کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
وقتی امید از بین برود ،
"زمان" فقط یک مجازات است.

#میچ_البوم
📗 ارباب زمان
خورشید همچنان میدمد، ارنست همینگوی
اگر نمی‌توانی
خورشید باشی،
ستاره باش
با بردن و باختن
اندازه‌ات نمی‌گیرند
هر آنچه که هستی،
بهترینش باش . . .!

#داگلاس‌مالوچ
#شامگاهتان‌ستاره‌باران
همدرد من! عزیز من! ای مرد بینوا
آخر تو نیز زنده‌ای، این خوابِ جهل چیست؟

مردِ نبرد باش که در این کهن‌سرا
کاری محال در بر مردِ نبرد نیست...

#مهدی_اخوان_ثالث
از داشتن چشم اما ندیدن زیبایی
داشتن گوش اما نشنیدن موسیقی
داشتن عقل اما آگاه نشدن از حقیقت
داشتن قلبی که هرگز نتپیده
پس هرگز نسوخته
باید ترسید ...

#تتسوکو_کورویاناگی
گفته شده بعد از دستگیری چه گوارا
از چوپانی که مخفیگاهش را لو داد
پرسیدند چرا مردی که تمام زندگیش
را بدفاع از تو پرداخت لو دادی !؟

چوپان گفت : چون درگیری های او با
سربازان چندبار باعث رم کردن گله من شد !
اندوه
کسی را نکشت
اما
ما را از همه‌چیز،
تهی ساخت!

#محمود_درویش
در بیکرانه ی زندگی دو چیز افسونم کرد
رنگ آبی آسمان که میبینم و میدانم نیست
و خدایی که نمیبینم و میدانم هست.
درشگفتم که سلام آغاز هر دیدار است...
ولی در نماز پایان است!
شاید این بدان معناس که
پایان نماز آغاز دیدار است!
خدایا بفهمانم که بی تو چه
میشوم اما نشانم نده!!!
خدایا هم بفهمانم و هم نشانم
بده که با تو چه خواهم شد
ﮐﻔـﺶِ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ .
ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ...
آنطرﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ
ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ...
ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ...
ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ
ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ...
ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ.
ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ.

بر آنچه گذشت, آنچه شکست، آنچه نشد...
حسرت نخور؛ زندگی اگر آسان
بود با گریه آغاز نمیشد...

#دکتر_شریعتی
همه محاسبات مرا
در هم ریخته ای
تا یک ساعت پیش
فکر می کردم
ماه در آسمان است
اما یک ساعت است
که کشف کرده ام
ماه
در چشمان تو جای دارد

#نزار_قبانی
همه می‌توانند با رنج‌های یک دوست همدلی کنند، اما همدلی با موفقیت‌های یک دوست، به ظرافتِ طبع زیادی نیاز دارد.

#اسکار_وایلد
انسان برای اینکه بتواند به دیگران عشق بورزد. ابتدا باید یاد بگیرد که چگونه خود را قبول کند و به خود عشق بورزد. شخصی که با خودش کنار نیامده است هرگز نمی تواند با جهان خارج کنار بیاید.

#اوشو
بعضی ترانه‌ها را
می‌توان
بارها و بارها
گوش داد

بعضی انسان‌ها را
می‌توان
بارها و بارها
دوست داشت

#ایلهان_برک
هیچ‌کس به شما هشدار نداده بود زنانی که پای دویدنشان را بریده‌اند، دخترانی به دنیا می‌آورند که بال پرواز دارند؟

#ایجیوما_اومبیو
ما را نگاه کن که به آزادی و سفره‌ای خالی قانعیم، اما آنها همین را هم قبول نمی‌کنند؛
شاید برای اینکه میدانند در آزادی هیچ سفره‌ای خالی نمی‌ماند.

📕 آتش بدون دود
#نادر_ابراهیمی
مرا عهدیست با جانان
که تا جان در بدن دارم

هواداران کویش را چو
جان خویشتن دارم

#حافظ
قیامت می کند بلبل ،
ز دیدار گل رویت

غزل میخواند از شوق
نشستن بر سر کویت

ادا و عشوه و نازت ،
به یغما میبرد دل را

هزاران عاشق بی دل ،
گرفتاران گیسویت

#شهریار

آدم به امید دست یافتن
به ثروت، عشق، یا آزادی
خود را خسته و فرسوده می‌کند
و وقتی که آن را به دست آورد
از داشتنش لذت نمی‌برد یا آنرا تباه می‌کند.

خوشبخت واقعی آن کسی است که بتواند به خود بگوید:
من می‌خواهم راه بروم
نه به مقصد برسم

و بدبخت کسی است که خود را مقید می سازد و می‌گوید:
من می‌خواهم به مقصد برسم
رسیدن مردن است...


نامه به کودکی که هرگز زاده‌نشد #اوریانا_فالاچی
دنیا گذرگاهی ست.
صد سال اگر جان را بفرسایی
صد قرن اگر آن را بپیمایی
راز وجودش را ندانی چیست.

تاریک و روشن
زشت و زیبا
تلخ و شیرین
آمیزه ای از اشک و لبخند.

انسان سرگردان در او ، این لحظه غمگین آن لحظه خرسند

#فریدون_مشیری
برای عوض کردن زندگیمان، برای تغییر دادن خودمان، هیچگاه دیر نیست. هرچند سال که داشته باشیم، هرگونه که زندگی کرده باشیم، هر اتفاقی که از سر گذرانده باشیم، بازهم نو شدن ممکن است.

حتی اگر یک ‌روزمان درست مثل روز قبلش باشد، باید افسوس بخوریم. باید در هر لحظه و نفسی نو شد! برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مرد!

#الیف_شافاک
📓 ملت عشق
نمی‌دانم از آن زمان چند بهار گذشت
اما من روزهای بسیاری را، رو به یک خیابان، منتظر ماندم
سال‌های بسیاری را برای تو سرودم
و حالا دوباره بهار می‌رسد
و من غمگینم
انگار صدای پاهای توست که در کوچه می‌پیچد
نه، برگرد، حالا دیر است
حالا دیگر من هیچ تقویمی را ورق نمی‌زنم
که مبادا به بهار برسم و عطر تو اسیرم کند
حالا برای آمدن دیر است
می‌ترسم اندوه من، تو را پیر کند
برگرد، حالا دیگر دیر است

#شیما_سبحانی