم.

به احتمال زیاد هر فکری را به زبان نمی‌راندنم، اما یقیناً هرچه را می‌گفتم فکر می‌کردم.

کمتر می‌خوابیدم و بیشتر رویا می‌بافتم؛ زیرا در ازای هر دقیقه که چشم می‌بندیم، شصت ثانیه نور از دست می‌دهیم.

راه را از‌‌ همان جایی ادامه می‌دادم که سایرین متوقف شده بودند و زمانی از بستر بر می‌خواستم که سایرین هنوز در خوابند.

اگر پروردگار فرصت کوتاه دیگری به من می‌بخشید، ‌ ساده‌تر لباس می‌پوشیدم، در آفتاب غوطه می‌خوردم و نه تنها جسم که روحم را نیز در آفتاب عریان می‌کردم.

به همه ثابت می‌کردم که به دلیل پیر شدن نیست که دیگر عاشق نمی‌شوند، بلکه زمانی پیر می‌شوند که دیگر عاشق نمی‌شوند.

به بچه‌ها بال می‌دادم، اما آن‌ها را تنها می‌گذاشتم تا خود پرواز را فرا گیرند.
به سالمندان می‌آموختم با سالمند شدن نیست که مرگ فرا می‌رسد، با غفلت از زمان حال است.

یاد گرفته‌ام همه می‌خواهند بر فراز قله‌ی کوه زندگی کنند و فراموش کرده‌اند مهم صعود از کوه است.

یاد گرفته‌ام وقتی نوزادی انگشت شصت پدر را در مشت می‌فشارد، او را تا ابد اسیر عشق خود می‌کند.

یاد گرفته‌ام انسان فقط زمانی حق دارد از بالا به پایین بنگرد که بخواهد یاری کند تا افتاده‌ای را از جا بلند کند.

چه چیز‌ها که از شما یاد نگرفته‌ام .
احساساتتان را همواره بیان کنید و افکارتان را اجرا.

اگر می‌دانستم امروز آخرین روزی است که تو را می‌بینم، چنان محکم در آغوش می‌فشردمت تا حافظ روح تو گردم.

اگر می‌دانستم این آخرین دقایقی است که تو را می‌بینم، به تو می‌گفتم «دوستت دارم» و نمی‌پنداشتم تو خود این را می‌دانی.

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری برای جبران این غفلت‌ها به ما دهد.

کسانی را که دوست داری همیشه کنار خود داشته باش و بگو چقدر به آن‌ها علاقه و نیاز داری.
مراقبشان باش. به خودت این فرصت را بده تا بگویی: «مرا ببخش»، «متاسفم»، «خواهش می‌کنم»، «ممنونم» و از تمام عبارات زیبا و مهربانی که بلدی استفاده کن.

هیچکس تو را به خاطر نخواهد آورد اگر افکارت را چون رازی در سینه محفوظ داری.
خودت را مجبور به بیان آن‌ها کن.

به دوستان و همه‌ی آنهایی که دوستشان داری بگو چقدر برایت ارزش دارند. اگر نگویی فردایت مثل امروز خواهد بود و روز بی ارزشی خواهی داشت...همراه با عشق.

#گابریل_گارسیا_مارکز
آیداى خوب نازنینم!
مدت هاست که برایت چیزى ننوشته ام.
زندگى مجال نمى دهد: غم نان!
با وجود این، خودت بهتر مى دانى:
نفسى که مى کشم تو هستى؛
خونى که در رگ هایم مى دود و حرارتى که نمى گذارد یخ کنم.
امروز بیشتر از دیروز دوستت مى دارم و فردا بیشتر از امروز.
و این، ضعف من نیست
قدرت تو است...

#احمد_شاملو
📗 از نامه ها به آیدا
سایتی آسان برای یادگیری انواع زبان خارجی
درس‌های زبان برای فارسی‌زبانان
https://www.lingohut.com/fa
تاثیر قصه بر کودکان، از لعیا نجمی
نحوه آموزش زبان انگلیسی به کودکان، از وندی،
کاردستی، از فرشته صاحب قلم، برای کودکان، تهیه شده در یونیسف
زندگی؛ ‌مانند یک پتوی کوتاه است.
آن را بالا می‌کشید، انگشت شستتان بیرون می زند،
آن را پایین می‌کشید شانه‌هایتان از سرما می لرزد.

آدم های وسواسی؛
مدام در حال تست اندازه پتو هستند و زندگی را نمی فهمند!

ولی‌ آدم‌های شاد؛
زانوهای خود را کمی‌ خم میکنند و شب راحتی‌ را سپری می کنند.


#ماریون_هاوارد
اگر بتوانم دلی را از شکستن بازدارم
بیهوده نزیسته ام
اگر بتوانم رنجی را بکاهم
یا دردی را مرهم نهم
یا مرغکی رنجور را
به آشیانه بازآورم
حاشا بیهوده نزیسته ام

#امیلی_دیکنس
چه زیباست، که با مهر،
دل از کینه بشوییم
چه نیکوست که با عشق،
گل از خار برآریم

بیایید، بیایید،
ازین عالم تاریک
دل ‌افروزتر از صبح،
جهانی دگر آریم ...

#فریدون مشیری

تقویم عمر ماست جهان، هر چه میکنیم

بیرون ز دفتر کهن سال و ماه نیست

سختی کشی ز دهر، چو سختی دهی بخلق

در کیفر فلک، غلط و اشتباه نیست

#پروین_اعتصامی
پسرم می پرسد :
چرا باید ریاضی بخوانم ؟

دلم می خواهد بگویم لازم نیست،
بی خواندن هم خواهی دانست دو تکه نان بیش از یک تکه است...

#برتولت برشت
در برابر چشم‌های آسمان
ابر را
در برابر چشم‌های ابر
باد را
در برابر چشم‌های باد
باران را
در برابر چشم‌های باران
خاک را
دزدیدند،
و سرانجام در برابر همه چشم‌ها
دو چشم زنده را زنده به گور کردند
چشم‌هایی که دزدها را دیده بود...

#شیرکو_بیکس
📘 سلیمانیه و سپیده دم جهان
هادی رنجی در سال 1286 بدنیا آمد و در سال 1339 در گذشت. از روی تنگ دستی، در نوجوانی ترک تحصیل کرد و به قفل سازی پرداخت .
شعری از این شاعر :
به نااميدي از اين در مرو، اميد اينجاست. فزون‌تر از عدد قفل‌ها كليد اينجاست

بعيد نيست خطابخشي از كرامت دوست. اگر كريم نبخشد خطا، بعيد اينجاست

به هر دري كه روي جز عزا نخواهي ديد. مگر مقيم در دل شوي كه عيد اينجاست

در آ به خلوت دل تا به چشم جان نگري. كه دوست را رخ بهتر ز مه پديد اينجاست

مباش در پي خود بيني و خدا بين باش. كه آنچه فرق يزيد است و با يزيد اينجاست

بكوش در عمل امروز و فكر فردا كن. كه فرصتي كه شقي دارد و سعيد اينجاست

به ساز و برگ سفر جهد كن در اين بازار. كه آنچه شايد و بايد تو را خريد اينجاست

بيا به ميكده تا آنكه رو سپيد شوي. كه رو سيه نشود هر كه رو سپيد اينجاست

از آن به كوي خراباتيان مقام من است. كه از جهان، دلم آنجا كه آرميد اينجاست

سحر ز عرش، سروشم به گوش جان فرمود كه هر كه سر به گريبان دل كشيد اينجاست

قدم نمي‌نهد از كوي دل برون (رنجی) مراد مي‌طلبد از دل و مريد اينجاست
مذهب ،چه برای مادرم چه برای من،چیزی نبود جز امید به کامیابی پس از مرگ.
ابدیت ،خواه ملکوتی خواه زمینی ،نمی تواندتسلا بخش انسانی باشد که زندگی را دوست دارد اما مرگ را پیش روی خود می بیند.
#مرگ_بسیار_ارام
#سیمون_دو_بووار
هدف از زندگی فقط شاد بودن نیست، بلکه مفید بودن، شرافتمند بودن، دلسوز و غمخوار بودن است. تفاوت دارد وقتی كه فقط زندگی کرده‌ای یا خیلی خوب زندگی کرده‌ای...

#رالف_امرسون