کانال کتاب و کتابخوانی
409 subscribers
1.58K photos
69 videos
906 files
179 links
📖
این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Download Telegram
گاهی در دل زشتی، زیبایی جلوه می‌کند هر کس در آوار متاعی را مهم می‌‌داند، متاعی که از کندوکاو آوار جستجو شود باید مهم باشد. پولی، لباسی یا خوراکی و برای این زن هیچکدام...فقط کتاب!
@sahandiranmehr
#اینفوگرافیک
⚫️ 24 آبان روز کتاب،کتاب خوانی و کتابدار
@alef_news
alef.ir
Forwarded from Mohammad Behgam
خانم دلووی

خانم دلووی رمانی نوشتهٔ ویرجینیا وولف است. این اثر که به شیوه جریان سیال ذهن نوشته شده، برگرفته از داستان کوتاه «خانم دلووی در خیابان باند» و داستان ناتمام «نخست وزیر» است.

ویرجینیا وولف یک روز ماه ژوئن از زندگی خانم کلاریسا دَلُوِی در لندن پس از جنگ جهانی اول را از زاویه دید این زن توصیف می‌کند. خواننده چنین می انگارد که گویا پا به پای راوی در خیابانهای لندن گام برمی دارد و از دریچه نگاه کلاریسا آدمها و محله‌های شهر را می بیند. در این گذار تند و ناگسسته، وولف از شهر و آدمهایش تابلویی به پهنای افق در دیدرس خواننده قرار می‌دهند
📚 افتتاح طرح «کتاب مسافر» در خط تاکسی میدان ولیعصر-میدان ونک تهران/ این وقف به همت دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران و در راستای اعتلای فرهنگ کتابخوانی صورت گرفت.

@SNNuni
نیمکت های به شکل کتاب برای گسترش فرهنگ کتاب خوانی در استانبول
@alef_news
alef.ir
Forwarded from جعفر خضوعی
کتابگردی استاندار در تبریز
فراتر از بودن، موتسارت و باران، از کریستین بوبن
کار از کار گذشت، از ژان پل سارتر
🔴 نگاه به دانشگاه از منظر جامعه شناسی/ کتاب تازه منتشر شده حوزه دانشگاه پژوهی

🎓داغ، موثق و دانشجویی👇
t.me/joinchat/AAAAAD5gDJFNLdp40i9Aaw
شاید صبحی باشد ، تا چشم باز کنم، ببینم باد سحری از پنجره کلبه زندگی به لنگه ها یش تلنگر ی میزند تا شاید باز کند آن چفت را، تا بوی مهربانیها و مژده آمدن بهاری ناتمام به درون خانه دل راه یابد
باید بود تا اثبات کرد وجود را ، بودن یا نبودن چه مفهومی دارد زمانیکه هستیم فقط برای خودمان، ایا حس بودن ، همان حس عشق ما نسبت به انسانهای نیازمندی نیست که چشم حسرت یاریمان را دارند،
بیشتر عمر در جستجوی خوشبختیهای گمشده ای بودم، که زماني دریافتم خوشبختی اوقاتی بود که در پی آينده های نامعلوم به حسرت گذراندم
وقتی دلم میگیرد ، به یاد دلهای خسته ای میافتم که در آرزوي ذره محبتی بی تابی میکنند، چقدر زیباست آرامشی که با سیر مهربانیها بر دل گرفته ام می نشیند،
زمين نو آباد، جلد اول و دوم ، از شولوخف
کلنگهای زود پرواز، از چنگیز ایتماتوف